روز بارانی و روزگار سخت تهرانیها
یكی از مناظر دیدنی دیروز، اتوبوسهای پر و تاكسیهای خالی تهران بودند. رانندگان تاكسی بیشتر ترجیح داده بودند در منازل بمانند یا با سوار كردن یك مسافر دربستی خود را از شر ایستادن و راه افتادن چند باره برای مسافران بین راهی راحت كنند.
کد خبر: ۲۴۱۰۷
| | 9826 بازدید
گویا خیابانهای تهران دیگر فقط به درد روزهای آفتابی میخورند.
روزنامه کارگزاران نوشت: عصر دیروز باران شدید پاییزی بر فراز تهران شروع به باریدن كرد و شهروندانی را كه پس از یك روز كاری، به منزل بازمیگشتند در خیابانها حیران و پریشان به حال خود واگذاشت. اوضاع خیابانهای اصلی شهر به میدان جنگی میمانست كه سربازان آن در حال عقبنشینی هستند و هر سرباز با همه توان فقط به فكر رفتن است.
روزنامه کارگزاران نوشت: عصر دیروز باران شدید پاییزی بر فراز تهران شروع به باریدن كرد و شهروندانی را كه پس از یك روز كاری، به منزل بازمیگشتند در خیابانها حیران و پریشان به حال خود واگذاشت. اوضاع خیابانهای اصلی شهر به میدان جنگی میمانست كه سربازان آن در حال عقبنشینی هستند و هر سرباز با همه توان فقط به فكر رفتن است.
بنا به دیدههای خبرنگاران كارگزاران میدان هفت تیر در مركز تهران به قدری شلوغ شده بود كه دیگر مرز میان پیادهرو و سوارهرو از بین رفته بود. عابران خیس از باران نیمی از خیابان را اشغال كرده بودند و ماشینهای تكسرنشین، با برفپاكنهای روشن از كنار آنها عبور میكردند. در حقیقت میدان هفتتیر را شهروندان تهرانی اشغال كرده بودند و ماشینها از میان جمعیت با بوق و تشر راه خود را باز میكردند. افسرهای پلیس راهنمایی و رانندگی، خود نیز میدانستند كه كاری از دستشان ساخته نیست و تنها به روشن كردن چراغگردان ماشینهای خود قناعت كرده بودند. اوضاع در میدانهای اصلی دیگر شهر نیز همینطور بود. شهروندان سرگردان در میدان انقلاب، میدان آرژانتین، خیابان جمهوری، میدان بهارستان، خیابان پیروزی، میدان آزادی و حتی اتوبانهای مدرس و حقانی نیز در گفتوگوهایی با روزنامه كارگزاران از اوضاع به هم پیچیده ترافیك شهر میگفتند: «یك ساعت و نیم است كه از میدان آرژانتین راه افتادهام اما هنوز به چهارراه جهان كودك نرسیدهام.» شهروند دیگر میگفت: «چهل و پنج دقیقه است كه توی میدان هفت تیر منتظر تاكسی هستم. فكر میكنم امشب به جای خانه به منزل مادر بزرگم در میدان ولی عصر بروم.» با بارش باران، خیابانها لیز میشوند و رانندهها برای احتیاط بیشتر سرعت را كم میكنند و بهطور فزایندهای ترافیك و راهبندان درست میشود؛ این اتفاقی است كه همیشه هنگام بارش باران و برف در تهران رخ میدهد.

در چنین روزهایی تنها راه نجات شهروندان این است كه به زیر زمین بروند و از مترو استفاده كنند. اما مترو تهران هنوز آنچنان گسترش نیافته است كه شهروندان را به نقاط مختلف شهر برساند و اینطور كه پیداست، كمكهای دولت به مترو برای كمك به گشایش ترافیك، نه تنها افزایش نیافته كه هر روز با موانعی كه اغلب با انگیزههای سیاسی همراه است، روبهرو میشود. دیروز مترو تهران نیز روز بسیار شلوغی را گذراند و شهروندان عاصی از ترافیك خیابانهای پایتخت، به قدری به ایستگاههای مترو هجوم آورده بودند كه در واگنها به سختی بسته میشد و هوا برای نفس كشیدن كم میآمد. تجربه دیروز نشان داد كه توسعه مترو نیز متناسب با حجم نیازهای پایتخت دنبال نشده است.
یكی از مناظر دیدنی دیروز، اتوبوسهای پر و تاكسیهای خالی تهران بودند. رانندگان تاكسی بیشتر ترجیح داده بودند در منازل بمانند یا با سوار كردن یك مسافر دربستی خود را از شر ایستادن و راه افتادن چند باره برای مسافران بین راهی راحت كنند. اتوبوسها نیز با هیبت بزرگ خود، به زور راه را میان خودروهای شخصی باز میكردند و بیش از آنكه موجب راحتی شهروندان باشند، باعث راهبندان بودند.
در این میان تفاوتی هم بین اتوبوس تندرو و غیرتندرو نبود و همانقدر كه اتوبوسهای خط دپوی شرق ـ آزادی جای سوزن انداختن نداشتند، اتوبوسهای خط راهآهن ـ انقلاب نیز توی باران مانده بودند. اتوبوسهای شركت واحد مثل جعبههایی نورانی بودند با شیشههای بخار كرده و پر از انسانهای ایستاده و ساكت و خسته كه زیر باران معطل مانده بودند.
راهبندان خیابانهای تهران در شب گذشته، محصول سیاستها و عملكرد نادرست تنها یك نهاد یا سازمان نبود. معضلات تهران، شهری كه بیش از 10 درصد جمعیت كشور در آن زندگی میكنند، مسئلهای ملی است و باید با برنامهای ملی حل شود. هفته گذشته پلس راهور ناجا اعلام كرد كه از مهرماه سال 86 تا به حال، یعنی در عرض یك سال 400 هزار خودرو به تهران اضافه شده است. اكنون در تهران سه میلیون ماشین و دو میلیون موتورسیكلت حضور فعال دارند و طی چهار سال تعداد ماشینهای پایتخت دو برابر شده است.
چنین ترافیكی در تهران، نوید روزهای خوبی را در آینده نمیدهد؛ زمستان در پیش است و هنوز هیچ نشده، شهر با یك باران پاییزی قفل شده است. یكی از شهروندان تهرانی، دیروز مسیر طولانیای را از محله نازیآباد در جنوب پایتخت تا خیابان جردن در شمال شهر طی كرده بود. او میگفت: «همهجا غلغله بود. مردم توی خیابانها نمیدانستند چه كنند. ساعت چهارونیم عصر از خانهام در نازیآباد به سمت محل كارم در خیابان جردن به راه افتادم. ساعت ششونیم رسیدم و تازه با موتور توانستم چنین مسافتی را طی كنم وگرنه اگر سوار ماشین بودم، تا صبح هم به سر كارم نمیرسیدم.
نازیآباد، چهارراه چیتسازی، میدان اعدام، بازار، پاركشهر، خیابان تختطاووس، عباسآباد، آرژانتین و جردن به كلی بسته شده بود.»
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
منکر مشکلات ترافیکی نیستم اما خود ما راننده ها هم کم مشکل نداریم !!
بهترین مثال ما همون کلیپ بود که نشون میداد دو نفر میخوان از در رد شن، اینقدر تعارف میکنن که حالت به هم بخوره، اما وقتی می شینن پشت فرمون شخصیت اصلی شون رو میشه.
واقعا جاي سوال است كه چرا با باريدن ياراني كه ماههاست براي نذولش به دعا نشستهايم چرا بايد اينهمه سختي كشيد؟قصد زيرسوال بردن زحمات مسئولان راهنمايي و رانندگي را ندارم اما آيا تجربيات گذشته شهر تهران نميتوانست مسئولان را كمي فعالتر كند؟!!!
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟





