اظهارات ضد و نقيض البرادعي درباره ايران
مديركل آژانس بينالمللي انرژي اتمي با تاكيد بر اينكه ديپلماسي تنها راه حل مساله هستهيي ايران است تصريح كرد: آژانس هيچ گونه اطلاعاتي حاكي از نظامي بودن برنامه هستهيي ايران ندارد.
به گزارش ايسنا، محمد البرادعي در گفتوگو با روزنامه آرژانتيني نستور رستيوو در پاسخ به اين پرسش كه هنگامي كه شما و هانس بليكس، كارشناس سازمان ملل اعلام كرديد كه صدام تسليحات كشتار جمعي در اختيار ندارد واشنگتن شديدا از شما انتقاد كرد. پس از آن آمريكا به عراق حمله كرد. آيا اكنون نيز سناريوي مشابهي داريم؟ اظهار داشت: در هر دو زمينه وظيفه ما اين است كه بيطرف باشيم و با بيطرفي عمل كنيم. من اميدوارم هيچ گونه وجه تشابهي بين اين دو مورد وجود نداشته باشد و ما همگي درس خود را آموخته باشيم. به عقيده من همگي ما عليرغم اختلاف نظرهاي خود تنها يك راه حل براي ايران ميبينيم: ديپلماسي.
البرادعي با تاكيد بر اينكه گزينه نظامي هيچ مشكلي را حل نميكند، افزود: گزينه نظامي به جاي ايجاد يك راه حل پايدار مشكلات بيشتري را در منطقهي خاورميانه كه پر از آشوب است به وجود ميآورد. درست است كه ضمانت صد درصد نداريم، اما علاوه بر آن اطلاعاتي كه به ما نشان دهد ايران قصد دارد به تسليحات هستهيي دست يابد در دست نداريم. ما نياز به يك پروتكل الحاقي درباره تجهيزات جديد اين كشور داريم.
وي ادامه داد: ديپلماسي بيش از آنكه به زور ربط داشته باشد به فشار، تحريم و مشوق ها در پاداش به رفتار خوب ربط دارد. در گذشته ميگفتند كه ديپلماسي جنگي است كه با ابزار ديگر آغاز ميشود، اما اين امر با به وجود آمدن منشور سازمان ملل كه تنها در هنگام دفاع از خود يا روبرو شدن با تهديدي قريب الوقوع يا با اجازه شوراي امنيت اجازه جنگ را مي دهد، پايان گرفت.
وي تاكيد كرد: استفاده از زور ايران را تحت فشار قرار ميدهد كه تسليحات هستهيي توليد كند، در حالي كه در حال حاضر ايران داراي تجهيزات بزرگ صنعتي فعال نيست. آنچه ايران در دست دارد يك نيروگاه غنيسازي كوچك و نوپاست. اما وقتي كشوري مورد تهديد قرار ميگيرد در پايان به يك سيستم نظامي دست مييابد.
مديركل آژانس بينالمللي انرژي اتمي در ادامه با اشاره به احتمال بازرسيهاي بيشتر در ايران تصريح كرد: پرونده ايران بسيار پيچيده است. اين كشور به مدت 20 سال برنامه پنهاني خود را توسعه داد و همان طور كه در گزارشمان اعلام كرديم اين امر كار آژانس را بسيار دشوار كرده است. من تاكيد كردم كه ايران با شفافيت و همكاري كامل عمل كند، چرا كه نسبت به ماهيت برنامه هستهيياش اعتمادي به وجود آمده است.
وي اضافه كرد: مساله اصلي همين است: بحران اعتماد. حساسترين مساله مساله غنيسازي اورانيوم است، چرا كه با اورانيوم غنيسازي شده ميتوان تسليحات هستهيي توليد كرد.
وي در پاسخ به اين پرسش كه آيا دولت محمود احمدي نژاد چنين روندي را در پيش دارد؟ اضهار داشت: ما به چنين نتيجهاي دست نيافتهايم، اما ضمانت صد درصد نيز نداريم. اين حقيقت كه ايران فعاليت بسياري در زمينه غنيسازي اورانيوم دارد نشان مي دهد كه آنها برنامهاي دارند، اما نياز فوري ندارند چرا كه هنوز به يك توليد هستهيي دست نيافتهاند.
وي افزود: البته ايران ميگويد كه آنها بايد خودكفا و مستقل باشند، كه اين يك مساله غيرنظامي و علمي است و به توليد فني مربوط است. اما اگر آژانس نتواند به بازرسيهاي خود ادامه دهد و ثابت كند كه همه فعاليتهاي هستهيي ايران با مقاصد صلح آميز انجام ميگيرد بحران اعتماد ادامه خواهد داشت. هيچ كس حق ايران را زير سوال نميبرد. مساله زمان بندي استفاده از اين حق است.
البرادعي در مورد نقش شوراي امنيت چه نقشي در مورد پرونده هستهيي ايران تاكيد كرد: شواري امنيت از ايران خواسته است كه تا زماني كه اعتماد به برنامه هستهيي ايران احيا ميشود، تهران برنامه غنيسازي خود را متوقف كند. من نيز همين كار را كردهام. هر چه همكاري ايران بيشتر و ارايه دستيرسي اسناد و ساير مسايل به ما بيشتر باشد ما اعتمادسازي بيشتري ميتوانيم داشته باشيم ما به پروتكل الحاقي كه اطلاعات بيشتر و دسترسي به سايت هاي جديد را در اختيارمان قرار ميدهد نياز داريم.
وي يادآور شد: اين مساله از اهميت بسياري برخوردار است تا ما نه تنها بتوانيم به گذشته نگاه كنيم بلكه بتوانيم بگوييم كه "اكنون در موضعي قرار داريم كه بتوانيم درباره پروژههاي فعلي ضمانت بدهيم". شوراي امنيت ايران بايد به ايران فشار وارد كند تا موافقت اين كشور را براي مذاكره جلب كرده و تهران را متوجه كند كه يك راه حل پايدار تنها از طريق مذاكرات حاصل ميشود.
البرادعي با بيان اينكه من نسبت به حاصل شدن توافق از طريق مذاكرات خوشبينم گفت: مساله هستهيي به مدت 50 سال يعني از سال 1953 تاكنون موجب اختلاف بين غرب و ايران بوده است. نه تنها ايران و غرب بلكه ساير كشورهايي همچون افغانستان، عراق، لبنان و قلسطين نيز بايد در اين مساله دخيل باشند. هر چه زودتر به توافقنامهاي دست يابيم زودتر ميتوانيم به يك راه حل مطلوب برسيم.
وي در ادامه با انتقاد از مواضع شديد برخي مقامات آمريكايي همچون ديك چني (معاون رييس جمهور آمريكا) و كاندوليزا رايس (وزير امور خارجه آمريكا) تصريح كرد: عملكرد سولانا و گزارشات آن كاملا فني است. اما ما در عين حال يك آژانس چند مليتي هستيم و ديپلماسي و چند مليتي آن دو روي يك سكه است. به همين دليل من علاوه بر مسايل فني از ديپلماسي نيز استفاده كرده و تلاش مي كنم ديگران را متقاعد كنم، فشار ايجاد كنم و بحث نمايم.
وي ادامه داد: البته ديپلماسي من محدود به گفتوگو بوده و هيچ گونه ارتشي در پشت آن وجود ندارد. بله، به من فشار ميآورند اما تا زماني كه به كاري كه ميكنيد اعتماد داشته باشيد فشارها حكم تفلون را پيدا ميكنند، نميچسبند. علاوه بر آن من به اين مساله عادت كردم چون در گذشته صدام و كره نيز همچون اسراييل كه اكنون از من انتقاد ميكند از من انتقاد كردهاند. ما با مسايل بسيار حساسي سر و كار داريم و بايد محتاط باشيم تا به هيچ جهتي سوق داده نشويم. همه توجه بسياري به ما ميكنند.


