از رؤياي درآمد 20 ميلياردي تا کسري بودجه 30 ميليارد دلاري
در سه سال گذشته، گروه بسيار گستردهاي از توليدكنندگان كشور، بارها نسبت به سياستهاي بيمنطق آزادسازي واردات اعتراض و اعلام كردند كه يا در آستانه فروپاشي و ورشكستگي هستند. اين نكته نيز بسيار بااهميت است كه چرا فريادهاي اين گروه بزرگ توليدكنندگان در يك دوره سه ساله هرگز آن طور كه بايد مسموع واقع نشد، اما به محض اينكه صنف طلافروش اعتراضش به روز دوم رسيد، رئيس محترم دولت فرمان توقف قانوني را داد كه از هر نظر قابل دفاع است.
کد خبر: ۲۳۸۶۳
| | 11716 بازدید
اقتصاد ايران در حالي كه در سالهاي 78 و 79 آرزويش اين بود كه به درآمد نفتي بيست ميليارد دلاري برسد، در نيمه سال جاري گزارشها حاكي از تحقق درآمد نفتي شصت ميليارد دلاري بود.دكتر فرشاد مؤمني در گفتوگو با خبرنگار «تابناك» ضمن بيان اين مطلب افزود: يكي از آثار بحران اخير مالي براي اقتصاد ايران، افت قيمت نفت و كاهش معنيدار درآمدهاي نفتي است. اين دولت بايد به عنوان يك دولت با داعيه اسلامي به طور جدي به بازنگري رفتارهاي خويش بپردازد. به دليل اينكه همه نالهها و ضجههاي مشفقانه كارشناسان اقتصادي را ناديده گرفت و به بدترين شكل ممكن درآمدهاي مازاد نفتي را هدر داد.
وي در ادامه اظهار داشت: امسال در حالي كه در ميانه سال هستيم، در برخي محافل رسمي سخن از رقمي فراتر از سي ميليارد دلار كسري بودجه بوده و اين در حالي است كه ما پيشبيني رقمي بالغ بر شصت ميليارد دلار هزينه ارزي در سال 87 را هم داشتيم، چه كردهايم ما با اين اقتصاد و آيا واقعا بحران بايد بيايد بيخ گوش ما و ما را دچار اضطرارهاي غيرعادي كند تا ما به هوش بياييم يا خير؟
اين عضو هيأت با بيان اينكه مشاهده همين موضوع براي فهم وضعيت اضطراري اقتصادي ايران كافي است، ادامه داد: شخصا ترديدي ندارم كه اگر دولت در همين اوضاع به هوش بيايد و دست از رويههاي مسرفانه خود در هدر دادن درآمدهاي نفتي بردارد، ما هنوز از ظرفيتهاي اقتصادي قابل توجه ملي برخورداريم. اما اگر رويه سه سال گذشته تداوم داشته باشد، از همين الان به همه اركان نظام اعلام خطر ميكنم كه تداوم اين روند، حتي منهاي وارد كردن يك شوك جديد مثل به اصطلاح برنامه تحول اقتصادي به اندازه كافي اقتصاد ايران آسيبپذير است.
مؤمني درباره عقبنشيني دولت در اجراي قانون ماليات بر ارزش افزوده گفت: دولتي كه عملكرد قابل دفاعي در حوزه اقتصاد نداشته باشد، در برابر گروههاي پرنفوذ ناگزير به كوتاه آمدن است. ببينيد صورت مسئله چيست؛ صورت مسئله اين است: در حالي كه به طور متوسط، نرخ ماليات در ايران نزديك به 15 درصد است، با قانون ماليات بر ارزش افزوده، نرخ ماليات از 15 درصد به 3 درصد كاهش يافته؛ يعني صورت ظاهري مسئله است كه دولت تخفيف 80 درصدي به بازيگران اقتصادي داده اما به جاي سپاسگزاري موجب اعتراض آنها شده است.
وي در ادامه گفت: در سه سال گذشته، گروه بسيار گستردهاي از توليدكنندگان كشور، بارها نسبت به سياستهاي بيمنطق آزادسازي واردات اعتراض و اعلام كردند كه يا در آستانه فروپاشي و ورشكستگي هستند و يا در معرض بحرانهاي جدي قرار گرفتهاند. اين نكته نيز بسيار بااهميت است كه چرا فريادهاي اين گروه بزرگ توليدكنندگان در يك دوره سه ساله توسط دولت هرگز آن طور كه بايد مسموع واقع نشد، اما به محض اينكه صنف طلافروش اعتراضش به روز دوم رسيد، رئيس محترم دولت فرمان توقف قانوني را داد كه از هر نظر قابل دفاع است.
مؤمني با بيان اينكه بحران اخير، مسئله مرگ محتوم سرمايهداري به قاعدهاي كه ماركس مطرح كرده بود، نيست، گفت: به طور طبيعي قدرت انعطاف اقتصاد آمريكا و بلوك سرمايهداري در رويارويي با شوكهاي حتي بزرگتر از اين بحران نيز افزايش پيدا خواهد كرد و به نظر، ظرفيتهايي كه انقلاب دانايي آزاد كرده است و در آينده بيشتر هم خواهد كرد، به آمريكا اين مجال را ميدهد كه با پرداخت هزينه گزاف ـ كه برخي ابعاد آن را بررسي كرديم ـ بتوانند از عهده اين بحران بربيايند اما آنچه كه به نظر من در اين شرايط بسيار عبرتآموز خواهد بود، اين است كه يكي از مهمترين مؤلفههاي پويايي اقتصادي آمريكا كه ميتواند شوكهاي به اين بزرگي را رد كند ـ هرچند با پرداخت هزينه ـ اجازه فعاليت دادن به نهادهاي تخصصي و مدني و رسانههاي آزاد است كه مسئله مهمي بوده و نشاندهنده يك بلوغ فكري و فرهنگي بزرگ است كه اميدوارم استراتژيستهاي ايران و مقامهاي مسئول در حد اهميت موضوع به اين نكته نيز توجه داشته باشند.
اين استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبايي در ادامه با اشاره به سخن زندهياد شريعتي گفت: ماركس با نقدهاي نافذ و عميق خود از نظام سرمايهداري، اين فرصت را به استراتژيستهاي هشيار سرمايهداري داد كه با تكيه بر پيشبينيهاي ماركس از مرگ محتوم سرمايهداري جلوگيري كنند؛ بنابراين ما هم ميتوانيم از اين مسئله عبرت بگيريم و از اين ناحيه، حواسمان را جمع كنيم كه اگر ما مجال نقدهاي آشكار و بيپروا، اما عالمانه از نظام جمهوري اسلامي را از خود بگيريم، دارندگان آن نقدها ضرر نميكنند، بلكه اين نظام جمهوري اسلامي است كه ضرر ميكند. اين يك بلوغ فكري و هوشمندي است كه اجازه داده شود اين نقدها انجام بگيرد و نقاط آسيبپذير نظام ما پيش از آنكه به مرحله بحران برسد، شناسايي و فرصت پيشگيري از آنها براي مسئولان كشورمان با هزينه بسيار كمتري فراهم شود.
وي در ادامه افزود: يكي از بزرگترين گرفتاريهاي حوزه نظري مسائل اجتماعي، انساني در ايران اين است كه به دليل تنگناها و كاستيهاي بسيار بنياديني كه در نظام انتقال و آموزش اين علوم وجود دارد، متأسفانه تئوريها در ايران براي اينكه تبديل به ايدئولوژي شوند، استعداد غيرمتعارفي پيدا كردند. آنهايي كه به تئوريها نگاه ايدئولوژيك دارند، با كوچكترين چيزي هول برميدارند، وگرنه كساني كه با بصيرتهاي روششناختي به تئوريها نگاه ميكنند، از پيش، حد و مرز تئوريها، قابليتهاي آنها و نيز محدوديتهايشان را ميدانند.
متن کامل گفتوگو را در ستون سمت راست بخوانيد.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟




