صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

وحشت تبهكار سرشناس از زندان

گفت‌وگو با آ.. لبو
کد خبر: ۲۵۶۹۲۴
| |
14132 بازدید
لقب‌هايش خيلي‌ها را مي‌ترساند؛ دزدي جسور،‌ تك‌رو و سرشناس اما گريه مي‌كند و مي‌گويد: از زندان وحشت دارد.

«آ...» بود و آ... چپ دست گردنبندقاپ معروف است. اين مرد مثل بچه‌ها گريه مي‌كند و لجبازي دارد.

ساعت 2 بعدازظهر 4 تير ماه سال جاري مرد جواني در حال عبور از خيابان خرمشهر تهران ناگهان متوجه شد موتورسواري با سرعت زياد به سمت وي نزديك مي‌شود.

اين جوان از ترس سر جايش ايستاد. ولي موتورسوار كه كلاه و ماسك بهداشتي بر صورت زده بود با دست چپش قصد داشت گردنبند طلاي عابر جوان را بدزدد كه موفق به اين كار نشد و به زمين خورد.

با غافلگير شدن مرد موتورسوار، ماجرا به پليس 110 گزارش شد و دقايقي بعد تيمي از كلانتري 104 عباس‌آباد براي رسيدگي به اين موضوع وارد عمل شد.

عابر پياده كه همچنان شوك‌زده بود به پليس گفت: مرد موتورسوار با سرعت بسيار زياد به من نزديك شد و با دست چپش مي‌خواست گردنبند طلاي مرا بقاپد كه مقاومت كردم و وي به زمين خورد. پس از بلند شدن از زمين مي‌خواست فرار كند كه با كمك چند تن از راننده تاكسي‌ها و رهگذران ديگر غافلگيرش كرديم.

در ادامه در بازرسي بدني از مرد موتورسوار يك چاقو و 2 گردنبند طلا به دست آمد كه وي در بازجويي‌ها به پليس گفت: من قصد دزدي از مرد جوان را نداشتم، بلكه اين برخورد فقط يك تصادف بود و سوءتفاهم بين ما به وجود آمده است و گردنبندهايي كه در جيبم است متعلق به يكي از دوستانم است كه مي‌خواستم آنها را برايش بفروشم. با ادعاي مرد موتورسوار به دستور داديار هاشميان از شعبه اول دادسراي امور جنايي رسيدگي به اين پرونده در دستور كار تيمي از پايگاه سوم پليس آگاهي تهران قرار گرفت.

مرد موتورسوار كه خود را «محمد» معرفي كرده بود پس از اينكه به پايگاه سوم منتقل شد تحت شناسايي كارآگاهان دايره مبارزه با كيف‌قاپي قرار گرفت. وي براي اينكه توسط مأموران كلانتري شناسايي نشود خود را با اسم دروغين معرفي كرده بود. «آ...»، معروف به «آ... لبو» همان مرد موتورسواري است كه در دام پليس گرفتار شده. وي در بازجويي‌ها به پليس گفت: من حدود 2 ماه است كه از زندان آزاد شده‌ام و در طول اين مدت هيچ سرقتي نكرده‌ام و 2 زنجير طلايي كه در جيبم بود متعلق به يكي از دوستان قديمي‌ام است.

با ادعاهاي ضد و نقيض «آ... لبو»، كارآگاهان كه مي‌دانستند وي يكي از گردنبندقاپان معروف و حرفه‌اي تهران است براي شناسايي طعمه‌هاي وي دست به تجسس‌هاي ميداني زدند و در همان روزهاي ابتدايي تحقيقات موفق شدند چندين تن از كساني كه تحت سرقت قرار گرفته بودند را شناسايي كنند. يكي از طعمه‌هايي كه گردنبند 3 ميليوني‌اش توسط آ... به سرقت رفته بود با مراجعه به پايگاه به كارآگاهان گفت: چند روز پيش در حال صحبت كردن با تلفن بودم كه كيف جيبي‌ام كه در دستم بود به صورت اتفاقي روي زمين افتاد، وقتي خم شدم تا آن را بردارم گردنبند طلايم مشخص شد. هنوز چند قدم نرفته بودم كه مرد موتورسواري كه كلاه موتورسواري روي سرش بود و ماسك به صورت زده بود نزديكم شد و در چشم بر هم زدني با دست چپش گردنبندم را قاپيد، اين مرد هيكل درشتي داشت و از پشت به نظر مي‌رسيد موهاي طلايي رنگي دارد.

با مواجهه حضوري چندين تن از طعمه‌ها با آ... لبو و شناسايي شدن وي توسط آنان، وي همچنان بر بي‌گناهي خود اصرار داشت تا اينكه مرد ديگري به آگاهي مراجعه كرد و گفت كه وي نيز تحت سرقت قرار گرفته است و فيلم زمان دزدي را در اختيار دارد.

وي افزود: زماني كه آ... گردنبندم را قاپيد دوربين مداربسته يكي از فروشگاه‌ها اين تصاوير را به طور اتفاقي ضبط كرده است.

در ادامه كارآگاهان براي روشن شدن ماجرا تصاوير دوربين را بررسي كردند و با نشان دادن تصاوير به آ...، وي را در برابر مدارك مستندي قرار دادند كه سرانجام وي مجبور به اعتراف شد.

آ... به كارآگاهان گفت: پس از اين كه از زندان آزاد شدم، وضعيت مالي‌ام بسيار نامناسب بود و پولي نداشتم، تصميم گرفتم دوباره دست به دزدي بزنم، با موتور در سطح شهر مي‌چرخيدم و جوان‌هايي كه زنجير طلا بر گردن داشتند را شناسايي مي‌كردم و اين بار با پوششي جديد با كلاه موتورسواري و ماسك به آنان نزديك مي‌شدم و در يك لحظه با دست چپ گردنبند را مي‌زدم و آن را به خريداري در خيابان صفا مي‌فروختم.

با اعترافات «آ...» و بررسي ساير پرونده‌ها با استفاده از اين شيوه و شگرد، كارآگاهان موفق شدند 50 تن از كساني كه تحت سرقت از وي قرار گرفته بودند را شناسايي كنند.

سرهنگ كارآگاه حسين خان‌بابايي رئيس پايگاه سوم پليس آگاهي تهران به خبرنگار شوك گفت: آ... يكي از گردنبندقاپان قديمي تهران است كه داراي 4 سابقه در همين رابطه است، وي با استفاده از شگردي عجيب در سراسر تهران بويژه حوزه سركلانتري سوم مانند خيابان خرمشهر، سهروردي، كريم‌خان و شريعتي فعاليت داشته است.

وي در ادامه افزود: اين دزد حرفه‌اي معمولاً بين ساعت يك ظهر تا 5 عصر دزدي مي‌كرده است و گاهي اوقات نيز چنانچه با مقاومت طعمه‌هايش روبه‌رو مي‌شد با تهديد چاقو از آنان سرقت مي‌كرد.

سرهنگ خان‌بابايي در پايان خاطرنشان كرد: با توجه به حرفه‌اي بودن «آ...» و سرقت‌هاي بالاي وي از همه كساني كه بدين شيوه و شگرد توسط موتورسوار با كلاه و ماسك تحت سرقت قرار گرفته‌اند دعوت مي‌شود براي شناسايي پيگيري پرونده به پايگاه سوم پليس آگاهي تهران مراجعه كنند.

گفت‌وگو با آ... لبو

«آ... لبو» يكي از قديمي‌هاي گردنبندقاپي است. وي همانند داش‌مشتي‌ها حرف مي‌زند، آ... زانو زده و اشك تمساح مي‌ريزد و مدام مي‌گويد كمكم كنيد. آ... مي‌گويد اگر اين بار نتواند از طعمه‌هايش رضايت بگيرد و به مدت زيادي در زندان محكوم شود خودش را با 500- 400 قرص خواهد كشت. وي ادعا مي‌كند كه چندين سال در زندان بوده و به تازگي از آنجا رها شده است. وي هر شب كابوس زندان را مي‌بيند، از زندان بسيار مي‌ترسد.

چند سال داري؟

37 سال

زن و بچه داري؟

زن دارم و تا 2 سال پيش بچه توراهي داشتم.

يعني الان نمي‌داني بچه داري يا نه!

نه، نمي‌دانم، همسرم 2 سال پيش زماني كه به خاطر گردنبند قاپي دستگير شدم از خانه قهر كرد و رفت و از آن زمان خبري ندارم. چندين بار جلوي در خانه پدري‌اش رفتم ولي جوابم را نمي‌دهند.

از چه زماني گردنبندقاپي را شروع كردي؟

سال 78 براي نخستين بار دست به دزدي زدم و تا حالا 3 بار دستگير شده‌ام و به زندان رفته‌ام.

شنيديم در سرقت‌ها تنهايي عمل مي‌كني؟

بله، من تنها كار مي‌كنم هيچ وقت كسي را همراه خودم براي دزدي نبردم، نمي‌خواستم كسي بداند كه من دزدي مي كنم و براي خودم شريك پيدا كنم البته با اين كار مي‌خواستم كسي از كارم سر در نياورد و به آنان هيچ اعتمادي نداشتم. آنها 3 سوته آدم را مي‌فروشند.

چطور شد از كلاه موتورسواري و ماسك در گردنبند قاپي‌ها استفاده كردي؟

بعضي از مأمورهاي پليس مرا مي‌شناسند، براي اينكه دستگير نشوم از كلاه و ماسك استفاده مي‌كردم و طعمه‌هايم نيز وقتي به آنان نزديك مي‌شدم هيچ شكي به من نمي‌كردند.

براي چي به لبو معروف شدي؟

بچه محل‌هايم به خاطر اينكه بعضي وقت‌ها صورتم به رنگ سرخ درمي‌آيد آ... لبو به من مي‌گفتند آ... چپ دست هم به دليل اينكه با دست چپ گردنبند را مي‌قاپم مشهور شدم.

حالا چرا با دست چپ دزدي مي‌كني؟

دست چپم قوي‌تر است با دست چپ گردنبند را مي‌قاپم و با دست راست گاز مي‌دهم و فرار مي‌كنم.

شغل اصلي‌ات چه بود؟

موتورسازي داشتم و به خاطر اينكه موتورسواري‌ام خوب بود به دزدي مي‌رفتم.

چطور شد به دزدي فكر كردي؟

سال 78 بازار تعمير موتور خوب نبود و با توجه به اينكه مهارت بسيار بالايي در موتورسواري داشتم تصميم گرفتم دست به دزدي بزنم.

چرا سر ظهر براي دزدي مي‌رفتي؟


ساعت يك تا 5 عصر شهر خلوت‌تر است و پس از دزدي اگر كسي دنبالت بيفتد شانس براي فرار داري ولي اين بار شانس نياوردم.

گردنبندهاي دزدي را چند مي‌فروختي؟

به طور مثال گردنبند يك ميليوني را 250 تا 300 هزارتومان مي‌فروختم.

با پول‌ها چه كار مي‌كردي؟

هيچي داداش خرج مي‌كردم.

اعتياد هم داري؟‌


نه بابا، نه اعتياد دارم نه مشروبات الكلي مصرف مي‌كنم. مشتي من اين كاره نيستم.

پس چرا دزدي مي‌كني؟‌


(چند لحظه‌اي سكوت مي‌كند) در زندگي‌ام خيلي اشتباه كردم كه مهمترين آنها همين دزدي بود.

دزدي ترس دارد؟


مشتي چرا ترس ندارد، هر كس بگويد نمي‌ترسد حرف مفت زده و دروغ مي‌گويد. پليس مساوي است با زندان و زندان هم مساوي است با بدبختي و بيچارگي!

چرا اينقدر از زندان مي‌ترسي؟


داداش ترس دارد، من با اين همه گردن كلفتي و ادعايم آنجا بعضي شب‌ها با كتاني مي‌خوابيدم.

چرا با كتاني؟


از ترس. اگر آنجا با كسي درگير بشوي كه شر يا گردن‌كلفت و قديمي آنجا باشد مطمئن باش سروقتت مي‌آيند و با چاقو خط خطي‌ات مي‌كنند، كتاني مي‌پوشيدم كه اگر آمدند، بدوم و خود را به افسر نگهبان سالن برسانم.

تو كه از زندان مي‌ترسي پس چرا دست به دزدي زدي؟


نمي‌دانم، حماقت و بي‌شعوري.

حالا اگر زندان بروي چه خواهي كرد؟


ديگر حال و حوصله زندان و آدم‌هايش را ندارم. باور كنيد آنقدر كه در زندان نا امني و اعتياد وجود دارد جاي ديگري از اين مسائل خبري نيست، ديگر نمي‌توانم با آن آدم‌ها چند سال زندگي كنم. اگر به زندان بروم خودم را با قرص مي‌كشم.

حرف آخر؟


همه اعضاي خانواد‌ه‌ام تحصيلكرده هستند و براي خودشان زندگي خوبي دارند از زماني كه آنان متوجه شدند من دست از دزدي برنداشتم با من قطع رابطه كرده‌اند اگر آن زمان از برادران و خواهرانم پول قرض مي‌گرفتم و دوباره موتورسازي مي‌زدم اين حال و روز من نبود. خيلي مقصر هستم و اگر آزاد شوم سعي مي‌كنم دست از دزدي بردارم.

منبع: ایران
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟