ورود زنان به سفرهخانهها اصلا ممنوع نيست
گفتوگو با رئيس پليس تهران
کد خبر: ۲۵۳۷۳۱
| | 3648 بازدید

هلنديها ضربالمثلي دارند كه ميگويد «سلامت تاج سر آدمهاست و تا وقتي از روي سر برداشته نشود نميبينياش.» علاوه بر سلامت، اما خيلي چيزهاي ديگر هم وجود دارند كه به حضور دائميشان خو گرفتهايم و به همين خاطر ديگر به چشممان نميآيند، اما اگر يك روز نباشند حساب و كتاب همه چيز به هم ميريزد مثل پليسها كه آنقدر آمدهاند و رفتهاند و در عمليات مختلف ديدهايمشان كه به حضورشان عادت كردهايم و ديگر انگار نميبينيمشان.
صبح روزي كه قرار شد با سردار حسين ساجدينيا، رئيس پليس تهران در دفترش درباره حوزه وظايف و فعاليتهايش گفتوگو كنيم، چشمهايمان را از غبار عادت شستيم تا يك بار ديگر وظايف پليس پايتخت را با هم مرور كنيم و درباره برخي ابهامات در انجام مسئوليتهاي پليس از او بپرسيم.
گفتوگوي ما با رئيس پليس تهران، هشدار دارد مثل وقتي كه او بارها و بارها خطاب به بانوان تاكيد كرد «به هيچ وجه پليس لباس شخصي در طرح عفاف و حجاب نداريم.» گفتوگومان دلخوري دارد، مثل وقتي كه به بحث گشت امنيت اخلاقي و گستردگي وظايف پليس رسيديم و سردار با شك ميپرسيد «از اين سوالها ميخواهيد به چه نتيجهاي برسيد؟!» و البته افشاگريهايي هم دارد مثل وقتي كه سردار درباره وجود كاستيهايي در بحث جمعآوري معتادان، برخورد با خردهفروشهاي مواد مخدر و زنان ويژه برايمان توضيح داد.
همه ما ميدانيم كه دايره وظايف نيروي انتظامي چه در تهران بزرگ و چه در سطح كشور تا چه اندازه وسيع است، به طوري كه حتي به نظر ميرسد اين گستردگي وظايف، با تعداد نيروها و امكاناتي كه پليس در اختيار دارد، تناسبي ندارد. شما تا چه اندازه اين موضوع را قبول داريد؟
تنوع كار پليس هم بسيار زياد است و ماموريتهاي فراواني هم درخصوص اين وظايف به اين مجموعه محول شده است، به همين منظور و براي اين كه بتوانيم با توجه به اين گستردگي وظايف و ماموريتها پاسخگوي مردم باشيم در اين مدت 20 سالي كه از ادغام شهرباني و ژاندارمري و كميته انقلاب اسلامي و پليس قضايي ميگذرد و عملا ماموريتها به يك مجموعه يعني نيروي انتظامي واگذار شده، معاونتهاي خاص و پليسهاي تخصصي براي انجام ماموريتهاي مختلف راهاندازي و به مجموعه پليس اضافه شده است. براي مثال در حال حاضر پيگيري مسائل امنيتي و خدماتي مانند گذرنامه اتباع توسط پليس امنيت انجام ميشود يا تا چندي پيش مسائل مربوط به جرائم سايبري و اينترنتي توسط پليس آگاهي رسيدگي ميشد، اما افزايش جرائم مربوط به اين حوزه در يك دوره زماني موجب شد تا پليس تخصصي و مستقلي تحت عنوان پليس (فتا) براي پيگيري اين جرائم راهاندازي شود.
بنابراين در نهايت بايد اين طور پاسخ شما را بدهم: درست است كه تنوع وظايف و ماموريتها زياد است و شايد هم در برخي موارد بين امكانات و تعداد نيروي انساني در اين مجموعه تناسبي وجود نداشته باشد، اما به هر حال فعلا پليس مشغول انجام اين ماموريتهاست و به جرات ميتوانيم ادعا كنيم كه با وجود اين تنوع و فراواني ماموريتها، اما از موفقيت بالايي در انجام اين وظايف محوله برخوردار است.
پس با اين توضيحات ميپذيريد كه تعداد نيروها و امكانات موجود با تنوع وظايف و ماموريتهاي پليس همخواني ندارد؟
اين موضوع را هم ميتوان به نوعي پذيرفت كه در برخي ماموريتها شايد تناسبي نباشد ولي براي همه مجموعههاي كاريمان اين وضعيت صادق نيست.
اما برخي ماموريتها و وظايف پليس هم هست كه منتقدان معتقدند اصلا در حيطه وظايف پليس نميگنجد و برگردن پليس گذاشته شده، چراكه سازمان و دستگاه ديگري براي محول كردن اين مسئوليت پيدا نشده است؛ وظايفي مانند جلوگيري از ورود زنان به سفره خانههاي سنتي، برخورد با خالكوبي در آرايشگاههاي زنانه، كنترل استخرها و كافينتها و... .
در اين مورد با شما موافقم، به طور مثال برخي ماموريتها كه در حال حاضر به پليس واگذار شده، مانند جمعآوري متكديان يكي از موضوعاتي است كه گرچه مردم آن را از ما انتظار دارند، در حيطه وظايف شهرداري است يا جمعآوري معتادان كه وظيفه پليس نيست، بلكه وظيفه سازمانهاي خدماتي مانند شهرداري، ستاد مبارزه با مواد مخدر و بهزيستي است، اما چون قبلا مصرف مواد مخدر جرم محسوب ميشد و پليس معتادان را دستگير ميكرد مردم فكر ميكنند هنوز هم وظيفه پليس است.
اما درخصوص موضوع ورود زنان به سفرهخانههاي سنتي تاكيد ميكنم كه اصلا چنين چيزي ممنوع نيست و اصلا ممنوعيتي براي ورود زنان به سفرهخانههاي سنتي نداريم. فقط ارائه قليان به زنان ممنوعيت دارد.
در مورد آرايشگاههاي زنانه، پيش از اين هم پليس اماكن بر فعاليت آرايشگاههاي زنانه چه از بعد مجوز و چه از بعد وقوع مسائل غيراخلاقي يا فروش اجناس خاصي كه ممكن است قاچاق باشد و... نظارت ميكرد و در صورتي كه پس از بررسي تخلف آنها تاييد شود قطعا با اين آرايشگاهها برخورد ميشود.
كنترل كافينتها و نحوه فعاليت آنها، بررسي مجوزشان و جلوگيري از اين كه اطلاعات شخصي مردم در اين اماكن سوءاستفاده نشود، نيز از وظايف پليس سايبري است.
با آغاز فصل گرما به روال هر سال فعاليت گشتهاي امنيت اخلاقي نيز شروع شده است، بارها پليس اعلام كرده كه حضور گشت امنيت اخلاقي طي سالهاي اخير موجب كاهش جرايمي مانند بدپوشي و بدحجابي شده است، اما پرسش اينجاست كه از ديدگاه شما به عنوان يك مقام مسئول در پليس، آيا اين يك تغيير پايدار در جامعه است يا تغييري ناپايدار كه صرفا به واسطه حضور فيزيكي نيروهاي گشت امنيت اخلاقي در خيابانها به وجود آمده و اگر روزي اين گشتها نباشند، دوباره اين ناهنجاريها را مشاهده ميكنيم؟
اين را بايد از مسئولان مربوط و كساني كه متولي تحليل مسائل اجتماعي هستند بپرسيد، اما يكي از ماموريتهاي اصلي ما در جايگاه پليس و در حوزه امنيت اخلاقي حضور گشتهاي امنيت اخلاقي در سطح شهر است كه در طول سال هم به طور مداوم حضور دارند، اما در فصل تابستان كه به دليل گرماي هوا نوع پوششها كمي تغيير ميكند، قطعا پليس هم وظيفه دارد كه دقت بيشتري بر نوع پوششها داشته باشد، البته اين نظارت صرفا مختص پوشش نيست و شامل توليديهاي لباس، مغازهها و فروشگاههاي عرضه لباس و در نهايت استفادهكنندگان است.
وظيفه پليس اين است افرادي كه عفت عمومي را با پوشش نامناسب خود در سطح شهر جريحهدار ميكنند، برخورد كرده و به آنها تذكر دهد و حتي خانوادههايشان را در جريان قرار دهد مانند همين كارهايي كه هماكنون گشتهاي امنيت اخلاقي ما در سطح شهر انجام ميدهند. به طور كلي در بعد مسائل اجتماعي هر جا كه احساس به ورود پليس باشد در حيطه ماموريتها و وظايف خودمان، حضور خواهيم داشت.
آيا ميتوانيد با استناد به آمار بگوييد كه فعاليت گشتهاي امنيت اخلاقي طي سالهاي اخير در سطح شهر تا چه اندازه موجب كاهش بدپوششي شده و آيا پليس تاكنون بررسي و مطالعه كارشناسي در اين زمينه داشته كه چه تعداد از افرادي كه به خاطر نوع پوشششان از پليس تذكر گرفتهاند، قبلا هم سابقه تذكر گرفتن داشتهاند؟
اگر وضعيت 5 سال گذشته را با شرايط فعلي مقايسه كنيد، قطعا متوجه تغييري كه در نوع پوششها در سطح جامعه ايجاد شده؛ ميشويد. 5 سال پيش موضوع شلوارهاي كوتاه و در اصطلاح «برمودا» مطرح بود يا از شالهايي استفاده ميشد كه مو از جلو و عقب مشخص بود، آرايشهاي غليظ هم در سطح شهر ميديديم، اما حالا ديگر از آن نوع پوششها خبري نيست.
اگر آن موقع نظارت جدي انجام نميشد، رسيدگي و برخوردي در زمينه پيشگيري صورت نميگرفت، قطعا هر چه پيش ميرفتيم نوع پوششها بدتر ميشد، اما ديگر كمتر شاهد اين نوع پوششها در سطح شهر هستيم و تعداد بانواني كه پوشش مناسب و در شان يك بانوي عفيفه دارند در جامعه زياد است و آن تعداد محدودي كه نادانسته پوشش نامناسب را انتخاب ميكنند، هم وقتي به آنها تذكر ميدهيم بعضا رعايت ميكنند.
در موضوع تكرار و سابقه تذكر نيز تاكيد ميكنم بيشتر كساني كه توسط گشتهاي امنيت اخلاقي تذكر ميگيرند، سابقهاي ندارند و پس از آن نيز ديگر شئون را رعايت ميكنند و شمار كساني كه سابقه تذكر گرفتن از گشتهاي امنيت اخلاقي و جمعآوري و انتقال به پايگاه پليس را داشتهاند، به سه درصد هم نميرسد.
اما شما هنوز به آمار تعداد افرادي كه تذكر گرفتهاند و دستگيريها در اين زمينه اشاره نكردهايد.
بيشتر موارد ما در حد تذكر دادن و امنيت اخلاقي است تا جمعآوري و انتقال به پايگاه. آمارها هم روزانه بالا و پايين ميرود و به نظرم بهتر است به جاي ارائه آمار صرفا روي اين موضوع مهم تاكيد كنيم كه وضعيت پوشش در شرايط فعلي نسبت به گذشته خيلي بهتر شده است.
سردار! برخي منتقدان به شيوه عملكرد گشتهاي امنيت اخلاقي ميگويند هنوز در اين حوزه قانون منسجمي كه بدپوششي را براي مردم و پليس تعريف كند وجود ندارد، شما اين موضوع را تا چه حد قبول داريد؟
تمام اقدامات پليس براساس قانون است، يعني اگر گشتهاي امنيت اخلاقي در سطح شهر هستند يا هر ماموريت ديگري كه پليس دارد براساس موارد قانوني است و قطعا در رابطه با مبحث اصلاح بدپوششي در جامعه، هم با مرجع قضايي هماهنگي لازم انجام شده است و هم قانون آن وجود دارد و اگر قانون مجازات اسلامي را مطالعه كنيد، بصراحت اين موضوع عنوان شده است و ما كاستي قانوني در اين زمينه نداريم.
اما به نظر ميرسد هنوز مصاديق بدپوششي به شكل كامل مشخص نيست و ممكن است يك مامور براي شال كوتاه و پيدا بودن مو تذكر بدهد و مامور ديگري مانتوي تنگ را. براي آموزش نيروهاي گشت امنيت اخلاقي و براي اين كه برخوردها و تذكر دادن آنها به مردم سليقهاي نباشد و حقي از شهروندان در اين زمينه ضايع نشود، چه كردهايد؟
ماموران ما همگي آموزش لازم را ديدهاند و براساس اين آموزشها اقدام ميكنند و در اين چند سال فعاليت هم ديگر تجربه كافي را پيدا كردهاند و افراد بيتجربهاي در انجام ماموريتشان نيستند، درباره مصاديق بدپوششي هم بارها در رسانهها اعلام شده است.
موضوع مهمي كه وجود دارد اين است كه قطعا در كمتر شرايطي پيش ميآيد كه ماموران ما تمام مصاديق بدپوششي را در يك نفر با هم ببينند. به طور مثال ممكن است خانمي مانتوي مناسبي بر تن كرده باشد، اما روسرياش نازك يا كوتاه بوده و موهايش پيدا باشد يا برعكس كه اين موارد باعث شود ماموران به وي تذكر بدهند.
در حال حاضر اشتباهات ماموران ما در حوزه گشتهاي امنيت اخلاقي به حداقل رسيده است، ضمن اين كه ماموران بازرسي ما و حتي در رده فرماندهي نيز در محلهايي كه گشتهاي ما مستقر هستند، حضور پيدا ميكنند و ضمن سركشي بر عملكرد گشتهاي امنيت اخلاقي هم نظارت ميكنند. با اين حال اگر مواردي هم باشد كه به يقين برسيم خطايي از جانب مامور صورت گرفته ضمن برخورد با مامور خاطي از شهروند عذرخواهي ميكنيم.
نكته ديگري كه لازم است به آن اشاره كنم، اين است كه در بحث برخورد با بدپوششي اين موضوع صرفا در مورد بانوان نيست و ماموران ما با مردان بدپوشش نيز برخورد ميكنند و به آنها تذكر ميدهند هرچند تعداد آنها كمتر است.
نكته مهمي كه نميتوان آن را ناديده گرفت اين است كه مانتوي تنگ يا كوتاهي كه از نظر پليس مصداق بدپوششي است و ماموران شما در گشتهاي ارشاد دربارهاش تذكر ميدهند، به هر حال توليد و در فروشگاهها نيز عرضه ميشود، بنابراين شايد كمي بيانصافي باشد كه همه تقصيرها را به گردن استفادهكنندگان بيندازيم. در واقع به نظر ميرسد الگوي مناسب ديگري براي توليد پوششي كه از نظر پليس در جامعه پذيرفته شده است، وجود ندارد.
همان طور كه قبلا هم اشاره كردم در حال حاضر پليس هم بر توليديها و هم بر فروشندگان لباس و مانتو نظارت دارد و ماموران ما بعضا در اين واحدها حضور پيدا ميكنند، نظارت لازم را دارند و تذكر هم ميدهند و واحدهاي بيتوجه به تذكرها را پلمب ميكنند.
در فروشگاهها و مغازههاي عرضه لباس نيز در بيشتر مراكز خريد با توجيهاتي كه انجام شده، ديگر مانتوهاي مناسب عرضه ميشود، اما مانتوهاي نامناسبي كه بعضا مشاهده ميكنيم بيشتر لباسهايي هستند كه از مرزها به صورت قاچاق وارد ميشود.
با اين حال حرف شما را هم قبول دارم كه در حال حاضر ما الگوي مناسب كم داريم و نهادها و سازمانهايي كه بايد روي الگوي لباس مناسب كار كنند، نداريم و هنوز هم نتوانستهايم لباسهاي مناسبي براي مردان و زنان طراحي و عرضه كنيم و اين موضوعي است كه حتما متوليان امر بايد مدنظر قرار دهند.
سال گذشته شخصا تعدادي از توليدكنندگان و حتي استادان دانشگاه در رشته طراحي مد و لباس را طي دو مرحله در نشست مشتركي دعوت كردم و از آنها خواستيم با مشاركت يكديگر طراحي روي لباس مناسب با پارچه مناسب و قيمت مناسب براي عرضه را انجام دهيم كه پليس هم در اين زمينه پشتيبان آنها باشد، اما متاسفانه چون به نظر ميرسد اين كار براي توليدكنندگان صرفه اقتصادي ندارد استقبالي از اين پيشنهاد نكردند. احساس ما اين است كه آنها به دنبال سود بيشتر هستند.
با اين حال بنده همچنان از طراحان و توليدكنندگان لباس دعوت ميكنم در اين زمينه وارد عمل شوند، اطمينان هم داريم كه از طرف مردم از اين قضيه استقبال هم ميشود و پليس نيز در خدمت آنها خواهد بود.
در مورد برخوردها هم انتقادهايي به عملكرد ماموران شما در گشتهاي امنيت اخلاقي وجود دارد و برخي برخوردهاي اشتباه حتي باعث سوءاستفاده رسانههاي خارجي نيز شده است. ماموران شما براي احترام به حقوق شهروندان چه آموزشهايي ديدهاند؟
تمام ماموران زن و مرد ما كه در حوزه امنيت اخلاقي فعاليت ميكنند، آموزشهاي لازم را ديدهاند و از تحصيلات عالي برخوردارند و فارغالتحصيل دانشكده پليس يا ساير دانشگاهها هستند. سعي كردهايم پليسهاي زني كه در سطح شهر در قالب گشتهاي ارشد فعاليت ميكنند به گونهاي انتخاب شوند كه متناسب با رشته تحصيليشان مانند علوم اجتماعي، روانشناسي و مشاوره باشد.
پليس خدمتگزار مردم است و تلاش ما اين است كه ماموريتهاي ما در جهت خواسته مردم باشد، يعني اگر در يك دوره شهروندان دغدغه اراذل و اوباش يا مواد فروشان را دارند، حتما وظيفه پليس وارد عمل شدن در اين زمينه و رفع اين نگراني مردم است.
درباره بد پوششي هم اين خواسته مردم است كه پليس در اين زمينه وارد عمل شود، هرچند قانونگذار از ما اين مطالبه را دارد و به همين دليل ما هم در اين زمينه وارد عمل شدهايم و سعي كردهايم برخوردهاي نادرست را به حداقل برسانيم.
عمده دستور ما اين است كه ماموران صرفا تذكر بدهند، اما در مواردي كه وضعيت پوشش بسيار زننده باشد آن خانم يا آقا بايد همراه ماموران ما به پايگاههاي پليس بيايند و آنجا مشاوران ما حضور دارند و با آنها صحبت ميكنند و هيچ گونه برخورد بدي هم با آنها نميشود، فقط با خانوادههايشان تماس ميگيريم كه لباس مناسب برايشان بياورند و وقتي آنها لباسشان را تعويض كردند ميتوانند به خانه برگردند.
اما بعضيها در ارتباط با اجراي ماموريتهاي پليس مقاومت ميكنند و حتي به ماموران ما بيحرمتي ميكنند، هرچند اين موارد معدود است و اينها همان افراد معدود معلومالحالي هستند كه از آنها به عنوان مصاديق مانكن نام برده ميشود، در غير اين صورت بيشتر افرادي كه ماموران ما صرفا به آنها تذكر ميدهند و مردم هم اين تذكر را ميپذيرند و به مامورانمان اعتماد ميكنند.
نكته ديگر اين است كه در سطح معابر شهري ما مسئوليت تيمهاي امنيت اخلاقي را به پليسهاي زن سپردهايم و ماموران مرد به عنوان نيروهاي پشتيبانيكننده ماموران زن ما حضور دارند، تا اگر اتفاقي بيفتد در صورت نياز ماموران زن را پشتيباني كنند.
برخي از تصاوير منتشر شده را هم كه ميبينيد مربوط به سطح بزرگراههاي شهر است كه ماموران و نيروهاي موتورسوار ما در سطح بزرگراهها مستقر و در حال گشتزني هستند. آنها ماموريت دارند چهار موضوع را با جديت كنترل و برخورد كنند؛ گروه اول كساني كه خودروهايشان آلودگي صوتي دارد و از سيستمهاي صوتي خاص استفاده ميكنند.
گروه دوم كساني هستند كه داخل خودرو سگ حمل ميكنند. بارها تذكر دادهايم كه حمل سگ چه در داخل خودرو و چه در پاركها ممنوع است. در اين زمينه تماسهاي فراواني از شهروندان داشتهايم كه با مشاهده سگي كه سرش را از داخل خودرويي بيرون آورده دچار وحشت شدهاند و تعادل خود را در رانندگي از دست دادهاند يا اين صحنه باعث ترس فرزندشان شده است، بنابراين پليس قطعا وظيفه برخورد با سگگرداني چه در پارك و چه درون خودرو را دارد.
گروه سوم بانواني هستند كه هنگام رانندگي داخل خودرو كشف حجاب ميكنند، ماموران ما در اين موارد مدارك خودروي اين خانمها را اخذ ميكنند.
گروه چهارم نيز مزاحمان نواميس هستند كه با خودروي خود ايجاد مزاحمت ميكنند. در اين موارد، ماموران مرد ما ـ چه راهور و چه انتظامي ـ موظف به اخذ مدرك و توقيف خودرو هستند.
برخي شهروندان ميگويند افرادي با لباس شخصي و به عنوان مامور نيروي انتظامي سعي كردهاند درباره نوع پوشششان به آنها تذكر دهند. آيا شما ماموران لباس شخصي در طرح برخورد با بدپوششي داريد؟
شهروندان آگاه باشند كه ما در اجراي طرح عفاف و حجاب به هيچ وجه مامور لباس شخصي در سطح شهر نداريم.
اگر شهروندان مشاهده كردند كه فردي با لباس شخصي سعي دارد از آنها مدارك خودرو يا مدارك شخصيشان را مطالبه ميكند يا ميخواهد به اين بهانه خودروي خانمي را به پاركينگ منتقل كند، سريعا بايد با پليس 110 تماس بگيرند و موضوع را گزارش بدهند.
ما هيچ ماموري كه لباس شخصي داشته باشد و بخواهد از شهروندان اخذ مدرك كند، نداريم. مامور ما حتما بايد لباس فرم به تن داشته و حكم ماموريت يا كارت خدمت در پليس را ارائه نمايد و تجهيزاتي مانند خودرو و بيسيم هم كه جزو ملزومات كارش است.
حتي ماموران ما هم حق پيادهكردن بانوان از خودرو و انتقال خودرو به پاركينگ را ندارند و فقط ميتوانند مدارك خودرويشان را اخذ كنند.
به هر حال در شرايط فعلي كه نيروي انتظامي اجراي طرح عفاف و حجاب و برخورد با بدپوششي را بر عهده گرفته است، آيا ممكن است به واسطه برخي برخوردها ميان پليس و مردم، چهره پليس در اذهان عمومي خدشهدار شود. فكر نميكنيد شايد بهتر بود اجراي اين طرح از طرف سازمانها يا نهادهاي ديگري انجام شود؟
البته بهتر است جواب اين سوال را از مسئولان مربوطه و قانونگذار بخواهيد كه چرا در بحث برخورد با بدپوششي و اجراي طرح عفاف و حجاب اين ماموريت را به سازمانهاي ديگر نسپردند، اما به هر حال اين ماموريتي است كه قانونگذار آن را به پليس واگذار كرده و ما هم سعي ميكنيم اين وظيفه را به نحو احسن اجرا كنيم.
با شما موافق نيستم كه اجراي اين طرح باعث مخدوششدن چهره پليس شده است، اتفاقا در اين سالها كه اجراي طرح عفاف و حجاب به پليس سپرده شده بازتابها و نظرات فراواني از سوي شهروندان داشتيم كه از فعاليت و عملكرد پليس در اين زمينه رضايت داشتهاند، هرچند عده كمي هم كه خودشان پوشش مناسبي ندارند از اين وضعيت همواره ابراز نارضايتي ميكنند.
شايد بهتر بود همزمان با اين طرح، فعاليتهاي فرهنگي نيز در سطح جامعه براي اشاعه بحث حجاب انجام شود.
من هم قبول دارم كه شايد اين شيوه بهتر بود، اما اين مسئوليت كساني است كه متولي امور فرهنگي در جامعه هستند. به هر حال پليس نميتواند دست روي دست بگذارد و منتظر بماند كه امنيت جامعه به خطر بيفتد تا فلان دستگاه و مرجع، ماموريت خود را در ابعاد ديگر ازجمله بعد فرهنگي انجام دهد.
بنابراين ما براساس قانون وظيفه خود را انجام ميدهيم و مردم ما هم اين موضوع را قبول دارند، ميدانند همان مامور ما كه در دورهاي طرح عفاف و حجاب را اجرا ميكند در يك دوره هم طرح برخورد با موادفروشان و قاچاقچيان يا سارقان را انجام ميدهد و اين يعني ماموريتهاي پليسي از هم جدا نيست و ماموران ما بايد در تمام زمينهها به وقت نياز حضور داشته باشند.
موضوع ديگري كه بايد به آن اشاره كنم، اين است كه در حال حاضر پليس صرفا طرح عفاف و حجاب را در سطح جامعه اجرا نميكند و همزمان با اجراي طرح امنيت محلهمحور هماكنون پليس 36 موضوع را رسيدگي ميكند كه 27 مورد آن دغدغههاي مردم است.
درباره اين طرح بيشتر توضيح ميدهيد؟
يعني علاوه بر برخورد با بدپوششها و مانكنها، طرحهايي مانند جمعآوري اراذل و اوباش و مبارزه با موادفروشان خرد و قاچاقچيان را هم اجرا ميكنيم. براي مثال در همين دوره كه طرح برخورد با بدپوششي اجرا شده طي سه مرحله طرح جمعآوري و دستگيري اراذل و اوباش در سطح شهر را هم به اجرا گذاشتهايم.
همچنين بيش از دو تن مواد مخدر را در تهران كشف كردهايم كه نسبت به سالهاي گذشته بيسابقه بوده است.
با اجراي طرح امنيت محلهمحور همزمان 27 موضوع در قالب ماموريتهاي پليس گنجانده شده كه در حال اجراست، ماموريتهايي همچون دستگيري و جمعآوري اراذل و اوباش، فروشندگان سيدي و فيلمهاي مستهجن، شوهاي لباس زيرزميني، آتليههاي عكاسي، مزاحمان نواميس در اطراف مدارس دخترانه، خانههاي فساد، تالارها و باغهاي عروسي، بحث ماهوارهها، قهوهخانهها، كافينتها، مزاحمت براي بانوان، توليدكنندگان و فروشندگان سلاح سرد، استوديوهاي زيرزميني، رمالها و فالگيرها، سارقان و كيفقاپها، برخورد با پاركينگهاي متخلف كه بعضا خودروهاي سرقتي را نگه ميدارند و....
برخورد با كالاهاي قاچاق كه سال گذشته نسبت به سال قبل افزايش دو برابري كشفيات در اين حوزه را داشتيم. برخورد با شركتهاي هرمي، برخوردي كه پليس از دو سال پيش با فعاليت شركتهاي هرمي آغاز كرد و بيش از 460 شركت هرمي را در يك شب برخورد و پلمب كرديم باعث شد در حال حاضر فعاليت شركتهاي هرمي به حداقل برسدكه اين موضوع هم به اقتصاد جامعه و به خطر افتادن امنيت مالي شهروندان كمك كرد.
در حال حاضر جرايم آتليههاي عكاسي واقعا نسبت به گذشته كمتر شده است، حالا ديگر اين آتليهها بايد اصل فيلم يا نگاتيو عكسها را در اختيار صاحب آن قرار دهند. كاهش 35 درصدي جرايم خشن نسبت به سالهاي قبل نيز از ديگر رهآوردهاي اجراي طرح امنيت محلهمحور است.
پيش از اين مردم، خصوصا بانواني كه صبحهاي زود براي كوهپيمايي به كوهستانهاي اطراف تهران ميرفتند، دغدغه امنيت داشتند كه با راهاندازي پليس كوهستان ديگر مواردي از ايجاد مزاحمت براي بانوان در اين اماكن گزارش نميشود، چراكه ماموران پياده و موتورسوار ما دائما در حال گشتزني در اين مكانها هستند و حتي بعضا كارهاي امداد و نجات هم در كوهستان انجام ميدهند.
در مواردي مشاهده ميشود كه پليس ماموريت خود را انجام ميدهد، اما سازمانهايي كه بايد اين فرآيند را تكميل كنند، وظيفهشان را بدرستي انجام نميدهند. براي مثال در بحث زنان ويژه، پليس بارها اعلام كرده است كه آمادگي دارد زنان خياباني را جمعآوري كند، اما ظاهرا چرخه بازپروري اين زنان اشكال دارد.
در بحث زنان آسيبديده براي چندمين بار تاكيد ميكنم كه ميتوانيم در يك هفته آنها را از سطح شهر جمعآوري كنيم و در اختيار هر سازمان يا دستگاه خدماتي كه بتواند آنها را ساماندهي كنند، قرار دهيم، اما تاكنون هيچ مجموعهاي در اين زمينه داوطلب نشده است و حتي به بهزيستي هم اعلام كردهايم و كمك خواستهايم، اما اقدامي در اين زمينه از طرف آنها انجام نشده است.
همين حالا هم اگر سازمانها و دستگاههاي متولي اعلام كنند كه حاضر هستند اين زنان آسيبديده را در سطح شهر پذيرش كنند، پليس هم بلافاصله آمادگي دارد كه اين زنان را جمعآوري كرده و تحويل سازمانهاي ذيربط قرار دهد.
پس اكنون، پليس در برخورد با زنان آسيبديده چه ميكند؟
صرفا به مرجع قضايي معرفيشان ميكنيم؛ اما هيچ سازماني براي نگهداري و بازپروري آنها اعلام آمادگي نميكند. اين زنها آسيب ديدهاند. بايد طوري آنها را بازپروري كرد كه بار ديگر با چنين بزهي به جامعه برنگردند. مساله زنان خياباني شبيه مساله معتادان است. ما در خرداد و تير سال پيش معتادان را جمعآوري كرديم، اما در بازپروريشان مشكلاتي داريم.
حالا كه بحث به حضور معتادان ولگرد در سطح جامعه رسيد ميخواهيم بدانيم آيا به دليل همان مشكلات در مساله بازپروري معتادان است كه هنوز در بخشهايي از تهران پاتوقهايي وجود دارد و موادفروشها و معتادها در آنها آزادانه به خريد و فروش و مصرف مواد مخدر مشغول هستند؟
در دو سال گذشته پليس، پاتوقهاي زيادي را در پاركها و مناطق جنگلي شناسايي كرده و برخورد كرده و اكنون شمار آنها به حداقل رسيده است.
اما هنوز هم پاتوقهاي معروفي در تهران وجود دارد كه پر رفت و آمد است؟
اين ادعاي شماست و من نفي نميكنم، اما ميگويم كه ما بيشتر پاتوقها را جمع كردهايم. شما بگوييد پاتوقهايي كه منظورتان است، كجاست، ما با آنها برخورد ميكنيم.
البته ما برخي از اين پاتوقها را ميشناسيم، اما مسلما شناسايي آنها براي پليس آسانتر است.
مطمئن باشيد ما آنها را شناسايي و پاكسازي كردهايم، براي مثال در سال گذشته حدود هزار نفر را در همين پاتوقها دستگير كردهايم، اما دستگيرشدهها مجددا به پاتوقها برميگردند و چرخه دستگيري، آزادي و مجددا دستگيري همچنان ادامه دارد. يكي از مثالهاي پاتوقهاي پاكسازيشده، دره فرحزاد و محدوده ميدان هرندي است كه پليس بارها آن را پاكسازي كرده است.
امسال نيز در تهران در سه مرحله براي برخورد با خردهفروشان به شكل گسترده اقدام كرديم و در سه مرحله بيش از صد كيلوگرم انواع مواد مخدر كشف شد. دقت كنيد كه اين مواد، به شكل پراكنده و در بستههاي كوچك در اختيار خردهفروشها بوده است و ماموران ما آنها را پيدا كردهاند.
من البته گفته شما را نفي نميكنم كه هنوز در برخي نقاط تهران پاتوقهايي وجود دارد، اما ميگويم اقدامات پليس، اقدامات خوبي بوده است. حتي در برخي مناطق مانند محدوده ميدان هرندي، كيوسك پليس تعبيه كردهايم تا نيروهايمان حضور دائمي باشند.
دو منطقهاي را كه به آنها اشاره كرديد مشاهده كردهام، متاسفانه اين مناطق باز هم آلوده شده، البته ميدانم كه پليس در امر پاكسازي مناطق آلوده كوتاهي نكرده، اما آنها بار ديگر پاتوق شده است. از ديدگاه شما، كجاي كار ميلنگد كه چنين پاتوقهايي هر بار پس از پاكسازي، با گذشت زمان كوتاهي دوباره پر از معتاد و موادفروش ميشود؟
وقتي خردهفروشها را دستگير ميكنيم هر كدام از آنها فقط چند گرم مواد مخدر همراه خودشان دارند. حكم مرجع قضايي بر اساس مقدار مواد مخدري است كه همراه خردهفروشهاست و به همين دليل آنها پس از چند روز آزاد ميشوند.
درخصوص معتادها هم اگر كمپ در اختيارمان قرار بدهند، قادريم آنها را به شكل كامل جمعآوري كنيم. البته باز هم تاكيد ميكنم كه جمعآوري معتادان جزو وظايف پليس نيست و صرفا براي جلب رضايت مردم اين كار را انجام ميدهيم.
شما ستاد مبارزه با مواد مخدر را به عنوان سياستگذار اصلي در حوزه درمان اعتياد و مبارزه با قاچاق مواد مخدر قبول داريد؟
بله.
مسئولان ستاد ميگويند جمعآوري معتادان وظيفه پليس است. همچنين اصلاحيه قانون مبارزه با مواد مخدر نيز تاكيد كرده است كه بايد با معتاداني كه دربرابر درمان مقاومت ميكنند قانونا برخورد شود و پليس ضابط قانون است.
اولا در اصلاحيه گفته شده است شخص معتاد بايد به شكل داوطلبانه يا به حكم مرجع قضايي به مراكز ترك اعتياد مراجعه كند. ما از بحث حكم مرجع استفاده ميكنيم، اما وظيفه ما نيست كه به عنوان ضابط جمعآوريشان كنيم، اين كار را شهرداري و بهزيستي ميتوانند انجام بدهند يا در محل كمپها قاضي مستقر باشد يا معتادها را به مجموعه قضايي ارجاع بدهند تا قاضي حكم بدهد آنها را به كمپ بفرستند.
اصلا فرض كنيم كه شما درست ميگوييد و ما بايد معتادان را جمع كنيم. ما ادعا داريم ميتوانيم همه آنها را جمعآوري كنيم، اما سازمانهاي متولي بايد كمپ در اختيار ما قرار بدهند تا جمعيت جمعآوريشده را براي درمان به آنها بسپريم. اگر اينگونه باشد كه ما دائما معتادها را جمع كنيم و به كمپهايي بسپريم كه ظرفيت ندارند و آنها باز معتادان را بدون درمان در جامعه رها كنند، عمليات پليس بيفايده است.
فعلا اصليترين كمپي كه ما معتادان را به آن ميسپريم كمپ شفق است كه آن هم به نوعي وابسته به پليس است.
به هر حال ما در سال گذشته ثابت كرديم كه توانايي جمعآوري همه معتادان را در سطح شهر تهران داريم، اما همچنان ميگويم كه نياز به فضايي براي بازپروري و درمانشان داريم.
نبود كمپهاي مجاز و فراواني مطالبات خانوادهها براي مراكز ويژه ترك اعتياد باعث شده است بازار كمپهاي غيرمجاز رونق بگيرد. پليس براي برخورد با كمپهاي غيرمجاز چه كرده است؟
نظارت بر كمپهاي غيرمجاز بر عهده ستاد مبارزه با مواد مخدر است و هماكنون اين نظارت با همكاري پليس وجود دارد، به طوري كه ما هر سال كمپهاي فعال در حوزه درمان معتادان را رصد ميكنيم. اگر كمپي مجوز نداشته باشد شرايطش را بررسي ميكنيم. در صورتي كه شرايط كمپ ايدهآل باشد مسئولان آن را براي كسب مجوز راهنمايي ميكنيم و در صورتي كه ايدهآل نباشد، پلمبش ميكنيم.
اما من از مقامي مسئول در پليس شنيدم كه پليس چندان هم مشتاق به جمعآوري كمپهاي غيرمجاز نيست چون از نظر او، نگهداري معتاد در كمپي غيرمجاز از اين كه سطح شهر رها باشد و امنيت مردم را تهديد كند بهتر است.
قطعا كسي كه اين موضوع را به شما گفته، پليس نبوده است! از ديد پليس، معتاد هم انسان است و بايد از شرايط انساني براي درمان برخوردار شود. ما معتادها را جمعآوري ميكنيم كه شرايط بهتري برايشان به وجود بياوريم تا ترك كنند. اگر آنها را به محيطي ببريم كه مشكلات بيشتري برايشان ايجاد شود، براي مثال بيمار شوند يا شرايط بهداشتي مناسبي نداشته باشند، حقوق شهروندي و انسانيشان را رعايت نكردهايم و ما با چنين روالي مخالفيم.
علاوه بر مساله اعتياد و برخورد با خردهفروشان، يكي از مسائلي كه اخيرا مسئولان پليس، چند بار به آن اشاره كردهاند، تاخير مجلس در رسيدگي به لايحه ممنوعيت حمل سلاح سرد است. برخي نمايندگان مجلس مدعي هستند اين لايحه را نديدهاند و بهكلي منكر وجود آن شدهاند! تصويب نهايي اين لايحه چه تاثيري بر شيوه برخورد با جرايم خشن دارد؟
تصويب اين لايحه باعث ميشود پليس گشادهدستتر با حمل سلاح سرد برخورد كند و مسلما در نزاعهاي خياباني استفاده از سلاح سرد كاهش پيدا ميكند و به تبع آن آمار مربوط به جرح و قتل نيز كم ميشود.
پليس درخواستش را براي برخورد قانوني با مراجع مطرح كرده است و منتظر نتيجه هستيم، اما گرچه با امكانات موجود هم توانستهايم تا حدي با حمل سلاح سرد برخورد كنيم، هرچه قانون كاملتر باشد، دست ضابطش بازتر است.
يكي از انتقادهايي كه برخي مردم به پليس دارند، اين است كه پليس شبها در شهر حضور كمرنگتري نسبت به روز دارد و برخي جرايم در شب كاملا علني انجام ميشود. در اين زمينه چه نظري داريد؟
ماموران ما به شكل شيفتي كار ميكنند و اين يعني، همان تعداد ماموري كه در روز شهر را رصد ميكنند، در شب هم حضور دارند.
البته من حرف شما را نفي نميكنم كه برخي جرايم در شب، بيشتر رخ ميدهد و ما نيز نيروهايمان را براي برخورد با آنها آماده كردهايم و اگر مردم گزارشي به پليس بدهند نيز بسرعت اقدام ميكنيم.
جرايمي همچون زورگيري، مزاحمتهاي خياباني، سرقت و فعاليت زنان خياباني در شب بيشتر ميشود، نيروهاي پليس براي برخورد با بيشتر اين جرايم، در محلات گشتزني ميكنند، چون محل انجام اين نوع بزهها در معابر اصلي نيست بلكه در محلههاست. به همين دليل امكان دارد در گذر از معابر اصلي، نيروهاي پليس را كمتر ببينيد.
نكته مهم اين است كه شمار زيادي از جرايمي كه در محلهها رخ ميدهد، به نوعي با اعتياد در ارتباط است براي نمونه، چندي پيش كه يكي از پاتوقهاي تهران را پاكسازي كرديم سرقتهاي خرد در منطقه به شكل چشمگيري كاهش پيدا كرد.
صبح روزي كه قرار شد با سردار حسين ساجدينيا، رئيس پليس تهران در دفترش درباره حوزه وظايف و فعاليتهايش گفتوگو كنيم، چشمهايمان را از غبار عادت شستيم تا يك بار ديگر وظايف پليس پايتخت را با هم مرور كنيم و درباره برخي ابهامات در انجام مسئوليتهاي پليس از او بپرسيم.
گفتوگوي ما با رئيس پليس تهران، هشدار دارد مثل وقتي كه او بارها و بارها خطاب به بانوان تاكيد كرد «به هيچ وجه پليس لباس شخصي در طرح عفاف و حجاب نداريم.» گفتوگومان دلخوري دارد، مثل وقتي كه به بحث گشت امنيت اخلاقي و گستردگي وظايف پليس رسيديم و سردار با شك ميپرسيد «از اين سوالها ميخواهيد به چه نتيجهاي برسيد؟!» و البته افشاگريهايي هم دارد مثل وقتي كه سردار درباره وجود كاستيهايي در بحث جمعآوري معتادان، برخورد با خردهفروشهاي مواد مخدر و زنان ويژه برايمان توضيح داد.
همه ما ميدانيم كه دايره وظايف نيروي انتظامي چه در تهران بزرگ و چه در سطح كشور تا چه اندازه وسيع است، به طوري كه حتي به نظر ميرسد اين گستردگي وظايف، با تعداد نيروها و امكاناتي كه پليس در اختيار دارد، تناسبي ندارد. شما تا چه اندازه اين موضوع را قبول داريد؟
تنوع كار پليس هم بسيار زياد است و ماموريتهاي فراواني هم درخصوص اين وظايف به اين مجموعه محول شده است، به همين منظور و براي اين كه بتوانيم با توجه به اين گستردگي وظايف و ماموريتها پاسخگوي مردم باشيم در اين مدت 20 سالي كه از ادغام شهرباني و ژاندارمري و كميته انقلاب اسلامي و پليس قضايي ميگذرد و عملا ماموريتها به يك مجموعه يعني نيروي انتظامي واگذار شده، معاونتهاي خاص و پليسهاي تخصصي براي انجام ماموريتهاي مختلف راهاندازي و به مجموعه پليس اضافه شده است. براي مثال در حال حاضر پيگيري مسائل امنيتي و خدماتي مانند گذرنامه اتباع توسط پليس امنيت انجام ميشود يا تا چندي پيش مسائل مربوط به جرائم سايبري و اينترنتي توسط پليس آگاهي رسيدگي ميشد، اما افزايش جرائم مربوط به اين حوزه در يك دوره زماني موجب شد تا پليس تخصصي و مستقلي تحت عنوان پليس (فتا) براي پيگيري اين جرائم راهاندازي شود.
بنابراين در نهايت بايد اين طور پاسخ شما را بدهم: درست است كه تنوع وظايف و ماموريتها زياد است و شايد هم در برخي موارد بين امكانات و تعداد نيروي انساني در اين مجموعه تناسبي وجود نداشته باشد، اما به هر حال فعلا پليس مشغول انجام اين ماموريتهاست و به جرات ميتوانيم ادعا كنيم كه با وجود اين تنوع و فراواني ماموريتها، اما از موفقيت بالايي در انجام اين وظايف محوله برخوردار است.
پس با اين توضيحات ميپذيريد كه تعداد نيروها و امكانات موجود با تنوع وظايف و ماموريتهاي پليس همخواني ندارد؟
اين موضوع را هم ميتوان به نوعي پذيرفت كه در برخي ماموريتها شايد تناسبي نباشد ولي براي همه مجموعههاي كاريمان اين وضعيت صادق نيست.
اما برخي ماموريتها و وظايف پليس هم هست كه منتقدان معتقدند اصلا در حيطه وظايف پليس نميگنجد و برگردن پليس گذاشته شده، چراكه سازمان و دستگاه ديگري براي محول كردن اين مسئوليت پيدا نشده است؛ وظايفي مانند جلوگيري از ورود زنان به سفره خانههاي سنتي، برخورد با خالكوبي در آرايشگاههاي زنانه، كنترل استخرها و كافينتها و... .
در اين مورد با شما موافقم، به طور مثال برخي ماموريتها كه در حال حاضر به پليس واگذار شده، مانند جمعآوري متكديان يكي از موضوعاتي است كه گرچه مردم آن را از ما انتظار دارند، در حيطه وظايف شهرداري است يا جمعآوري معتادان كه وظيفه پليس نيست، بلكه وظيفه سازمانهاي خدماتي مانند شهرداري، ستاد مبارزه با مواد مخدر و بهزيستي است، اما چون قبلا مصرف مواد مخدر جرم محسوب ميشد و پليس معتادان را دستگير ميكرد مردم فكر ميكنند هنوز هم وظيفه پليس است.
اما درخصوص موضوع ورود زنان به سفرهخانههاي سنتي تاكيد ميكنم كه اصلا چنين چيزي ممنوع نيست و اصلا ممنوعيتي براي ورود زنان به سفرهخانههاي سنتي نداريم. فقط ارائه قليان به زنان ممنوعيت دارد.
در مورد آرايشگاههاي زنانه، پيش از اين هم پليس اماكن بر فعاليت آرايشگاههاي زنانه چه از بعد مجوز و چه از بعد وقوع مسائل غيراخلاقي يا فروش اجناس خاصي كه ممكن است قاچاق باشد و... نظارت ميكرد و در صورتي كه پس از بررسي تخلف آنها تاييد شود قطعا با اين آرايشگاهها برخورد ميشود.
كنترل كافينتها و نحوه فعاليت آنها، بررسي مجوزشان و جلوگيري از اين كه اطلاعات شخصي مردم در اين اماكن سوءاستفاده نشود، نيز از وظايف پليس سايبري است.
با آغاز فصل گرما به روال هر سال فعاليت گشتهاي امنيت اخلاقي نيز شروع شده است، بارها پليس اعلام كرده كه حضور گشت امنيت اخلاقي طي سالهاي اخير موجب كاهش جرايمي مانند بدپوشي و بدحجابي شده است، اما پرسش اينجاست كه از ديدگاه شما به عنوان يك مقام مسئول در پليس، آيا اين يك تغيير پايدار در جامعه است يا تغييري ناپايدار كه صرفا به واسطه حضور فيزيكي نيروهاي گشت امنيت اخلاقي در خيابانها به وجود آمده و اگر روزي اين گشتها نباشند، دوباره اين ناهنجاريها را مشاهده ميكنيم؟
اين را بايد از مسئولان مربوط و كساني كه متولي تحليل مسائل اجتماعي هستند بپرسيد، اما يكي از ماموريتهاي اصلي ما در جايگاه پليس و در حوزه امنيت اخلاقي حضور گشتهاي امنيت اخلاقي در سطح شهر است كه در طول سال هم به طور مداوم حضور دارند، اما در فصل تابستان كه به دليل گرماي هوا نوع پوششها كمي تغيير ميكند، قطعا پليس هم وظيفه دارد كه دقت بيشتري بر نوع پوششها داشته باشد، البته اين نظارت صرفا مختص پوشش نيست و شامل توليديهاي لباس، مغازهها و فروشگاههاي عرضه لباس و در نهايت استفادهكنندگان است.
وظيفه پليس اين است افرادي كه عفت عمومي را با پوشش نامناسب خود در سطح شهر جريحهدار ميكنند، برخورد كرده و به آنها تذكر دهد و حتي خانوادههايشان را در جريان قرار دهد مانند همين كارهايي كه هماكنون گشتهاي امنيت اخلاقي ما در سطح شهر انجام ميدهند. به طور كلي در بعد مسائل اجتماعي هر جا كه احساس به ورود پليس باشد در حيطه ماموريتها و وظايف خودمان، حضور خواهيم داشت.
آيا ميتوانيد با استناد به آمار بگوييد كه فعاليت گشتهاي امنيت اخلاقي طي سالهاي اخير در سطح شهر تا چه اندازه موجب كاهش بدپوششي شده و آيا پليس تاكنون بررسي و مطالعه كارشناسي در اين زمينه داشته كه چه تعداد از افرادي كه به خاطر نوع پوشششان از پليس تذكر گرفتهاند، قبلا هم سابقه تذكر گرفتن داشتهاند؟
اگر وضعيت 5 سال گذشته را با شرايط فعلي مقايسه كنيد، قطعا متوجه تغييري كه در نوع پوششها در سطح جامعه ايجاد شده؛ ميشويد. 5 سال پيش موضوع شلوارهاي كوتاه و در اصطلاح «برمودا» مطرح بود يا از شالهايي استفاده ميشد كه مو از جلو و عقب مشخص بود، آرايشهاي غليظ هم در سطح شهر ميديديم، اما حالا ديگر از آن نوع پوششها خبري نيست.
اگر آن موقع نظارت جدي انجام نميشد، رسيدگي و برخوردي در زمينه پيشگيري صورت نميگرفت، قطعا هر چه پيش ميرفتيم نوع پوششها بدتر ميشد، اما ديگر كمتر شاهد اين نوع پوششها در سطح شهر هستيم و تعداد بانواني كه پوشش مناسب و در شان يك بانوي عفيفه دارند در جامعه زياد است و آن تعداد محدودي كه نادانسته پوشش نامناسب را انتخاب ميكنند، هم وقتي به آنها تذكر ميدهيم بعضا رعايت ميكنند.
در موضوع تكرار و سابقه تذكر نيز تاكيد ميكنم بيشتر كساني كه توسط گشتهاي امنيت اخلاقي تذكر ميگيرند، سابقهاي ندارند و پس از آن نيز ديگر شئون را رعايت ميكنند و شمار كساني كه سابقه تذكر گرفتن از گشتهاي امنيت اخلاقي و جمعآوري و انتقال به پايگاه پليس را داشتهاند، به سه درصد هم نميرسد.
اما شما هنوز به آمار تعداد افرادي كه تذكر گرفتهاند و دستگيريها در اين زمينه اشاره نكردهايد.
بيشتر موارد ما در حد تذكر دادن و امنيت اخلاقي است تا جمعآوري و انتقال به پايگاه. آمارها هم روزانه بالا و پايين ميرود و به نظرم بهتر است به جاي ارائه آمار صرفا روي اين موضوع مهم تاكيد كنيم كه وضعيت پوشش در شرايط فعلي نسبت به گذشته خيلي بهتر شده است.
سردار! برخي منتقدان به شيوه عملكرد گشتهاي امنيت اخلاقي ميگويند هنوز در اين حوزه قانون منسجمي كه بدپوششي را براي مردم و پليس تعريف كند وجود ندارد، شما اين موضوع را تا چه حد قبول داريد؟
تمام اقدامات پليس براساس قانون است، يعني اگر گشتهاي امنيت اخلاقي در سطح شهر هستند يا هر ماموريت ديگري كه پليس دارد براساس موارد قانوني است و قطعا در رابطه با مبحث اصلاح بدپوششي در جامعه، هم با مرجع قضايي هماهنگي لازم انجام شده است و هم قانون آن وجود دارد و اگر قانون مجازات اسلامي را مطالعه كنيد، بصراحت اين موضوع عنوان شده است و ما كاستي قانوني در اين زمينه نداريم.
اما به نظر ميرسد هنوز مصاديق بدپوششي به شكل كامل مشخص نيست و ممكن است يك مامور براي شال كوتاه و پيدا بودن مو تذكر بدهد و مامور ديگري مانتوي تنگ را. براي آموزش نيروهاي گشت امنيت اخلاقي و براي اين كه برخوردها و تذكر دادن آنها به مردم سليقهاي نباشد و حقي از شهروندان در اين زمينه ضايع نشود، چه كردهايد؟
ماموران ما همگي آموزش لازم را ديدهاند و براساس اين آموزشها اقدام ميكنند و در اين چند سال فعاليت هم ديگر تجربه كافي را پيدا كردهاند و افراد بيتجربهاي در انجام ماموريتشان نيستند، درباره مصاديق بدپوششي هم بارها در رسانهها اعلام شده است.
موضوع مهمي كه وجود دارد اين است كه قطعا در كمتر شرايطي پيش ميآيد كه ماموران ما تمام مصاديق بدپوششي را در يك نفر با هم ببينند. به طور مثال ممكن است خانمي مانتوي مناسبي بر تن كرده باشد، اما روسرياش نازك يا كوتاه بوده و موهايش پيدا باشد يا برعكس كه اين موارد باعث شود ماموران به وي تذكر بدهند.
در حال حاضر اشتباهات ماموران ما در حوزه گشتهاي امنيت اخلاقي به حداقل رسيده است، ضمن اين كه ماموران بازرسي ما و حتي در رده فرماندهي نيز در محلهايي كه گشتهاي ما مستقر هستند، حضور پيدا ميكنند و ضمن سركشي بر عملكرد گشتهاي امنيت اخلاقي هم نظارت ميكنند. با اين حال اگر مواردي هم باشد كه به يقين برسيم خطايي از جانب مامور صورت گرفته ضمن برخورد با مامور خاطي از شهروند عذرخواهي ميكنيم.
نكته ديگري كه لازم است به آن اشاره كنم، اين است كه در بحث برخورد با بدپوششي اين موضوع صرفا در مورد بانوان نيست و ماموران ما با مردان بدپوشش نيز برخورد ميكنند و به آنها تذكر ميدهند هرچند تعداد آنها كمتر است.
نكته مهمي كه نميتوان آن را ناديده گرفت اين است كه مانتوي تنگ يا كوتاهي كه از نظر پليس مصداق بدپوششي است و ماموران شما در گشتهاي ارشاد دربارهاش تذكر ميدهند، به هر حال توليد و در فروشگاهها نيز عرضه ميشود، بنابراين شايد كمي بيانصافي باشد كه همه تقصيرها را به گردن استفادهكنندگان بيندازيم. در واقع به نظر ميرسد الگوي مناسب ديگري براي توليد پوششي كه از نظر پليس در جامعه پذيرفته شده است، وجود ندارد.
همان طور كه قبلا هم اشاره كردم در حال حاضر پليس هم بر توليديها و هم بر فروشندگان لباس و مانتو نظارت دارد و ماموران ما بعضا در اين واحدها حضور پيدا ميكنند، نظارت لازم را دارند و تذكر هم ميدهند و واحدهاي بيتوجه به تذكرها را پلمب ميكنند.
در فروشگاهها و مغازههاي عرضه لباس نيز در بيشتر مراكز خريد با توجيهاتي كه انجام شده، ديگر مانتوهاي مناسب عرضه ميشود، اما مانتوهاي نامناسبي كه بعضا مشاهده ميكنيم بيشتر لباسهايي هستند كه از مرزها به صورت قاچاق وارد ميشود.
با اين حال حرف شما را هم قبول دارم كه در حال حاضر ما الگوي مناسب كم داريم و نهادها و سازمانهايي كه بايد روي الگوي لباس مناسب كار كنند، نداريم و هنوز هم نتوانستهايم لباسهاي مناسبي براي مردان و زنان طراحي و عرضه كنيم و اين موضوعي است كه حتما متوليان امر بايد مدنظر قرار دهند.
سال گذشته شخصا تعدادي از توليدكنندگان و حتي استادان دانشگاه در رشته طراحي مد و لباس را طي دو مرحله در نشست مشتركي دعوت كردم و از آنها خواستيم با مشاركت يكديگر طراحي روي لباس مناسب با پارچه مناسب و قيمت مناسب براي عرضه را انجام دهيم كه پليس هم در اين زمينه پشتيبان آنها باشد، اما متاسفانه چون به نظر ميرسد اين كار براي توليدكنندگان صرفه اقتصادي ندارد استقبالي از اين پيشنهاد نكردند. احساس ما اين است كه آنها به دنبال سود بيشتر هستند.
با اين حال بنده همچنان از طراحان و توليدكنندگان لباس دعوت ميكنم در اين زمينه وارد عمل شوند، اطمينان هم داريم كه از طرف مردم از اين قضيه استقبال هم ميشود و پليس نيز در خدمت آنها خواهد بود.
در مورد برخوردها هم انتقادهايي به عملكرد ماموران شما در گشتهاي امنيت اخلاقي وجود دارد و برخي برخوردهاي اشتباه حتي باعث سوءاستفاده رسانههاي خارجي نيز شده است. ماموران شما براي احترام به حقوق شهروندان چه آموزشهايي ديدهاند؟
تمام ماموران زن و مرد ما كه در حوزه امنيت اخلاقي فعاليت ميكنند، آموزشهاي لازم را ديدهاند و از تحصيلات عالي برخوردارند و فارغالتحصيل دانشكده پليس يا ساير دانشگاهها هستند. سعي كردهايم پليسهاي زني كه در سطح شهر در قالب گشتهاي ارشد فعاليت ميكنند به گونهاي انتخاب شوند كه متناسب با رشته تحصيليشان مانند علوم اجتماعي، روانشناسي و مشاوره باشد.
پليس خدمتگزار مردم است و تلاش ما اين است كه ماموريتهاي ما در جهت خواسته مردم باشد، يعني اگر در يك دوره شهروندان دغدغه اراذل و اوباش يا مواد فروشان را دارند، حتما وظيفه پليس وارد عمل شدن در اين زمينه و رفع اين نگراني مردم است.
درباره بد پوششي هم اين خواسته مردم است كه پليس در اين زمينه وارد عمل شود، هرچند قانونگذار از ما اين مطالبه را دارد و به همين دليل ما هم در اين زمينه وارد عمل شدهايم و سعي كردهايم برخوردهاي نادرست را به حداقل برسانيم.
عمده دستور ما اين است كه ماموران صرفا تذكر بدهند، اما در مواردي كه وضعيت پوشش بسيار زننده باشد آن خانم يا آقا بايد همراه ماموران ما به پايگاههاي پليس بيايند و آنجا مشاوران ما حضور دارند و با آنها صحبت ميكنند و هيچ گونه برخورد بدي هم با آنها نميشود، فقط با خانوادههايشان تماس ميگيريم كه لباس مناسب برايشان بياورند و وقتي آنها لباسشان را تعويض كردند ميتوانند به خانه برگردند.
اما بعضيها در ارتباط با اجراي ماموريتهاي پليس مقاومت ميكنند و حتي به ماموران ما بيحرمتي ميكنند، هرچند اين موارد معدود است و اينها همان افراد معدود معلومالحالي هستند كه از آنها به عنوان مصاديق مانكن نام برده ميشود، در غير اين صورت بيشتر افرادي كه ماموران ما صرفا به آنها تذكر ميدهند و مردم هم اين تذكر را ميپذيرند و به مامورانمان اعتماد ميكنند.
نكته ديگر اين است كه در سطح معابر شهري ما مسئوليت تيمهاي امنيت اخلاقي را به پليسهاي زن سپردهايم و ماموران مرد به عنوان نيروهاي پشتيبانيكننده ماموران زن ما حضور دارند، تا اگر اتفاقي بيفتد در صورت نياز ماموران زن را پشتيباني كنند.
برخي از تصاوير منتشر شده را هم كه ميبينيد مربوط به سطح بزرگراههاي شهر است كه ماموران و نيروهاي موتورسوار ما در سطح بزرگراهها مستقر و در حال گشتزني هستند. آنها ماموريت دارند چهار موضوع را با جديت كنترل و برخورد كنند؛ گروه اول كساني كه خودروهايشان آلودگي صوتي دارد و از سيستمهاي صوتي خاص استفاده ميكنند.
گروه دوم كساني هستند كه داخل خودرو سگ حمل ميكنند. بارها تذكر دادهايم كه حمل سگ چه در داخل خودرو و چه در پاركها ممنوع است. در اين زمينه تماسهاي فراواني از شهروندان داشتهايم كه با مشاهده سگي كه سرش را از داخل خودرويي بيرون آورده دچار وحشت شدهاند و تعادل خود را در رانندگي از دست دادهاند يا اين صحنه باعث ترس فرزندشان شده است، بنابراين پليس قطعا وظيفه برخورد با سگگرداني چه در پارك و چه درون خودرو را دارد.
گروه سوم بانواني هستند كه هنگام رانندگي داخل خودرو كشف حجاب ميكنند، ماموران ما در اين موارد مدارك خودروي اين خانمها را اخذ ميكنند.
گروه چهارم نيز مزاحمان نواميس هستند كه با خودروي خود ايجاد مزاحمت ميكنند. در اين موارد، ماموران مرد ما ـ چه راهور و چه انتظامي ـ موظف به اخذ مدرك و توقيف خودرو هستند.
برخي شهروندان ميگويند افرادي با لباس شخصي و به عنوان مامور نيروي انتظامي سعي كردهاند درباره نوع پوشششان به آنها تذكر دهند. آيا شما ماموران لباس شخصي در طرح برخورد با بدپوششي داريد؟
شهروندان آگاه باشند كه ما در اجراي طرح عفاف و حجاب به هيچ وجه مامور لباس شخصي در سطح شهر نداريم.
اگر شهروندان مشاهده كردند كه فردي با لباس شخصي سعي دارد از آنها مدارك خودرو يا مدارك شخصيشان را مطالبه ميكند يا ميخواهد به اين بهانه خودروي خانمي را به پاركينگ منتقل كند، سريعا بايد با پليس 110 تماس بگيرند و موضوع را گزارش بدهند.
ما هيچ ماموري كه لباس شخصي داشته باشد و بخواهد از شهروندان اخذ مدرك كند، نداريم. مامور ما حتما بايد لباس فرم به تن داشته و حكم ماموريت يا كارت خدمت در پليس را ارائه نمايد و تجهيزاتي مانند خودرو و بيسيم هم كه جزو ملزومات كارش است.
حتي ماموران ما هم حق پيادهكردن بانوان از خودرو و انتقال خودرو به پاركينگ را ندارند و فقط ميتوانند مدارك خودرويشان را اخذ كنند.
به هر حال در شرايط فعلي كه نيروي انتظامي اجراي طرح عفاف و حجاب و برخورد با بدپوششي را بر عهده گرفته است، آيا ممكن است به واسطه برخي برخوردها ميان پليس و مردم، چهره پليس در اذهان عمومي خدشهدار شود. فكر نميكنيد شايد بهتر بود اجراي اين طرح از طرف سازمانها يا نهادهاي ديگري انجام شود؟
البته بهتر است جواب اين سوال را از مسئولان مربوطه و قانونگذار بخواهيد كه چرا در بحث برخورد با بدپوششي و اجراي طرح عفاف و حجاب اين ماموريت را به سازمانهاي ديگر نسپردند، اما به هر حال اين ماموريتي است كه قانونگذار آن را به پليس واگذار كرده و ما هم سعي ميكنيم اين وظيفه را به نحو احسن اجرا كنيم.
با شما موافق نيستم كه اجراي اين طرح باعث مخدوششدن چهره پليس شده است، اتفاقا در اين سالها كه اجراي طرح عفاف و حجاب به پليس سپرده شده بازتابها و نظرات فراواني از سوي شهروندان داشتيم كه از فعاليت و عملكرد پليس در اين زمينه رضايت داشتهاند، هرچند عده كمي هم كه خودشان پوشش مناسبي ندارند از اين وضعيت همواره ابراز نارضايتي ميكنند.
شايد بهتر بود همزمان با اين طرح، فعاليتهاي فرهنگي نيز در سطح جامعه براي اشاعه بحث حجاب انجام شود.
من هم قبول دارم كه شايد اين شيوه بهتر بود، اما اين مسئوليت كساني است كه متولي امور فرهنگي در جامعه هستند. به هر حال پليس نميتواند دست روي دست بگذارد و منتظر بماند كه امنيت جامعه به خطر بيفتد تا فلان دستگاه و مرجع، ماموريت خود را در ابعاد ديگر ازجمله بعد فرهنگي انجام دهد.
بنابراين ما براساس قانون وظيفه خود را انجام ميدهيم و مردم ما هم اين موضوع را قبول دارند، ميدانند همان مامور ما كه در دورهاي طرح عفاف و حجاب را اجرا ميكند در يك دوره هم طرح برخورد با موادفروشان و قاچاقچيان يا سارقان را انجام ميدهد و اين يعني ماموريتهاي پليسي از هم جدا نيست و ماموران ما بايد در تمام زمينهها به وقت نياز حضور داشته باشند.
موضوع ديگري كه بايد به آن اشاره كنم، اين است كه در حال حاضر پليس صرفا طرح عفاف و حجاب را در سطح جامعه اجرا نميكند و همزمان با اجراي طرح امنيت محلهمحور هماكنون پليس 36 موضوع را رسيدگي ميكند كه 27 مورد آن دغدغههاي مردم است.
درباره اين طرح بيشتر توضيح ميدهيد؟
يعني علاوه بر برخورد با بدپوششها و مانكنها، طرحهايي مانند جمعآوري اراذل و اوباش و مبارزه با موادفروشان خرد و قاچاقچيان را هم اجرا ميكنيم. براي مثال در همين دوره كه طرح برخورد با بدپوششي اجرا شده طي سه مرحله طرح جمعآوري و دستگيري اراذل و اوباش در سطح شهر را هم به اجرا گذاشتهايم.
همچنين بيش از دو تن مواد مخدر را در تهران كشف كردهايم كه نسبت به سالهاي گذشته بيسابقه بوده است.
با اجراي طرح امنيت محلهمحور همزمان 27 موضوع در قالب ماموريتهاي پليس گنجانده شده كه در حال اجراست، ماموريتهايي همچون دستگيري و جمعآوري اراذل و اوباش، فروشندگان سيدي و فيلمهاي مستهجن، شوهاي لباس زيرزميني، آتليههاي عكاسي، مزاحمان نواميس در اطراف مدارس دخترانه، خانههاي فساد، تالارها و باغهاي عروسي، بحث ماهوارهها، قهوهخانهها، كافينتها، مزاحمت براي بانوان، توليدكنندگان و فروشندگان سلاح سرد، استوديوهاي زيرزميني، رمالها و فالگيرها، سارقان و كيفقاپها، برخورد با پاركينگهاي متخلف كه بعضا خودروهاي سرقتي را نگه ميدارند و....
برخورد با كالاهاي قاچاق كه سال گذشته نسبت به سال قبل افزايش دو برابري كشفيات در اين حوزه را داشتيم. برخورد با شركتهاي هرمي، برخوردي كه پليس از دو سال پيش با فعاليت شركتهاي هرمي آغاز كرد و بيش از 460 شركت هرمي را در يك شب برخورد و پلمب كرديم باعث شد در حال حاضر فعاليت شركتهاي هرمي به حداقل برسدكه اين موضوع هم به اقتصاد جامعه و به خطر افتادن امنيت مالي شهروندان كمك كرد.
در حال حاضر جرايم آتليههاي عكاسي واقعا نسبت به گذشته كمتر شده است، حالا ديگر اين آتليهها بايد اصل فيلم يا نگاتيو عكسها را در اختيار صاحب آن قرار دهند. كاهش 35 درصدي جرايم خشن نسبت به سالهاي قبل نيز از ديگر رهآوردهاي اجراي طرح امنيت محلهمحور است.
پيش از اين مردم، خصوصا بانواني كه صبحهاي زود براي كوهپيمايي به كوهستانهاي اطراف تهران ميرفتند، دغدغه امنيت داشتند كه با راهاندازي پليس كوهستان ديگر مواردي از ايجاد مزاحمت براي بانوان در اين اماكن گزارش نميشود، چراكه ماموران پياده و موتورسوار ما دائما در حال گشتزني در اين مكانها هستند و حتي بعضا كارهاي امداد و نجات هم در كوهستان انجام ميدهند.
در مواردي مشاهده ميشود كه پليس ماموريت خود را انجام ميدهد، اما سازمانهايي كه بايد اين فرآيند را تكميل كنند، وظيفهشان را بدرستي انجام نميدهند. براي مثال در بحث زنان ويژه، پليس بارها اعلام كرده است كه آمادگي دارد زنان خياباني را جمعآوري كند، اما ظاهرا چرخه بازپروري اين زنان اشكال دارد.
در بحث زنان آسيبديده براي چندمين بار تاكيد ميكنم كه ميتوانيم در يك هفته آنها را از سطح شهر جمعآوري كنيم و در اختيار هر سازمان يا دستگاه خدماتي كه بتواند آنها را ساماندهي كنند، قرار دهيم، اما تاكنون هيچ مجموعهاي در اين زمينه داوطلب نشده است و حتي به بهزيستي هم اعلام كردهايم و كمك خواستهايم، اما اقدامي در اين زمينه از طرف آنها انجام نشده است.
همين حالا هم اگر سازمانها و دستگاههاي متولي اعلام كنند كه حاضر هستند اين زنان آسيبديده را در سطح شهر پذيرش كنند، پليس هم بلافاصله آمادگي دارد كه اين زنان را جمعآوري كرده و تحويل سازمانهاي ذيربط قرار دهد.
پس اكنون، پليس در برخورد با زنان آسيبديده چه ميكند؟
صرفا به مرجع قضايي معرفيشان ميكنيم؛ اما هيچ سازماني براي نگهداري و بازپروري آنها اعلام آمادگي نميكند. اين زنها آسيب ديدهاند. بايد طوري آنها را بازپروري كرد كه بار ديگر با چنين بزهي به جامعه برنگردند. مساله زنان خياباني شبيه مساله معتادان است. ما در خرداد و تير سال پيش معتادان را جمعآوري كرديم، اما در بازپروريشان مشكلاتي داريم.
حالا كه بحث به حضور معتادان ولگرد در سطح جامعه رسيد ميخواهيم بدانيم آيا به دليل همان مشكلات در مساله بازپروري معتادان است كه هنوز در بخشهايي از تهران پاتوقهايي وجود دارد و موادفروشها و معتادها در آنها آزادانه به خريد و فروش و مصرف مواد مخدر مشغول هستند؟
در دو سال گذشته پليس، پاتوقهاي زيادي را در پاركها و مناطق جنگلي شناسايي كرده و برخورد كرده و اكنون شمار آنها به حداقل رسيده است.
اما هنوز هم پاتوقهاي معروفي در تهران وجود دارد كه پر رفت و آمد است؟
اين ادعاي شماست و من نفي نميكنم، اما ميگويم كه ما بيشتر پاتوقها را جمع كردهايم. شما بگوييد پاتوقهايي كه منظورتان است، كجاست، ما با آنها برخورد ميكنيم.
البته ما برخي از اين پاتوقها را ميشناسيم، اما مسلما شناسايي آنها براي پليس آسانتر است.
مطمئن باشيد ما آنها را شناسايي و پاكسازي كردهايم، براي مثال در سال گذشته حدود هزار نفر را در همين پاتوقها دستگير كردهايم، اما دستگيرشدهها مجددا به پاتوقها برميگردند و چرخه دستگيري، آزادي و مجددا دستگيري همچنان ادامه دارد. يكي از مثالهاي پاتوقهاي پاكسازيشده، دره فرحزاد و محدوده ميدان هرندي است كه پليس بارها آن را پاكسازي كرده است.
امسال نيز در تهران در سه مرحله براي برخورد با خردهفروشان به شكل گسترده اقدام كرديم و در سه مرحله بيش از صد كيلوگرم انواع مواد مخدر كشف شد. دقت كنيد كه اين مواد، به شكل پراكنده و در بستههاي كوچك در اختيار خردهفروشها بوده است و ماموران ما آنها را پيدا كردهاند.
من البته گفته شما را نفي نميكنم كه هنوز در برخي نقاط تهران پاتوقهايي وجود دارد، اما ميگويم اقدامات پليس، اقدامات خوبي بوده است. حتي در برخي مناطق مانند محدوده ميدان هرندي، كيوسك پليس تعبيه كردهايم تا نيروهايمان حضور دائمي باشند.
دو منطقهاي را كه به آنها اشاره كرديد مشاهده كردهام، متاسفانه اين مناطق باز هم آلوده شده، البته ميدانم كه پليس در امر پاكسازي مناطق آلوده كوتاهي نكرده، اما آنها بار ديگر پاتوق شده است. از ديدگاه شما، كجاي كار ميلنگد كه چنين پاتوقهايي هر بار پس از پاكسازي، با گذشت زمان كوتاهي دوباره پر از معتاد و موادفروش ميشود؟
وقتي خردهفروشها را دستگير ميكنيم هر كدام از آنها فقط چند گرم مواد مخدر همراه خودشان دارند. حكم مرجع قضايي بر اساس مقدار مواد مخدري است كه همراه خردهفروشهاست و به همين دليل آنها پس از چند روز آزاد ميشوند.
درخصوص معتادها هم اگر كمپ در اختيارمان قرار بدهند، قادريم آنها را به شكل كامل جمعآوري كنيم. البته باز هم تاكيد ميكنم كه جمعآوري معتادان جزو وظايف پليس نيست و صرفا براي جلب رضايت مردم اين كار را انجام ميدهيم.
شما ستاد مبارزه با مواد مخدر را به عنوان سياستگذار اصلي در حوزه درمان اعتياد و مبارزه با قاچاق مواد مخدر قبول داريد؟
بله.
مسئولان ستاد ميگويند جمعآوري معتادان وظيفه پليس است. همچنين اصلاحيه قانون مبارزه با مواد مخدر نيز تاكيد كرده است كه بايد با معتاداني كه دربرابر درمان مقاومت ميكنند قانونا برخورد شود و پليس ضابط قانون است.
اولا در اصلاحيه گفته شده است شخص معتاد بايد به شكل داوطلبانه يا به حكم مرجع قضايي به مراكز ترك اعتياد مراجعه كند. ما از بحث حكم مرجع استفاده ميكنيم، اما وظيفه ما نيست كه به عنوان ضابط جمعآوريشان كنيم، اين كار را شهرداري و بهزيستي ميتوانند انجام بدهند يا در محل كمپها قاضي مستقر باشد يا معتادها را به مجموعه قضايي ارجاع بدهند تا قاضي حكم بدهد آنها را به كمپ بفرستند.
اصلا فرض كنيم كه شما درست ميگوييد و ما بايد معتادان را جمع كنيم. ما ادعا داريم ميتوانيم همه آنها را جمعآوري كنيم، اما سازمانهاي متولي بايد كمپ در اختيار ما قرار بدهند تا جمعيت جمعآوريشده را براي درمان به آنها بسپريم. اگر اينگونه باشد كه ما دائما معتادها را جمع كنيم و به كمپهايي بسپريم كه ظرفيت ندارند و آنها باز معتادان را بدون درمان در جامعه رها كنند، عمليات پليس بيفايده است.
فعلا اصليترين كمپي كه ما معتادان را به آن ميسپريم كمپ شفق است كه آن هم به نوعي وابسته به پليس است.
به هر حال ما در سال گذشته ثابت كرديم كه توانايي جمعآوري همه معتادان را در سطح شهر تهران داريم، اما همچنان ميگويم كه نياز به فضايي براي بازپروري و درمانشان داريم.
نبود كمپهاي مجاز و فراواني مطالبات خانوادهها براي مراكز ويژه ترك اعتياد باعث شده است بازار كمپهاي غيرمجاز رونق بگيرد. پليس براي برخورد با كمپهاي غيرمجاز چه كرده است؟
نظارت بر كمپهاي غيرمجاز بر عهده ستاد مبارزه با مواد مخدر است و هماكنون اين نظارت با همكاري پليس وجود دارد، به طوري كه ما هر سال كمپهاي فعال در حوزه درمان معتادان را رصد ميكنيم. اگر كمپي مجوز نداشته باشد شرايطش را بررسي ميكنيم. در صورتي كه شرايط كمپ ايدهآل باشد مسئولان آن را براي كسب مجوز راهنمايي ميكنيم و در صورتي كه ايدهآل نباشد، پلمبش ميكنيم.
اما من از مقامي مسئول در پليس شنيدم كه پليس چندان هم مشتاق به جمعآوري كمپهاي غيرمجاز نيست چون از نظر او، نگهداري معتاد در كمپي غيرمجاز از اين كه سطح شهر رها باشد و امنيت مردم را تهديد كند بهتر است.
قطعا كسي كه اين موضوع را به شما گفته، پليس نبوده است! از ديد پليس، معتاد هم انسان است و بايد از شرايط انساني براي درمان برخوردار شود. ما معتادها را جمعآوري ميكنيم كه شرايط بهتري برايشان به وجود بياوريم تا ترك كنند. اگر آنها را به محيطي ببريم كه مشكلات بيشتري برايشان ايجاد شود، براي مثال بيمار شوند يا شرايط بهداشتي مناسبي نداشته باشند، حقوق شهروندي و انسانيشان را رعايت نكردهايم و ما با چنين روالي مخالفيم.
علاوه بر مساله اعتياد و برخورد با خردهفروشان، يكي از مسائلي كه اخيرا مسئولان پليس، چند بار به آن اشاره كردهاند، تاخير مجلس در رسيدگي به لايحه ممنوعيت حمل سلاح سرد است. برخي نمايندگان مجلس مدعي هستند اين لايحه را نديدهاند و بهكلي منكر وجود آن شدهاند! تصويب نهايي اين لايحه چه تاثيري بر شيوه برخورد با جرايم خشن دارد؟
تصويب اين لايحه باعث ميشود پليس گشادهدستتر با حمل سلاح سرد برخورد كند و مسلما در نزاعهاي خياباني استفاده از سلاح سرد كاهش پيدا ميكند و به تبع آن آمار مربوط به جرح و قتل نيز كم ميشود.
پليس درخواستش را براي برخورد قانوني با مراجع مطرح كرده است و منتظر نتيجه هستيم، اما گرچه با امكانات موجود هم توانستهايم تا حدي با حمل سلاح سرد برخورد كنيم، هرچه قانون كاملتر باشد، دست ضابطش بازتر است.
يكي از انتقادهايي كه برخي مردم به پليس دارند، اين است كه پليس شبها در شهر حضور كمرنگتري نسبت به روز دارد و برخي جرايم در شب كاملا علني انجام ميشود. در اين زمينه چه نظري داريد؟
ماموران ما به شكل شيفتي كار ميكنند و اين يعني، همان تعداد ماموري كه در روز شهر را رصد ميكنند، در شب هم حضور دارند.
البته من حرف شما را نفي نميكنم كه برخي جرايم در شب، بيشتر رخ ميدهد و ما نيز نيروهايمان را براي برخورد با آنها آماده كردهايم و اگر مردم گزارشي به پليس بدهند نيز بسرعت اقدام ميكنيم.
جرايمي همچون زورگيري، مزاحمتهاي خياباني، سرقت و فعاليت زنان خياباني در شب بيشتر ميشود، نيروهاي پليس براي برخورد با بيشتر اين جرايم، در محلات گشتزني ميكنند، چون محل انجام اين نوع بزهها در معابر اصلي نيست بلكه در محلههاست. به همين دليل امكان دارد در گذر از معابر اصلي، نيروهاي پليس را كمتر ببينيد.
نكته مهم اين است كه شمار زيادي از جرايمي كه در محلهها رخ ميدهد، به نوعي با اعتياد در ارتباط است براي نمونه، چندي پيش كه يكي از پاتوقهاي تهران را پاكسازي كرديم سرقتهاي خرد در منطقه به شكل چشمگيري كاهش پيدا كرد.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


