نقش نمايندگان دادستان در محاكم
دادستان عمومي و انقلاب تهران در مقالهاي تحليلي به بررسي نقش نماينده دادستان در دادگاه پرداخت كرد.
به گزارش ايسنا متن مقاله عباس جعفري دولتآبادي به شرح زير است:
«از وظايف متعدد دادستان بسيار گفتهاند. برخي حقوقدانان بر تعدد وظايف تاکيد کرده و گروهي بر وظايف خاص وي پافشاري كردهاند. پرسش اين است که از ميان وظايف متنوعي که براي دادستان احصاء شده است، کدام يک مهمتر است؟ اگر دادستان مخير باشد در خصوص مهمترين وظيفه خود بنويسد، از کداميک ياد خواهد کرد و در بيان مزاياي آن چه خواهد گفت؟ در جايگاه خود، کشف جرم را ميستايد که پيش از همه حتي ضابطان، نقشههاي تبهکارانه را کشف ميکند، رازهاي مگوي جنايات را فاش ميسازد و سرپنجههاي پولادين مجرمان اقتصادي را در طراحي نقشههاي خود ناکام ميگذارد يا آنکه خود را در مقام تعقيب تبيين ميکند که بيواهمه، هر مقام يا فردي را تعقيب ميكند، تبعيض را کنار مينهد و با سرپنجه تدبير و قدرت عدالت، ناقضان قانون را منکوب ميكند؟ آيا شان خود در تحقيقات مقدماتي را مهم ميداند که در عين مبارزه با جرايم، از مقررات تخطي نميکند و حقوق متهمان را پاس ميدارد؟
شايد هم از وظيفه خود در نظارت بر روند رسيدگي در محاکم بگويد؛ نظارتي که نقش او را در کنار تعقيب متهمان و تقاضاي تخفيف يا تشديد مجازات براي آنان دو چندان ميکند. او ميتواند افزون بر مديريت قضايي در دادگاهها، قوت استدلال خود را در اثبات اتهام عليه متهم به نمايش بگذارد تا از حقوق جامعه دفاع کند و محکمه را در رسيدن به حقيقت ياري كند و سرانجام، آنجا که متهم را مستحق تخفيف مييابد، نگران تخريب چهره خود نيست. در اين جايگاه است که دادگاه را نه به عنوان محل رفت و آمد پرونده، بلکه به عنوان جايگاه مقدسي مينگرد که صيانت از حقوق مردم در آن رقم ميخورد.
يا آنکه وظايف دادستان را در اجراي احکام دادگاهها به محک گذاريم. همه در تلاش هستند تا حکمي صادر شود و مردمان شاهد اجراي احکامي باشند که نمايانگر مبارزه قاطع با جرم و بزهکاري است.
آيا دادستان در مقام فردي بيطرف و خنثي، پسنديده است که با اصحاب قدرت و ثروت نرد عشق بازد و فارغ از دغدغه مردم، رضايت صاحبان قدرت براي او ارزش تلقي شود؟ در انجام وظايف به دنبال رضايت همگان باشد يا آنکه بايد از مهار بزهکاري سخن گويد، با پليس در افتد، از او کارنامه مبارزه بخواهد و از مقامات مسئول، اجراي وظايف خود را طلب کند و در مقام مدعيالعموم، بر سر ايتام و ضعيفان و بينوايان دست نوازش كشد، در صحنه اجتماع آنچنان حضور يابد که اقشار مختلف مردم، نقش او را در جامعه به خوبي حس کنند و در صحنههاي مختلف مشاهده كنند؟
او را از سياست به دور اما سياستشناس ببينند. مقامي كه سياستزده نيست، اما فهم سياسي دارد، در انبوه حوادث گم نميشود و وظايف اصلي خود را فراموش نميکند، دغدغههاي او به قدري متعدد و متفاوت است که هر روز بايد در انديشه ابداع راهكاري براي صيانت از حقوق مردم باشد.
جايگاه ديگر، نقش دادستان در صحنه فرهنگ است. آيا دادستان در اين عرصه دستي بر آتش دارد؟ آيا فهم او از رسانه و امور فرهنگي بايد به حدي باشد که اقدامات سرهنگي و فرهنگي را از هم تشخيص دهد و در عين اينکه نقش فرهنگ و رسانه را باور دارد، از ترفندهاي آنان غافل نشود و بداند که در وراي زيباييها، دستهايي براي به بيراهه کشيدن وجود دارد؟
اگر شما دادستان باشيد، سمت و سوي شما به کدام جهت خواهد بود؟ شايد بگوييد تلاش خواهم کرد به همه وظايف خود به يک ميزان عمل كنم. ارائه پاسخ آسان نيست. انسانها به آنچه معتقدند و دوست دارند، بيشتر عمل ميكنند اما در بررسي وظايف دادستان و ارزيابي دقيق اين وظايف، بايد به عوامل و نکات زيادي توجه شود.
اگر بخواهم دغدغههاي خود را به عنوان يکي از مهمترين وظايف دادستان بيان کنم، معتقدم دادستان در کنار وظايف متنوع خود ميتواند در ايفاي نقش نمايندگان خود در محاکم، با دقت و ظرافت بيشتري اقدام كند. در اين مرحله است که مديريت دادستان ميتواند تلاشهاي اين مقام را در کشف جرم، تعقيب و تحقيقات مقدماتي به ثمر نشاند.
رويه کنوني دادستانها در اعزام نمايندگان خود به محاکم، تابعي از تعداد پروندهها، نوع نگرش دادستانها به امور قضايي، اهميت پروندهها و آثار اجتماعي و سياسي آنهاست. کمبود نيرو در دادسراها و حداقل در دادسراي عمومي و انقلاب تهران، موجب شده است كه حضور دادياران در محاکم کمرنگ شود. برخي همکاران قضايي، صرفا صورتجلسههاي دادگاه را امضا ميکنند تا شکل ظاهري قانون رعايت شود. تعدادي از نمايندگان، از محتويات پرونده اطلاع کافي ندارند تا بتوانند در برابر مدافعات متهم و وکلا پاسخگو باشند. برخي حضورها صرفا در حد نمايش قانون در محاکم است و نميتواند اصل مهم و مترقي ضرورت نظارت دادستان بر محاکم را متجلي سازد. گروهي از دادياران تمايلي به شرکت در اينگونه جلسات ندارند و مهمتر از همه، کمبود نيرو براي حضور در تمامي جلسات محاکم کيفري است.
تجربه خدمت در شهرهاي بزرگ نشان ميدهد تعداد زياد محاکم، تنوع پروندهها و صراحت قانون بر حضور نمايندگان دادستان در جلسات دادگاهها، ايجاب ميكند در اين زمينه سرمايهگذاري شود تا دادستان بتواند افزون بر مديريت پروندهها، نقش نظارتي خود در محاکم را به خوبي ايفا كند.
نقش نماينده دادستان در پروندهها، با توجه به موضوع آن متفاوت است. در پروندههاي قتل، جرايم مطبوعاتي يا برخي جرايم سنگين، وقت قابل توجهي از نماينده دادستان صرف قرائت کيفرخواست و پاسخ به شبهات وکيل يا دفاعيات متهم ميشود. تمرکز روي قدرت بيان نمايندگان دادستان و توانايي ارائه مطالب خود در دادگاه، نقش بازدارندهاي خواهد داشت. مکلف کردن نمايندگان دادستان به ارائه گزارش کتبي از نحوه اقدام خود در دادگاه، شيوه نويني است که دادستاني تهران بر آن پافشاري ميکند. با اين ابتکار، نماينده دادستان ميتواند فرايند دادرسي را به اختصار به دادستان گزارش كند و از اين طريق دادستان را در مسير تحولات پرونده قرار دهد.
در حال حاضر، گاه کثرت وظايف و امور جاري دادستان موجب ميشود نماينده دادستان در جلسه رسيدگي به پرونده مهمي شرکت نکند. اين در حالي است که حضور منظم نمايندگان دادستان در محاکم، نتايج مهمي به شرح زير در پي دارد:
1ـ دادستان نقش نظارتي خود در محاکم را به نحو آگاهانه و علمي ايفا ميکند.
2ـ نماينده دادستان در خلال فرايند دادرسي، نقاط ضعف تحقيقات و ادله ابرازي در دادسرا يا نقاط قوت عملکرد قاضي دادسرا را درمييابد و با اعلام اين موارد به دادستان، از تکرار نقاط ضعف در ساير پروندهها جلوگيري ميكند.
3ـ در پروندههاي مهم، دادستان ميتواند با اعزام نمايندگان توانمند به وظيفه نظارتي خود به نحو مطلوب عمل كند.
4ـ رفتار قضات محاکم يا نمايندگان دادستان ميتواند متضمن برخي نکات آموزشي باشد؛ مانند اينکه آيا دادگاه اجازه کافي به نماينده دادستان ميدهد تا در حد لزوم به شبهات پاسخ دهد؟
5ـ نحوه رفتار قضات محاکم با طرفين پرونده و چگونگي طرح پرسشها و پاسخهاي ابرازي و نقشي که قاضي محکمه در رسيدگي به پرونده ايفا ميکند، از موضوعات مهمي است که نمايندگان دادستان به آن توجه داشته و نسبت به آن اشراف مييابند.
6ـ حضور نمايندگان دادستان در محاکم، از تجديد اوقات رسيدگي و بالطبع اطاله دادرسي جلوگيري ميکند.
7ـ همفکري و مشورت نمايندگان دادستان در خصوص پروندههاي غامض و پيچيده، بر توانايي علمي همکاران قضايي ميافزايد.
8ـ پيشنهاد ميشود در شهرهاي بزرگ يكي از معاونان دادستان بر نحوه حضور نمايندگان دادستان در محاکم نظارت كند تا امکان انتقال تجربههاي مفيد آنان به يکديگر فراهم شود.
9ـ اجتناب از شرکت در جلسات دادگاههايي که دعاوي مطرح در آنها به دادستان ارتباطي ندارد، از جمله مزايايي است که نمايندگان هوشيار دادستان به آن توجه خواهند کرد.
10ـ حضور نمايندگان دادستان در محاکم، موجب ميشود زمينههاي استفاده از تجارب همکاران محترم محاکم براي نمايندگان دادستان و نيز انتقال اين تجربيات به قضات جديدالورود دادسرا فراهم شود.
11ـ حضور قوي و کارآمد نمايندگان دادستان، موجبات نظارت دادستان بر فرايند رسيدگي و اصلاح فرايند دادرسي و رفع نواقص را در مسير کشف جرم، تعقيب و تحقيقات مقدماتي فراهم ميآورد.»


