یک میلیون بار «اوقات فراغت»!
اگر از موتور جستجوی گوگل بخواهید عبارت «اوقات فراغت» را به فارسی برایتان جستجو کند، نزدیک به یک میلیون بار این عبارت را در صفحات اینترنت مییابد. اولین نتیجهای که این جستجو در ذهن متبادر میسازد این که با توجه به اندک بودن صفحات فارسی در اینترنت، مساله «اوقات فراغت» تا چه حد برای ایرانیان و فارسی زبانان مهم و حیاتی بوده که نزدیک به یک میلیون بار این عبارت در فضای مجازی تکرار شده است.
اما وقتی پایگاههای جستجو شده را یکی پس از دیگری نگاه میکنیم، کمکم در مییابیم که این عبارت نوعی لقلقه زبان است که سالی یک فصل از زبان ایرانیان به طور مداوم تکرار میشود و با تمام شدن فصل فراموش میشود.
به گزارش اعتدال، اصولا عبارت «اوقات فراغت»، برای تعطیلات تابستانی نوجوانان مورد استفاده قرار میگیرد و موضوع تقریبا تمامی مقالات منتشره در رسانهها، پیدا کردن راهکار برای پر کردن یا غنیسازیزمانهایی است که نوجوانان به مدرسه نمیروند، گویا هیچ قشر دیگری در ایران اوقاتی برای فراغت ندارد یا نباید داشته باشد. البته همین محدودیت اطلاق عبارت جای بسی شکر دارد که لازم نیست ما سالی چهار فصل در مورد غنیسازی اوقات فراغت مطلب بخوانیم و بشنویم!
از سویی هر ساله با نزدیک شدن به ایام فراغت دانشآموزان از تحصیل، دستگاههای مختلف برنامههای خود را تحت عنوان «غنیسازی اوقات فراغت دانشآموزان» اعلام میکنند. وزارت آموزش و پرورش، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان تبلیغات اسلامی، بسیج و... هر ساله آمار و برنامههایی برای اوقات فراغت گزارش میکنند که غالب آنها را تلاشهای هنری، نقاشی، خوشنویسی، تذهیب، معرق،کلاسهای ورزشی و اردو تشکیل میدهد. به عبارتی هنر و ورزش همان درس بحثانگیزی که در طول سال تحصیلی مورد بیمهری و بیتوجهیاند، پس چگونه میتوان در ترم تابستان باعث شکوفایی خلاقیت دانشآموزان شد و در سال تحصیلی تنها به ارائه دروس از پیش تعیین شده فکر کرد؟ چه طور میتوان در تابستان کودکان را به کتابخانه دعوت کرد ولی در کتابخانه مدارس و کلاس درس تلاشی به این منظور انجام نداد.
واقعیت این است که تکرار بیشمار این عبارت، آن چنان معنا و مفهومی از آن زدوده و آن را کسلکننده کرده، که شاید اولین واکنش بسیاری از ما پس از شنیدن آن از رادیو و تلویزیون یا خواندن آن در مطبوعات خمیازه باشد.اما آنچه در رسانهها بر سر آن بحث میشود و احتمالاً برنامهریزیها و تحقیقات فراوان صورت میگیرد و بودجهها برای آن اختصاص مییابد، واقعیت عینی در اجتماع ندارد. هنوز هم کسی که توانایی مالی دارد، اوقات فراغت خود را خارج از سامانههای دولتی و برنامهریزیهای رسمی، با انواع و اقسام تفریحات پر میکند و آنکه از به خط فقر نزدیک یا زیر آن است، شانس که داشته باشد اوقات فراغتش را به دنبال کسب و کار است تا در این فرصت محدود تابستانی، پساندازی داشته باشد. البته این خوشبینانهترین حالت ممکن است.
در هر حال اوقات فراغت ما هم مثل بسیاری از مسایل دیگر خود به معضلی تبدیل شده است که هنوز آسیبهای عدم مدیریت آن مشخص نشده و مورد دقت و ارزیابی عینی قرار نگرفته است، چه بسیار نوجوانان و جوانان که در فصل گرم تابستان از بیحوصلهگی بیهدف و بیآگاهی راهی خیابانها میشوند و دستکم نزدیک بدیها و ناهنجاریها میشوند، هیچ کارشناس مسایل اجتماعی نیست که چنین روند معیوب و ناموزونی را خطرساز و انحرافزا نداند و آن را مقدمهای برای در غلتیدن نوجوانان و جوانان مستعد در دنیای بزهکاری قلمداد نکند.
افزون بر این آسیب موحش خلاء اوقات فراغت دانشآموزان و دانشجویان جوان میلیونها ساعت مفید و پرظرفیت آنها را باطل میکند و از دانستنها و مهارتهای متنوع و حتی لازم محروم میسازد. متاسفانه نه فقط مراکز مسئول دولتی از عهده پر کردن و غنیسازی اوقات فراغت نوجوانان و جوانان بر نمیآیند بلکه صدا و سیما هم آموزشهای اجرایی و واقع گرایانهای به خانوادهها ارائه نمیکنند تا آنان حداقل خود آستین همت بالا زنند و برای جگر گوشههای در خطر خویش چارهای مفید و کارشناسانه بیندیشند. در این میان یک نکته مهم وجود دارد که اغلب مغفول مانده و در این بیتوجهیها بیشتر از نظرها دور مانده است، در حال حاضر اگر پسران نوجوان و جوان کمی آزادی عمل دارند و میتوانند حداقل پایی به یک توپ پلاستیکی بزنند و در کوچه و خیابان با دوستان خود وقتی رابه تفریح سپری کنند همین امکان برای دختران وجود ندارد وآنها اغلب در خانهها با حداقل امکانات و با حوصلهای تنگ روبرو هستند که آنان را تا مرز افسردگی پیش میبرد.
اوقات فراغت یک مسأله مهم و اثرگذار است و هرگز نمیتوان آن را به عنوان یک امر حاشیهای از نظر دور داشت. اگر ناهنجاریهای اجتماعی ما را آزار میدهد و از پی راهچاره میگردیم باید برای اوقات فراغت فکر کنیم، مطالعه کنیم، برنامه بریزیم، و با اعتبارات لازم برنامههای کارشناسانه را اجرایی کنیم.



