نشست «ناتو» در شیکاگو و چالشهای پیش روی
حمیدرضا عزیزی*
کد خبر: ۲۴۵۹۴۶
| | 5062 بازدید
اجلاس دو روزه سران کشورهای عضو پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) در حالی روزهای ۲۰ و ۲۱ ماه می (۳۱ اردیبهشت و یکم خرداد) در شیکاگو برگزار میشود که بر پایه برنامهریزیهای پیشین و همچنین اظهارات رسمی و غیر رسمی، موضوع افغانستان، مهمترین دستور کار آن را تشکیل میدهد.
هماکنون مسأله خروج نیروهای ناتو از افغانستان در کنار مسأله بحران اقتصادی اروپا، به مهمترین دغدغه کشورهای غربی تبدیل شده که افزون بر نشست ناتو، در اجلاس گروه «جی. ۸»، یا هشت کشور صنعتی در «کمپ دیوید» آمریکا نیز بازتاب پیدا کرد. در حقیقت از دیدگاهی میتوان گفت این دو موضوع مستقیم به یکدیگر مرتبطند.
در رابطه با افغانستان، اشاره به این نکته ضروری است که ناتو از سال ۲۰۰۳ تاکنون، رهبری ۱۳۰ هزار نیرو به نام «نیروی امنیتی امداد بین الملل» (آیساف) را بر عهده دارد و عملیاتهای ناتو در افغانستان تحت رهبری و نظارت این نیرو ـ که متشکل از افرادی از کشورهای گوناگون عضو ناتوست ـ انجام پذیرفته است.
با این حال، در سالهای اخیر، یکی از مهمترین موضوعات مورد توجه درباره افغانستان، بحث زمانبندی خروج نیروهای ناتو از افغانستان بوده که بنا بر آخرین توافقها، قرار شده این نیروها تا سال ۲۰۱۴ از افغانستان خارج شده و وظیفه تأمین امنیت این کشور به عهده خود نیروهای افغان گذاشته شود.
همین امر، سبب شکلگیری نگرانیهایی، به ویژه میان دولتمردان آمریکایی شده؛ مبنی بر اینکه خروج نیروهای ناتو میتواند به معنای ورود دوباره بیثباتی و ناامنی به افغانستان و قدرتگیری دوباره طالبان به عرصه سیاسی این کشور تلقی شود.
دولت آمریکا به طور خاص تاکنون برای رفع این نگرانی کارهای گوناگونی انجام داده که به نظر میرسد، هیچ یک از آنها تاکنون نتوانسته در اطمینان بخشیدن به آمریکاییها موفق باشد. یکی از این کارها، تلاشهای آشکار و پنهان آمریکا برای مذاکره با طالبان بود. این تلاشها که در پایان به دلایل گوناگون نتوانست به نتیجهای عملی منجر شود، موجب برانگیخته شدن انتقادات شدید در میان دولتمردان افغان و همچنین شرکای غربی آمریکا در ناتو نیز شد.
اقدام دیگر آمریکا در این رابطه، امضای موافقتنامه همکاریهای استراتژیک با دولت افغانستان بود. این موافقتنامه عملاً به آمریکا اجازه میدهد تا سالها پس از خروج نیروهایش از افغانستان، در امور امنیتی این کشور دخالت کرده و بر آن کنترل داشته باشد و از این راه، درصدد تخفیف پارهای از نگرانیهای خود درباره این کشور برآید.
اما نکته مهم در این قرارداد، واکنش منفی جمهوری اسلامی ایران است که ضمن انتقاد شدید نسبت به آن، موافقتنامه مذکور را از سویی مغایر با اصل حاکمیت ملی افغانستان و از سوی دیگر ـ و مهمتر از آن ـ در تضاد با امنیت منطقهای و منافع کشورهای همسایه افغانستان ارزیابی کرده است.
شاید به همین علت بود که آمریکا و دیگر هم پیمانان این کشور در ناتو تصمیم گرفتند با دعوت رسمی از پاکستان برای شرکت در نشست شیکاگو، از همراهی دستکم یکی از کشورهای مهم همسایه افغانستان با سیاستهای جدید ناتو در این کشور مطمئن شوند.
اما مشارکت واقعی پاکستان در سیاستهای ناتو نیز محل بحث و تردیدهای فراوانی است؛ فارغ از این که پاکستان از سوی بسیاری از تحلیلگران به عنوان حامی اصلی طالبان شناخته میشود و همین امر بیطرفی این کشور در موضوع کمک به تأمین ثبات در افغانستان را زیر سؤال میبرد؛ البته روابط پرتنش این کشور با ناتو نیز خود موضوع در خور توجه دیگری است.
از شش ماه پیش و در پی حمله یک هواپیمای بدون سرنشین ناتو به مناطق مرزی افغانستان ـ پاکستان ـ که به کشته شدن ۲۴ مرزبان پاکستانی منجر شد ـ روابط این کشور با ناتو تیره شد. پس از این واقعه، دولت پاکستان مسیر تدارکاتی نیروهای ناتو در افغانستان از خاک خود را ـ که اهمیتی حیاتی برای تدارک ناتو در افغانستان داشت ـ بست و همین امر به یکی از چالشهای مهم ناتو در رابطه با افغانستان تبدیل شد.
به این ترتیب، یکی از اولویتهای مهم ناتو در نشست شیکاگو، رفع سوء تفاهمات با پاکستان و راضی کردن این کشور به باز کردن دوباره مسیر تدارکاتی خواهد بود. تنها پس از این کار است که همکاریهای بیشتر پاکستان با ناتو، میتواند به طور جدی مورد بحث قرار گیرد.
چالش دیگری که ناتو در نشست پیش رو باید رفع آن را مدنظر قرار دهد و در ارتباط تنگانگ با موضوع پیشین نیز قرار دارد، مسأله مواضع متفاوت برخی از کشورهای عضو، نسبت به موضوعات مورد توجه این سازمان است. در این رابطه، آنچه به طور خاص در نشست شیکاگو مورد بحث قرار خواهد گرفت، موضعی است که فرانسه با رهبری رئیس جمهور جدیدش در مورد موضوع افغانستان در پیش خواهد گرفت.
یکی از وعدههای «فرانسوا اولاند»، رئیس جمهور تازه برگزیده فرانسه در ایام مبارزات انتخاباتیاش، خارج کردن نیروهای نظامی این کشور از افغانستان، تا پایان سال جاری بود. چنین امری، در صورت تحقق، چالشی جدی پیش روی ناتو و به ویژه آمریکا میگذارد که ممکن است، همه برنامه زمانی خروج نیروها تا سال ۲۰۱۴ را نیز تحتالشعاع قرار داده و آمریکا را وادار به تمدید حضور خود در افغانستان کند.
به این ترتیب، یکی از اهداف اصلی آمریکا در نشست شیکاگو آن است که ضمن متقاعد کردن فرانسه به حفظ نیروهایش در افغانستان تا سال ۲۰۱۴، از فروپاشی پیش از موعد ائتلاف موجود در افغانستان جلوگیری کند؛ بنابراین، تصمیم نهایی فرانسه در این رابطه، از سویی بر آینده سیاسی اولاند در فرانسه و از سوی دیگر بر آینده نیروهای ائتلاف در افغانستان تأثیرگذار است.
اما سومین چالش پیش روی ناتو، مسألهای دیرپا به نام مسأله روسیه است. هرچند اجلاس سال ۲۰۱۰ ناتو در لیسبون پرتغال که شاهد انجام توافقاتی میان روسیه و ناتو بود، در آغاز به عنوان ماه عسل روابط دو طرف و نقطه اوج همکاریهای روسیه با ناتو معرفی شد، ولی گذشت زمان، نادرستی تحلیلهای خوشبینانه اولیه را نشان داد.
هماکنون مهمترین موضوع مورد اختلاف روسیه و ناتو، بحث استقرار سپر دفاع موشکی ناتو در اروپای شرقی و ترکیه است که روسیه آن را به عنوان تهدیدی مستقیم علیه امنیت خود تلقی میکند. در این رابطه، ساز و کارهای پیشنهادی روسیه، از جمله ایجاد یک سپر دفاعی مشترک با حضور این کشور، مورد موافقت اعضای ناتو قرار نگرفته و متقابلاً، تلاشهای غرب برای اثبات این که جهتگیری سپر موشکی علیه روسیه نیست، نتوانسته مقامات کرملین را قانع کند.
اختلاف نظرها در این باره طی هفتههای گذشته تا اندازهای افزایش پیدا کرد که رئیس ستاد ارتش روسیه حتی از امکان حمله پیشدستانه این کشور به سپر موشکی ناتو خبر داد؛ امری که اعتراض و انتقاد مقامات غربی را به شدت برانگیخت.
از سوی دیگر، تا همین چند روز پیش، مسأله حضور نماینده روسیه در اجلاس ناتو در هالهای از ابهام بود و تنها روز چهاردهم مي بود که دولت روسیه از اعزام نمایندهای از سوی این کشور به شیکاگو خبر داد. یکی از مسائل مطرح در این رابطه این است که روسیه، حضور خود در نشست پیش رو را به حضور در بقیه کنفرانسهای مربوط به افغانستان وابسته دانسته است.
در حقیقت، آنچه روسیه در موضوع افغانستان از غرب انتظار دارد، به رسمیت شناخته شدن خود به عنوان بازیگری فعال و تأثیرگذار در امور افغانستان از سوی غرب است. روسیه در موضوع افغانستان تاکنون همکاری خوبی با ناتو از خود نشان داده و به تازگی نیز اعلام کرده پایگاه جدیدی را برای انتقال تدارکات غیرنظامی به افغانستان، در اختیار ناتو خواهد گذاشت. در ازای این همکاری، مسکو انتظار دارد نقش و منافعش از سوی کشورهای عضو ائتلاف در افغانستان مورد توجه قرار گیرد.
به این ترتیب، نشست سران ناتو در شیکاگو بیش از آنکه مانند همیشه محملی برای هماهنگی سیاستهای اعضا باشد، به محلی برای رفع و رجوع چالشهای جدی پیش روی این سازمان تبدیل شده است؛ چالشهایی که از یک دید، حتی میتواند آینده ناتو به عنوان یک ائتلاف منسجم را زیر سؤال ببرد.
* دانشجوی دکترای مطالعات منطقهای دانشگاه تهران
هماکنون مسأله خروج نیروهای ناتو از افغانستان در کنار مسأله بحران اقتصادی اروپا، به مهمترین دغدغه کشورهای غربی تبدیل شده که افزون بر نشست ناتو، در اجلاس گروه «جی. ۸»، یا هشت کشور صنعتی در «کمپ دیوید» آمریکا نیز بازتاب پیدا کرد. در حقیقت از دیدگاهی میتوان گفت این دو موضوع مستقیم به یکدیگر مرتبطند.
در رابطه با افغانستان، اشاره به این نکته ضروری است که ناتو از سال ۲۰۰۳ تاکنون، رهبری ۱۳۰ هزار نیرو به نام «نیروی امنیتی امداد بین الملل» (آیساف) را بر عهده دارد و عملیاتهای ناتو در افغانستان تحت رهبری و نظارت این نیرو ـ که متشکل از افرادی از کشورهای گوناگون عضو ناتوست ـ انجام پذیرفته است.
با این حال، در سالهای اخیر، یکی از مهمترین موضوعات مورد توجه درباره افغانستان، بحث زمانبندی خروج نیروهای ناتو از افغانستان بوده که بنا بر آخرین توافقها، قرار شده این نیروها تا سال ۲۰۱۴ از افغانستان خارج شده و وظیفه تأمین امنیت این کشور به عهده خود نیروهای افغان گذاشته شود.
همین امر، سبب شکلگیری نگرانیهایی، به ویژه میان دولتمردان آمریکایی شده؛ مبنی بر اینکه خروج نیروهای ناتو میتواند به معنای ورود دوباره بیثباتی و ناامنی به افغانستان و قدرتگیری دوباره طالبان به عرصه سیاسی این کشور تلقی شود.
دولت آمریکا به طور خاص تاکنون برای رفع این نگرانی کارهای گوناگونی انجام داده که به نظر میرسد، هیچ یک از آنها تاکنون نتوانسته در اطمینان بخشیدن به آمریکاییها موفق باشد. یکی از این کارها، تلاشهای آشکار و پنهان آمریکا برای مذاکره با طالبان بود. این تلاشها که در پایان به دلایل گوناگون نتوانست به نتیجهای عملی منجر شود، موجب برانگیخته شدن انتقادات شدید در میان دولتمردان افغان و همچنین شرکای غربی آمریکا در ناتو نیز شد.
اقدام دیگر آمریکا در این رابطه، امضای موافقتنامه همکاریهای استراتژیک با دولت افغانستان بود. این موافقتنامه عملاً به آمریکا اجازه میدهد تا سالها پس از خروج نیروهایش از افغانستان، در امور امنیتی این کشور دخالت کرده و بر آن کنترل داشته باشد و از این راه، درصدد تخفیف پارهای از نگرانیهای خود درباره این کشور برآید.
اما نکته مهم در این قرارداد، واکنش منفی جمهوری اسلامی ایران است که ضمن انتقاد شدید نسبت به آن، موافقتنامه مذکور را از سویی مغایر با اصل حاکمیت ملی افغانستان و از سوی دیگر ـ و مهمتر از آن ـ در تضاد با امنیت منطقهای و منافع کشورهای همسایه افغانستان ارزیابی کرده است.
شاید به همین علت بود که آمریکا و دیگر هم پیمانان این کشور در ناتو تصمیم گرفتند با دعوت رسمی از پاکستان برای شرکت در نشست شیکاگو، از همراهی دستکم یکی از کشورهای مهم همسایه افغانستان با سیاستهای جدید ناتو در این کشور مطمئن شوند.
اما مشارکت واقعی پاکستان در سیاستهای ناتو نیز محل بحث و تردیدهای فراوانی است؛ فارغ از این که پاکستان از سوی بسیاری از تحلیلگران به عنوان حامی اصلی طالبان شناخته میشود و همین امر بیطرفی این کشور در موضوع کمک به تأمین ثبات در افغانستان را زیر سؤال میبرد؛ البته روابط پرتنش این کشور با ناتو نیز خود موضوع در خور توجه دیگری است.
از شش ماه پیش و در پی حمله یک هواپیمای بدون سرنشین ناتو به مناطق مرزی افغانستان ـ پاکستان ـ که به کشته شدن ۲۴ مرزبان پاکستانی منجر شد ـ روابط این کشور با ناتو تیره شد. پس از این واقعه، دولت پاکستان مسیر تدارکاتی نیروهای ناتو در افغانستان از خاک خود را ـ که اهمیتی حیاتی برای تدارک ناتو در افغانستان داشت ـ بست و همین امر به یکی از چالشهای مهم ناتو در رابطه با افغانستان تبدیل شد.
به این ترتیب، یکی از اولویتهای مهم ناتو در نشست شیکاگو، رفع سوء تفاهمات با پاکستان و راضی کردن این کشور به باز کردن دوباره مسیر تدارکاتی خواهد بود. تنها پس از این کار است که همکاریهای بیشتر پاکستان با ناتو، میتواند به طور جدی مورد بحث قرار گیرد.
چالش دیگری که ناتو در نشست پیش رو باید رفع آن را مدنظر قرار دهد و در ارتباط تنگانگ با موضوع پیشین نیز قرار دارد، مسأله مواضع متفاوت برخی از کشورهای عضو، نسبت به موضوعات مورد توجه این سازمان است. در این رابطه، آنچه به طور خاص در نشست شیکاگو مورد بحث قرار خواهد گرفت، موضعی است که فرانسه با رهبری رئیس جمهور جدیدش در مورد موضوع افغانستان در پیش خواهد گرفت.
یکی از وعدههای «فرانسوا اولاند»، رئیس جمهور تازه برگزیده فرانسه در ایام مبارزات انتخاباتیاش، خارج کردن نیروهای نظامی این کشور از افغانستان، تا پایان سال جاری بود. چنین امری، در صورت تحقق، چالشی جدی پیش روی ناتو و به ویژه آمریکا میگذارد که ممکن است، همه برنامه زمانی خروج نیروها تا سال ۲۰۱۴ را نیز تحتالشعاع قرار داده و آمریکا را وادار به تمدید حضور خود در افغانستان کند.
به این ترتیب، یکی از اهداف اصلی آمریکا در نشست شیکاگو آن است که ضمن متقاعد کردن فرانسه به حفظ نیروهایش در افغانستان تا سال ۲۰۱۴، از فروپاشی پیش از موعد ائتلاف موجود در افغانستان جلوگیری کند؛ بنابراین، تصمیم نهایی فرانسه در این رابطه، از سویی بر آینده سیاسی اولاند در فرانسه و از سوی دیگر بر آینده نیروهای ائتلاف در افغانستان تأثیرگذار است.
اما سومین چالش پیش روی ناتو، مسألهای دیرپا به نام مسأله روسیه است. هرچند اجلاس سال ۲۰۱۰ ناتو در لیسبون پرتغال که شاهد انجام توافقاتی میان روسیه و ناتو بود، در آغاز به عنوان ماه عسل روابط دو طرف و نقطه اوج همکاریهای روسیه با ناتو معرفی شد، ولی گذشت زمان، نادرستی تحلیلهای خوشبینانه اولیه را نشان داد.
هماکنون مهمترین موضوع مورد اختلاف روسیه و ناتو، بحث استقرار سپر دفاع موشکی ناتو در اروپای شرقی و ترکیه است که روسیه آن را به عنوان تهدیدی مستقیم علیه امنیت خود تلقی میکند. در این رابطه، ساز و کارهای پیشنهادی روسیه، از جمله ایجاد یک سپر دفاعی مشترک با حضور این کشور، مورد موافقت اعضای ناتو قرار نگرفته و متقابلاً، تلاشهای غرب برای اثبات این که جهتگیری سپر موشکی علیه روسیه نیست، نتوانسته مقامات کرملین را قانع کند.
اختلاف نظرها در این باره طی هفتههای گذشته تا اندازهای افزایش پیدا کرد که رئیس ستاد ارتش روسیه حتی از امکان حمله پیشدستانه این کشور به سپر موشکی ناتو خبر داد؛ امری که اعتراض و انتقاد مقامات غربی را به شدت برانگیخت.
از سوی دیگر، تا همین چند روز پیش، مسأله حضور نماینده روسیه در اجلاس ناتو در هالهای از ابهام بود و تنها روز چهاردهم مي بود که دولت روسیه از اعزام نمایندهای از سوی این کشور به شیکاگو خبر داد. یکی از مسائل مطرح در این رابطه این است که روسیه، حضور خود در نشست پیش رو را به حضور در بقیه کنفرانسهای مربوط به افغانستان وابسته دانسته است.
در حقیقت، آنچه روسیه در موضوع افغانستان از غرب انتظار دارد، به رسمیت شناخته شدن خود به عنوان بازیگری فعال و تأثیرگذار در امور افغانستان از سوی غرب است. روسیه در موضوع افغانستان تاکنون همکاری خوبی با ناتو از خود نشان داده و به تازگی نیز اعلام کرده پایگاه جدیدی را برای انتقال تدارکات غیرنظامی به افغانستان، در اختیار ناتو خواهد گذاشت. در ازای این همکاری، مسکو انتظار دارد نقش و منافعش از سوی کشورهای عضو ائتلاف در افغانستان مورد توجه قرار گیرد.
به این ترتیب، نشست سران ناتو در شیکاگو بیش از آنکه مانند همیشه محملی برای هماهنگی سیاستهای اعضا باشد، به محلی برای رفع و رجوع چالشهای جدی پیش روی این سازمان تبدیل شده است؛ چالشهایی که از یک دید، حتی میتواند آینده ناتو به عنوان یک ائتلاف منسجم را زیر سؤال ببرد.
* دانشجوی دکترای مطالعات منطقهای دانشگاه تهران
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


