دلسوزيهاي مرگبار 2 بقال براي شاگرد ناخلف
کد خبر: ۲۵۶۰۷۸
| | 5005 بازدید
2 مرد بقال كه در اتاقكي زندگي ميكردند نميدانستند دلسوزيهايشان براي شاگرد ناخلف، آنان را به كام مرگ ميفرستد.
به گزارش ايران عامل جنايت با فرار از صحنه هولناك ميخواست حسابهاي بانكي قربانيانش را خالي كند.ساعت 5 بعدازظهر 16 ارديبهشتماه سالجاري مأموران پليس در جريان مرگ مرموز 2 مرد جوان در شهرك غرب قرار گرفتند و پس از مراجعه به آنجا با پيكرهاي بيجان آنان كه دست و پاهايشان با طناب بسته شده بود، روبهرو شدند.بررسيهاي ابتدايي پليس نشان ميداد كه قربانيان پيش از مرگ با عاملان جنايت درگير شدهاند و با ضرباتي كه به سرشان وارد شده به كام مرگ فرو رفتهاند. با مخابره اين جنايت به بازپرس ويژه قتل دادسراي امور جنايي تهران به دستور وي تيمي از اداره 10 پليس آگاهي مأموريت يافتند تا معماي پيچيده را رازگشايي كنند.كارآگاهان براي رديابي عامل جنايت دست به بررسيهاي ميداني زدند و در ابتدا براي يافتن سرنخي از اين ماجرا صحنه جنايت را تحت تجسس قرار دادند كه به دست آمدن آثار خون روي وسايل و به هم ريختگي آنها در اتاقك قربانيان نشان از درگيري شديدي بين آنان بوده است. در ادامه بررسيها، كارآگاهان مشخصات قربانيان به نام «افشين» 30 ساله و «وحيد» 20 ساله را به دست آوردند و دريافتند كه آنان با يكديگر فاميل هستند و چندي پيش به تهران آمدهاند و با اجاره 2 فروشگاه سوپرماركت در منطقه سعادتآباد و شهران مشغول به كار شده بودند و اتاقكي را نيز براي استراحت در زيرزمين ساختمان يكي از فروشگاهها اجاره كرده و روز پيش از كشف اجساد دو تن از بستگان آنان به مقابل فروشگاههايشان رفته بودند و با توجه به بسته بودن فروشگاهها و براي جويا شدن ماجرا با موبايل «افشين» و «وحيد» تماس گرفتهاند و با توجه به خاموش بودن موبايلهايشان به مقابل ساختمان رفته و با هماهنگي صاحبخانه وارد اتاقك شده با اجساد دو پسر روبهرو شده بودند.در تحقيقات محلي چند تن از همسايهها به پليس گفتند صبح روز قتل شاگرد سوپرماركت به نام «محمد» 25 ساله را هنگامي كه از اتاقك آنان خارج شده بود ديدهاند و وي به فروشگاه محل كارش كه دو كوچه پائينتر است رفته و پس از نيم ساعت فروشگاه را بسته و از آن به بعد ناپديد شده است.
صاحبخانه «افشين» و «وحيد» در بازجوييها به پليس گفت: چندي پيش «افشين» از طريق آگهي در روزنامه «محمد» را استخدام كرد و با توجه به اينكه وي جايي در تهران نداشت و خانوادهاش در شهر ديگري زندگي ميكردند از من خواهش كرد كه وي شبها را كنار در اتاقك استراحت كند، من نيز قبول كردم. همه شاخهها نشان ميداد كه محمد ميتواند قاتل دو جوان باشد. در بازرسي از سوپرماركت افشين مشخص شد محمد همه اسناد و مدارك شناسايي و 8 دفترچه حساب بانكي صاحب كارش را دزديده است و براي برداشت پول به بانكهايي كه افشين در آنجا حساب داشته رفته ولي موفق به برداشت پول نشده و از سويي دوربينهاي مداربسته بانكها تصاوير وي را ثبت كردهاند. بر اين اساس كارآگاهان با توجه به نداشتن هيچ نشاني از تبهكار فراري رديابيهاي ويژه خود را آغاز كردند و پس از تحقيقات گسترده موفق به كشف مخفيگاه وي در استان خراسان رضوي شدند و سرانجام وي را در 8 تيرماه در عمليات غافلگيرانه دستگير كردند. بازجويي از «محمد» در پليس آگاهي تهران آغاز شد ولي وي ادعا ميكرد كه پس از مراجعه به اتاقك براي استراحت هنگامي كه با اجساد افشين و وحيد روبهرو شده است از ترسش گريخته و پس از برداشتن مداركش از سوپرماركت به شهرش بازگشته است.با وجود اصرار محمد به بيگناهياش، وي هنگامي كه با پيراهن خونآلودش كه از داخل اتاقك به دست آمده بود و تصاوير دوربينهاي بانك ادعا كرد: ساعت 3 بامداد 16 ارديبهشتماه پس از بازگشت به خانه ميخواستم استراحت كنم كه افشين مدام با من شوخي ميكرد و ناسزاهاي زشتي به من
مي گفت، در حالي كه وحيد خواب بود با افشين درگير شدم و وحيد نيز از خواب بيدار شد و از افشين حمايت كرد و شروع به تهديد من كردند. در يك لحظه كنترلم را از دست داده و افشين را هل دادم كه به زمين خورد. سپس ميله آهني را كه داخل اتاقك بود برداشتم و چندين ضربه به سر افشين و وحيد زدم و آنها بيهوش شدند. دست و پاهاي آنها را با طناب بستم و براي اطمينان از مرگشان آنها را خفه كردم. بنا براين گزارش با توجه به اعترافات مرد جنايتكار، كارآگاهان جنايي در حال بررسي ابعاد ديگر اين دو قتل و انگيزه اصلي محمد براي جنايات هولناكش هستند.
به گزارش ايران عامل جنايت با فرار از صحنه هولناك ميخواست حسابهاي بانكي قربانيانش را خالي كند.ساعت 5 بعدازظهر 16 ارديبهشتماه سالجاري مأموران پليس در جريان مرگ مرموز 2 مرد جوان در شهرك غرب قرار گرفتند و پس از مراجعه به آنجا با پيكرهاي بيجان آنان كه دست و پاهايشان با طناب بسته شده بود، روبهرو شدند.بررسيهاي ابتدايي پليس نشان ميداد كه قربانيان پيش از مرگ با عاملان جنايت درگير شدهاند و با ضرباتي كه به سرشان وارد شده به كام مرگ فرو رفتهاند. با مخابره اين جنايت به بازپرس ويژه قتل دادسراي امور جنايي تهران به دستور وي تيمي از اداره 10 پليس آگاهي مأموريت يافتند تا معماي پيچيده را رازگشايي كنند.كارآگاهان براي رديابي عامل جنايت دست به بررسيهاي ميداني زدند و در ابتدا براي يافتن سرنخي از اين ماجرا صحنه جنايت را تحت تجسس قرار دادند كه به دست آمدن آثار خون روي وسايل و به هم ريختگي آنها در اتاقك قربانيان نشان از درگيري شديدي بين آنان بوده است. در ادامه بررسيها، كارآگاهان مشخصات قربانيان به نام «افشين» 30 ساله و «وحيد» 20 ساله را به دست آوردند و دريافتند كه آنان با يكديگر فاميل هستند و چندي پيش به تهران آمدهاند و با اجاره 2 فروشگاه سوپرماركت در منطقه سعادتآباد و شهران مشغول به كار شده بودند و اتاقكي را نيز براي استراحت در زيرزمين ساختمان يكي از فروشگاهها اجاره كرده و روز پيش از كشف اجساد دو تن از بستگان آنان به مقابل فروشگاههايشان رفته بودند و با توجه به بسته بودن فروشگاهها و براي جويا شدن ماجرا با موبايل «افشين» و «وحيد» تماس گرفتهاند و با توجه به خاموش بودن موبايلهايشان به مقابل ساختمان رفته و با هماهنگي صاحبخانه وارد اتاقك شده با اجساد دو پسر روبهرو شده بودند.در تحقيقات محلي چند تن از همسايهها به پليس گفتند صبح روز قتل شاگرد سوپرماركت به نام «محمد» 25 ساله را هنگامي كه از اتاقك آنان خارج شده بود ديدهاند و وي به فروشگاه محل كارش كه دو كوچه پائينتر است رفته و پس از نيم ساعت فروشگاه را بسته و از آن به بعد ناپديد شده است.
صاحبخانه «افشين» و «وحيد» در بازجوييها به پليس گفت: چندي پيش «افشين» از طريق آگهي در روزنامه «محمد» را استخدام كرد و با توجه به اينكه وي جايي در تهران نداشت و خانوادهاش در شهر ديگري زندگي ميكردند از من خواهش كرد كه وي شبها را كنار در اتاقك استراحت كند، من نيز قبول كردم. همه شاخهها نشان ميداد كه محمد ميتواند قاتل دو جوان باشد. در بازرسي از سوپرماركت افشين مشخص شد محمد همه اسناد و مدارك شناسايي و 8 دفترچه حساب بانكي صاحب كارش را دزديده است و براي برداشت پول به بانكهايي كه افشين در آنجا حساب داشته رفته ولي موفق به برداشت پول نشده و از سويي دوربينهاي مداربسته بانكها تصاوير وي را ثبت كردهاند. بر اين اساس كارآگاهان با توجه به نداشتن هيچ نشاني از تبهكار فراري رديابيهاي ويژه خود را آغاز كردند و پس از تحقيقات گسترده موفق به كشف مخفيگاه وي در استان خراسان رضوي شدند و سرانجام وي را در 8 تيرماه در عمليات غافلگيرانه دستگير كردند. بازجويي از «محمد» در پليس آگاهي تهران آغاز شد ولي وي ادعا ميكرد كه پس از مراجعه به اتاقك براي استراحت هنگامي كه با اجساد افشين و وحيد روبهرو شده است از ترسش گريخته و پس از برداشتن مداركش از سوپرماركت به شهرش بازگشته است.با وجود اصرار محمد به بيگناهياش، وي هنگامي كه با پيراهن خونآلودش كه از داخل اتاقك به دست آمده بود و تصاوير دوربينهاي بانك ادعا كرد: ساعت 3 بامداد 16 ارديبهشتماه پس از بازگشت به خانه ميخواستم استراحت كنم كه افشين مدام با من شوخي ميكرد و ناسزاهاي زشتي به من
مي گفت، در حالي كه وحيد خواب بود با افشين درگير شدم و وحيد نيز از خواب بيدار شد و از افشين حمايت كرد و شروع به تهديد من كردند. در يك لحظه كنترلم را از دست داده و افشين را هل دادم كه به زمين خورد. سپس ميله آهني را كه داخل اتاقك بود برداشتم و چندين ضربه به سر افشين و وحيد زدم و آنها بيهوش شدند. دست و پاهاي آنها را با طناب بستم و براي اطمينان از مرگشان آنها را خفه كردم. بنا براين گزارش با توجه به اعترافات مرد جنايتكار، كارآگاهان جنايي در حال بررسي ابعاد ديگر اين دو قتل و انگيزه اصلي محمد براي جنايات هولناكش هستند.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


