چـاي ايـرانـي هـمـچـنـان درجـا مـيزنـد
"پس از گذشت 112 سال از زمان ورود نهال و بذر چاي به ايران، چايكاران هنوز اندرخم يك كوچه مانده و همچنان درجا ميزنند... سازمان چاي نيز به نمايندگي از وزارت جهاد كشاورزي و بخش دولتي نه تنها اقدامي براي ارتقاي توليد چاي و بهبود اوضاع چايكاران نداشته است بلكه طي سالهاي اخير نه قيمت مناسبي براي خريد تضميني تعيين شده و نه هيچ گاه به موقع دستمزد كشاورزان پرداخت شده است.
در حال حاضر كشاورزان براي تامين نان شب و امرار معاششان با مشكل مواجهند و در حالي كه وارد سال زراعي جديد شده و بايد چاي تازه بچينند هنوز دستمزد محصول پارسالشان را دريافت نكرده و نتوانستهاند باغات را هرس و آماده كنند. زماني كه اين محصول در كشورن مزيت توليد دارد و اقتصاد استانهاي شمالي به كشت آن وابسته است، جاي سوال است كه چرا با واردات رسمي و غيررسمي چاي به كشاورزان خارجي كمك ميشود و چايكاران داخلي را رها كردهايم و چاي ايراني را در انبارها انباشته؟! البته تا زماني كه سودهاي ميلياردي از واردات غيررسمي چاي عايد واردكنندگان آن ميشود، به توليد داخلي بها داده نميشود."
اين بخشي از درد دل چايكاران گيلاني است تقريبا هر ساله به انحاء مختلف بيان ميشود و معمولا كمتر توجهي به آن ميشود. كشاورزان گيلاني با داشتن بيش از 32 هزار هكتار باغ چاي بيش از 95 درصد برگ سبز چاي توليدي كشور را برداشت ميكنند.
به گزارش ايسنا، نهال و بذر برگ سبز چاي در دهم آبانماه سال 1279 از سوي محمد ميرزاي كاشفالسطنه از طريق هندوستان به لاهيجان آورده شد و پس از آن كشت اين محصول در مناطق متعدد استانهاي گيلان و مازندران گسترش يافت به گونهاي كه امروزه سطح زير كشت برگ سبز چاي در ايران 34 هزار هكتار است كه 32 هزار هكتار آن در استان گيلان قرار دارد و سالانه بيش از 131 هزار تن برگ سبز چاي برداشت ميشود.
به گفته چايكاران "چاي ايراني از بهترين نوع چاي دنيا محسوب ميشود اما به دليل پايين بودن قيمتهاي خريد برگ سبز، اين محصول را در زمان مطلوب خود نميچينيم و با برداشت دير و سنگين شدن وزن برگ، قيمت پايين آن را جبران ميكنيم كه اين امر باعث افت كيفيت چاي ايراني شده است."
مديرعامل اتحاديه چايكاران شمال نيز در اين باره اظهار ميكند: برداشت برگ سبز چاي با دو غنچه و سه غنچه برگ است اما چايكاران به دليل پايين بودن قيمتهاي خريد، آن را ديرتر برداشت ميكنند تا به وزن سنگينتري برسند. از سوي ديگر چيدن برگ به صورت سنتي بوده و كشاورزان توانايي مالي تامين ادوات را براي برداشت استاندارد ندارند كه اين امر خود عامل ديگري براي پايين بودن كيفيت چاي داخلي شده است.
به گفته ايرج هوسمي "تا زماني كه سودهاي ميلياردي از واردات غيررسمي چاي عايد واردكنندگان آن ميشود، به توليد داخلي بها داده نميشود و در صورتي كه وزير جهاد كشاورزي تنها راهكار ارتقاي كمي و كيفي چاي ايراني را پرداخت تسهيلات براي اصلاح باغات چاي ميداند از ارائه تسهيلات خبري نيست و حتي امسال باغداران به دليل عدم تسويه حساب پول محصول سال گذشتهشان، نتوانستند باغات چاي را هرس و آمادهسازي كنند و اولين چين برگ سبز چاي درحالي آغاز شد كه باغها هيچگونه آمادگي نداشته و چايكاران نيز نااميد از كسب درآمد مطلوب وارد باغهاي چاي شدند."
اين درحالي است كه وزير جهاد کشاورزي چندي پيش از افزايش کيفيت چاي ايراني خبر داده و گفته بود: اصلاح باغهاي چاي و شيوههاي فرآوري اين محصول راهحل اساسي مشکلات صنعت چاي کشور است كه اين امر در دستور کار خود قرار دادهايم و خوشبختانه در بحث چاي قدمهاي خيلي خوبي از سال گذشته برداشته شده است.
به گفته خليليان چايکاران و کارخانجات مرتبط با چاي بايد مورد حمايت قرار گيرند چراکه چاي يک نوشيدني مورد علاقه و استفاده مردم است و به همين دليل بايد در زمينه فرآوري آن کار خوبي صورت گيرد تا مردم چاي ايراني را به خوبي مصرف کنند.
سالانه 110 هزار تن چاي خشك مورد نياز كشور است كه 7500 تن آن از توليد داخل و بقيه از طريق واردات تامين ميشود. اين درحالي است كه سال گذشته 20 هزار تن مجوز واردات چاي صادر شده كه بدين معناست بيش از 82 هزار تن چاي قاچاق وارد بازار مصرف شده است.
اما چايكاران با اميد به سال "توليد ملي و حمايت از كار و سرمايه داخلي" و تكيه به وعده رييس سازمان چاي مبني بر اينكه سال زراعي جديد سال تحول اساسي در صنعت چاي است، توليد را از سر ميگيرند...


