خاتمي: اصلاحات داراي يک تبار تاريخي است
رئيس دولت اصلاحات گفت:از رويکردهاي مهم اصلاحطلبي، احترام به گشادگي در فضاي بحث، گفت وگو و آزادي در ابراز نظر و انديشهورزي و هزينه ندادن براي آن است.
به گزارش "ايلنا"، سيد محمد خاتمي در نخستين نشست ويژه تبيين مباني نظري اصلاحات که در محل دايرهالمعارف اسلامي و با حضور رئيس اعضاي بنياد باران، فعالان سياسي، جمعي از روحانيون ،استادان ، محققان، روشنفکران ، هنرمندان و روزنامهنگاران برگزار شد، با يادآوري اين نکته که اصلاحات در دو دوره از انتخابات رياست جمهوري به راي مردم گذاشته شد و مورد استقبال قرار گرفت ، با اشاره به آياتي که در آغاز مراسم تلاوت شد، گفت: اعتقاد داريم حرکتي که افتخار وابستگي و پيوستگي به آن را داريم، در ادامه حرکت پيامبران بزرگ الهي حضرت موسي(ع)، حضرت عيسي(ع) و حضرت محمد (ص) است. اما خيال همه را راحت کنم که اصلاحات نه عصايي دارد که تبديل به اژدها شود و نه يد بيضائي. بنابراين آناني که از اصلاحات اژدها مي سازند واصلاحات را بزرگتر از آنچه هست معرفي ميکنند، در اشتباه هستند.
وي افزود: اما يک اژدهاي بسيار بزرگي وجود دارد و آن بيداري و رشد جامعه است که هر سحري را باطل خواهد کرد.
اصلاحات مبتني بر درک خواست جامعه و متناسب با شرايط تاريخي امروز ايران است
خاتمي با بيان اينکه درباره اصلاحات خيلي صحبت شده است و شايد بيشتر از همه خود من صحبت کردهام و البته کمتر بطور کلاسيک آن را تعريف نمودهام، گفت:در کنار اين بحثها، ديگران هم بحثهاي متنوع و حتي متفاوتي کردهاند، بطوري که احياناً نوعي آشفتگي در معنا و مفهوم اصلاحات در جامعه ما و بخصوص ميان خواص ما وجود دارد و نوعي ابهام براي جامعهاي که معتقدم از عمق وجود اصلاحات را درک ميکنند، وجود دارد.
وي تصريح کرد: مفتخريم که اصلاحات ما مبتني بر درک نياز و خواست جامعه و متناسب با شرايط تاريخي امروز ايران است و درباره اصلاحات حتي علاوه بر بحثهاي تحليلي فکر ميکنم به مناسبتهاي مختلف، طرحها و برنامهها عرضه شده است که هم مبتني بر مباني اصلاحات بوده و هم به نحوي از انحاء توضيح دهنده آنها بوده است.
رئيس بنياد باران با اشاره محتواي سخنان خود در اين جلسه توضيح داد: آنچه امروز مطرح ميکنيم، در واقع مطلب ناگفتهاي نيست؛ بلکه مدون شده مطالبي است که به نحوي گفته شده و حتي براساس آن عمل شده است. به عبارت ديگر در اينجا علاقهمنديم که يک سلسله اصول به عنوان «اصول موضوعه» در مورد اصلاحات بحث قرار گيرد که بتواند مبناي عمل، حرکت، موضع گيري و حتي سياستگذاري و برنامهريزي باشد و از بحثهاي صرفا تئوريک کمي فاصله بگيريم.
رئيس دولت اصلاحات تاکيد کرد: ناگفته نماند که اين اصول داراي پشتوانههاي فکري و نظري هم هست که کمابيش مطرح شده است، گرچه احتياج به طرح مفصلتري دارد. ولي من در اينجا به هيچوجه قصد طرح مباحث تئوريک را ندارم. زيرا مباحث تئوريک خيلي ساده و زود به نتايج توافقآميز نميرسد گرچه در جاي خود بسيار مهم است.
خاتمي در پاسخ به اين پرسش که چگونه بعد از 11 سال مسايل اصلاحات مطرح ميشود؟ با رد اين مطلب گفت: اصلاحات مطرح شده، به راي گذاشته و براساس آن عمل شده است و توفيقها و ناکاميهايي داشته است. ما دلمان ميخواهد که آنچه در اين مدت در جامعه مطرح شده، به عنوان «راهنماي حرکت و عمل به صورت دقيقتر» مطرح کنيم.
وي يا بيان اينکه مسوول مطالبي که ديگران در خصوص اصلاحات مطرح ميکنند، نيست،اظهار داشت: مسوول مطالب کساني که در خصوص اصلاحات صحبت ميکنند، نيستم چرا که در اين مدت مطالب زيادي گفته شده که احياناً صددرصد يا نزديک ، با آنچه مراد ماست بوده است و يا مطالب متفاوتي مطرح شده است؛ که مورد نظر ما نبوده است.
رئيس جمهوري سابق کشورمان در بيان اصل اول اصلاحطلبي اظهار داشت: از رويکردهاي مهم اصلاح طلبي، احترام به گشادگي در عالم بحث و گفتوگو، آزادي در نظر، انديشهورزي و ابراز نظر و هزينه ندادن براي آن است.
وي افزود:اگر بخواهيد که يکي از اصول مهم اصلاحطلبي از نظر ما را بدانيد، همين«احترام به باز بودن فضاي بحث و نظر و بيهزينه بودن اظهارنظر کردن و آزادي بيان و فکر» است، ولو اينکه با آن فکر مخالف باشيم. بلکه از محوريترين اصول ما تشويق اين فضاي باز و گشاده است.
اصلاحات مناسب ترين راه برون رفت جامعه ما از بحران است
خاتمي در ادامه تصريح کرد: آنچه را که بيان شده و مردم هم به تفصيل يا اجمالاً از آن آگاه بودهاند و با فطرت خود پسنديدهاند و به آن راي دادهاند و به اصلاحات مشهور شده است، مناسبترين راه برونرفت جامعه ما از بحراني است که سدههاي متمادي به آن دچار بودهايم .
وي با بيان اينکه جامعه ما به علل تاريخي دچار بحرانهاي بزرگي است و هنوز هم نجات پيدا نکرده است، به مباحثي که در خصوص سنت و تجدد در جامعه مطرح است، اشاره کرد و گفت : معتقدم آن چيزي که به نام اصلاحات مطرح شد و هنوز هم مطرح است، مناسب ترين راه برونرفت از اين بحران است و مناسبترين و راحتترين راه دستيابي ارزانتر و آسانتر به منافع مادي و معنوي حيات جامعه ايراني و نيز جوامعي است که در وضعيت تاريخي، اجتماعي و فرهنگي ما مي زيند.
رئيس دولت اصلاحات با تاکيد براين نکته که آنچه به عنوان اصول مطرح مي شود، شکننده نيست و داراي انعطافپذيري است، به بيان اصل دوم اصلاحطلبي پرداخت و اظهار داشت: اين هم از اصول اصلاحات است که «ما انديشه انسان و راهکارهايي که براي مسايل پيدا ميکند، انعطافپذير بدانيم تا تکامل بپذيرد.
خاتمي افزود: اصول ما هم انعطافپذير است و ما به عنوان وحي منزل چيزي را مطرح نمي کنيم، بلکه در جريان بحث و گفت و گو مي تواند تکميل و تتميم شود و بهبود و اصلاح پيدا کند.
وي با تاکيد بر استفاده از نظرات مختلف درباره اصلاحات ،گفت: ما بايد به همه اين مسايل توجه داشته باشيم و نبايد اينگونه باشد که بگوييم هر که اينها را بگويد، با ماست و هرکه نگويد، بر ماست. اما ميگوييم که ما اين اصول را داريم و معتقديم که عمليتر است و با واقعيتها سازگاري بيشتري دارد و با معيارها و موازين، قابل انطباق و سازگاري است و در مقام عمل ميتواند راهگشا باشد و ميتواند مبناي جمع و انسجام کساني باشد که اين حرفها را قبول دارند و پايه حرکت جمعي، فشرده و غيرپراکنده مجموعه بزرگي در ايران باشد.
وي تاکيد کرد: اگر يک حرکت که ريشههاي تاريخي و اجتماعي دارد، از حيث هدف و مضمون به بخش خودآگاه وجدان جامعه آمد، آن حرکت آسيبناپذيرتر خواهد بود و مورد حمايت و پاسداري خود مردم قرار ميگيرد و برنامهها و سياستهايي که از اين حرکت برميخيزد، داراي پشتوانه محکمتر ميشود. معتقدم که اگر چنين کار تاريخي صورت گيرد، جامعه به مرحله اي ميرسد که بجاي آنکه نيازي به قهرمان داشته باشد، خود قهرمان عرصه سرنوشت ميشود.
اصلاحات داراي رسالت هاي نظري و عملي است
رئيس موسسه بينالمللي گفتگوي فرهنگها و تمدنها با طرح اين پرسش که آيا اصلاحاتي که ما ميگوييم، رسالتي دارد؟ گفت: به نظر من هم در نظر و هم در عمل، اصلاحات داراي رسالت است.
وي در توضيح پاسخ خود گفت: از نظر رسالت، اصلاحات عبارت است از بازسازي ذهن اجتماعي و تاريخي جامعه به گونهاي که به عنوان «ملت» بتواند خود را بازيابد و قادر باشد که در عرصه حيات سرزميني، منطقهاي و جهاني بطور فعال حضور داشته باشد.
وي ابراز عقيده کرد: من معتقدم که بزرگترين رسالت نظري اصلاحات، بازسازي جامعه به اين صورت است.
خاتمي با طرح اين پرسشها که بالاخره چيزي به نام ملت ايران وجود دارد يا ندارد؟ و چيزي به نام جامعه ايراني وجود دارد يا ندارد؟ گفت: کار اصلاحات بازسازي ذهن و تبيين هويت جمعي اين ملت است تا بتواند بطور فعال در عرصه تعيين سرنوشت خود در سرزميني که زندگي مي کند، در منطقه و جهاني که هست، شرکت کند.
اصلاحات به دين و مقتضيات زمان اهتمام فراوان دارد
رئيس بنياد باران با تاکيد بر اينکه در اين رسالت نظري اهتمام به چند امر خيلي مهم است، گفت: اولًا اصلاحات به امر دين اهتمام فراوان دارد. چرا که معتقديم، دين مهمترين عامل هويتبخش فرد و جامعه و مبناي مهم خاطره مشترک جمعي است و مهمترين نقطه اشتراک انسانها، اقوام و جوامع، خاطره مشترک است و دين مهمترين عامل خاطره مشترک جمعي در جوامعي مانند جامعه ما و به يک معنا تمام جوامع بشري است.
خاتمي با اشاره به دليل اين مساله گفت: هيچ تمدني که انسجامبخش جامعه است را نميبينيم که يا از دين ناشي نشده باشد و يا به شدت از آن متاثر نباشد؛ بخصوص در جوامع شرقي و بالاخص جامعهاي مانند ايران، دين يک عامل مهم هويتبخش است.
وي تصريح کرد: علاوه براين به عقيده من که فکر ميکنم شما هم با من هم نظر باشيد، دين و بخصوص اسلام براي کمال انسان آمده است. مگر ميتوان اصلاحاتي داشت و به کمال انسان نينديشيد؟ بدون دين و دين داري تامين سعادت در اين جهان و جهان ديگر ميسر نيست و طبعا اصلاحات هم بايد با دين رابطه وثيق داشته باشد.
رئيس دولت اصلاحات تاکيد کرد: اصلاحات ناظر به واقعيات و مقتضيات زمان، بخصوص شرايط تاريخي و اجتماعي است و آنگونه هم که ما مطرح مي کنيم، اصلاحات کمتر به بحثهاي مجرد و منقطع از مقتضيات زمان و مکان ميپردازد. گرچه همانگونه که عرض کردم، بحثهاي تئوريک هم در جاي خود لازم است.
اصلاحات حرکتي در جهت درمان دردهاي مزمن و کهنه جامعه است
رئيس جمهو سابق کشورمان با اشاره به بعد عملي اصلاحات گفت: از لحاظ عملي، آنچه که من از اصلاحات درک ميکنم، اصلاحات حرکتي در جهت درمان دردهاي مزمن و کهنه جامعه از يکسو و دردهاي جديد و تازه آن از سوي ديگر است.
وي افزود: دردهاي مزمن و کهنه ما ريشه تاريخي دارد و آنها را بايد شناخت، سپس درمان کرد. بخشي از دردهاي جديد هم ناشي از شرايط داخلي، خارجي و تحميلهايي است که بر جامعه شده و ميشود.
وي افزود: من بارها گفتهام که در ميان دردهاي مختلفي که در جامعه وجود داشته است، بخصوص اگر از لحاظ اجتماعي نگاه کنيم، سه درد شاخص استبداد، استعمار و وابستگي به ويژه از 150، 200 سال گذشته قابل لمس، درک و تشخيص در جامعه است.
رئيس بنياد باران با بيان اينکه اين دردها به مرحله احساس و درک جامعه ما رسيده است،اظهار داشت: ديگر لازم نيست که فقط خواص و متخصصان اين سه درد را بفهمند و به هر فردي که در جامعه رجوع کنيد، خواهد گفت که ما از استبداد رنج بردهايم و حتي شايد نتواند آن را تعريف کند. ولي اگر مصداق آن را به او بگويي، تائيد ميکند که اين درد بزرگ ما بوده است.
وي تصريح کرد: مردم همچنين از اينکه سرنوشت ايران در گرو تصميمات بيگانه و سلطه اجانب بوده است و اينکه منافع اين مرز و بوم نه براي حل مشکلات اين کشور و مردم آن تعريف شود، بلکه بايد با منافع کساني تعريف شود که منافعشان با منافع ما در تضاد است و همه منافع کشور در اختيار ديگران قرار گيرد، ناراضي بودهاند.
ايران روزگاري در عرصه جهاني بزرگترين حرفها را براي گفتن داشته است
خاتمي با تاکيد بر اينکه ملت ايران ملت بزرگ، با غرور و با شرفي است،گفت: ايران روزگاري- چه قبل از اسلام و چه بعد از آن که از کانونهاي تمدن اسلامي بوده است- در عرصه جهاني بزرگترين حرفها را براي گفتن داشته است و دنيا نيازمند ايران بوده است و از آن وام گرفته و هنوز هم وام مي گيرد.
وي با اشاره به اينکه ايران نه تنها براي خودش که براي دنيا سربلند و سرفراز بوده است، گفت: ايران در روزگاراني يکي از ابرقدرتهاي دنياي قديم بوده است، ولي اين ملت 200-300 سال است که عقب افتاده شده است و از گردونه زندگي و پيشرفت عقب افتاده است. اين درد را همه احساس مي کنند.
رئيس دولت اصلاحات تصريح :من بارها گفتهام که ما نه تنها از توليد درست محروم هستيم که از مصرف و به کار بردن توليد ديگران هم گاهي عاجز هستيم. آيا اين درد نيست؟ و آيا لازم است تا کسي دکتراي علوم سياسي و جامعه شناسي داشته باشد و يا فلسفه خوانده باشد تا آنها را بفهمد؟ آيا آن روستايي با فطرت پاک خودش آن را نميداند؟ ما عقب افتادهايم و ملت ايران اين عقبماندگي و عقبافتادگي را برنميتابد.
آزاديخواهي، استقلال طلبي و پيشرفت سه خواست تاريخي ملت ايران بوده است
رئيس بنياد باران با بيان اينکه به دنبال اين دردها سه خواست متناظر و متناسب يعني آزاديخواهي، استقلالطلبيخواهي بوجود ميآيد، گفت: معتقدم که اگر آن سه شرط تحقق يابد عدالت هم محقق ميشود. مردم ما عدالت ميخواهند، ولي عدالت برآيند حل آن مشکلات است. ارسطو هم چهار فضيلت را مطرح کرده که عبارت است از عفت، شجاعت و حکمت و عدالت که آن را حاصل تعادل سه فضيلت ديگر ميداند. يعني عدالت يک امر ترکيبي است. عدالت خواست مهمي است که پيامبران و مصلحان هم بر آن تاکيد کردهاند، ولي ميتوان آن را به طور جداگانه بيان کرد يا اينکه برآيند حل مشکلات ديگر، خود عدالت را تضمين ميکند.
وي تاکيد کرد: بي عدالتي بر اثر جهل و ناداني مردم و بخصوص مديران و کارگزاران جامعه و نيز سياستهاي نادرست آنها و استبداد فاسد و سياستهاي بيگانه و براثر وابستگي به نوعي تحميلي است.
رئيس دولت اصلاحات با تاکيد مجدد بر اينکه در مقام عمل، اصلاحات ناظر بر درمان دردهاي جامعه است که البته ميتوان فهرست بلندي از دردها را تعريف کرد، گفت: بايد بجاي استبداد، آزادي، بجاي وابستگي، استقلال و بجاي عقبماندگي، پيشرفت قرار گيرد و نيز در همه مراحل عدالت در جامعه برقرار شود.
اصلاحات داراي يک تبار تاريخي است
خاتمي با تاکيد بر اينکه اصلاحات داراي يک تبار تاريخي است،گفت: معتقدم، اصلاحاتي که ما ميگوييم داراي يک تبار تاريخي است. مردم چيزي به نام اصلاحات را ديدند و افتخار ميکنيم که اين اصلاحات در تداوم حرکت تاريخي ملت ايران وجود دارد، در وجهه تاريخي هم اصلاحات واقعي تلاشي براي بازسازي هويت جمعي، در جهت اعتلا و فعال شدن در عرصه سرنوشت و حيات اجتماعي بوده است و نيز در صدد درمان دردهايي بوده است که وجود دارد.
وي افزود: همه حرکتهاي اصلاحي اصيل، استقلالطلب، آزاديخواه و دنبال پيشرفت بودهاند.
رئيس جمهور سابق کشورمان با بيان اينکه تاکيد ما نيز بر نيازها و خواستههاي عميق و واقعي جامعه است، گفت: در زمينه تاکيد بر دين، معتقدم که فرهنگ ما - بطور خاص مشرق زمين، و بطور اخص ايران چه بعد از اسلام و چه پيش از آن- فرهنگ ديني است.
وي در تبيين اين سخن افزود: درون مايه و جان مايه فرهنگي که جامعه ما را شکل مي دهد، دين است. شما نميتوانيد در ايران يک دختر خانم يا آقا پسري را پيدا کنيد- ولو از خانواده هايي باشند که چندان ديني نباشند- که حاضر باشند مراسم ازدواجشان بدون طي کردن اين مراسم ديني انجام شود و اگر هم چنين افرادي باشند، تعدادشان بسيار اندک است.
وي تصريح کرد: اين درست است که از حکومتهاي جبار و مستبد و متعصب رنج بردهاند؛ مگر ما مسلمانها رنج نبردهايم؟ مگر توسط حاکمان و اميران سني هزاران يا صدها هزار نفر زن و مرد سني سر بريده نشدند؟ مگر توسط حاکم شيعي هزاران چشم از حدقه در نيامد؟ رنجي که بردهايم،ربطي به دين ندارد و همه از حکومتهاي جبار و فاسد رنج بردهايم.
رئيس بنياد باران تاکيد کرد: به هر حال درون مايه فرهنگ ما ديني است و هيچ حرکت اجتماعي و تاريخي به ثمر نميرسد، مگر اينکه قابل هضم، لمس، درک و فهم براي توده مردم باشد که بستر آن حرکت است. طبعاً اگر اصلاحات با دين سازگار باشد، خيلي راحت در متن وجدان جامعه ما جا مي افتد.
وي تصريح کرد: زماني من گفتم که ممکن است بر روي تفکرات مرحوم دکتر شريعتي اظهار نظر شود زيرا موافق ومخالف دارد و طبيعي هم هست، ولي او يک کار مهم کرده است که زبان خواص را بايد با زبان مردم يکسان کرد که البته نقش مهم امام(ره) هم در جاي خود بسيار مهم بود و مرحوم شريعتي در اين کار توفيق بزرگ داشت و يک دانشجوي ساده و استاد دانشگاه در کنار يک کارگر و کشاورز قرار گرفت و زبان هم را فهميدند و آن موج ايجاد شد.
رئيس موسسه بين المللي گفتگوي فرهنگها و تمدنها با بيان اينکه معتقدم که فرهنگ غرب موارد منحط و امور خوب بطور توام دارد، اظهار داشت: اينکه ما مهندسي اجتماعي کنيم تا احساس کنيم، معمار جامعه هستيم و جان مردم، فکر مردم، روح مردم، عاطفه مردم و ذهن و عقل مردم در دست ماست، اصولًا از نظر علمي غلط است البته هدايت جامعه از سوي مربيان صالح امر ديگري است.
هيچ حرکتي شکل نميگيرد مگر اينکه از متن خواست، اراده و فهم و تفاهم توده برخيزد
رئيس دولت اصلاحات تاکيد کرد: هيچ حرکتي شکل نميگيرد مگر اينکه از متن خواست، اراده و فهم و تفاهم توده برخيزد و در اين زمينه هم تعابير قرآن خيلي عجيب است: « انما انت مذکر و لست عليهم بمسيطر»؛ يعني اصلا تو چه کارهاي که به مردم سيطره پيدا کني؟ مردم در متن جانشان فطرت و آگاهي دارند، تو مذکر هستي و وقتي که به خود آمدند، خودشان حرکت ميکنند و تو آمدهاي که مردم به قسط برخيزند، نه اينکه آنها را به قسط برخيزاني.
وي تاکيد کرد: عدالت هديهاي از سوي قدرتها و دولتها به جامعه نيست، آزادي امري نيست که قدرتها به خاطر هديه آن به مردم بر آنان منت بگذارند.
خاتمي با بيان اينکه آزادي و عدالت متعلق به مردم است،گفت: عدالت و آزادياي مستمر ميماند که از متن وجدان جامعه و درک درست آن برآمده باشد. بنابراين هر حرکت اجتماعي که بتواند با اين وجدان اجتماعي تماس بگيرد و با آن بستر يعني جان جامعه تفاهم پيدا کند و مطالب براي آن قابل درک و لمس باشد، آن حرکت پايدار، اصيل و حقيقي است.
وي افزود: به همين دليل است که مي گويم، هر حرکت اجتماعي از جمله اصلاحات نميتواند با دين مردم که در عمق وجود آنهاست، بيگانه باشد.
خاتمي در اين بخش از سخنانش به علل ناکامي روشنفکران در جامعه اشاره کرد و گفت:حرکت اصلاحات به اين معنا يک حرکت ديني است و شايد يکي از رموز ناکامي روشنفکران بريده از دين و منشاء اثر نشدن آنها در تاريخ ما همين مشکل باشد که با مردم نتوانستند تماس برقرار کنند.
رئيس جمهور سابق کشورمان با تاکيد بر اينکه اصلاحاتي که ما ميگوييم اين است که اگر مردمسالاري، جامعه مدني، پيشرفت و توسعه مي خواهيم، راه اينها از طريق دين است، گفت: در جوامعي مانند ما بخصوص با داشتن دين بزرگي مانند اسلام که البته در آن هم بينشهاي غلطي وجود دارد، اگر حرکت آزادي، استقلال و پيشرفت همسو با حرکت خواست ديني جامعه باشد، موفق مي شود.
وي تصريح کرد: آزادي، استقلال و پيشرفت بريده از دين در جامعه ما امکان تحقق ندارد. مگر کساني نبودند که شعار استقلال و آزادي مي دادند و الگويي که ارائه مي دادند، ليبرال دموکراسي يا سکولاريسم بود و نا کام ماندند؟ يا در مقابل حرکتهاي ديني بدون مردمسالاري، آزادي و پيشرفت مطرح شدند، اما در جوامعي مانند ما شکست خوردند. ما اين خواسته ها را داريم و معتقديم، دين مان توان سازگاري با آن را دارد و اگر اين سازگاري برقرار شود ، مي توانيم به آينده اي بهتر بيانديشيم.
وي با اشاره به عواملي که جريان اصلاحات را در طول تاريخ تهديد کرده است،گفت:عمده ترين عامل فشار بر اين جريان اصلاحات در 150 سال گذشته دو جرياني بودند که در همه چيز، جز يک چيز با هم تضاد و تعارض داشتند. آن يک چيز مورد توافق اين بود که دين و آزادي و مردمسالاري با هم سازگاري ندارند. امروز از سوي نمايندگان اين دو جريان، اين سخن را به صراحت مي شنويم.
رئيس بنياد باران در تبيين اين مطلب افزود: يک تفکر مي گويد، براي بدست آوردن آزادي راهي جز اين نداريم که جامعه سکولار، ليبرال دموکرات يا سوسيال دموکرات باشد. جريان ديگر هم ميگويد، براي اينکه دينمان محفوظ بماند، نيازمند به حکومتهاي اقتدارگرا و بي توجه به مردم هستيم. يعني مردم مانند رعيت و احشامي هستند و حکومت هم لطفي کند و نان و آب و غذايي براي آنها تهيه کند.
وي تصريح کرد: بيتوجهي به مردم اين نيست که نان آنها را ندهند، شايد بخواهند نان هم بدهند، اما دخالت مردم در سرنوشتشان را نميپذيرند. اين دو جريان طبيعي است که مانند دو لبه يک قيچي بزرگترين فشارشان را بر جريان اصلاحات ميآوردند.
خاتمي در ادامه تاکيد کرد :اصلاحات با وجود اينکه بيشترين زمينه را در متن جان جامعه دارد و اگر ما عاقل و زرنگ باشيم، مردم خيلي زود ميتوانند با آن رابطه برقرار کنند، همواره مورد فشار نيروهاي عجيب وعظيم بوده است. زيرا يک حرکت اصيل اجتماعي وقتي ميخواهد جا بيفتد، موانع و مشکلات بزرگي دارد.
رئيس جمهور سابق کشورمان با اشاره به انقلاب ايران گفت: انقلاب اسلامي معجزه بزرگي در زمان ما بود و مردميترين انقلابي بود که در تاريخ معاصر بشري و يا شايد در کل آن رخ داد وما هيچ انقلابي را نميبينيم که اين گونه يکپارچه جمعيت راه بيفتد، يک حرف بزند و به دنبال يک رهبر فرهمند و بزرگ حرکت کند و اين شگفتيها را بيافريند.
وي تصريح کرد: من اين انقلاب بزرگ را بزرگترين فراز اصلاحات 150 سال گذشته در ايران ميدانم؛ با يک امتياز نسبت به همه جنبشهاي 150 سال گذشته و آن اينکه اين توفيق را پيدا کرد که خواست تاريخي مردم(استقلال، آزادي، پيشرفت و عدالت) و نياز واقعي مردم که همين مسائل بود، با هويت تاريخي و فرهنگي آنان همسو کرد.
خاتمي افزود: مگر از زبان امام(ره) و انقلاب نگفتهايم که اسلام ميآيد و شما را آزاد ميکند، شما را بر سرنوشتتان حاکم مي کند، ميزان راي مردم باشد، آزادي باشد، از دستاوردهاي بزرگ تمدن غرب استفاده کنيم، انواع و اقسام فساد محو شود، رشيد باشيد ؟ يعني خواست تاريخي مردم با هويت تاريخي مردم يکسان شد و اين معجزه پديد آمد و به همين دليل بين همه وجوه ممکن حکومت و نظامهاي اجتماعي اين انقلاب و رهبرانقلاب پيشنهاد جمهوري اسلامي را ميکند که بزرگترين تعبيري است که هم ميتواند خواست تاريخي ملت ايران و هم هويت آن را نشان دهد.
رئيس دولت اصلاحات با بيان اينکه اصلاحات مورد نظردر تداوم آن زنجيره بلندي است که رنجها فراوان کشيده، کامرواييها و ناکاميهايي داشته، در انقلاب اسلامي به اوج خود رسيده و البته به تناسب زمان و مکان، متذکر شرايط تاريخي ويژه خود نيز هست،اظهار داشت:اين اصلاحات اگر بتواند عمق لازم را در جامعه پيدا کند، يعني همان چيزي که مردم ميخواهند و ما به عنوان نخبگان جامعه و کساني که بايد آن مسائل را تبيين کنيم و به سطح خودآگاه ذهن جامعه بياوريم و به يک گفتمان تبديل کنيم، معتقدم مهمترين عامل تحول مثبت در جامعه ايجاد شده است و حتي گفتماني اينچنين ميتواند جايگزين کاريزماي قهرمان شود.
در دنياي امروز دوري اخلاق از سياست فاجعه بار بوده است
خاتمي در ادامه سخنان خود گفت: واقعيت اين است که در دنياي امروز، دوري اخلاق از سياست فاجعه بار بوده است. البته در همه ادوار تاريخ، نبود اخلاق و متعهد نبودن سياست به اخلاق يک فاجعه ايجاد کرده، اما در دنياي امروز به خاطر غولآسايي قدرت تکنيک و پيوستگي جهان امروز به يکديگر و بروز قدرتهاي سياسي، اقتصادي، نظامي و تبليغاتي فراملي، بداخلاقي ابعاد وحشتناکي پيدا کرده است.
رئيس موسسه بينالمللي گفتوگوي فرهنگها و تمدنها افزود: اين مساله در گفتوگوي تمدنها و اديان بسيار جذاب است و بدان پرداخته شده است و اين يک فاجعه جهاني است. در جامعه ما غفلت از اخلاق و دوري از آن زيانهاي مضاعف دارد.
خاتمي در پايان سخنان خود بارديگر بر اخلاق محوري در جامعه تاکيد کرد و گفت: يکي از محورهاي اصلي اصلاحات اخلاق است و معتقدم که جامعه مدني، مردمسالاري، توسعه و عوامل ديگر که از اهداف اصلاحات است، در متن جامعه اخلاقي معناي ويژه خود را پيدا ميکند.
گفتني است پيش از سخنان خاتمي، مرتضي حاجي مدير عامل بنياد باران گفت: به عنوان يک عضو جامعه، وظيفه خود ميدانم که از همت و تلاش آقاي خاتمي در سربلندي ايران تشکر کنم.



