قتل مهمان خانه شيشهاي در يك كينه قديمي
مرد جوان وقتي شنيد مستأجرش مهماني دارد كه از وي متنفر است، جنايت آفريد.
به گزارش ايران ساعت 3 بامداد يكم خردادماه مأموران پليس كلانتري 161 تهران در جريان يك دعواي مرگبار در فلاح تهران قرار گرفتند كه در آن مهمان يك زوج شيشهاي با ضربات چاقو كشته شده بود.
وقتي مأموران اداره 10 پليس آگاهي خود را به خيابان شهسوار شمالي رساندند در تجسسهاي ميداني پي بردند مردي 34 ساله به نام مهرزاد به قتل رسيده است و زن و شوهري پس از وارد آوردن ضربات چاقو به قاتل 46 ساله كه موسي نام دارد صحنه درگيري خونين را ترك كرده و گريختهاند در حالي كه زوج 37 ساله به نام علي و فاطمه تحت تعقيب بودند مأموران پليس جنايي سراغ قاتل كه در بيمارستان بستري بود رفتند و به تحقيق از وي پرداختند.
موسي كه پليس جنايي را بالاي سر خود ميديد خيلي زود پذيرفت كه اعتياد شديد به مواد دارد و پرده از جزئيات جنايت برداشت و گفت: روز يكم خردادماه در خانه نشسته و مشغول شام خوردن بودم كه ناگهان صداي جر و بحث دو مرد را شنيدم و به داخل اتاقي كه مهرزاد و علي در آن بودند رفتم. دقايقي نگذشته بود كه در داخل اتاق، بين من و مهرزاد دعوايي درگرفت ناگهان چاقويي كه در پشت كمرم بود را براي ترساندن مهرزاد، بيرون كشيدم اما مهرزاد در حالي كه وي نيز يك چاقو به همراه خود داشت به سمت من آمد كه ناگهان چاقو به مهرزاد خورد و وي نالهاي كرد. همزمان «علي» با قمه من حمله كرد وي ميخواست مرا بكشد كه به طبقه پائين ساختمان فرار كردم و علي و همسرش پا به فرار گذاشتند.
«موسي»كه نالهكنان حرف ميزد، گفت: «به خاطر تهمتي كه مهرزاد به من زده بود از دستش عصباني و ناراحت بودم و در زمان حضور داخل اتاق به خاطر ناسزاگوييهاي وي با ضربات چاقويي كه از آشپزخانه برداشته و در كمرم پنهان كرده بودم ضرباتي را به وي زدم.»
پس از اعترافات عامل جنايت كارآگاهان به رديابي زوج فراري پرداختند، تجسسها نشان داد اين زن و شوهر هر دو اعتياد شديدي به كراك و شيشه داشته و چند روز پيش از جنايت نيز با رفتن نزد موسي يك اتاق در خانه پدري وي اجاره كرده و پس از جنايت نيز از آنجا فرار كردهاند.
با وجود اينكه هيچ سرنخي از زوج مرموز در دست نبود، كارآگاهان به ردپايي در سمنان رسيدند و خيلي زود علي و فاطمه را بازداشت كردند. «علي» در بازجوييها گفت: «مهرزاد يكي از دوستان من بود كه در شب حادثه پيش من آمد و در حال خوردن چاي بوديم كه ناگهان موسي وارد اتاق شد و پس از چند دقيقه با مهرزاد درگيري پيدا كرد؛ ناگهان موسي با چاقويي كه از كمر خود درآورده بود به سمت مهرزاد حمله كرد و چندين ضربه به وي زد. من كه براي جدا كردن آنها از جا بلند شده بودم با برداشتن چاقوي مهرزاد به سمت موسي حملهور شده و پس از زدن وي دست فاطمه را گرفته و از خانه فرار كرديم.»
«فاطمه» نيز در بازجوييها گفت: «انگار مهرزاد و موسي از قبل با يكديگر كدورت داشتند. وقتي مهرزاد با ضربه چاقو بر زمين افتاد علي از جايش بلند شد و چاقوي مهرزاد را از روي زمين برداشت و دو ضربه به موسي زد كه چاقو از دستش بيفتد پس از آن دست مرا گرفت و از ترس هر دو از آنجا فرار كرديم، من هيچ نقشي در قتل نداشتم و فقط فرياد ميكشيدم و گريه ميكردم.»


