به احزاب اجازه بال و پر گرفتن داده نشده
سید ابوالقاسم رئوفیان، فعال سیاسی با «فرهنگ آشتی» درباره احزاب، خانه احزاب و اعطای آزادی به آن به گفتوگو پرداخته است.
ما میدانیم که امام خمینی (ره) از بینش وسیعی برخوردار بودند. شاید به این دلیل این مساله را بیان میکردند که از بلوکه شدن قدرت به دست یک حزب جلوگیری کنند. مساله بعدی اينكه به نظر میرسد میخواستند از افراطگری پرهیز کنند؟
شاید دلایل دیگری را هم بتوان به آن اضافه کرد. آنچه مشخص است امام(ره) با طرح چنین موضوعی میخواهند موانعی که در مقابل راه نخبگان سیاسی و فعالان سیاسی وجود دارد را بردارد. یعنی شما میتوانید به عدد خلایق که سلایق وجود دارد با همان ایده الهی گروه تشکیل دهید و فعالیت داشته باشید. من عضو موسسان جامعه اسلامی فرهنگیان بودم و از سال ۶۵ تا ۸۵ یعنی به مدت ۲۰ سال قائم مقام این جامعه بودم. خاطرم هست در دیداری که با مقام معظم رهبری داشتیم ایشان فرمودند که شما هستید، انجمن اسلامی معلمان هم هست. یک عدهای میخواهند با شما و عده دیگری میخواهند با آن گروه باشند.
بنابر فرمایش جنابعالی مقام معظم رهبری نیز با فعالیت احزاب مخالفتی ندارند؟
خیر، اصلا مقام معظم رهبری خودشان جزو هیات موسسین حزب جمهوری اسلامی بودند.
خاطرم هست که در سخنرانی قزوینشان فرمودند که جامعه به دو بال نیاز دارد یک بال آن را اصولگرایی و بال دیگر را اصلاح طلبی دانستند.
همینطور است. حضرت امام (ره) میفرمایند که حزبهای الهی دعوت به خدا میکنند و حزب های شیطانی دعوت به خود. از اول عالم تا به حال و از هم اکنون تا به انقراض عالم این وجود دارد. جالب اینکه زمانی که خبرنگار مجله آلمانی اشترد از امام (ره) راجع به احزاب سوالی میپرسد مبنی بر اینکه آیا احزاب سیاسی میتوانند با سیاستهای شما مخالفت کنند؟ امام(ره) در جواب میفرمایند که احزاب آزادند که با ما یا با هر چیزی مخالفت کنند مادامی که اقدامات آنان مضر به کشور نباشد (صحیفه نور جلد ۵ صفحه ۴۸۲ تا ۴۸۴). امام در مقطعی پیشنهادی مبنی بر تشکیل حزب مستضعفان دادند.
در این راستا امام(ره) میفرمایند که معنای تشکیل حزب مستضعفان این نیست که حزب هایی صحیحی که در ایران است نباشد. اینها همه از تکثر احزاب حکایت دارد و هم اینکه ایده احزاب باید میزان الهی باشد. یعنی وحدت در عین کثرت. امام (ره) به شهید مطهری خیلی علاقه داشت و آن را پاره تن خود میدانست آن شهید وجود همه احزاب را حتی حزبی را هم که عقیده اسلامی ندارد در ایران آزاد میدانست. حال چه فردی میگوید که آزادی احزاب باید محدود شود؟ البته آزادی چرا توطئه هرگز.
در زمان حضرت محمد(ص) هم ما همین عقیده را میبینیم. پیامبر اکرم در آن زمان بایهودیان بیعت گرفتند که شما آزادی به شرطی که علیه ما بر نخیزید. این یعنی همان آزادیای نیست که عدهای سعی بر محدود کردن آن دارند؟
این مسائل از جایی نشات میگیرد. شهید مطهری میفرمایند که در حکومت اسلامی احزاب آزادند هر حزبی که عقیده غیر اسلامی هم دارد در ابراز عقیده خودش آزاد است، ما فقط اجازه توطئهگری و فریبکاری نمیدهیم (کتاب آینده انقلاب اسلامی صفحه ۴۶ و ۴۷). شهید بهشتی حزب را معبد میداند. جای تاسف است که احمدینژاد بگوید که حزب اسارتگاه است یا بگوید حزبها باج میگیرند. (باخنده) بگوید حزبها باج گیرند. در آن زمان همه احزاب به خصوص حزب موتله که السابقون السابقون هم هست که اسارتگاه فعالیت خودش را از سالها قبل از انقلاب آغاز نموده اعتراض کرد. یا بگوید که این دولت تا آخر نیاز به حزب ندارد و من تا آخر یک ریال هم به آنها باج نمیدهم.
فکر نمیکنید که اگر احزاب در قالب یک جریان شناخته شده و دارای مجوز به فعالیت میپرداختند اکنون شاهد جریان انحرافی در دولت نبودیم و آیا پیدایش این جریان زاییده آن فکر نبود؟ اگر هم به فرض جریانی شکل میگرفت عوامل آن مشخص بودند؟
من فکر میکنم که تمامی آن افکار که بر سر زبان احمدینژاد جاری شد موجب به وجود آمدن
جریان انحرافی شد. در آن زمان جامعه وعاض ولایی تشکیل شد. اینجامعه کجا مجوز گرفت؟ خود همین فردی که مسئول و دبیر کل اینجامعه بود در جمع ۲۰ روحانی صحبت میکند و میگوید که مشایی من را پشتیبانی میکند و هفتهای ۵ میلیون تومان به من پول میدهد و به هر روحانیای که عضو جامعه وعاظ ولایی شود ماهانه صد هزار تومان پول میدهد خوب این مساله باعث وهن روحانیت است. روحانیت منزه از این مسائل است. این مسائل و جریانات در نهایت باعث حذف روحانیت در افکار عمومی میشود.
پس میتوان به این نتیجه رسید که احزاب میتوانند افکار عمومی را در دست داشته باشند؟
بله، من در اول صحبتهایم اشاره داشتم که احزاب در واقع سازمانهای سیاسی هستند با ایدئولوژی و برنامه با تکیه بر اساسنامه و مرامنامه خودشان که خواستههای مردم را سازمان دهی میکنند و برای دستیابی به اهدافشان از جمله قدرت برای خدمت رسانی تلاش میکنند. من فکر میکنم که اجاره پر و بال پیداکردن احزاب داده نشده است که این ظلم به کشور و ظلم به مردم است. این مسائل نه تنها ظلم به احزاب بلکه ظلم به قانون اساسی است که خون بهای خون شهداست. باید دولت از احزاب منتقد که مرتب او را رصد کند، استقبال کند. این احزاب مانند یک سیستم هوشمند هستند که به موقع میتوانند هشدار دهند فریاد کشند و نقد کند. به این دلیل که عملکرد و رفتارهای دولت را از بیرون نظاره میکند.
با این تفاسیر جنابعالی فردی را مناسب برای ریاست جمهوری میدانید که از سوی احزاب معرفی شده باشد؟ این رفتار دولت دور از ذهن نبود به این دلیل که در سال ۸۴ زمانیکه احمدینژاد در عرصه رقابت انتخاباتی وارد شد بیشتر با استفاده از نمادسازی رای آوردند. میخواهم بگویم که این مسائل دور از ذهن نبود. فردی که از حزب برنخاسته باشد عملا گام در تضعیف احزاب خواهد برداشت و این مسالهای تکرار پذیر است. ارزیابی شما در رابطه با این موضوع چیست؟
اگر فردی از سوی حزبی مطرح شود ولی به دلایلی حزب در ادامه مسیر او را رها کند مسلم است که این فرد در راستای خواسته و منویات خودش گام بر میدارد. ولی اگر فردی از طریق حزبی به عرصه قدرت راه یابد و حزب برنامه راه را به او نشان دهد و درنهایت وقتی بحث از استیضاح به میان آمد، مجلس حزب را استیضاح کند نه رئیس جمهور را، آن وقت است که احزاب عملکرد اصلی خود را در جامعه نشان میدهد.
به نظر شما چقدر با این نظر آرمانی فاصله داریم؟
بسیار زیاد اما باید حرکت کنیم ۳۳ سال از انقلاب اسلامی سپری شده است ما اکنون در ماه پرحادثه خرداد قرار داریم. در ماهی که سی امین سال آزادی خرمشهر را جشن گرفتیم. چقدر خون ریخته شد چقدر محرومیت و مظلومیت. اینها همینطوری که نبوده است. وصیتنامه سیاسی ـ الهی امام (ره) به عنوان خمینی ملفظ امروز چقدر مطمع نظر است و به آن توجه میشود. نگاه آن راجع به آزادی احزاب چقدر مورد توجه قرار گرفته است.
با توجه به اشارات جنابعالی برخی مشکلات سیاسی به وجود آمده را تقابل بین ریاست مجلس و ریاست جمهور میدانند ولی میخواهم بدانم به نظر شما چقدر این مسائل به عدم توجه دولت به احزاب بر میگردد. فکر نمیکنید اگر دولت احزاب را باج گیر به حساب نمیآورد اکنون دچار این مشکلات نبودیم؟
به واقع اینگونه است. برخی از مشکلات به درون حزب و نوع نگاه مدیران حزبی و فعالان حزبی ما بر میگردد. برداشتهای متفاوتی که از تکالیف، وظایف و راهبردهایشان دارند. ممکن است که من به عنوان یک فرد حزبی به این نتیجه برسم که برای اینکه دولت تضعیف نشود از خطای آن چشم پوشی کنم که این وظیفه حزبی نیست. این نگاه یک حزبی که میخواهد به وظایف سیاسی خودش عمل کند نیست که چشم خودش را بر خطاها ببندد و از آنها اغماض کند. احزاب باید مچ گیر باشند. در مسائل اخلاقی توصیه شده است که از برخی موارد چشم پوشی شود. هر چند که من اخلاق را جزو لاینفک فعاليت هاي حزبی میدانم. میخواهم بگویم که دولت باید احساس کند چشمهایی از بیرون مراقب اوست و ملاحظهای هم در کار نخواهد بود. به این دلیل که احزاب نمیخواهند که منافع یک فرد را بر منافع نظام و منافع ملی ارجح بدانند.
در واقع این اتفاقی بود که در دولت آقای احمدینژاد رخ داد و منافع گروهی ارجحیت پیدا کرد به منافع ملی؟
البته تنها در دولت فعلی این اتفاق رخ نداد بلکه در دولت های پیشین هم شاهد این مسائل بودیم. این نیست که دولتهای قبلی خیلی علیه السلام بودند. ممکن است برخی بگویند که من فقط به دولت آقای احمدینژاد انتقاد دارم. در سال ۶۵ جامعه اسلامی فرهنگیان تشکیل شد. اولین دبیر کل ما باهنر بود که البته در آن زمان هنوز جامعه اسلامی مهندسین تشکیل نشده بود. از آن زمان من ۱۲ سال قائم مقام این تشکل بودم. و بعد هم دبیر کل آن تشکل سیاسی شدم. از آن زمان همواره نگاه ما یک نگاه انتقادی بوده است. تمام مواضع ما موجود است. در آن زمان برخی میگفتند که یکی از وظایف احزاب و تشکل هاي سیاسی همین است یعنی رویکرد انتقادی. بعد از تشکیل دولت نهم یکی از مواردی که باعث شد بنده را از دبیر کل آن جامعه محترمانه با لابیهایی که پشت پرده انجام شد معاف دارند، همین بود.
یعنی جنابعالی استعفا دادید؟
دبیر کل در شورای مرکز انتخاب میشود. در آن زمان اعضای هیات مدیره را طوری انتخاب کردند که ما را از دبیر کلی بیندازند. یا بعد از آن فردی که دبیر کل شد ببینید که در این ۶ سال یعنی از ۸۵ تا کنون در مواضعشان نقدی بوده است! جامعه اسلامی فرهنگیان همان است از لحاظ اسم که فرقی نداشته است. یک مدت بنده دبیر کل بودم.
جامعه اسلامی فرهنگیان در زمان دبیر کلی شما چه فعالیتی داشت؟
ما در آن زمان به عنوان یک تشکل سیاسی فرهنگی و ولایی فعالیت میکردیم.
آن جامعه فعالیت صنفی هم داشت؟
ما بسیار کم فعالیت صنفی داشتیم. اما در همه حوزههای سیاسی شرکت داشتیم. از جمله شوراها، ریاست جمهوری، مجلس، ریاست جمهوری حتی خبرگان رهبری ما فعالیت داشتیم. خاطرم هست در سال ۸۱ انتخابات مجلس خبرگان بود تنها تشکلی که به سراسر کشور سفر کرد و نامزدهای خبرگان رهبری دیدار کرد و از بین آنها افرادی که به نظرشان آمد در این جایگاه مناسبتر است را انتخاب کرد و فهرست پیشنهادی خود را به جامعتین امروزی یا حوزه علمیه قم ارایه داد جامعه اسلامی فرهنگیان بود تا جایی که عسگر اولادی که رئیس جبهه پیروان خط امام و رهبری است در آن زمان گفت کاری كه رئوفیان در این تشکل انجام داد کاری بود که جبهه باید این کار را انجام میداد. در مجلس، ریاست جمهوری و شوراها هم نیز به همین ترتیب بود.
میخواهم این را عرض کنم که یکی از محل های آسیب نوع نگاه است. از سوی دیگر انگیزه کاری احزاب به دلیل نوع برخورد بیرونی نیز گرفته میشود. اکنون احزاب برای فعالیت دچار یاس شدهاند و میگویند با فعالیت چه فایدهای دارد هنگامیکه ما نمیتوانیم تاثیر گذار باشیم یا هنگامیکه احزاب صحبتی میکنند از آن طرفی دچار محدودیت میشوند چه فایدهای دارد. لذا معتقدم که احزاب باید با چند شاخصه فعالیت کنند.
اولین شاخصه، بصیرت است که میتوان از آن به عنوان مهمترین شاخصه سیاسی یاد کرد. اگر احزاب دارای بصیرت باشند میتوانند مردم را به سمت انتخاب درست سوق دهند. یکی دیگر از شاخصههایی که میتوان مطرح کرد آزادی است. آزادی به این معنا که احزاب باید نقاد باشند که اگر این مقوله از آنان گرفته شود احزاب را باید قاب بگیریم و به دیوار بکوبیم. یکی دیگر از شاخصهها اخلاق است. پیامبر به اخلاق بسیار اهمیت میدادند. سیاسیتر از ایشان که نداریم. میفرمایند که من مبعوث شدم برای تمامیت بخشیدن به کرامتهای اخلاقی. قرآن برخورد پیامبر با منافقان را تعبیر به اذن خیر میکند. یعنی ضمن حفظ آبروی آنان حرفهایشان را گوش میدادند یعنی آزاد بودند که حرفهایشان را بزنند. پیامبر میدانستند که آنان چه افرادی هستند. حتی در برخورد با یهودیان تا زمانی که برمعاهدات خود پایبند بودند آزاد بودند یا پس از فتح مکه رسول خدا سرسختترین مخالفان خود را بخشیدند. آنجا که مخالفان امنیت فکری مسلمانان را به خطر میانداختند در عین احترام با آنان برخورد میشد.
جنابعالی در خانه احزاب نیز بوده ايد؟ از آن خانه برای ما بگویید؟
خانه احزاب تشکیل شده بود از افرادی که اصلاح طلب و اصولگرا بودند. از بین اعضای آنها شورای مرکزی و رئیس خانه احزاب مشخص میشد. من یک دوره سخنگوی خانه احزاب بودم. در همان دوران منشور وفاق نوشته شد و به امضای تک تک افراد آن خانه رسید. در دوران اصلاحات بیش از هر دوره برای احزاب مجوز صادر شد و در واقع اعضای اصولگرایی از لحاظ کمیت کاملا در اقلیت قرار گرفتند و اصلاح طلبها در اکثریت و در واقع در شورای مرکزی رای غالب متعلق به اصلاحات بود. ما در آنجا بیشتر فعالیت های صنفی داشتیم.
دلیل انحلال خانه احزاب چه بود؟
در آن زمان رئیس خانه احزاب آقای کاشفی بود. وی در آن زمان، هم مشاور آقای خاتمی و هم قائم مقام حزب مشارکت بود. حزب مشارکت چه سرنوشتی پیدا کرد؟
ما نمیخواهیم راجع به حزب مشارکت صحبت کنیم، چه اتفاقی رخ داد که آن خانه منحل شد؟
به همین دلیل.
خانه احزاب چه زمانی تشکیل شد؟
در سال ۸۲.
چه مدت فعالیت داشت؟
۳ دوره انتخابات داشت و بیشتر از ۴ سال حرکت کرد.
چرا فعالیتهای حزب متوقف شد؟ دولت احمدینژاد که یک دولت اصولگرا بود؟
دولت اصولگرا بود ولی احزاب بودند که شاکله را مشخص میکردند.
دقیقا چه دلیلی برای تعطیلی آن خانه وجود داشت؟ برخی مسائل امنیتی و برخی دیگر مشکلات داخلی را مطرح میکنند. حقیقت ماجرا چه بود؟
من فکر میکنم که دولت احمدینژاد دیدگاه احزاب را بر نمیتابید.
حاج آقا با احمدینژاد هم کاری نداریم برای آن خانه چه اتفاقی افتاد؟
در همان دوران ما اصلاح طلبان گفتیم که شما به نسبت بیایید و سهمی داشته باشید. که هم اصولگرایان در آن خانه سهمی داشته باشند هم اصلاح طلبان و هم مستقلان. بعد هم آن مسائل پیش آمد.
کدام مسائل؟
انحلال حزب مشارکت.
مشارکت در سال ۸۸ تا ۸۹ منحل شد؟
کم کم فعالیتها رو به افول گذاشته شده بود.
یعنی خانه احزاب تا ۸۸ فعالیت داشت؟
خیلی کم و در حقیقت خانه احزاب فلسفه وجودی خود را از دست داد. یک زمان نسبت اصولگرایان و اصلاح طلبان ۹به۶ بود، ۷به۸ بود. ولی در آخر رسیده بود ۱۳ به ۲ یعنی دیگر عملا نمیشد کار کرد.
آن خانه از سوی اصولگرایان منحل شد یا از سوی اصلاح طلبان؟
اصلاح طلبان دیدند که این خانه دیگر خانه احزاب نیست.
یعنی اصلاح طلبان با دست خودشان تنها پایگاهی هم که میتوانستند در آنجا فعالیت کنند را مهار نمیکردند که اکنون به اینجا گرفتار شوند؟
آنها میدانستند که خانه احزاب دیگر خانه احزاب نیست. در واقع باشگاه احزاب فعالیت صنفی انجام میداد.
یعنی چه؟
یعنی اینکه وقتی اکثر آن خانه را اصلاح طلبان تشکیل میدادند عملا دیگر نمیتوانستند از اصولگرایان حمایت کنند.
چه پیشنهادی برای رونق دوباره احزاب میدهید؟
اعطای آزادی برای فعالیت در چهارچوب قانون اساسی به احزاب. نکته بعدی تضمین حفظ استقلال احزاب است و اینکه سعی نکنند که احزاب را از بالا به پایین تشکیل دهند به این دلیل که کشور ما احتیاج به حزب فرمایشی ندارد. روشن کردن تکلیف احزاب منحله و بدون مجوز.
منبع: فرهنگ آشتی


