ایران و مسأله جزایر
دولت امارات عربی متحده، هر از چند گاهی و به بهانههای گوناگونموضوع جزایر ابوموسی و تنب بزرگ و کوچک را مطرح میکند و مدعی میشود که این جزایر اشغالی است. بلافاصله پس از هر ادعایی، شورای همکاری خلیج فارس نیز از مواضع این دولت حمایت میکند. حال این پرسش مطرح است که چرا همواره این مسأله از سوی دولت این امیرنشین مطرح میشود و هدف از پافشاری بر آن چیست؟
پس از پایان جنگ اول جهانی، امپراتوری عثمانی فروپاشید و انگلیس بر بخشی از جهان عرب مسلط شد و کشتیهای جنگی انگلیس با تعداد بیشتری به خلیج فارس فرستاده شدند. البته نیروهای نظامی انگلیس، پیش از جنگ اول جهانی و از سال 1904 جزایر ایرانی را اشغال کردند و در برخی از جزایر ایرانی از جمله بحرین، ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک مستقر شدند.
در سال 1350 هجری شمسی وقتی که دولت انگلیس تصمیم گرفت نظامیان خود را از خلیج فارس بیرون کند، نیروهای ایرانی اجازه یافتند تا در نهم آذر ماه 1350 به سه جزیره ایرانی ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک وارد شده و حاکمیت ایران را به این سه جزیره بازگردانند.
البته بنا به توافقی که با شاه ایران شد، بحرین که استان چهاردهم ایران بود هم با حمایت دولت انگلیس به عنوان امیرنشینی مستقل از ایران جدا شد. در آن هنگام، دولتی به نام امارات وجود نداشت و کشوری که اکنون به نام امارات عربی متحده خوانده میشود، در قالب هفت امیرنشین مستقل با دولتهای جداگانه و تحت الحمایه انگلیس شناخته میشد؛ بنابراین، تنها اختلاف بین شارجه و ایران آن هم بر سر چگونگی اداره تعداد کم ساکنین عرب ابوموسی پدید آمد.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، همواره موضوع این سه جزیره به عنوان بهانه ای برای فشار آوردن به ایران مورد استفاده برخی کشورهای عربی قرار گرفته و یکی از بهانههای صدام حسین برای جنگ با ایران نیز واگذار نکردن این جزایر به اعراب بوده است.
در سالهای گذشته، هرگاه که روابط آمریکا با ایران به مرحله خصمانه تری رسیده است کشور امارات که سیاستهای آمریکا در خلیج فارس را دنبال میکند ادعای مربوط به جزایر را مطرح کرده است. به هر حال طبق تفاهم نامه ای که در 18 نوامبر 1971 بین ایران و انگلیس از یک سو و محمد خالد القاسمی حاکم شارجه از سوی دیگر منعقد گردیده، امنیت ابوموسی بر عهده ایران است و مالکیت ایران بر این سه جزیره طبق اسناد تاریخی محرز میباشد.لازم به ذکر است که در آن زمان بریتانیا تلاش کرد که ایران با شارجه مذاکره کند اما ایران اعلام کرد فقط با بریتانیا مذاکره میکند که جزایر را اشغال کرده است. لذا سر ویلیام لوس در مذاکراتی که با شاه داشت به این توافق نامه رسیدند.
از سوی دیگر حاکم شارجه براساس قرارداد تحت الحمایگی سال 1892 حق انعقاد هیچ قرار دادی با دول خارجی بدون رضایت بریتانیا را نداشت. از سوی دیگر هیچگاه در طول تاریخ شارجه و کشور امارات بر این جزایر حاکمیتی نداشته اند.
به دلیل روابط نامطلوب کشورهای غربی به ویژه آمریکا با جمهوری اسلامی ایران، هیچ گاه این کشورها موضع مناسبی در رابطه با مسأله جزایر ایرانی نداشتهاند. آنها یا در برابر ادعای امارات سکوت کرده و یا مواضعی در پیش گرفتهاند که تلویحا حمایت از امارات تلقی شده است. معمولا کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس و نیز اتحادیه عرب از ادعای امارات حمایت میکنند. در گذشته و در دوران جنگ تحمیلی، شدیدترین حمایت از ادعای امارات را صدام حسین انجام میداد. البته پس از جنجال اخیر امارات، مقامات آمریکایی و انگلیسی با وضوح بیشتری از امارات حمایت کردهاند که جای تأمل دارد.
گویا تا هنگامی که رابطه ایران با کشورهای غربی و آمریکا حالت دشمنانه داشته باشد، امارات آن را فرصتی مناسب برای طرح ادعای خود ارزیابی میکند و به سخنانش ادامه خواهد داد. اختلاف بین ایران و عربستان بر سر مسائل منطقه ای هم به این مسأله دامن زده است.
بنابراین، طبیعی است که ایران برای پایان دادن به این ادعا میتواند فعالتر عمل کند. دولت میتواند چند کار را همزمان انجام دهد تا دولت امارات نتواند به طرح ادعای خود علیه این جزایر ادامه دهد. نخستین و مهمترین اقدام استفاده از روشها و ابزارهای حقوقی است. ایران میتواند اسناد تاریخی خود در این باره را در سطح جهان و برای افکار عمومی منتشر نماید و یک پایگاه اطلاع رسانی اختصاصی برای این کار راه اندازد. همچنین دانشگاههای کشور میتوانند کرسیهای علمی متعددی برای دفاع از مالکیت ایرانی این جزایر و نیز اسم خلیج فارس راه اندازی کرده و تدوین رسالههای دانشجویی درباره این موضوعات را تشویق نمایند.
کار دیگری که دولت میتواند انجام دهد، شکل دادن به یک دیپلماسی فعال در این حوزه است؛ افزون بر مذاکره با امارات البته نه بر سر مالکیت جزایر، این موضوع میتواند محور گفتوگوهای ایران با برخی کشورهای بانفوذ باشد تا آنها به دولت امارات در این زمینه فشار آورند و مانع از بروز نا امنی در خلیج فارس شوند.
کار سوم برنامهریزی برای کاهش یا قطع روابط تجاری گسترده با امارات است، به گونهای که به تجار ایرانی لطمه ای وارد نشود. هماکنون ایران یکی از منابع درآمدی پر فایده برای کشور امارات است. این کشور نزدیک یک سوم صادرات دوباره خود را به ایران انجام میدهد و از این راه، سود سرشاری میبرد.
از سوی دیگر، امارات یکی از منابع جذب سرمایه ایرانیان است، به گونهای که گفته میشود بیش از سیصد میلیارد دلار سرمایه ایرانی در امارات وجود دارد. دولت میتواند به گونه ای سیاستگذاری کند که این سرمایهها برای پیشرفت ایران و توسعه جزایر و بنادر ایرانی در خلیج فارس بهکارگیری شوند. هم اکنون بسیاری از شرکتها و دستگاههای دولتی ایران در امارات دفتر نمایندگی دارند و سرمایههای ایران را در این کشور هزینه میکنند و به پیشرفت این کشور کمک میکنند که میتوانند با برنامه ریزی از ادامه آن خودداری کنند.
همچنین ایران میتواند با تدوین قوانین و مقرراتی این سه جزیره و سایر جزایر خلیج فارس مثل جزیره فارسی نزدیک مرز عربستان را به قطبهای تجاری، گردشگری و تفریحی دریایی در خلیج فارس تبدیل کند و نیز همان گونه که از سالها پیش بارها و بارها مطرح کرده ام، سه شهر زیبای فردوسی، حافظ و سعدی را در این سه جزیره بسازد، به گونهای که دستکم پنجاه هزار ایرانی در این سه جزیره در برجهای بلندی که ساخته میشوند، ساکن شوند تا عملا ادامه ادعای امارات بی معنا و غیر عملی شود.
ذکر این مهم لازم است که ایران به دلیل وسعت سرزمین تا کنون از فضای خالی جزایر خود به خوبی استفاده نکرده و تنها در برخی از جزایر نفتی مثل خارک و سیری تأسیسات زندگی فراهم کرده است؛ بنابراین، خوب است توجه شود که دولت امارات در چند سال اخیر با خرید خاک از ایران و جذب سرمایه گذاران ایرانی توانسته است جزیره ای مصنوعی به اسم نخل را در خلیج فارس بسازد که تعدادی از ایرانیها هم در آنجا ویلا و منزل خریداری کرده اند و به آنجا رفت و آمد میکنند. این در حالی است که گفته میشود ساخت این جزیره مصنوعی به ضرر محیط زیست خلیج فارس است.
مردم ایران باید تا هنگامی که دولت امارات این مسأله را مطرح میکند، همکاری با این دولت را تحریم کنند. برای تفریح و تجارت به این کشور سفر نکنند و از هواپیماها و فرودگاههای این کشور برای رفت و آمد به سایر نقاط جهان بهره نگیرند. البته دولت ایران باید بتواند نیاز به سفر ایرانیان به نقاط گوناگون دنیا را از فرودگاه امام خمینی برقرار نماید تا ایرانیان مجبور به استفاده از دوبی نباشند. باید عِرق ملی ایرانیان برای مقابله با این ادعا برانگیخته شود تا دولت امارات بناچار رفتار و شیوه خود را تغییر دهد. البته ایرانیان با مردم امارات و کشورهای حاشیه خلیج فارس مشکلی ندارند و با آنها برادر و دوست و همسایه هستند.
بدیهی است که ایران در هر وضعیتی از تمامیت ارضی خود دفاع خواهد کرد، ولی بهترین شیوه دفاع از جزایر، دفاع مردمی از آنهاست که آن هم با حضور گسترده مردم در این جزایر امکان پذیر است و راه حضور مردم هم ساکن شدن شمار بسیاری از آنها برای زندگی همیشگی در این جزایر است.
هماکنون امارات به دنبال کشاندن این مسأله به دادگاه لاهه است تا به کمک حامیان بین المللی خود، ایران را دچار چالش کند؛ بنابراین، جمهوری اسلامی ایران بایستی با جلوگیری از این کار، خود را برای این احتمال آماده کند.
وقتي كه متن رو مطالعه كردم نكته غير منطقي و غير اصولي نيافتم، و يا حتي بخشي كه دليلي بر شر رساندن نويسنده باشد.
آفرین
شورای شهر برره سفلی
:)
درورد بر مردان با غیرت آریایی







