قوانينی كه چندان راهگشا نيستند
هوشنگ جاوید
کد خبر: ۲۶۰۳۱۴
| | 2464 بازدید
مبحثي كه چند سالي است در كشورمان مطرح شده و ازآن تحت عنوان قانون كپيرايت ياد ميشود؛ هنوز با مشكلات بسياري حتي در سطح بينالمللي روبهرو است. نگاهي به نتايج پيوستن به اين معاهده بيانگر اين است كه حتي در كشورهاي مطرح كننده كپي رايت و كشورهاي اروپايي امروز شاهد مشكلاتي هستيم كه هنوزحل نشدهاند. بحث كپيرايت درحيطه كتاب با يكسري از مشكلات و درحوزه آثار صوتي و تصويري هم با مسائل ديگري روبهرو است.
متأسفانه امروزه پيگيري در خصوص تكثير غيرمجاز آثار صوتي چندان مؤثر نخواهد بود چراكه به فرض شكايت توليدكننده اثر، مدتها طول ميكشد تا شكايت او به سرانجام برسد. مسلم است كه تا زمان مورد نظر آلبوم فوق از دور خارج شده و نتيجه شكايت پديدآورنده اثر نيز فايدهاي نخواهد داشت.
اين مشكل به نحو ديگري درباره كتاب هم وجود دارد. يكي از معضلات بزرگ ما در بحث توليد آثار فرهنگي و هنري از جمله كتاب خيال آسوده كلاهبرداران از نبود مرجعي است كه به طور جدي خلافهاي آنان را پيگيري كند. چندي پيش براي كسب اطلاع از خبري به اينترنت مراجعه كرده بودم كه به مقالات خودم برخوردم. متأسفانه بسياري از اوقات نوشتههاي من و ساير دوستان بدون كسب هيچ گونه اطلاعي حتي به زبانهاي ديگر ترجمه شده و در سايتهاي داخلي و خارجي استفاده ميشوند. اتفاقي كه خود من بارها شاهد وقوع آن بودهام. كاش حالا كه بدون اجازه و پرداخت حقوق قانوني ما دست به اين كار غيراخلاقي ميزنند حداقل منبع و نام صاحب اثر را ذكر ميكردند.
به خاطر دارم سال 1370 كه جشنواره موسيقي نواحي را بنياد نهادم، مرحوم علياشرف سربازي مطلبي درباره موسيقي بلوچي نوشت. مطلبي كه حدود 10 سال بعد ترجمه آن را در يكي از مجلات ديدم. جالب اينجاست كه مجله مذكور به جاي ذكر عنوان مرحوم علي اشرف سربازي به عنوان صاحب اثر منبع را به سايتي اينترنتي ارجاع داده بود. نمونه چنين بيانصافيهايي كه واقعاً دزدي به شمار ميآيند كم نيست و تنها به اهل قلم محدود نميشود. متأسفانه تمام افرادي كه به نوعي دست به خلاقيت ميزنند در هر عرصهاي كه مشغول فعاليت باشند با اين معضل بزرگ روبهرو هستند.
درست است كه بحث پيوستن به معاهده كپي رايت در كشورما اتفاق نيفتاده كه معتقدم هنوز مقدمات و ملزومات اجرايي شدن آن فراهم نشده اما مسئله اينجاست كه ما با استفاده غيرمجاز نوشتههاي خود حتي در كشورهاي ديگر هم روبهرو هستيم. بسيار پيش آمده كه به ترجمه مقالات خود و ديگر دوستان در سايتهاي معتبر خارجي برخوردهام؛ مقالاتي كه بدون ذكر نام صاحب اثر استفاده شده و حتي در بسياري از مواقع نام فرد ديگري به جاي خالق اصلي آن نوشته شده است.
مشكل ما اهل قلم و هنر اين است نميدانيم حرف دل خود را به گوش كدام مسئول يا نهاد برسانيم كه مطمئن شويم به كار ما رسيدگي ميشود. البته منظور من اين نيست كه در اين خصوص قانوني نوشته نشده بلكه ميگويم قانون هست ولي قانوني كه چندان اثرگذار نيست و مراجعه به آن مستلزم به هدر رفتن زماني طولاني است.
دربرخي از موارد براي نوشتن يك كتاب يا خلق يك اثر هنري حتي گاهي بيش از 8 سال زمان صرف ميشود، حال شما تصور كنيد؛ فردي ميآيد و حاصل اين همه تلاش را يك شبه به تاراج ميبرد. رعايت حق تكثير و يا همان كپيرايت مدتي است كه در خصوص آثار تصويري تا حدي رعايت ميشود ولي كتاب و آثار صوتي همچنان مورد دستبرد و استفاده غيرمجاز قرار ميگيرند. دراين ميان آثار صوتي بيشترين آسيب را مي بينند چرا كه حتي تا قبل از پخش در بازار كپيهاي آنها به وفور تكثير شده و به نسخه اصلي لطمات جبرانناپذيري وارد ميكنند.
با وجود آن كه معتقدم پيوستن به معاهده كپيرايت چندان براي ما راهگشا نيست اما به هر حال مباحث و قوانيني از اين قبيل براي محقق شدن به گذر زمان و صرف نيرويي بسيار نيازمند هستند. درچنين صورتي ميتوان اميدوار بود كه به مرور زمان آثار هنري- فرهنگي از دستبرد راهزنان فرهنگي در امان بمانند.
متأسفانه امروزه پيگيري در خصوص تكثير غيرمجاز آثار صوتي چندان مؤثر نخواهد بود چراكه به فرض شكايت توليدكننده اثر، مدتها طول ميكشد تا شكايت او به سرانجام برسد. مسلم است كه تا زمان مورد نظر آلبوم فوق از دور خارج شده و نتيجه شكايت پديدآورنده اثر نيز فايدهاي نخواهد داشت.
اين مشكل به نحو ديگري درباره كتاب هم وجود دارد. يكي از معضلات بزرگ ما در بحث توليد آثار فرهنگي و هنري از جمله كتاب خيال آسوده كلاهبرداران از نبود مرجعي است كه به طور جدي خلافهاي آنان را پيگيري كند. چندي پيش براي كسب اطلاع از خبري به اينترنت مراجعه كرده بودم كه به مقالات خودم برخوردم. متأسفانه بسياري از اوقات نوشتههاي من و ساير دوستان بدون كسب هيچ گونه اطلاعي حتي به زبانهاي ديگر ترجمه شده و در سايتهاي داخلي و خارجي استفاده ميشوند. اتفاقي كه خود من بارها شاهد وقوع آن بودهام. كاش حالا كه بدون اجازه و پرداخت حقوق قانوني ما دست به اين كار غيراخلاقي ميزنند حداقل منبع و نام صاحب اثر را ذكر ميكردند.
به خاطر دارم سال 1370 كه جشنواره موسيقي نواحي را بنياد نهادم، مرحوم علياشرف سربازي مطلبي درباره موسيقي بلوچي نوشت. مطلبي كه حدود 10 سال بعد ترجمه آن را در يكي از مجلات ديدم. جالب اينجاست كه مجله مذكور به جاي ذكر عنوان مرحوم علي اشرف سربازي به عنوان صاحب اثر منبع را به سايتي اينترنتي ارجاع داده بود. نمونه چنين بيانصافيهايي كه واقعاً دزدي به شمار ميآيند كم نيست و تنها به اهل قلم محدود نميشود. متأسفانه تمام افرادي كه به نوعي دست به خلاقيت ميزنند در هر عرصهاي كه مشغول فعاليت باشند با اين معضل بزرگ روبهرو هستند.
درست است كه بحث پيوستن به معاهده كپي رايت در كشورما اتفاق نيفتاده كه معتقدم هنوز مقدمات و ملزومات اجرايي شدن آن فراهم نشده اما مسئله اينجاست كه ما با استفاده غيرمجاز نوشتههاي خود حتي در كشورهاي ديگر هم روبهرو هستيم. بسيار پيش آمده كه به ترجمه مقالات خود و ديگر دوستان در سايتهاي معتبر خارجي برخوردهام؛ مقالاتي كه بدون ذكر نام صاحب اثر استفاده شده و حتي در بسياري از مواقع نام فرد ديگري به جاي خالق اصلي آن نوشته شده است.
مشكل ما اهل قلم و هنر اين است نميدانيم حرف دل خود را به گوش كدام مسئول يا نهاد برسانيم كه مطمئن شويم به كار ما رسيدگي ميشود. البته منظور من اين نيست كه در اين خصوص قانوني نوشته نشده بلكه ميگويم قانون هست ولي قانوني كه چندان اثرگذار نيست و مراجعه به آن مستلزم به هدر رفتن زماني طولاني است.
دربرخي از موارد براي نوشتن يك كتاب يا خلق يك اثر هنري حتي گاهي بيش از 8 سال زمان صرف ميشود، حال شما تصور كنيد؛ فردي ميآيد و حاصل اين همه تلاش را يك شبه به تاراج ميبرد. رعايت حق تكثير و يا همان كپيرايت مدتي است كه در خصوص آثار تصويري تا حدي رعايت ميشود ولي كتاب و آثار صوتي همچنان مورد دستبرد و استفاده غيرمجاز قرار ميگيرند. دراين ميان آثار صوتي بيشترين آسيب را مي بينند چرا كه حتي تا قبل از پخش در بازار كپيهاي آنها به وفور تكثير شده و به نسخه اصلي لطمات جبرانناپذيري وارد ميكنند.
با وجود آن كه معتقدم پيوستن به معاهده كپيرايت چندان براي ما راهگشا نيست اما به هر حال مباحث و قوانيني از اين قبيل براي محقق شدن به گذر زمان و صرف نيرويي بسيار نيازمند هستند. درچنين صورتي ميتوان اميدوار بود كه به مرور زمان آثار هنري- فرهنگي از دستبرد راهزنان فرهنگي در امان بمانند.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


