مرام «بهشتي» و راه پيش روي «قضا»
هفتم تیر سالروز وقوع فاجعهای است که هرچند شقیترین انسانهای روی زمین دستشان به خون پاکترین انسانها آلوده شد و ملت بزرگ و انقلابی ایران را داغدار کرد، اما جاری و ساری شدن این خون در رگهای مردم، چنان رویشهایی را ایجاد کرد که امروز نه تنها به فرموده حضرت امام خمینی (ره) «ملت ایران» که «امت اسلامی» در سراسر عالم، بیدارتر شده و رایحه خوش استقلال و آزادی در جهان اسلام به مشام میرسد.
حادثه ناگوار انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی در سال ۶۰ اما از یک نقطه نظر خاص اهمیت ویژهتری دارد، چه، افزون بر این که انبوه بسیاری از نیروهای انقلاب را به آرزوی دیرینشان رساند، معمار دستگاه قضایی جمهوری اسلامی را نیز در خون سرخش غلتاند تا چنانکه خود در آخرین لحظات بر زبان رانده بود، بوی بهشت را استشمام کند و از پس یک عمر «بهشتی» زیستن، در بهشت برین مأوا گزیند.
سیدالشهدای انقلاب ایران اما از چند جهت شاخص بود و در دهه چهارم انقلاب ـ که مزین به نام «پیشرفت و عدالت» است ـ لازم است این ویژگیها سرلوحه کار مسئولان قرار گیرد. اگر بخواهیم شخصیت کمنظیر شهید مظلوم آیتالله بهشتی را برای کسانی که او را درک نکردهاند تشریح کنیم، قطعا واژهها درخواهند ماند، ولی شاید بتوان آن رکن بیبدیل انقلاب اسلامی را در همین چند کلمه خلاصه کرد:
«ایمان، اخلاص، صبر و مجاهدت»؛ آری شهید بهشتی با این چهار ویژگی بارز بر آن بود تا «عدالت» را به معنای واقعی کلمه در نظام نوپایی که ادعای اسلامی بودن داشت، پیاده سازد و هم از این جهت بود که نه تأویل و تفسیرهای التقاطی و نومارکسیستی منافقین و چپها را برمیتافت و نه با هیاهوی لیبرال مسلکهای مثلا روشنفکر میدان را خالی میکرد، چنانکه در ماجرای «لایحه قصاص» با همه توان ایستاد و از آنجا که با همه وجود به «و لکُمْ فِیالْقِصاصِ حیاةٌ یا أُولِیالْألْبابِ» (بقره/۱۷۹) ایمان داشت، در راه پیاده کردن اصول اسلام و احقاق حقوق مستضعفین کوشید و جان خود را تقدیم کرد.
اما همه آن چیزی که امروز از مسئولان جمهوری اسلامی و به ویژه متولیان دستگاه قضا انتظار میرود، پیش چشم گذاردن همین چهار مفهوم محوری به پیروی از شهید بهشتی است؛ الگویی که حرکت در مسیر آن قطعا رنگ و بویی از «عدالت علوی» خواهد داشت؛ الگویی که در آن قاضی پناه و فریادرس مظلومان و مستضعفان است، دست و دلش در مقابل زرق و برق پول و مقام نمیلرزد، در عین رأفت و عطوفت، در اجرای عدالت قاطع است، حریم جایگاه و لباسی را که بر تن دارد، میداند و حاضر نیست شرافتش را بفروشد و... .
بدیهی است، در اوضاع کنونی نیز چنین انسانهایی در دستگاه قضایی جمهوری اسلامی هستند و بجد در تحقق «عدالت علوی» کوشا هستند، ولی آنچه طبیعتا در مقاطع گوناگون به عنوان نقطه عطف کارنامه قوه قضاییه ارزیابی میشود، همانا قطع دست مفسدین و مجرمین دانهدرشتی است که نه تنها برای شرافت خود ارزشی قائل نیستند که بیتالمال را چونان سهمالارث خود پنداشته و در عین حالی که شعار عدالتطلبیشان گوش فلک را کر کرده، در بهرهبرداری از آن ذرهای درنگ نمیکنند، پس ضروری است که دستگاه قضا اولا دستهای احیانا آلوده زیرمجموعه خود را کوتاه کند و دوم آن که بدون کمترین ملاحظهای با هر گونه فساد و تخلفی شدیدا برخورد کرده و از نکوهش ملامتکنندگان نترسد.
منبع: ملت ما




