امروز چگونه دوره نهم مجلس آغاز میشود؟!
در بیشتر کشورهای پارلمانی دنیا و حتی کشورهایی که ساختار سیاسی پارلمانی نیست، قوه مقننه در اداره کشور نقش دارد و کاندیداهای نمایندگی از قبل برای انجام نمایندگی آموزش دیدهاند؛ افزون بر این، از سوی مجموعهای منظم و منسجم، برای انجام درست کار نمایندگی حمایت و همراهی میشوند. در کشور ما اما وضع به گونه دیگری است.
کد خبر: ۲۴۷۵۱۵
| | 11497 بازدید
مجلس نهم امروز در حالی آغاز میشود که ظاهرا نمایندگان جز انتخاب رییس هیچ دغدغه دیگری ندارند!بنا بر این گزارش، اگر به پیشینه نمایندگان ادوار مجلس ایران بنگریم، همچون نمایندگان این دوره، بیشتر در مشاغلی بودهاند که معدل همه این مشاغل با واقعیت و ضرورتهای جامعه ما سازگار نیست؛ افزون بر این، در فاصله بین انتخابات و آغاز مجلس هم کمتر تلاشی میشود تا فرد منتخب با وظیفه خطیر خود تا اندازهای آشنا شود. این است که هر کسی که پس از پایان دوره نمایندگی، پای صحبت نمایندگان نشسته باشد، این جمله همراه با حسرت را شنیده است که: کاش به اندازه الان با کار نمایندگی آشنا بودم؛ در آن صورت فلان میکردم و بهمان!
به عبارت دیگر، پارلمان محصول احزاب است و آنجاست که نماینده آموزش میبیند، ساخته میشود، پخته میشود، در معرض رأی مردم قرار میگیرد و پس از رأی آوردن و در طول دوره نمایندگی حمایت و تغذیه فکری میشود.
در کشور ما که جمهوریت سی و دو یا سه سال بیشتر عمر ندارد، به طور طبیعی، احزاب چندان جایگاهی ندارند و به این زودیها هم نخواهند توانست نماینده عقل و اراده جامعه باشند؛ اما همزمان با پشت سر گذاردن این راه، آیا نباید به فکر بالا بردن توان نمایندگان بود؟
نکته قابل توجه اما نه دل انگیز، این است که حتی نهادهای سیاسی قدیمی و ریشهدار ما هم با چالش بیچشم اندازی و بیبرنامگی روبهرویند و به روزمرگی گرفتار شدهاند و هنگامی که خبرنگار تابناک از یکی از مهمترین اعضای آنها پرسید: «گفتمانی که شما با آن میخواهید جبهه خود و جامعه را تغذیه کنید، چیست؟»، پاسخی نداشت، جز سکوت همراه با این تقاضا که از این پرسش درگذر!
بنابراین، اگر برنامهای نه در ذهن شخص نماینده باشد و نه از جای دیگری به او ارائه شود، چهار سال آینده نمایندگان به روزمرگی خواهد گذشت و به جای نگاه سیاستی و کلان، به مسائل به صورت شخصی و حداکثر طایفهای و جناحی نگریسته خواهد شد. نمونه جالب، اما نه ضروری، برای اثبات این مدعا آن که مثلا برای برگزیدن رییس و اداره مجلس، افراد در مقابل هم جبههایهای خود ایستادهاند و به ائتلاف با جبهه مقابل دست زدهاند.
اکنون باید پرسید، این چه جبههای است که سرانش پیش از ورود به مجلس با هم گلاویزند؟! اینان بر چه پایهای با هم جبهه تشکیل داده بودند؟ آیا این جبههها، تنها برای ورود به مجلس بود و تا ورودی آن، بیشتر عمر و اعتبار نداشت؟ مگر شاکله این جبههها را اتفاق و اشتراک در آرمان و اهداف و برنامه شکل نداده بود و مگر افتراق این جبههها با یکدیگر در یک یا برخی از این موارد نبود و مگر این این جبههها برای فعالیت در مجلس شکل نگرفته بود و مگر... ؟!
نمونه دیگر از زاویهای دیگر، خود قانون انتخابات مجلس است. این قانون بیش از چهل بار تغییر کرده یا اصلاحیه خورده است. پرسش این است، این اصلاحات و تغییرات چهل باره با نگاه کلان، ملی و سیاستی صورت گرفته یا با نگاه شخصی و حداکثر جناحی.
پرسش دیگر آن که هزینه این نگاه و رفتار را انقلاب و مردم دادهاند و میدهند یا شخص نمایندگان؟
نمونه و مورد سوم و آخر این است که امسال را رهبر انقلاب به هزار دلیل به نامی نامیدند؛ اما تاکنون چند نشست برای هم اندیشی با هدف تحقق خواست ایشان و مردم در این زمینه بین نمایندگان مجلس نهم برگزار شده است؟
آقایان نماینده، هم رهبر انقلاب و هم مردم در دسترس شمایند؛ به امید خدا، سخن ایشان را که واقعیتها و ضرورتهای امروز ماست، به جان بشنوید و در پایان این چهار سال ـ که به سرعت برق خواهد گذشت ـ همه جا سر بلند باشید. انشاءالله!
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


