جنبش اشغال هامبورگ شش ماهه شد
«هواداران جنبش اشغال شش ماهي است كه در ميداني در قلب شهر هامبورگ چادرهاي خود را برپا كردهاند. آنها در نظر دارند، تا زماني كه در نظام حاكم دگرگونيهاي زيربنايي ايجاد نشود، همين جا بمانند و در اين راه با حمايت و پشتيباني تجار و بازرگانان نيز رو به رو هستند.»
به گزارش ايسنا، جنبش اشغال هامبورگ يكشنبه شش ماهه ميشود. "فيليپ آلوارس دسوزا سوآرس" در مطلبي به عنوان "شش ماهگي كمپ "اشغال" در هامبورگ" به بررسي وضعيت و اهداف معترضان حاضر در اين كمپ پرداخته است.
وي در مطلب خود كه در پايگاه اينترنتي روزنامه آلماني "ولت" به چاپ رسيده است، مينويسد: «آلساندرو سرفه ميكند. زندگي در چادر كار دشواري است. مرد جواني كه بيست و چند ساله به نظر ميرسد، با دو معترض ديگر در چادر آشپزخانه كمپ اشغال هامبورگ مينشيند. او نميخواهد سن دقيقش را بگويد: "چه فرقي ميكند؟ ديگر نميخواهيم در يك "لابيكراسي" زندگي كنيم. اينجا ميمانيم تا سيستم تغيير كند يا چادرها برچيده شوند."
آلساندرو از نوامبر گذشته در ميدان "گرهارت هاوپتمان" در مركز شهر هامبورگ حضور دارد؛ جايي روبهروي بانك "HSH نورد بانك" در هامبورگ. اينجا 13 چادر برافراشته شدهاند؛ همراه با برخي چادرهاي همگاني بزرگتر ديگر براي آشپزي، برپايي نشستهاي مشترك و اطلاع رساني. بخش بزرگي از هزينههاي اين چادرها از راه كمكهاي مالي يا هدايا تامين ميشود.
كمپ جنبش اشغال در هامبورگ يكشنبه شش ماهه ميشود. در فرانكفورت، دوسلدورف و مونستر هم جمعيتي اغلب جوان چادرهايي را برپا كردهاند تا به بيان انتقادهاي خود به صورت پيوسته بپردازند. نخستين كمپ از اين دست در دنيا در شهر نيويورك برپا شده بود كه نيروهاي پليس آمريكا نوامبر گذشته آن را برچيدند.
اشتفان، 27 ساله از هامبورگ، يكي از نخستين حاضران در كمپ جنبش اشغال در هامبورگ است. او به دنبال نخستين اعتراضها مربوط به "جنبش اشغال وال استريت" در هامبورگ كه پانزدهم اكتبر 2011 برپا شد، با چند نفر ديگر در ميدان گرهارت هاوپتمان مستقر شدند تا دست به اعتراض، بحث و گفتوگو بزنند. ميگويد دوست داشته كه چادرش را به اينجا آورده و با ديگران نخستين شب را در همين مكان سپري كرده است.
وي كه دانشجوي جامعهشناسي است، ميگويد: "آن زمان فكرش را هم نميكردم كه مدتي چنين طولاني را در اينجا سپري كنيم." اما اين كمپ در هفتههاي آتي بزرگ و بزرگتر شد؛ كمپي كه در برخي زمانها بايد برچيده ميشد، زيرا بازار شب كريسمس نيازمند مكان بزرگتري بود. از آغاز ماه ژانويه چادرها دوباره برپا شدهاند. به گفته اشتفان 10 تا 15 تن به طور پيوسته در اين چادرها به سر ميبرند و 30 نفر ديگر نيز به طور هفتگي به ديدار آنها ميآيند.
مقامهاي شهر هامبورگ با برپايي اين كمپ اعتراضي مدارا ميكنند و تا زماني كه شكايتها از اين موضوع افزايش نيافته، قصد ندارند چادرها را جمع آوري كنند. به گفته يكي از سخنگويان شهري، "حاضران در اين چادرها بسيار اهل تعامل و همكاري هستند." به گفته وي همه چيز تا نيمه ماه نوامبر توافق شده است. حتي بيشتر مغازهدارها در كنار اين كمپ با برپايي آن مدارا ميكنند و امكاناتي از قبيل مواد شوينده و توالت را هم در اختيار معترضان قرار ميدهند.
يك سالن تئاتر نيز جريان برق را در اختيار معترضان قرار داده و كاركنان بانك "HSH نورد بانك" در روزهاي آغازين جنبش ميان آنها قهوه توزيع ميكردهاند. يكي از حاضران در چادرهاي جنبش اشغال هامبورگ ميگويد: "در واقع كاركنان بانك بسيار مهربانند. اين بانك است كه بسيار ناراحت و خشمگين بوده و البته كاري همه از دست كسي برنميآيد."
ساكنان كمپ هر شب به صورت دستهجمعي آشپزي ميكنند و به صورت هفتگي در نشستي همگاني دست به تصميمگيري ميزنند. در اينجا از سلسله مراتب خبري نيست و هر كس شانس خود را دارد. حتي بيخانمانهاي جوان هم در اين كمپ به سر ميبرند. هركس ميتواند به دليلي از "سيستم" بيزار باشد.
هرمان، مردي ميانسال با لهجهاي از آلمان شرقي و لباس خاص مردم آن منطقه از تجربههاي ناگوارش در رويارويي با پليس صحبت ميكند. او از احزاب، نظام سياسي و همچنين كليسا هيچ دل خوشي ندارد و اينجا در كنار خود افراد زيادي را ميبيند كه به حرفهايش گوش ميدهند.
ساكنان كمپ با اين همه تفاوت چگونه در كنار هم قرار ميگيرند؟ اشتفان پاسخ ميدهد: "اينكه پاي موضوع خوبي در ميان است. آنها ميخواهد با يكديگر ديگران را به فكر وادار كرده و نشان دهند كه دنياي ديگري هم شدني است." در آغاز ماه فوريه چند تن از چادرنشينان در برابر فروشگاه "اپل" تجمع كردهاند تا توجهات را به شرايط دشوار كاري در اين كمپاني جلب كنند.
آنها در ماه نوامبر به مراسمي حمله بردند كه قرار بود "يوزف آكرمان"، رئيس وقت بانك آلمان در آنجا سخنراني داشته باشد. به گفته اشتفان اين روند همچنان ادامه خواهد يافت. او و همكارانش به زودي روانه شهرداري خواهند شد تا فشارها را افزايش دهند.
چادرنشينان معترض زماني چادرهايشان را برخواهند چيد كه چيزي به راستي تغيير كرده باشد. آلساندرو ميگويد: "زماني كه ديگر سيستمي در كار نباشد كه از انسانها بهرهكشي ميكند. آن زمان است كه ما به اهدافمان دست يافتهايم."


