فاصله مديريتی كشورما، از قاعده تا واقعيت
پاتوق رایانهای
مطلبی که در پی خواهد آمد و برخي از مطالب آن برگرفته از منابع اينترنتي است هرچند که به ظاهر ممكن است طنز آلود باشد ولی متاسفانه مشکلی است که در جامعه اداری ما موجود ميباشد و باید برای آن راه حل و فکرو چاره ارائه کرد. این مقایسه درد آور نه به آن معنی است که تعهد و کارآیی افراد صادق و متعهدي كه در جامعة اداري ما زندگي ميكنند و اصل و کلیت سیستم اداری زیر سوال برود بلکه معرفی يك نوع بیماری خطرناكيست که متأسفانه در سيستم مديريتي جامعه ما وجود دارد و معمولاً اصلاحات در اين سيستم و يا واكاوي مشكلات و بيماريهاي آن با ملاحظات سياسي همراه بوده و شايد همين مورد اصليترين دليل بينتيجه بودن اين مداواهاست كه باید علاج اين بيماريها وبعلاوه آن اين مداواهاي بينتيجه را نيز نمود .
نگارنده با توجه به سابقه اداري كه در چندين سازمان و ارگان و وزارتخانه دولتي داشته و دارد يكي از مهمترين مشكلات سيستم اداري را عدم تمركز فكري و جسمي مديران در هنگام مديريت ميداند و عليرغم توصية بزرگان فن از جمله رهبر معظم انقلاب - كه در تجربه پستهاي مختلف و متنوع مديريتي در جامعة ما بينظيرند - در يكي از ديدارهايشان با مديران رسانه ملي كه با ذكر از يك منبع تاريخي فرمودند :" مردي و كاري " به تك شغله بودن مديران تأكيد كردند ولي متأسفانه گويي در جامعة مديريتي ما تمركز داشتن مهم نيست و اصل انجام وظيفه است كه از قديم نيز گفتهاند : ميتوان با يك دست دهها هندوانه برداشت وفقط يكي را سالم به مقصد رساند .
قاعده بر اينست كه موفقیت مدیر بر اساس پیشرفت مجموعه تحت مدیریتش سنجیده میشود ولي در ایران موفقیت مدیر سنجیده نمیشود، خود مدیر بودن نشانه موفقیت است و يا اينكه مدیران بعضی وقتها بخاطر خستگي ، كمكاري ، تخلف و... بايد استعفا دهند ولي درسيستم مديريتي ما عشق به خدمت مانع از استعفا میشود يا مثلاً طبق روال صحيح افراد از مشاغل پایین شروع به ترقي كردن میکنند و به تدریج ممکن است مدیر نيز شوند ولي در جامعة ما افراد مادرزادی مدیر هستند و اولین شغلشان در 20-25 سالگی مدیریت بزرگترينهاي کشور است . معمولاً در يك سيستم سالم بايد برای یک پست مدیریت، دنبال مدیر بگردند در صورتيكه در ايران براي یک فرد، دنبال پست مدیریت میگردند و در صورت لزوم این پست ساخته میشود .
از ديگر مشكلات مديريتي دردناك در كشور ما اينست كه عموماً مديران رده بالاي ما تا مدير ميشوند به ياد ادامة تحصيل و يا انجام عمرة حج و وام خودرو و وامهاي ديگر ميافتند ولي آنگونه كه عقل و شرع و انصاف و نيز بزرگان درجه يك كشور ميگويند تحصيل كردن و عمره رفتن در زمان مديريت مديران نبايد صورت گيرد و هم وغم مديران بايد ادارة هرچه بهتر ادارة مربوطه باشد نه پيگيري و دريافت وامهاي رنگارنگ و يا صرف وقت بيت المال به ادامة تحصيلات شخصي . یک کارمند ساده ممکن است سه چهار سال بعد مدیر شود ولي درایران یک کارمند ساده، سه چهارسال بعد هم همان کارمند ساده است در حالیکه مدیرش سه بار عوض شده . قاعده بر اين است كه اگر بخواهند از دانش و تجربه کسی حداکثر استفاده را بکنند و مدير نيز وقتش را براي تحصيل كردن در زمان مديريتش هدر ندهد، او را مشاور مدیریت میکنند ولي متأسفانه در كشور ما اگر بخواهند از کسی هیچ استفادهای نکنند، و با او رودربايستي داشته باشند و بخواهند فقط يك ممر درآمدي داشته باشد او را مشاور مدیریت میکنند .
قاعده بر اينست اگر کسی از کار برکنار شود، عذرخواهی میکند و حتی ممکن است محاکمه نيز شود ولي در اينجااگر کسی از کار برکنار شود، طی مراسم باشکوهی از او تقدیر میشود و پست مدیریت جدید و يا مشاور مديريتي میگیرد . مدیران معمولاً به صورت مستقل استخدام و برکنار میشوند، ولی به صورت گروهی و هماهنگ کار میکنند ولي در كشور ما مدیران به صورت مستقل و غیرهماهنگ کارمیکنند، ولی به صورت گروهی استخدام و برکنار میشوند . مديران معمولاً در جلسات داخلي متكلم وحده هستند و از توقعات خود ميگويند در حاليكه در جلسات كاري بايد گوش شنوا باشند و مشكلات كارمندان را بشنوند . مديران معمولاً بدليل مشغلة كارهاي مختلف يا درجلسهاند و يا در دسترس نيستند درحاليكه بايد اوقات جلسات و ديدارهاي كاري با كارمندان و ارباب رجوع مشخص و از قبل تعيين شده باشد .
شايد بهتر باشد برای استخدام مدیر، در روزنامه آگهی دهند و با برخی مصاحبه کنند ولي در ايران برای استخدام مدیر، به فرد مورد نظر تلفن میکنند . زمان پایان کار یک مدیر و شروع کار مدیر بعدی بايد از قبل مشخص باشد درحاليكه در ايران مدیران در همان روز حکم مدیریت یا برکناریشان را میگیرند . بخاطر شفافيت همه چيز ، همه ميدانند درآمد قانونی یک مدیر – آنچه درفيش ميآيد و آنچه در فيش نميآيد - زیاد است ولي در ایران مدیران انسانهای ساده زیستی هستند که درآمدشان به کسی ربطی ندارد چقدر است چه در فيش و چه درغير از فيش و ... . برای مدیریت، سابقه کار مفید و لیاقت لازم است و دريك كلام تعهد ، تخصص و تجربه مهم است در حاليكه براي معمول مديران ما مورد اعتماد بودن و " شناس بودن " براي مدير مافوق کفایت میکند .
از ديگر موارد مهم و حياتي مديريتي ميزان فعاليت مدير است و مدير فعالترين فرد سازمان است با مشغله فراوان كه خود كارشناس ارشد است در حاليكه در ايران ما معمولاً مدير کمکارترين فرد سازمان است با مشاغل فراوان و ادعاهاي زياد كه متأسفانه نتيجة كارها نيز اگر مطلوب باشد به نام مدير و اگر نامطلوب باشد بر گردن بدنة كارشناسي و كارمندي است . هرچند كه نگارنده به ياد ميآورد كه يكي از مديران ارزشمند كشور زمانيكه به عنوان مدير نمونه شناخته شد ، جايزة خود را كه شامل چند سكة بهار آزادي ميشد را فروختند و بين كارمندان خود تقسيم نمودند به اين دليل كه ميگفتند بخاطر كارخوب شما من مدير خوب شناخته شدم و اين جايزه " واقعاً " متعلق به همة كارمندان اين اداره كل است.
محمد هادی صحرایی / وبلاگ پاتوق رایانهای
نگارنده با توجه به سابقه اداري كه در چندين سازمان و ارگان و وزارتخانه دولتي داشته و دارد يكي از مهمترين مشكلات سيستم اداري را عدم تمركز فكري و جسمي مديران در هنگام مديريت ميداند و عليرغم توصية بزرگان فن از جمله رهبر معظم انقلاب - كه در تجربه پستهاي مختلف و متنوع مديريتي در جامعة ما بينظيرند - در يكي از ديدارهايشان با مديران رسانه ملي كه با ذكر از يك منبع تاريخي فرمودند :" مردي و كاري " به تك شغله بودن مديران تأكيد كردند ولي متأسفانه گويي در جامعة مديريتي ما تمركز داشتن مهم نيست و اصل انجام وظيفه است كه از قديم نيز گفتهاند : ميتوان با يك دست دهها هندوانه برداشت وفقط يكي را سالم به مقصد رساند .
قاعده بر اينست كه موفقیت مدیر بر اساس پیشرفت مجموعه تحت مدیریتش سنجیده میشود ولي در ایران موفقیت مدیر سنجیده نمیشود، خود مدیر بودن نشانه موفقیت است و يا اينكه مدیران بعضی وقتها بخاطر خستگي ، كمكاري ، تخلف و... بايد استعفا دهند ولي درسيستم مديريتي ما عشق به خدمت مانع از استعفا میشود يا مثلاً طبق روال صحيح افراد از مشاغل پایین شروع به ترقي كردن میکنند و به تدریج ممکن است مدیر نيز شوند ولي در جامعة ما افراد مادرزادی مدیر هستند و اولین شغلشان در 20-25 سالگی مدیریت بزرگترينهاي کشور است . معمولاً در يك سيستم سالم بايد برای یک پست مدیریت، دنبال مدیر بگردند در صورتيكه در ايران براي یک فرد، دنبال پست مدیریت میگردند و در صورت لزوم این پست ساخته میشود .
از ديگر مشكلات مديريتي دردناك در كشور ما اينست كه عموماً مديران رده بالاي ما تا مدير ميشوند به ياد ادامة تحصيل و يا انجام عمرة حج و وام خودرو و وامهاي ديگر ميافتند ولي آنگونه كه عقل و شرع و انصاف و نيز بزرگان درجه يك كشور ميگويند تحصيل كردن و عمره رفتن در زمان مديريت مديران نبايد صورت گيرد و هم وغم مديران بايد ادارة هرچه بهتر ادارة مربوطه باشد نه پيگيري و دريافت وامهاي رنگارنگ و يا صرف وقت بيت المال به ادامة تحصيلات شخصي . یک کارمند ساده ممکن است سه چهار سال بعد مدیر شود ولي درایران یک کارمند ساده، سه چهارسال بعد هم همان کارمند ساده است در حالیکه مدیرش سه بار عوض شده . قاعده بر اين است كه اگر بخواهند از دانش و تجربه کسی حداکثر استفاده را بکنند و مدير نيز وقتش را براي تحصيل كردن در زمان مديريتش هدر ندهد، او را مشاور مدیریت میکنند ولي متأسفانه در كشور ما اگر بخواهند از کسی هیچ استفادهای نکنند، و با او رودربايستي داشته باشند و بخواهند فقط يك ممر درآمدي داشته باشد او را مشاور مدیریت میکنند .
قاعده بر اينست اگر کسی از کار برکنار شود، عذرخواهی میکند و حتی ممکن است محاکمه نيز شود ولي در اينجااگر کسی از کار برکنار شود، طی مراسم باشکوهی از او تقدیر میشود و پست مدیریت جدید و يا مشاور مديريتي میگیرد . مدیران معمولاً به صورت مستقل استخدام و برکنار میشوند، ولی به صورت گروهی و هماهنگ کار میکنند ولي در كشور ما مدیران به صورت مستقل و غیرهماهنگ کارمیکنند، ولی به صورت گروهی استخدام و برکنار میشوند . مديران معمولاً در جلسات داخلي متكلم وحده هستند و از توقعات خود ميگويند در حاليكه در جلسات كاري بايد گوش شنوا باشند و مشكلات كارمندان را بشنوند . مديران معمولاً بدليل مشغلة كارهاي مختلف يا درجلسهاند و يا در دسترس نيستند درحاليكه بايد اوقات جلسات و ديدارهاي كاري با كارمندان و ارباب رجوع مشخص و از قبل تعيين شده باشد .
شايد بهتر باشد برای استخدام مدیر، در روزنامه آگهی دهند و با برخی مصاحبه کنند ولي در ايران برای استخدام مدیر، به فرد مورد نظر تلفن میکنند . زمان پایان کار یک مدیر و شروع کار مدیر بعدی بايد از قبل مشخص باشد درحاليكه در ايران مدیران در همان روز حکم مدیریت یا برکناریشان را میگیرند . بخاطر شفافيت همه چيز ، همه ميدانند درآمد قانونی یک مدیر – آنچه درفيش ميآيد و آنچه در فيش نميآيد - زیاد است ولي در ایران مدیران انسانهای ساده زیستی هستند که درآمدشان به کسی ربطی ندارد چقدر است چه در فيش و چه درغير از فيش و ... . برای مدیریت، سابقه کار مفید و لیاقت لازم است و دريك كلام تعهد ، تخصص و تجربه مهم است در حاليكه براي معمول مديران ما مورد اعتماد بودن و " شناس بودن " براي مدير مافوق کفایت میکند .
از ديگر موارد مهم و حياتي مديريتي ميزان فعاليت مدير است و مدير فعالترين فرد سازمان است با مشغله فراوان كه خود كارشناس ارشد است در حاليكه در ايران ما معمولاً مدير کمکارترين فرد سازمان است با مشاغل فراوان و ادعاهاي زياد كه متأسفانه نتيجة كارها نيز اگر مطلوب باشد به نام مدير و اگر نامطلوب باشد بر گردن بدنة كارشناسي و كارمندي است . هرچند كه نگارنده به ياد ميآورد كه يكي از مديران ارزشمند كشور زمانيكه به عنوان مدير نمونه شناخته شد ، جايزة خود را كه شامل چند سكة بهار آزادي ميشد را فروختند و بين كارمندان خود تقسيم نمودند به اين دليل كه ميگفتند بخاطر كارخوب شما من مدير خوب شناخته شدم و اين جايزه " واقعاً " متعلق به همة كارمندان اين اداره كل است.
محمد هادی صحرایی / وبلاگ پاتوق رایانهای
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۴
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟




