نقشه انتخاباتی آمریکا
انتخابات ریاست جمهوری 2012 آمریکا، وارد مراحل حساس و نسبتا داغ خود شده است. با برآمدن میت رامنی در میان کاندیداهای محافظهکار و جمهوری خواه، نبرد انتخاباتی دو سویه شده و از یک طرف اوباما به عنوان کاندید دمکراتها و میت رامنی به عنوان کاندید جمهوری خواهان، حملات شخصی و فردی خود علیه یکدیگر را در روزهای گذشته آغاز کرده اند. هر چند مراحل اداری و اجرایی انتخاب رامنی به عنوان کاندید نهایی حزب جمهوری خواه در پیش است، تردیدی در این نیست که او به عنوان اصلیترین فرد جمهوری خواه در برابر اوباما قرار گیرد. تغییر لحن مبارزات انتخاباتی اوباما و رامنی روشن کننده ماهیت تنشهای انتخاباتی بین دو فرد، دو جریان و دو گرایش بر سر موضوعات گوناگون و مباحث گوناگون داخلی و خارجی آمریکاست.
چگونه انتخابات آمریکا در این مقطع قابل ارزیابی است؟ گفتمانها بر سر چه موضوعاتی است و افق آینده چگونه قابل بررسی است؟ پاسخ به این پرسشها در مرحله نخست باید با ارزیابی شخصیتهای دو کاندید آغاز شود؛ بنابراین، نخست به بررسی شخصیتهای این دو و تأثیر شخصیتهای آنها بر مبارزات انتخاباتی پرداخته خواهد شد. سپس به گفتمانهای جاری در انتخابات آمریکا پرداخته و سرانجام تلاش خواهد شد از افق آینده تصویری ترسیم شود.
شخصیتها
انتخابات آمریکا همچون هر سیستم ریاست محوری، عمیقا شخصیتگرا و شخصیت محور است؛ بنابراین، ارزیابی دقیق شخصیتها و افراد کلیدی در انتخابات در تجزیه و تحلیل روند انتخابات مهم بوده و باید در نظر داشت که مبارزات انتخاباتی آمریکا در واقع مبارزه بین ویژگیهای شخصیتی، برجسته کردن ضعفها و نشان دادن قوتهای شخصیتهاست و در این چهارچوب، توجه به ویژگیهای اوباما و میت رامنی دارای اهمیت است.
اوباما در سه سالی که از ریاست جمهوری او گذشته، ویژگیهای شخصیتی خود را در این که فردی خونسرد، برنامه ریز، منطعف و از نظر اجرایی در مجموع میانه و متوسط است، نشان داده است. او ظرفیت و توانایی ارتباط با مردم عادی آمریکا را داشته و برای بسیاری از اقشار فرودست اجتماعی و طبقات متوسط و جمعیت چشمیگر مهاجران و یا افرادی که از نسلهای اولیه مهاجرین هستند، شخصیتی قابل درک و بر همین منوال با گرایشهای تند و رادیکال نژادگرایانه، نخبه گرا و انحصارگرا در تضاد است.
اما میت رامنی از نظر شخصیتی تقریبا در نقطه مقابل اوباماست. او از خانوادهای برجسته و نخبه برآمده است. پدر او نیز مانند خود او فرماندار ایالت بسیار مهم ماساچوست بوده. از نظر تحصیلی در بهترین دانشگاههای آمریکا درس خوانده و از زندگی ممتازی برخوردار بوده است؛ افزون بر آن که او در زندگی اقتصادی موفق بوده و سرمایههای هنگفتی را گردآوری کرده و توانسته به عنوان یک شخصیت ثروتمند در جامعه آمریکا بدرخشد. لحن صحبت میت رامنی بر خلاف اوباما خونسردی کافی و ظرفیت ارتباطی با همه اقشار جامعه آمریکا را ندارد و افزون بر آن، او از خانواده ای عمیقا مذهبی با گرایش به فرقه مورمون برآمده و در عین این که مردم آمریکا به مسائل مذهبی توجه دارند، درجه و شدت مسائل مذهبی در خانواده و شخص رامنی بیشتر از اوباما به نظر میرسد.
همچنین باید در نظر داشت که فرقه مورمون، فرقه ویژه ای در مذهب پروتستان است که به تعدد زوجات معتقد بوده و روش زندگی متفاوتی با دیگر پروتستانها دارند. البته شخص رامنی تنها یک همسر با پنج فرزند دارد؛ پنج فرزند تعداد عادی در طبقه شهری آمریکا به شمار نمیآید.
در مجموع میت رامنی بر خلاف اوباما که با اقشار عادی و متوسط جامعه توان ارتباطی دارد، در مقایسه با اوباما با بخش خاصی از جامعه آمریکا امکان ارتباط را دارد. از این جهت بازتاب نحوه شخصیت هر دوی آنها در ارتباطات سیاسی و اجتماعی در چند ماه آینده، بسیار حائز اهمیت است. تفاوت شخصیتی هر دو نقدا وارد مباحث انتخاباتی شده و هر کدام تلاش میکنند با تکیه بر کاستیهای ابعادی از شخصیت طرف مقابل بهره برداریهای لازم را به ویژه در موضوعات مبتلا به جامعه آمریکا انجام دهند که در زیر به این مباحث و موضوعات پرداخته خواهد شد.
گفتمانها
مبارزات انتخاباتی آمریکا، مبارزاتی پیچیده است که افزون بر ابعاد شخصیتی، نحوه طرح و چگونگی ارائه نقطه نظر کاندیداها چه در ابعاد ایجابی و چه سلبی در آن بسیار مهم است. هرچند جنبههای سلبی در انتخابات ریاست جمهوری بعضا بیشتر برجسته شده و هر کاندیدی سعی در نفی دیدگاههای طرف مقابل و عدم کارایی راهکارهای او دارد، در مجموع این دیدگاهها، نقش تعیین کننده ای در چگونگی جذب آرا و حمایت مردم دارند. نحوه بسته بندی و ساماندهی به بحثها و گفتمانها از سوی هر کدام از کاندیداها نیز مهم است.
اکنون به طور طبیعی دو دسته مبحث در مباحث انتخاباتی قابل توجه است؛ وضع داخلی آمریکا و وضع سیاست خارجی. هر دو کاندید بر عنصر ترس در مفصل بندی و گفتمان سازی تکیه دارند. به این صورت که میت رامنی با طرح گفتمان آمریکای قوی و لزوم قدرتیابی آمریکا از ترس اقشاری از جامعه آمریکا که احساس میکنند، وضعیت داخلی آنها و وضع بینالمللی ایالات متحده مورد تهدید قرار گرفته، استفاده کرده و آرای آنها را جلب کند؛ بنابراین، در مباحث و گفتمانهای انتخاباتی اوباما، نوعی پرخاشگری به ویژه در ابعاد جهانی دیده میشود؛ این پرخاشگری درباره مسائل مربوط به ایران برجسته تر به نظر میرسد که خود در ارتباط با پدیده تهدید و ترس قرار میگیرد.
در حقیقت میت رامنی تلاش دارد با ایجاد ترس از این که آمریکا در دنیا ضعیف شده و پاسخهای آمریکا به تهدیدات بینالمللی از موضع ضعف است، خود را به عنوان یک فرد مقتدر و قوی معرفی کند و به عنوان کاندیدی که میتوان آمریکا را از ضعف به قدرت برساند نشان دهد.
در درون آمریکا نیز میت رامنی میکوشد از ترس اقشاری از جامعه آمریکا که از بزرگ شدن دولت نگران هستند، بهره گیرد و بر این که سیاستهای دولت اوباما سیاستهایی دولت گرا و متمایل به ارزشهای غیر متعارف آمریکایی است، تأکید کرده و به جذب آرای آنها بپردازد؛ بنابراین، لحن حملات میت رامنی به اوباما ترکیبی است؛ از یک سو، برنامههای اوباما را زیر فشار میگذارد و از سوی دیگر، تلاش میکند ترس از دست دادن موقعیت آمریکا را پی در پی به مردم آمریکا یادآوری کند.
اوباما نیز از طرف مقابل تلاش میکند از ترس اقشار برجستهای از جامعه آمریکا از دو خطر داخلی و خارجی بهرهبرداری کند. در بعد خارجی خطر جنگ افروزی جمهوری خواهان و در بعد داخلی، خطر نخبه گرایی و بیتوجهی به همه اقشار اجتماعی، به ویژه اقشار فرودست و طبقه متوسط و همین طور زنان در صورتی که جمهوری خواهان به قدرت برسند، در کانون توجه اوباماست.
به عبارت دیگر، اوباما هم میکوشد که نشان دهد، باید از محافظهکاران و جمهوری خواهان ترسید، چون آنها جنگ افروزند و غیر مسئولانه بحث حمله به ایران را مطرح کرده اند و هدف آنها هر چند دسترسی به کاخ سفید را در پی دارد، ممکن است آمریکا را وارد جنگی ناخواسته کند و نه تنها مردم آمریکا که در بیرون از آمریکا نیز بر طبل جنگ کوبیدن خطراتی را ایجاد میکند؛ بنابراین، اوباما از اظهارات آنها در مورد جنگ با ایران به عنوان اظهارات نامسئولانه یاد کرد اما در ورای آن ترس از یک جنگ ناخواسته و شرایطی که آمریکا درگیر منازعه ای نامشخص شود نیز باید مد نظر قرار گیرد. در داخل آمریکا نیز اوباما تلاش میکند نشان دهد، در صورتی که میت رامنی بر سر کار آید، بسیاری از مردم آمریکا، موقعیت خود را از دست خواهند داد.
در هفته جاری، بحثی درباره بودجه آمریکا درگرفت و میت رامنی بودجه پیشنهادی جمهوری خواهان را بودجه ای بسیار زیبا و شگفت انگیز توصیف کرد. همین واژه مورد استفاده اوباما قرار گرفت تا نشان دهد که آقای میت رامنی از واقعیات دور است و صرفا میتواند با برخی از مسائل آمریکا ارتباط پیدا کند. هیچ سیاستمداری لغت زیبا و شگفت انگیز را برای بودجه به کار نمیبرد.
اوباما سعی میکند، نشان دهد که میت رامنی به طبقات بالا دست اجتماعی تعلق دارد و به دلیل تعلقات دینی و گرایش مورمونی، مباحث مربوط به حقوق زنان را مد توجه قرار نمیدهد. اوباما تلاش دارد از ترس جمعیت چشمگیر مهاجران قانونی و مهاجران غیر قانونی بهره گیرد.
در این زمینه اوباما اظهار میکند، در صورتی که میت رامنی به ریاست جمهوری برسد قوانین ضد مهاجرتی را به تصویت میرساند. نظرسنجیهای اخیر نشان میدهد که بیشتر زنان امریکایی تمایل بیشتری به اوباما نشان داده اند چون گمان میکنند که با اوباما در زمینه حقوق اجتماعی خود پیوند بیشتری دارند.
به هر حال، گفتمانهای اصلی آمریکا در خصوص مباحث اقتصادی است و در این مسائل اقتصادی چگونگی موقعیت افراد دارای اهمیت است و در این معادله عنصر ترس برجسته است. اما در چند ماه آینده قدرتمندی آمریکا، چگونگی وضعیت اقتصادی آمریکا، رابطه با جهان بیرون و چگونگی مدیریت داخلی و خارجی آمریکا از محورهای اصلی بحث است؛ اما این که افق به کجا میرود باید به ابعاد گوناگون عوامل خواسته و ناخواسته توجه کرد.
افقهای آینده
چند ماه آینده در آمریکا از نظر مبارزات انتخاباتی بسیار حائز اهمیت و تا حدودی مشخص است. مشخص است که اوباما در موقعیت بهتری قرار دارد؛ مشخص است که حملات شخصیتی فنی تر و دقیق تری را علیه میت رامنی شکل خواهد داد؛ مشخص است که زندگی شخصی و ویژگیهای فردی در کانون مبارزات قرار خواهد گرفت. در این میان اوباما با توجه به این که ریاست جمهوری را در اختیار دارد از امکانات رسانه ای بیشتری برخوردار است. در بین موضوعات و مباحث هم به نظر میرسد که ضعفهای عمده ای در میت رامنی وجود دارد. از جمله قضیه معروفی که در حال حاضر در آمریکا بر روی آن بحثهای زیادی درگرفته است و آن لایحه طرح خدمات بهداشتی است که اوباما در سال 2010 امضا کرد و جمهوری خواهان به طور کلی با آن مخالفند. اما میت رامنی در زمانی که فرماندار ایالت ماساچوست بوده خود قانونی شبیه به این را در آن ایالت امضا و به اجرا درآورده است. لذا در حمله به اوباما در زمینههای مربوط به مسائل بهداشتی دچار چالش عمده ای است.
مسأله جنگ افروزی جمهوری خواهان نیز دارای اهمیت است. چون گویا، مذاق عمومی جامعه آمریکا با ورود به یک جنگ جدید چندان سازگاری ندارد و مسائل اقتصادی برای مردم برجسته تر است. به هر حال این مبارزه سختی است؛ اما مبارزه ای است که تاکنون ترازو و میزان سنجش قدرت اوباما نسبت به طرف مقابل بیشتر به نظر میرسد. اما باید در نظر داشت که تا ماه نوامبر فاصله نسبتا قابل توجهی در پیش است. اصطلاح معروفی وجود دارد که در سیاست بیست و چهار ساعت زمان زیادی است و فاصله بیش از شش ماه تا انتخابات زمان فوق العاده زیادی است و در این میان، باید به نقش رخدادها به ویژه در خاورمیانه توجه داشت. هرگونه رخدادی میتواند بر نتیجه انتخابات ریاست جمهوری آمریکا اثر قابل توجهی داشته باشد.
در این میان نباید به عنصر اسرائیلی منازعات انتخاباتی آمریکا بی توجه بود. مسأله اسرائیل تنها یک موضوع سیاست خارجی در آمریکا نیست، بلکه موضوعی مربوط به سیاست داخلی است و چگونگی مدیریت این عنصر حائز اهمیت است. نتانیاهو و دست راستیهای اسرائیل در سه سال گذشته در مجموع از برآمدن اوباما ناراضی و ناخشنود و برای او تا اندازه بسیاری دردسر ساز بوده اند.
برخی از تحلیلگران آمریکایی و غیر آمریکایی بر این باورند که نتانیاهو و تیم او تمایل به انتخاب دوباره اوباما نداشته و منافع خود را با کاندیدای جمهوری خواه بیشتر نزدیک میدانند. لذا تلاش خواهند کرد که در روند انتخاباتی موانع عمده ای را برای اوباما ایجاد کنند.
اوباما نیز از این مسأله آگاه است و برای همین کوشیده حتی به اقشار دست راستی و افراطی جامعه یهود آمریکا اطمینان دهد که به اندازه کافی طرفدار اسرائیل هست و نباید در طرفداری او از اسرائیل شک و تردیدی داشت. هم چنین نباید فراموش کرد که جامعه یهودی آمریکا در عین حمایت همه جانبه از رژیم صهیونیستی در چگونگی حمایت و راهکارهای صلح خاورمیانه دچار چند دستگی است.
برخی از آنان بر این باورند که روش دولت نتانیاهو در حاشیه ای کردن مسأله فلسطین و عدم علاقه به حتی حل اولیه و مقدماتی برخی از مسائل فلسطین به ضرر منافع اسرائیل است. لذا گفتمانهای مربوط به روابط آمریکا و اسرائیل و همین طور وزن کشی گروههای مختلف جانبدار اسرائیل بر انتخابات اثر خواهد داشت و چگونگی رو کردن برگهای هر یک از این دو جناح در این افق شش ماهه باید مد نظر قرار گیرد.
اما گویا تا این لحظه اوباما توانسته بر پایه چهارچوبهای سیاست داخلی آمریکا مسأله اسرائیل را تا اندازهای مدیریت کند ولی مشخص نیست که او بتواند این راه را ادامه دهد. به هر حال آن چه در افق آینده روشن است، سرسخت بودن تلاش دو حزب برای دسترسی به کاخ سفید است. اما ابهامهای زیادی در این افق به چشم میخورد از جمله بر آمدن عوامل ناخواسته و غیرقابل پیش بینی و رخدادهای غیر قابل انتظار.


