نگاه شما: داستان دردناك خاك زرد
روحیات فردی و ژنتیکی ما ایرانیان پیوند جداناشدنی و دیرینه ای با پول و کسب سود دارد.
این موضوع از گذران معیشت شعرای مختلف ایرانی در سده های پیشین گرفته و تا اجاره ی شناسنامه برای خرید سکه و ارز تا به امروز ادامه یافته است ؛ یکی بابت قافیه سازی و مدح شاهان چندین دینار صله می گرفت و دیگری برای دلالی و حق العمل کاری چند هزار تومانی دستمزد.
اما هر دو در یک حس مشترک بودند ، علاقه زايد الوصف به مال اندوزی و دیگر هیچ.
حسی که گاه و بی گاه قماری جدید را در سر می پروراند ، روشی نو را به ذهن تداعی می کند و خلاصه می رسد زمانی که به آسمان و زمین و در و دیوار تنها به چشم وسیله ای برای تولید ثروت نگاه می شود.
این نوع نگرش بی شک از گزند طمع نیز دور نمی ماند و آزمودن روش های مال اندوزی پر خطر را نیز شیرین و دست یافتنی جلوه می دهد.
به طوری که مهم نیست بقال هستیم یا نانوا ، روزنامه نگاریم یا بازاری ؛ تنها مهم این است چقدر پول بیکار داریم ؟
آن زمان است که همگی به سان یک کارشناس زبده ی اقتصادی و با فهم 2 کلید واژه از هزاران فن سرمایه گذاری پای در بازار دیگران گذاشته و قدرت ریسک خود را محک می زنیم.
به 60 روز هم نمی رسد ، دوستی که صاحب یک مغازه لوازم خانگی است مبلغ 30 میلیون تومان که تمام پس انداز خود و همسرش بود را به طلا تبدیل کرد (هر اونس طلا 1712 دلار و هر گرم طلای 18 عیار80 هزار و 520 تومان ) و امروز با گذشت نزدیک به دو ماه ، هر اونس طلا 1590 دلار و هر گرم طلای 18 عیار به 63 هزار تومان رسیده است ؛ مسئول این تصمیم غیر معقول و شتابزده فقط و فقط سرمایه گذار طمعکار و حریص است که با وجود افزایش نجومی قیمت ها در شغل خودش ، به سمت بازاری آمده است که پیش بینی قیمتی در آن کار هرکسی نیست.
یا در مثالی دیگر میتوان خریداران شتابزده ی سکه را مورد تحلیل قرار داد که شاید کمتر کسی در میان حدود 7 میلیارد انسان در کره ی زمین پیدا شود و سکه بهار آزادی را که امروز به رقم 590 هزار تومان رسیده است در 4 ماهه پیش به قیمت یک میلیون و صد هزار تومان آن هم با توهم افزایش بیشتر و رسیدن به مرز یک میلیون و 500 هزار تومان بخرد و در منزل نگه داری کند ؛ حال آن که در این مدت چه اتفاقی خواهد افتاد تنها زاده ی تخیل او و همفکرانش است.
این همان حس فرصت طلبی و مال اندوزی است که با حبابی از طمع به بالا می رود و به آنی در هوا ترکیده و شخص را مستاصل و ورشکسته می کند.
اما آیا به واقع این حس که در قریب به اتفاق ما ایرانی ها نهفته است ، ذره ای از منطق را با خود به همراه دارد یا خیر ؟
چرا ایرانیان در جای جای دنیا به مغزهای متفکر برای کسب ثروت از راه های خارق العاده مشهورند ؟ آیا واقعا فکر ژاپنی ها ، کره ای ها و اروپاییان به اینجا ها نمی رسد ؟
اینجاست که بیشتر یقین می کنیم صفت پول پرستی پیوندی عمیق با روحیاتمان دارد.
جالب اینجاست که با همان شدتی که به ثروتمند شدن از هر راهی علاقه مندیم ، به انکار این حس در وجودمان نیز هم اصرار داریم ؛ زیرا ثروت در جامعه ایرانی از دید بیرونی ضد ارزش است ولی هیچ کس از ته دل از داشتنش ناراضی نیست و در بطن جامعه همگی بی شک دلباخته ی آن اند.
امیدوارم امروز که با این احساس دمخور شده ایم و همچنان در پی کسب روزی از طرق مختلف هستیم این نکته را از یاد نبریم : دوستانی که چند ماه پیش برای تحویل سکه جلوی درب بانک ها شب را به صبح می رساندند امروز و با سقوط آزاد قیمت دلار و طلا جز حسرت و زیان اندوخته ای ندارند و آنها هم زمانی خود را اقتصاددان ، تحلیل گر سیاسی و پیشگویی قابل می دانستند.
بهتر است در جای خود باشیم و بمانیم ، حضور در جای دیگران و عدم موفقیت افزون بر این که جایگاه خودمان را متزلزل می کند ، حسی از یأس و نا امیدی را تا پایان عمر در ذهنمان حک می کند.
«تابناک» مطالب اختصاصی و گردآوری شده توسط خوانندگان محترم را در قالب جدیدی با عنوان «نگاه شما» منتشر خواهد کرد.
مخاطبان محترم می توانند مطالب دلخواه خود را در موضوعات مختلف، به آدرس negaheshoma@tabnak.ir ارسال نمایند.
مخاطبان محترم برای ارسال مطالب خود باید چند نکته را در نظر داشته باشند:
1. این قالب جدید برای ارائه و معرفی «نگاه بییندگان به تمام موضوعات» می باشد.
2.مطالب اختصاصی یا گردآوری شده می تواند در قالب: ایده ، فیلم، عکس، گزارش تحلیلی، گزارش خبری، کاریکاتور و... باشد.
3. مطالب ارسال شده حتی الامکان با ذکر نام و نام خانوادگی فرستنده باشد.
4. موارد ارسالی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین جاری نداشته باشد.
5. مطالب ارسالی به زبان و فونت فارسی باشد.
6.مطالب ارسال شده حتی الامکان حاوی اطلاعات دقیق باشد.
مشخصات فنی
1. از ارسال تصاویر در متن فایلهای word خودداری شود.
2. حجم فایل تصویری ارسالی( به صورت gif یا jpg ) بیشتر از 5 مگابایت نباشد.
3. حداکثر حجم فایل صوتی یا ویدیو پنجاه مگابایت باشد. (نوع فایل: wmv, flv, wav, mp3, wma)
همه جا هست همه آدما همین جورین
ناتواني را تجسم كنيد كه حاصل يك عمر پس
انداز خودش را مثلا يك ميليون تومان به بانك سپرده و سود ماهانه انرا خرج مي كند. سال قبل يك ميليوت تومان را 3 سكه طلا به ايشان
مي دادند ( سكه حدود 3/500/000 بود ) حالا به نرخ شما پول ايشان را يك وونيم سكه مي دهند. آيا پير زن ضرر كرده يا نه؟
خسارت وي را چه كسي جبران مي كند.
تورم پول وي را بلعيده و در واقع ايشان به
دولت كمك كرده است. خوب اگر كسي به فكر حفظ مال خود باشد بايد او را طمكار دانست ؟ با خود كمي خلوت كنيد و پاسخ
دهيد نه اينكه درصد توجيه باشيد.
خدانگهدار
مسئله عدم امنیت اقتصادی است
عده ای از جمله خود من با وجود سرمایه کم از ترس کمتر و بی ارزشتر شدن همین اندک سرمایه اقدام به خرید طلا و سرمایه گذاری در این مورد میکنند
مگر راه های سرمایه گذاری دیگری که همپای تورم پیش رود برای سرمایه های اندک سراغ دارید
باز طلا که در هر صورت به قیمت خرید باز میگردد وای از این که ارزش پول کم شود و هیچ دسترسی هم به آن نباشد



