آغاز دوازدهمین دوره لیگی که هنوز سازمان ندارد
دوازدهمین دوره رقابتهای لیگ حرفهای فوتبال ایران، در حالی آغاز شد که این دوره رقابتها به لیگ میلیاردرها شهرت یافته است؛ لیگی که با صرف هزینههای گزاف برای جذب ستارههای فوتبال ایران، سروصداهای فراونی به راه انداخته و البته میتوان از هم اکنون پیشبینی کرد، کیفیت بازیهای امسال، تفاوت چندانی با سال گذشته نداشته باشد.
البته تنها تفاوت مهم این دوره با دوره پیش در مبالغ قرارداد بازیکنان فوتبال است. این موضوع را با خوانندگان تابناک در میان گذاشتیم و نظر آنان را درباره مبالغ قرارداد بازیکنان و تأمین هزینههای فوتبال از بیتالمال جویا شدیم. در بیش از پانصد کامنتی که برای خبر «چقدر پول به بازیکنان فوتبال بدهیم؟» منتشر شده بود، کمتر کسی موافق پرداخت این هزینهها بود.
اما مجموع مشکلاتی که در این حوزه وجود داشت و خواندگان هم به خوبی به آن اشاره کرده بودند، نبود سازوکار مناسب برای توسعه فوتبال کشور بود. دادن لقب حرفهای به فوتبالی که هیچ زیرساخت مناسبی پس از دوازده دوره برگزاری ندارد و تیمها در آن بر خلاف دیگر نقاط جهان، همچنان از بودجه دولتی استفاده میکنند، چیزی است که هر ببینده عاقلی خارج از مجموعه مدیریت ورزش ایران به آن پی میبرد و خندهدار بودن آن را درک میکند.
توجه کنید که هماکنون یوفا مانع هزینه کردن درآمدهای غیر فوتبالی تیم در زمینه فوتبال میشود و از تیمها میخواهد تنها از درآمد به دست آمده از فوتبال برای گسترش و ارتقای خود بهره ببرند. حال این را مقایسه کنید با فوتبال دوازده سال حرفهای شده ما که همچنان از بودجه دولت و واحدهای صنعتی ارتزاق میکند و بازیکنانی را پرورش میدهد که نتوانستند در بیست سال اخیر، افتخاری در سطح قاره آسیا کسب کنند.
مفهوم توسعه در کشورهای در حال توسعه، مفهومی گسترده و فراگیر است. نمیتوان گفت که در یک کشور مثلا بخش «الف» آن توسعه یافته و بخش «ب» عقب مانده است. وقتی توسعه همهجانبه باشد، میتوان آن کشور را توسعه یافته دانست؛ کشوری که در نانو فناوریی توسعه یافته باشد، ولی ساختار مدیریتیاش چنان ضعیف باشد که نتواند در یک سال همزمان لیگ فوتبال و جام حذفیاش را برگزار کند، نمیتواند ادعای توسعه یافتگی داشته باشد.
در فوتبال هم این گونه است. تصور ما از فوتبال حرفهای، باز کردن شیر بیتالمال به جیب بازیکنان است؛ فارغ از اینکه دولت وظیفه تصدیگری در این حوزه را ندارد. دولت باید زمینههای درآمدزایی فوتبال را فراهم آورد، نه اینکه به فوتبال پول تزریق کند.
دولت همچنین باید با وضع قوانین آسان، زمینههای درآمدزایی تیمها را فراهم کند و خود به توسعه زیرساختها، گسترش ورزش همگانی و استعداد یابی در رشتههای گوناگون بپردازد؛ اما چیزی که هماکنون وجود دارد، همین فوتبال مریضی است که چند سال است کسی را خوشحال نکرده؛ فوتبالی که در آن مدیران به کمک پول ما برای خودشان بمب میترکانند و فیل هوا میکنند و مشهور میشوند.
این فوتبال مریض است. علاجش هم ساقهای میلیاردی نیست. علاجش تعقل است. علاجش ساختارسازی و مدیریت و توسعه همهجانبه است.
این کار یک بار برای همیشه باید صورت بگیره و به نظر من هر هزینه ای در این زمینه انجام بشه، ارزشمند خواهد بود چون زیرساخت های ما اصلاح خواهد شد.
حتی در موارد دیگری چون صادرات فرش، زعفران، و سایر کالاهای کشور هم بایستی از تجربه مدیران و شرکتهای بازاریابی برتر جهان بهره مند شویم.



