صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

به بهانه تاکید دوباره رهبر انقلاب بر آزاد انديشي

استاد مطهري مشكل اساسي در سازمان روحانيت را فقدان حريت و آزادمنشي روحانيت شيعي برشمرده است، مشكلي كه توانسته جامعه علمي روحانيت شيعي را در وضعيت ركود و سكون قرار دهد. مطهري به دنبال آن است كه نهاد و سازمان ديني شيعي از قدرت و حريت به طور توأمان بهره‌مند باشد. اصرار وي بر لزوم آزادي دادن به مردم در راستاي ارتقاي رشد فكري در فراهم سازي زمينه پذيرش تکثر افکار و کاستي از مقاومت در برابر اصلاحات ديني و اجتماعي است.
کد خبر: ۲۵۴۳
| |
5630 بازدید
پنجشنبه گذشته، رهبر انقلاب در يک نشست طولاني با شماري از فضلاي حوزه‌هاي علميه، بار ديگر با تأکيد بر لزوم جدي گرفته شدن کرسي‌هاي آزاد انديشي اظهار داشتند: حوزه‌هاي علميه همواره مهد آزادانديشي و بحث‌هاي جدي علمي بوده‌اند؛ بنابراين کرسي‌هاي آزادانديشي بايد به يک عرف در حوزه‌هاي علميه تبديل شوند و زمينه تحمل ديدگاه‌هاي مختلف علمي فراهم شود.


پنج سال پيش نيز آيت‌الله خامنه‌اي در پاسخ به نامه ده تن از فضلاي حوزه و دانشگاه در اجابت دعوت آنان بر لزوم تقويت کرسي‌هاي نظريه‌پردازي تأکيد نمودند.

«تابناک» به همين بهانه در مقاله‌اي با عنوان «مناسبات آزادي و دانش» به قلم «شريف لک‌زايي» به بررسي پاسخ اين پرسش‌ها مي‌پردازد:

آزادي با انديشه و دانش چه رابطه و نسبتي دارد؟ آيا توليد انديشه و دانش، مبتني بر تحقق آزادي است و در فقدان آزادي، انديشه و دانشي توليد نمي‌شود يا اينكه آزادي مسبوق به توليد دانش است و در واقع اين دانش و انديشه توليد شده است كه آزادي را رونق مي‌بخشد؟
درباره مناسبات ميان آزادي و دانش سخنان مختلفي گفته شده است. در پاره‌اي از اين گفته‌ها به نفي وجود رابطه ميان آزادي و دانش و در برخي از نوشته‌ها به تقدم دانش بر آزادي حكم شده است. در پاره‌اي از موارد نيز تفكيكي ميان آزادي به معناي عام و آزادي سياسي به طور خاص صورت گرفته و تقدم تاريخي تحقق آزادي سياسي در توليد دانش و انديشه انكار شده اما بر اولويت آزادي به معناي عام آن بر توليد دانش و انديشه صحّه گذارده شده است...

اين مقاله به دو ديدگاه در اين‌باره اشاره مي‌نمايد: نخست ديدگاهي كه صرف نظر از همه وجوه مختلف مذكور، معتقد است آزادي بر دانش تقدم و اولويت ندارد و اساساً اين دانش است كه آزادي را رشد و رونق مي‌بخشد و تاريخ حيات بشري نيز بر آن صحّه مي‌گذارد. آن‌گاه نگره دوم، يعني تقدم آزادي بر انديشه و دانش تبيين مي‌شود. و در نهايت مدعاي نوشته حاضر و رهيافت مورد نظر نويسنده ـ تقدم زماني و رتبي آزادي بر توليد معنا و دانش ـ مي‌آيد...

دكتر رضا داوري اردكاني نيز در شمار افرادي است كه قائل به تفكيك تقدم و تأخر آزادي و آزادي سياسي بر دانش است. وي در اين زمينه با فرانتس نويمان در عدم تقدم آزادي بر دانش در برخي از موارد هم‌سو و هم‌جهت است. به باور وي نمي‌توان گفت كه علم در قديم در شرايط تحقق آزادي سياسي پديد آمده است. اما در يك جهش آشكار اين ديدگاه را مطرح مي‌سازد كه به طور كلي و با اغماض و چشم پوشي از همه دلايل، مي‌توان بر اولويت آزادي در يك معناي عام و كلي بر دانش و انديشه، به ويژه در عصر حاضر، حكم نمود...

دكتر عبدالكريم سروش در شمار كساني است كه به صراحت بحث‌هاي مبسوطي را در باب اولويت و تقدم آزادي بر دانش مطرح ساخته است. او از كساني است كه برآمدن و توليد هر نوع معرفت و دانشي را بي‌آزادي ناممكن مي‌شمارد. حتي در پاره‌اي از موارد اين نسبت را به امور ديگري نظير عدالت نيز تسري مي‌دهد:
«هيچ عدلي بي‌علم ممكن نيست و هيچ علمي بي‌آزادي به دست نمي‌آيد. تا معلوم آزاد نباشد ظهور نمي‌كند و تا ظهور نكند، عالم از او جاهل است و اين اگر در طبيعت صادق است، درباره سلطان و رعيت صدبار صادق‌تر است.»...

آيت‌الله مرتضي مطهري، از جمله شخصيت‌هاي برجسته علمي و معنوي است كه مي‌توان در پاره‌اي از سخنان وي اولويت آزادي بر دانش را نتيجه گرفت. ايشان در بحثي مبسوط مشكل اساسي در سازمان روحانيت را فقدان حريت و آزادمنشي روحانيت شيعي برشمرده است. مشكلي كه به مقداري زياد توانسته است جامعه علمي روحانيت شيعي را در وضعيت ركود و سكون قرار دهد:
«چرا در ميان ما [روحانيت شيعي] سكوت و سكون و تماوت و مرده‌وشي بر حريت و تحرك و زنده‌صفتي ترجيح دارد و هر كس كه بخواهد مقام و موقع خود را حفظ كند ناچار زبان دركام مي‌كشد و پاي در دامن مي‌پيچد؟»
پاسخ او همانا فقدان حريت در ميان عالمان شيعي به لحاظ مسائل معيشتي و اقتصادي است. او با مقايسه سازمان روحانيت سني در مصر با سازمان روحانيت شيعي در ايران به نتايجي جالب دست يافت. از جمله اينكه روحانيت سني در مصر، برخلاف روحانيت شيعي در ايران، از نظر مالي به مردم وابسته نيست، بلكه از سوي دولت و قدرت سياسي پشتيباني مي‌گردد. در نتيجه، روحانيت سني مصر برخوردار از حريت عقيده بوده، ناچار نيست به خاطر عوام‌زدگي به كتمان حقايق بپردازد. بلکه در مواجهه با مسائل شرعي و اجتماعي بدون هراس به تبيين آزادانديشانه مسائل شرعي مبادرت مي‌ورزد. در مقابل روحانيت شيعي در ايران به دليل همان وابستگي معيشتي به مردم، از جرأت و جسارت لازم براي تبيين مسائل و موضوعات علمي ديني برخوردار نيست و در نتيجه دست به كارهايي مي‌زند كه از نظر فكري سطحي بوده، از حوزه فكر عوام خارج نيست...

آيت‌الله مطهري در ادامه مباحث خود به مضرّات و پي‌آمدهاي حكومت عوام در جامعه و سازمان روحانيت اشاره کرده مي‌گويد: «حكومت عوام است كه آزادمردان و اصلاح‌طلبان روحانيت ما را دلخون كرده و مي‌كند.» و در جاي ديگر چنين اظهار مي کند كه با اصلاح وضعيت معيشت و اوضاع مالي «مراجع عاليقدر تقليد آزاد خواهند گشت» . طبيعي است كه روحانيان در يك فضاي آزاد – عاري از فشار عوام زدگي - به گونه‌اي مطلوب‌تر مي‌توانند راه حل‌هاي مناسب ارائه نمايند.
إبرام مطهري بر ضرورت فضاي آزادانديشي و فارغ از اسارت قدرت سياسي و عوام، در حقيت زمينه سازي يي بود براي امکان بخشي به عالمان روشن‌انديش در جهت روشن نگاه داشتن چراغ دانش و انديشه‌ورزي و توليد معنا و پديدآوردن آثاري مطابق نيازهاي جامعه و جوانان و نيز سيراب نمودن تشنگي مشتاقان انديشه و به ويژه انديشه و دانش ديني را سيراب نمايند...

از ديد آيت‌الله محمد حسين نائيني، انديشمند برجسته و نظريه‌پرداز عصر مشروطيت، آغاز دوره اقتدارگرايي و نظام‌هاي استبدادي در ميان مسلمانان، همانا آغاز دوره توقف و ركود دانش، انديشه و نظريه‌پردازي در ميان آنان است. توقف و ركودي كه سرانجامش انحطاط جامعه اسلامي بود. اين وضعيت، به باور وي، در اثر فقدان آزادي و مساوات در جامعه و حرمان مسلمانان از يك دولت غير مستبد و غير ظالم، ودر نتيجه انحراف از آموزه‌هاي تمدن ساز دهه‌هاي پيشين، مانند مسؤوليت پذيري نسبت به خود و ديگران و به ويژه نظام سياسي مستقر بود. زيرا لازمه مسؤوليت پذيري آدمي، آزادي است: تا انسان آزاد نباشد، مسؤوليت پذيري، کدام توجيه و معنا مي تواند داشته باشد...

متن کامل را در ستون «مقالات» بخوانيد.
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟