كيف 200ميليونتوماني امانت بود
کد خبر: ۲۵۲۱۴۲
| | 4989 بازدید
بعد از «نارنجيپوش يكميلياردتوماني» حالا نوبت به «ميهماندار امانتدار» رسيده است. افشين فيضبخش مردي 37ساله است كه از هشت سال قبل به عنوان ميهماندار قطار در شركت راهآهن كار ميكند. او چندي قبل كيفي را در قطار پيدا كرد كه حاوي معادل 200 ميليون تومان طلا بود.
به گزارش شرق مرد ميهماندار كيف را بدون هيچ چشمداشتي به مسوولان راهآهن تحويل داد و به اين ترتيب طلاها به دست صاحبش رسيد. افشين در گفتوگويي كوتاه ماجراي كيف 200ميليونتوماني را تعريف كرده است.
كيف را چه طور پيدا كردي؟
صبح روز 18 ارديبهشت وقتي به مشهد رسيديم من طبق معمول شروع به بازبيني كوپهها كردم. اين كار هميشه بعد از رسيدن به مقصد انجام ميشود تا اگر وسيلهاي از مسافران جامانده است آن را تحويل بدهيم. آن روز بين ساعت 6 و 45 دقيقه تا 7 صبح بود كه كار را شروع كردم و وقتي وارد كوپه شماره 5 شدم كيف كمري برزنتي را ديدم كه روي تخت افتاده بود. آن را برداشتم و بدون اينكه داخلش را ببينم در كوپه ميهمانداران گذاشتم و بقيه كارهايم را انجام دادم. بازبيني كه تمام شد سراغ كيف رفتم و در آن را باز كردم و تازه فهميدم داخلش چيست.
داخل كيف چه بود؟
120 سكه بهار آزادي، 53 دستبند و چهار قطعه طلاي آبشده كه ظاهرا در كل 200 ميليون تومان ارزش داشت.
فكر نكردي كيف را براي خودت برداري؟
حتي يك لحظه هم به اين فكر نكردم. آن كيف پيش من امانت بود.
صاحب كيف چطور پيدا شد؟
من كيف را به مسوولان راهآهن مشهد دادم. صاحب كيف اول متوجه نشده بود آن را جا گذاشته است اما وقتي فهميد به راهآهن رفت و آن را پس گرفت.
خودت صاحب كيف را از نزديك ديدي؟
اين دفعه نه. فقط تلفني با او حرف زدم اما او را به چهره ميشناسم. از مسافران هميشگي قطار تهران- مشهد است و معمولا ماهي يك بار او را در قطار ميبينم.
او چطور كيفي با اين ارزش را جا گذاشته بود؟
آن مسافر با سه نفر ديگر از دوستانش سوار شده بود و شب قبل در كوپه كيف را درآورده بود تا با دوستانش سكهها را يك بار ديگر بشمارد بعد هم خيال كرده بود آن را دوباره داخل چمدان گذاشته است اما فراموش كرده بود اين كار را انجام بدهد و هر چهار نفر شب در قطار خوابيدند و صبح وقتي به مقصد رسيديم دير بيدار شدند و با عجله از كوپه بيرون رفتند براي همين هم كيف جا ماند.
آن مرد اين همه طلا را براي چه كاري حمل ميكرد؟
ظاهرا در كار جابهجايي طلاست و از تهران به مشهد طلا ميبرد. آن سكه و طلاها هم براي خودش نبود و بايد آنها را به دست صاحبانش ميرساند.
قبلا هم چنين اتفاقي برايت افتاده بود؟
زياد پيش ميآيد دو ميليون، چهار و شش ميليون تومان هم پيدا كرده بودم اما كيفي با اين ارزش اولين بار بود.
متاهل هستي يا مجرد؟ خانه داري؟ درآمدت چقدر است؟
من 37 سالم است. متاهل هستم و تنها بچهام دختري پنجساله است، ماهي هم بين 550 تا 600 هزار تومان دريافتي دارم تا قبل از اين اتفاق هم مستاجر بودم تا اينكه وزير به من خانه داد.
همسرت وقتي فهميد كيف 200ميليونتوماني را پس دادهاي چه واكنشي نشان داد؟
گفت كار درستي كردهام. او اجازه نميدهد حتي يك ريال پول حرام به خانه ببرم.
ماجراي رفتگر بجنوردي را كه كيف يكميلياردتوماني را به صاحبش پس داد، شنيدهاي؟
همان موقع شنيدم. فكر ميكردم خيلي آدم درستي است كه اين كار را كرده. حقيقتش پول پيدا كردن و پس دادن كار بزرگي است. نميخواهم ريا كنم يا بگويم من كار خيلي مهمي انجام دادهام اما واقعيتش اين است كسي كه اين كار را ميكند بايد خيلي آدم سالمي باشد. آن موقع فكر نميكردم ممكن است اتفاقي مثل اتفاق بجنورد براي خودم پيش بيايد.
فكر ميكني چرا امانتداري آنقدر عجيب و نادر شده كه وقتي كسي كيفي را پيدا ميكند و به
صاحبش ميدهد توجه همه جلب ميشود؟
روزگار اين طور شده. فكر ميكنم دليلش فشار اقتصادي است. وقتي مردم زير فشار باشند و پول لازم داشته باشند آن وقت اگر پولي را پيدا كنند بعضيها آن را براي خودشان برميدارند.
چطور ميشود امانتداري را بين مردم جا انداخت؟
بايد اين فرهنگ را اشاعه داد اما چطور؟ من نميدانم. براي اين موضوع متخصصها بايد فكر و راهي پيدا كنند.
واكنشها به كاري كه تو كردي چطور بود؟
من چشمداشتي نداشتم اما مديرعامل راهآهن يك ميليون تومان پاداش نقدي به من داد. وزير راه و شهرسازی هم بدون نوبت و بدون اينكه ثبتنام كرده باشم به من يك آپارتمان از مسكن مهر داد حتي پنج ميليون تومان از پول پيشپرداخت آن را هم كم كرد و چيزي حدود پنج تا شش ميليون تومان هم براي خانهام كابينت و اين جور وسايل خريد.
به گزارش شرق مرد ميهماندار كيف را بدون هيچ چشمداشتي به مسوولان راهآهن تحويل داد و به اين ترتيب طلاها به دست صاحبش رسيد. افشين در گفتوگويي كوتاه ماجراي كيف 200ميليونتوماني را تعريف كرده است.
كيف را چه طور پيدا كردي؟
صبح روز 18 ارديبهشت وقتي به مشهد رسيديم من طبق معمول شروع به بازبيني كوپهها كردم. اين كار هميشه بعد از رسيدن به مقصد انجام ميشود تا اگر وسيلهاي از مسافران جامانده است آن را تحويل بدهيم. آن روز بين ساعت 6 و 45 دقيقه تا 7 صبح بود كه كار را شروع كردم و وقتي وارد كوپه شماره 5 شدم كيف كمري برزنتي را ديدم كه روي تخت افتاده بود. آن را برداشتم و بدون اينكه داخلش را ببينم در كوپه ميهمانداران گذاشتم و بقيه كارهايم را انجام دادم. بازبيني كه تمام شد سراغ كيف رفتم و در آن را باز كردم و تازه فهميدم داخلش چيست.
داخل كيف چه بود؟
120 سكه بهار آزادي، 53 دستبند و چهار قطعه طلاي آبشده كه ظاهرا در كل 200 ميليون تومان ارزش داشت.
فكر نكردي كيف را براي خودت برداري؟
حتي يك لحظه هم به اين فكر نكردم. آن كيف پيش من امانت بود.
صاحب كيف چطور پيدا شد؟
من كيف را به مسوولان راهآهن مشهد دادم. صاحب كيف اول متوجه نشده بود آن را جا گذاشته است اما وقتي فهميد به راهآهن رفت و آن را پس گرفت.
خودت صاحب كيف را از نزديك ديدي؟
اين دفعه نه. فقط تلفني با او حرف زدم اما او را به چهره ميشناسم. از مسافران هميشگي قطار تهران- مشهد است و معمولا ماهي يك بار او را در قطار ميبينم.
او چطور كيفي با اين ارزش را جا گذاشته بود؟
آن مسافر با سه نفر ديگر از دوستانش سوار شده بود و شب قبل در كوپه كيف را درآورده بود تا با دوستانش سكهها را يك بار ديگر بشمارد بعد هم خيال كرده بود آن را دوباره داخل چمدان گذاشته است اما فراموش كرده بود اين كار را انجام بدهد و هر چهار نفر شب در قطار خوابيدند و صبح وقتي به مقصد رسيديم دير بيدار شدند و با عجله از كوپه بيرون رفتند براي همين هم كيف جا ماند.
آن مرد اين همه طلا را براي چه كاري حمل ميكرد؟
ظاهرا در كار جابهجايي طلاست و از تهران به مشهد طلا ميبرد. آن سكه و طلاها هم براي خودش نبود و بايد آنها را به دست صاحبانش ميرساند.
قبلا هم چنين اتفاقي برايت افتاده بود؟
زياد پيش ميآيد دو ميليون، چهار و شش ميليون تومان هم پيدا كرده بودم اما كيفي با اين ارزش اولين بار بود.
متاهل هستي يا مجرد؟ خانه داري؟ درآمدت چقدر است؟
من 37 سالم است. متاهل هستم و تنها بچهام دختري پنجساله است، ماهي هم بين 550 تا 600 هزار تومان دريافتي دارم تا قبل از اين اتفاق هم مستاجر بودم تا اينكه وزير به من خانه داد.
همسرت وقتي فهميد كيف 200ميليونتوماني را پس دادهاي چه واكنشي نشان داد؟
گفت كار درستي كردهام. او اجازه نميدهد حتي يك ريال پول حرام به خانه ببرم.
ماجراي رفتگر بجنوردي را كه كيف يكميلياردتوماني را به صاحبش پس داد، شنيدهاي؟
همان موقع شنيدم. فكر ميكردم خيلي آدم درستي است كه اين كار را كرده. حقيقتش پول پيدا كردن و پس دادن كار بزرگي است. نميخواهم ريا كنم يا بگويم من كار خيلي مهمي انجام دادهام اما واقعيتش اين است كسي كه اين كار را ميكند بايد خيلي آدم سالمي باشد. آن موقع فكر نميكردم ممكن است اتفاقي مثل اتفاق بجنورد براي خودم پيش بيايد.
فكر ميكني چرا امانتداري آنقدر عجيب و نادر شده كه وقتي كسي كيفي را پيدا ميكند و به
صاحبش ميدهد توجه همه جلب ميشود؟
روزگار اين طور شده. فكر ميكنم دليلش فشار اقتصادي است. وقتي مردم زير فشار باشند و پول لازم داشته باشند آن وقت اگر پولي را پيدا كنند بعضيها آن را براي خودشان برميدارند.
چطور ميشود امانتداري را بين مردم جا انداخت؟
بايد اين فرهنگ را اشاعه داد اما چطور؟ من نميدانم. براي اين موضوع متخصصها بايد فكر و راهي پيدا كنند.
واكنشها به كاري كه تو كردي چطور بود؟
من چشمداشتي نداشتم اما مديرعامل راهآهن يك ميليون تومان پاداش نقدي به من داد. وزير راه و شهرسازی هم بدون نوبت و بدون اينكه ثبتنام كرده باشم به من يك آپارتمان از مسكن مهر داد حتي پنج ميليون تومان از پول پيشپرداخت آن را هم كم كرد و چيزي حدود پنج تا شش ميليون تومان هم براي خانهام كابينت و اين جور وسايل خريد.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


