صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

خاطرات اسارتم را در زندان اوين مرور می‌كنم

مهديه تقوی‌راد
کد خبر: ۲۲۴۰۴۹
| |
9028 بازدید
|
۱
اگر در روزهاي مرخصي از زندان به روزنامه نمي‌آمد محال بود از سرنوشت او كه اين روزها در بند 7 زندان اوين روزگار مي‌گذراند با خبر شويم.

علي عرب‌پور سليمي كه سال‌هاي جواني‌اش را در جبهه‌هاي غرب و جنوب گذرانده در روزهاي سرد بهمن‌ماه به دنبال دست خيري است تا بتواند با كمك آن گره‌اي از مشكلاتش را باز كند و بيشتر از اين شرمنده خانواده‌اش نشود.

شيپور جنگ كه نواخته شد، عرب پور همسر و 4 فرزندش را به امان خدا رها كرد و به عنوان بسيجي به جبهه رفت. ارمغان 30 ماه حضور در لشكر انصار براي وي 25 درصد جانبازي و تركش‌هايي است كه از سال 64 و عمليات فاو تاكنون برايش به يادگار مانده است.

اما جانباز شدن هم نتوانست حضور او را در جبهه كمرنگ كند، به محض اين كه شنيد قرار است در منطقه مهران عمليات شود دوباره شال و كلاه كرد و به جبهه رفت. يادگار عمليات والفجر 5 براي عرب پور 36 ساله، 11 ماه اسارت در زندان موصل عراق و زخم‌هايي است كه از اين زندان بر تنش به جاي مانده است.

پيرمرد 64 ساله امروز كه به اصرار ما از روزهاي جبهه صحبت مي‌كند، گلايه‌هاي زيادي از مسئولاني دارد كه اين روزها بر صندلي رياست تكيه زده‌اند و گوشه چشمي نيز بر مشكلاتي كه رزمندگان ديروز و جانبازان امروز با آن مواجهند، ندارند.

عرب پور كه از 18 ماه گذشته در اندرزگاه 7 زندان اوين روزگار مي‌گذراند مدعي است به غير از او 14 جانباز و پدر شهيد نيز به اتهام مالي در زندان هستند و در كنار متهمان و قاچاقچيان مواد مخدر روزگار مي‌گذرانند. از دليل زنداني شدنش مي‌گويد: «سال گذشته شاگرد مغازه‌ام از داخل گاو صندوق 20 ميليون تومان سرقت كرد و متواري شد. صاحبان اين پول‌ها نيز به اتهام بدهكاري از من شكايت كردند و از اول مرداد سال گذشته در زندان اوين هستم.»

مرد كه جواني و زندگي‌اش را با خدا معامله كرده، از ابتداي زنداني شدنش تاكنون تلاش‌هاي زيادي كرده تا بتواند بدهي طلبكارانش را بدهد اما چون تنها نان آور خانواده است، نتوانسته اقدامي در اين زمينه انجام دهد.

تقاضاي اعسار نخستين راهي است كه مرد زنداني آن را امتحان مي‌كند و به نتايجي نيز مي‌رسد: «از دادگاه تقاضاي اعسار كردم. رئيس دادگاه موافقت كرد كه 50 درصد بدهي‌ام را به صورت نقد پرداخت كنم و مابقي را ماهي 200 هزار تومان واريز كنم. اما مشكلم اين است كه همين 10 ميليون تومان را هم نمي‌توانم پرداخت كنم.»

بنياد بودجه ندارد

فلسفه وجودي بنياد جانبازان كمك به جانبازاني است كه مشكل دارند و نمي‌توانند به تنهايي از پس مشكلاتشان بربيايند. عرب پور به اميد كمك گرفتن از بنياد راهي خيابان طالقاني مي‌شود تا شايد بتواند با كمك مسئولان بنياد جانبازان وام بگيرد و طلبش را بدهد، مي‌گويد: از اول جانباز شدنم تا به حال هيچ كمكي از بنياد نگرفته‌ام اما وقتي با هزار خجالت و شرمندگي به مسئول روابط عمومي بنياد رو انداختم تا شايد با تقاضاي وام من موافقت كند و گفتم حاضرم در ازاي دريافت اين وام حقوقم را هر ماه يك جا برداريد تا مشكلي براي برگرداندن آن نداشته باشيد، با صحنه عجيبي روبه‌رو شدم، انگار ديدن صحنه‌هاي التماس كردن جانبازان براي اين مدير و همكارانش اينقدر تكراري شده كه هيچ اثري از حس همدردي در آنها ديده نمي‌شود. جواب آنها به التماس‌هاي من فقط يك جمله بود: «بودجه‌اي براي پرداخت وام نداريم.» به اين ترتيب بنياد جانبازان هم نتوانست يا نخواست به عرب پور كه روزهاي جواني‌اش را در جبهه‌ها و براي دفاع از ميهن گذاشته كمك كند.

پيرمرد كه عوارض شيميايي لحظه‌اي امانش نمي‌دهد نااميد‌تر از هميشه به سرماي زمستان پناه مي‌برد و به اميد كمك‌هاي ستاد ديه راهي دفتر اين ستاد مي‌شود.

اما آنچه در زندان راجع به كمك 5 ميليون توماني به زندانيان مالي شنيده با آنچه ستاد ديه به او مي‌گويد زمين تا آسمان تفاوت دارد: «در زندان كه بوديم مسئول حمايت از زندانيان گفت كه 5 ميليون تومان وام به افرادي كه بدهي مالي دارند پرداخت مي‌شود اما زماني كه همسرم براي گرفتن اين وام اقدام كرد مسئولان ستاد ديه در نامه‌اي كه به كميته امداد نوشتند فقط 700 هزار تومان براي من درخواست كردند كه بايد بابت آن ماهي 200 هزار تومان قسط بدهم.»

فقط شهرداري قول مساعد داد

عرب‌پور كه اين روزها به خاطر حفظ 14 سوره قرآن در زندان يك ماه مرخصي تشويقي گرفته، اين روزها به دنبال يافتن راهي براي گرفتن وام است تا بيش از اين شرمنده خانواده‌اش نشود. نامه‌هايي را كه به مسئولان و بانك‌هاي مختلف نوشته روي ميز مي‌گذارد و مي‌گويد: به بنياد جانبازان، ستاد ديه،‌ كميته امداد، صندوق قرض الحسنه امام سجاد (ع)، وزير آموزش و پرورش و شهردار تهران نامه نوشتم اما فقط دفتر دكتر قاليباف بود كه قول رسيدگي به نامه را به من داد و بقيه هيچ ترتيب اثري به نامه ندادند. عرب‌پور به نامه نماينده رباط كريم نيز اشاره مي‌كند و مي‌گويد:‌ چون محل زندگيمان در شهرك پرند است از نماينده رباط‌كريم براي قاضي دادگاه نامه گرفتم شايد براي تخفيف قائل شوند اما رئيس دادگاه گفت ما نامه از نمايندگان مجلس قبول نمي‌كنيم و بايد 10 ميليون تومان نقد و ماهي 200 هزار تومان را بدهي تا شاكي‌ها رضايت بدهند.»

عوارض شيميايي براي عرب پور مشكلات زيادي را به همراه داشته. خارش شديد پوست و پوسته ريزي از مشكلاتي است كه با آنها دست و پنجه نرم مي‌كند و تركش‌هايي كه پزشكان قادر به خارج كردن آنها از بدنش نيستند هر روز يك مشكل به مشكلاتش اضافه مي‌كند. رزمنده ديروز و متهم امروز كه بايد هر ماه براي درمان عوارض شيميايي شدنش به بيمارستان مراجعه كند از زمان زنداني شدنش نتوانسته پيگير درمانش شود و با مشكلات زيادي دست و پنجه نرم مي‌كند. نبود پزشك حاذق در زندان از مهم‌ترين مشكلاتي است كه وي با آن روبه‌روست و مي‌گويد: نوبت‌هاي درماني‌ام در بيمارستان به علت زنداني بودنم باطل شده و براي دوباره نوبت گرفتن بايد وقت زيادي را صرف كنم كه نمي‌دانم عمرم براي درمان قد مي‌دهد يا نه.

فروش كليه، آخرين راه حل

اما نگراني او در خصوص همسر و فرزندانش است: «18 ماه است همسران و فرزندانم بدون خرجي زندگي مي‌كنند. صاحبخانه هشدار داده كه اگر كرايه را پرداخت نكنيم اسباب و اثاثيه مان را بيرون مي‌ريزد و زن و بچه‌ام بايد آواره خيابان‌ها شوند. 5 فرزندم با وجود داشتن مدرك فوق ليسانس بيكار هستند و يكي از بچه‌هايم كه دانشجوي رشته برق دانشگاه آزاد اسلامي اسلامشهر است به علت اين كه قادر به پرداخت شهريه دانشگاه نيست تصميم به ترك تحصيل گرفته.» سري به تاسف تكان مي‌دهد و مي‌گويد: «زماني كه سرمايه دارها تقاضاي وام از بانك مي‌كنند بدون مشكل وام‌هاي ميلياردي مي‌گيرند و بعد يا از كشور فرار مي‌كنند و يا به انحاي مختلف از برگرداندن وام سر باز مي‌زنند. اما وقتي امثال من 10 ميليون تومان وام مي‌خواهيم هيچ كس به دادمان نمي‌رسد.»

فروش كليه آخرين راهي است كه به ذهن پسر عرب‌پور رسيده: «پسرم حاضر شده براي نجات من از زندان كليه‌اش را بفروشد شايد بتواند مقداري از بدهي‌اي را كه من تقصيري در آن نداشتم بدهد اما من راضي به اين كار نيستم شايد فرجي شود يك نفر به نامه‌هايم جواب دهد و بتوانم طلب طلبكارانم را بدهم.»

عرب پور اما چشم انتظار افرادي است كه دستي در كار خير دارند: «اگر فردي پيدا شود كه بتواند وام قرض‌الحسنه 10ميليون توماني برايم بگيرد، مي‌توانم از شاكيانم رضايت بگيرم.»

منبع: تهران‌امروز
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
هانیه
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۰:۴۲ - ۱۳۹۴/۱۰/۲۸
من الان خوندم سرنوشتش چی شد؟ الهی بمیرم
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟