2 شگرد عجيب كلاهبردار براي ثروت بادآورده
کد خبر: ۲۴۹۶۷۱
| | 3968 بازدید
خودروهاي اجارهاي را ميفروخت و ماهيانه قسط ميگرفت! دفتري اجاره كرده بود تا براي وامگيرندگان ضامن پيدا كند! اينها شگردهاي يك تبهكار قديمي بود تا پولهاي بادآورده به جيب بزند.
به گزارش ايران 25 ارديبهشتماه سالجاري زن جواني پا در كلانتري 117 جواديه گذاشت و مأموران را در جريان كلاهبرداريهاي ماهرانه مرد 52 سالهاي قرار داد.
مريم به مأموران گفت: مدتها بود به دنبال خريد خودروي شرايطي بودم كه از طريق آگهي روزنامه با مردي به نام «محمد» آشنا شدم كه در كار فروش اقساطي خودرو فعاليت ميكرد. بعد از اينكه با وي آشنا شدم و به حرفهايش اعتماد كردم پرايدي را شرايطي خريدم. ابتدا 4 ميليون به صورت نقدي به وي پرداختم و قرار شد ماهانه 170 هزار تومان به عنوان قسط پرداخت كنم. 10 ماه بعد وقتي خواستم براي به نام زدن سند به دفترخانهاي بيايد وي هر روز به بهانههاي مختلف سر قرار نميآمد تا اينكه ديگر جوابگوي تماسهايم نشد. خيلي صبر كردم تا خبري از وي به دست بياورم اما محمد خودش را گم و گور كرده بود و فهميدم كاسهاي زير نيم كاسه است، به خاطر همين تصميم گرفتم شكايت كنم. با اين ادعاها روز 27 ارديبهشتماه با دستور بازپرس حسن ميرزازاده از شعبه 7 دادسراي ناحيه 16 تيمي از مأموران پايگاه 7 پليس آگاهي تهران براي رديابي مرد كلاهبردار وارد عمل شدند.
به گزارش ايران 25 ارديبهشتماه سالجاري زن جواني پا در كلانتري 117 جواديه گذاشت و مأموران را در جريان كلاهبرداريهاي ماهرانه مرد 52 سالهاي قرار داد.
مريم به مأموران گفت: مدتها بود به دنبال خريد خودروي شرايطي بودم كه از طريق آگهي روزنامه با مردي به نام «محمد» آشنا شدم كه در كار فروش اقساطي خودرو فعاليت ميكرد. بعد از اينكه با وي آشنا شدم و به حرفهايش اعتماد كردم پرايدي را شرايطي خريدم. ابتدا 4 ميليون به صورت نقدي به وي پرداختم و قرار شد ماهانه 170 هزار تومان به عنوان قسط پرداخت كنم. 10 ماه بعد وقتي خواستم براي به نام زدن سند به دفترخانهاي بيايد وي هر روز به بهانههاي مختلف سر قرار نميآمد تا اينكه ديگر جوابگوي تماسهايم نشد. خيلي صبر كردم تا خبري از وي به دست بياورم اما محمد خودش را گم و گور كرده بود و فهميدم كاسهاي زير نيم كاسه است، به خاطر همين تصميم گرفتم شكايت كنم. با اين ادعاها روز 27 ارديبهشتماه با دستور بازپرس حسن ميرزازاده از شعبه 7 دادسراي ناحيه 16 تيمي از مأموران پايگاه 7 پليس آگاهي تهران براي رديابي مرد كلاهبردار وارد عمل شدند.
محمد
52 ساله ميگويد يك بچه دارد و جالب اين كه اصرار عجيبي بر بيگناهي داشته
و سعي دارد با جوابهاي كوتاه چيزي نگويد كه برايش دردسر شود.
كلاهبرداري كردي؟
من نه بابا، كلاهبردار نيستم و كارم ضمانت وام است و بيگناه دستگير شدهام.
بيگناهي؟
شما بگوييد ضامن شدن كلاهبرداري است؟!!
50 ميليون پول گرفتي؟
آنقدر هم نبود قرار بود ضامن پيدا كنم و اگر آزاد بودم در حال حاضر وام تعدادي از افراد آماده شده بود.
كار خير ميكردي؟
خير كه نه ولي ميخواستم كمك كنم كه اشتباهي شديم كلاهبردار.
ماجراي پرايد چه بود؟
كلاهبرداري نبود به پول نياز داشتم.
كلاهبرداري نبود؟!
اشتباه كردم و قرار شد پولش را بدهم كه دستگير شدم.
حرف آخر؟
حرفي ندارم و بيدليل عكسم در روزنامه چاپ ميشود.
.
كلاهبرداري كردي؟
من نه بابا، كلاهبردار نيستم و كارم ضمانت وام است و بيگناه دستگير شدهام.
بيگناهي؟
شما بگوييد ضامن شدن كلاهبرداري است؟!!
50 ميليون پول گرفتي؟
آنقدر هم نبود قرار بود ضامن پيدا كنم و اگر آزاد بودم در حال حاضر وام تعدادي از افراد آماده شده بود.
كار خير ميكردي؟
خير كه نه ولي ميخواستم كمك كنم كه اشتباهي شديم كلاهبردار.
ماجراي پرايد چه بود؟
كلاهبرداري نبود به پول نياز داشتم.
كلاهبرداري نبود؟!
اشتباه كردم و قرار شد پولش را بدهم كه دستگير شدم.
حرف آخر؟
حرفي ندارم و بيدليل عكسم در روزنامه چاپ ميشود.
.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


