"دي دي" اعتماد ما را برگردان!
"دي دي اخمو" جانشين "آقاي رئيس جمهور" شد. او ماموريت دارد اعتماد از دست رفته فرانسويان به "آبيها" را بازگرداند. آيا ديديه دشام از پس اين چالش دشوار بر ميآيد يا در نهايت به سرنوشت لمه، دومنك و بلان دچار ميشود؟
به گزارش ايسنا، تيم ملي فرانسه سرمربي جديدي نميخواهد و بيشتر بايد يك "درمانگر" را براي خود بيابد؛ يك "پزشك ملي".
ديديه دشام به خوبي ميداند چه كار سختي را پيش رو دارد شايد براي همين هم بود كه چهار روز زمان خواست تا به پيشنهاد فدراسيون فوتبال فرانسه فكر كند و سپس پاسخ بدهد. سرمربيگري تيم ملي فرانسه پيش از آنكه دانش فني و تاكتيكي بخواهد، توانمندي ديگري را ميطلبد. بحران ورزشي خروسها رفته رفته به مرضي مزمن تبديل ميشود كه درمانش بيش از همه تواناييهاي اجتماعي مربي را در رويارويي با بازيكنان دردسرساز ميخواهد. دشام همه اين امراض را به خوبي ميشناخت كه پس از چهار روز كلنجار رفتن با خودش و گفتوگوهاي طاقتفرسا با "نوئل لو گرائه"، رئيس فدراسيون فوتبال فرانسه رضايت داد روي صندلي خالي مربي خروسها بنشيند.
فرانسويان پس از كناره گيري بلان هفت روز منتظر بودند تا سرمربي جديد تيم ملي كشورشان را بشناسند. يكشنبه شب بود كه ستارهاي از تيم قهرمان جام جهاني 1998 دوباره در آسمان فوتبال فرانسه آفتابي شد.
ديديه دشام، همان دشامي كه موناكو را به ديدار پاياني ليگ قهرمانان اروپا رساند. همان دشامي كه يوونتوس تورين را به سري A بازگرداند. همان دشامي كه المپيك مارسي را قهرمان لو شامپيونه كرد. او اكنون قرارداد دو سالهاي را در دست دارد كه البته تمديدشدني هم هست تنها كافي است كه دشام خروسها را به برزيل 2014 برساند. آن وقت يورو 2016 در فرانسه به او چشمك خواهد زد.
ولي راه آمريكاي جنوبي براي فرانسويان نه نزديك است و نه هموار. دشام اكنون همان جايي ايستاده كه بلان دو سال پيش بود. او هم بايد لشگري شكست خورده را دوباره زنده كند. تيمي كه از نظر ورزشي و رواني نيازمند ترميم و بازسازي است. پيش از هر كاري هم بايد براي سربازان كمتجربه، خام و ناتوان در اوكراين و لهستان هدف دوبارهاي را تعيين كند. "سركش بودن" را نيز بايد به ديگر ويژگيهاي اين گروه دردسرساز افزود. بلان در ماموريت غيرممكن دو سالهاش توانست با صبوري و درك بالا از پس اين چالش برآيد، چنانكه بيشتر بازيكنانش در پايان يورو 2012 بر اين باور بودند كه "آقاي رئيسجمهور" سرزمينش را ترك نخواهد كرد. دشام اگرچه از ابهت ذاتي يك قهرمان جهان و اروپا برخوردار است ولي در مقابل "ديپلماسي" از ويژگيهاي رفتاري اين باسكي عبوس و اخمو نيست. دي دي 43 ساله در مارسي هميشه با روسايش درگير بود و حتي حاتم بن عرفه ي ملي پوش را هم از تيم كنار گذاشت. رفتار او در گذشته نشان ميدهد پتانسيل درگيري دشان و لو گرائه بسيار بالاست. بلان نيز در گذشته به عنوان مربي از اين آزادي مطلوبش برخوردار نبود. دشام هم بايد بداند كه دستانش در „Sélectionneur" باز نيست. او مارسي را هم به گفته خودش براي آن ترك كرد كه احساس ميكرد، سياستها از سوي سران باشگاه به او "ديكته" ميشود.
دي دي بايد "كنار آمدن" را فرا گيرد. او بايد در همكاري با برخي از نزديكانش تجديدنظر كند و با ناكارمدي ستارگاني چون هوگو لوريس و يوهان كابايه و ديگران در جام ملتهاي اروپاي 2012 كنار بيايد. دشام شايد برخي از آنها همانند "سمير نصري" را براي مدتي در اختيار نداشته باشد.
دشام بايد به دنبال بازيكنان جواني باشد كه در بازي دوستانه 15 اوت برابر اروگوئه "تيم" شده باشند. مردم فرانسه از تئاتر تيم ملي فوتبال كشورشان دلزده هستند چنان كه ميخواهند در پاداش وعده داده شده به اين بازيكنان نگاه دوبارهاي صورت گيرد. از هر فرانسوي تنها يك تن "آبيها" را دوست دارد و فرياد پاكسازي از گوشه و كنار اين كشور به گوش ميرسد. پيامها به سرمربي جديد به خوبي روشن است: اعتمادها از دست رفته و دشام بايد آن را برگرداند؛ آن هم با برد به معناي واقعي كلمه.



