کرزاي در محاصره مافيا، لاشخوران و خشم ملت
محمد کبير محمدي، دانشجوي افغان مقيم ايران، در يادداشت ارسالي خود براي «تابناك» آورده است:
رئيسجمهور كرزي و کشورهاي مدعي مبارزه با تروريست، به دنبال رد پاي دشمن موهوم در بيابانها ميگردند، در حالي که دشمن واقعي، هماکنون به مقرهاي نظامي و قصر گلخانه نفوذ كرده و هر لحظه، حلقه محاصره را تنگتر ميکنند. طالبان متحجر و هراسافکنان هرچند تهديد ملي است، ولي آنها يا از دشمن بزرگتر غفلت كرده، يا خود را به تغافل زدهاند.
دشمنان که ميروند تا شگفتترين پديده قرن و سونامي ديگر را خلق نمايند و قراين و شواهد قطعي نيز نشان ميدهد که مقامات مدعي امنيت در کابل، در بستر آرامش و خواب پيش از توفان لميدهاند!
شش سال پس از حضور کشورهاي مدعي با تروريست، افغانستان هر روز ناامن و بحرانيتر ميشود. اگر پرسشي از خاستگاه و عوامل ناامني در افغانستان شود، مقامات غربي، انگشت اتهام به سوي طالبان و يا حکمتيار دراز ميکنند، در حالي که سهم هر يک در بحران آفريني 5 درصد هم نخواهد بود.
با اين همه، هرچند رابطه رازآلود حکمتيار با طالبان و عدم پيگرد آن در هالهاي از ابهام است، مهمترين عامل بحران و ناامني اين موارد است که بررسي ميشود:
مافياي مواد مخدر
آتش مواد مخدر، نه تنها افغانستان، بلکه برخي از کشورهاي ديگر را نيز ناامن ساخته است، ولي حل معضل مواد مخدر براي کشورهاي مدعي کمک به افغانستان در مقام شعار درصدر قرار دارد و در مقام عمل، به آن توجه نميشود. اگر نگوييم که بين مواد مخدر، طالبان و حضور غرب در افغانستان رابطه هست، قطعا ميتوان گفت: بين بحران ناامني و فساد اداري با مواد مخدر رابطه مستقيم وجود دارد. انتظار ميرفت که پس از حضور غرب در افغانستان، کشت کوکنار ريشهکن شود، ولي با کمال ناباوري، هر جا که نيروهاي غربي حضور دارند، مواد مخدر رشد فزاينده يافته و اين در حالي است که برخي مقامات، به ويژه برخي اعضاي کابينه، متهم به سابقه قاچاق مواد مخدرند؛ رئيس اداره مبارزه با مواد مخدر، سابقه اتهام قاچاق مواد مخدر را دارد و عزتالله واصفي نيز به قاچاق مواد مخدر در آمريکا متهم است.
اين قضيه نيز موضوع را مبهم كرده است؛ بنا بر جديدترين گزارش که در روزنامه «وريميه نووستي» منتشر شده است، نشان ميدهد 85 درصد مواد مخدر افغانستان، با طيارههاي غربي جابجا ميشود و بيشترين اعضاي مافياي مواد مخدر، هماکنون در بين نيروهاي غربي مستقر در افغانستان، تعبيه شدهاند. آنان براي رسيدن به اهداف نامشروع خود، زمينه ناامني را فراهم ميکنند تا از آب گلآلود ماهي بگيرند. مضافا اين که رئيسجمهور كرزاي، با امضاي سند سنگين «معافيت اتباع بيگانه از تعقيب قضايي و پرداخت ماليات» (کاپيتولاسيون) زمينه هر گونه فساد و ناامني را فراهم ساخته است.
لاشخوران رشوه بگير
دومين عامل ناامني رشد فزاينده بگير و بستان رشوه است، به گونهاي که مردم ميدانند در فلان اداره، نرخ يک امضا به چند دلار رسيده است. لاشخوران افغانستان را به سه منطقه درجه يک، دو و سه تقسيم نمودهاند و تصدي يک پست در نقاط درجه يک 300 هزار دلار هزينه دارد. رشوه در افغانستان عامل پيدا و پنهان بيروني دارد و شواهد قطعي، حاکي از نفوذ اين غده سرطاني در بين نيروهاي خارجي است. همچنين تجربيات روانشناسي، نشان داده است که عطش فزاينده رشوه ستاني، هر روز به سان مصرف مسکرات و مواد مخدر افزايش مييابد و هيج مرزي را نميشناسد.
اگر مقامات تأثيرگذار در افغانستان نتوانند جلوي آن را بگيرند، اين روند ميرود تا سرنوشت کشور و ناتو را قمار نمايد. رشوهستاني، يکي از عوامل زمينگير شدن ارتش شوروي سابق در افغانسان شده است. سربازان روسي، وسايلي را که در اختيار داشتند، با پول اندک و حتي مقدار «چرس» معامله ميکردند. با اين تفاوت که مقامات وقت کابل، کارمندان خود را تأمين مالي ميكرد، ولي كرزاي، کارمندان خود را با معاش پايين نگه ميدارد تا آنان وادار به رشوهستاني شوند.
آنها که به توسعه مواد مخدر و فساد اداري دست دارند، بايد بدانند که پديده رشوه به سان شمشير دو دم ميماند که به صاحب خود نيز آسيب ميرساند.
با ورود نيروهاي خارجي در باتلاق مواد مخدر و ارتشا، ديگر پرسش از چون و چراي شکست غرب در افغانستان نيست، زيرا مرداب کوکنار آن را قطعي ساخته است و حتي سؤال از روزشمار شکست و چگونگي افغانستان پس از ناتوست؟
آتش خشم ملت
کشورهاي بيگانه و رئيسجمهور كرزاي هيج توجهي به خواستههاي بر حق ملت ندارند، زيرا ديدهاند که ملت افغانستان ساکتند، در حالي که ملت از ياد نبردهاند آنها چه وعدههاي دروغيني سپردهاند که ما افغانستان را نه تنها در منطقه، بلکه در جهان نمونه ميسازيم!
پس از شش سال وضعيت اقتصادي و امنيتي کشور به مراتب بدتر شده است؛ سال 1382 يک کارگر، روزانه 400 افغاني کار ميکرد، در حالي هماکنون به کمتر از 200 افغاني سقوط كرده است. با احتساب تورم، درآمد هر فرد به کمتر از يک چهارم تنزل يافته است.
هر روز که از عمر دولت ميگذرد، فاصله بين دولت و مردم بيشتر ميشود، شکايت و انتقادات مردمي افزايش مييابد و خشم فزاينده هر ملت صاعقهاي است و گرايش ملت حتي به طالبان ديروز افزايش يافته است.
مهمترين عوامل خشم ملت:
ـ وعدههاي دروغين مقامات غربي و جامه عمل نپوشيدن به آن
ـ ناامني
ـ ارتشا و فساد اداري
ـ قتل فزاينده غير نظاميان
ـ بيتوجهي به فرهنگ و عنعنات مردم و تحميل فرهنگ بيگانه
ـ بيتوجهي به مصوبات شوراي ملي
ـ ناتواني در کنترل بازار به ويژه مواد سوختي
ـ نبود هيج گونه خدمات شهري مثل آب بهداشتي، برق، جمعآوري زباله شهري و ...
حال توصيه ما و مقتضاي عدالت و خرد سالم اين است که به خواستههاي برحق مردم پاسخ مثبت داده شود، وگرنه سيل خشم ملت کنترلناشدني خواهد بود.
----------------------------
پينوشتها:
ـ نيروهاي هوايي آمريکا در خدمت قاچاقچيان افغان، آريانانت، پنجشنبه 8 قوس 1386
ـ جواد، كرزي، زمينهساز و مجري تمام انواع نابسامانيها، آريانانت، دوشنبه 5 قوس 1386
ـ نيروهاي هوايي آمريکا در خدمت قاچاقچيان افغان، همان.
راه نجات، پنجشنبه9/1386 کابل نقد. کشتار غير نظاميان و سکوت مرگبار.


