صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

اهتمام ملی؛ راه برون‌رفت از بحران

امیر حسام شهسواری
کد خبر: ۲۲۲۶۵۱
| |
9565 بازدید

برای وجود هر چیزی در این جهان، مرزی است و البته مقامات دنیوی هم از این قاعده جدا نیستند؛ زمانی به نیکبختی و زمانی به سختی.

اما مردان بزرگ در همه احوال، همانی هستند که بودند، خواه سرنوشت آنها را به مقام بلند رساند و خواه به زیر آورد؛ اینکه قدرتمندان در روز سختی بگریزند یا مقاومت کنند، مهمترین شاخص یافتن فضائل و رذایل در آنهاست.

متعین است غدرِ یاران در این میانه، عیار دیگری است برای شناخت بصیرت این صاحبان قدرت، که در موارد متعدد، آنها را به سختی‌هایی مبتلا می‌کند؛ شاید تعذیب همین یارگیری‌های نادرست باشد که گاه گریبانشان را می‌گیرد و آن زمان که نباید پیش روی آنها می‌ایستند و تلهٌف و ضجرت و تأسف نصیبشان می‌کنند.

دشمنی با این بزرگ‌مردان هدفی ندارد، جز شناساندن امضای پشیمانان آینده و ایجاد فضیلت دروغین در میان خلق، بی آنکه به صفات ارباب خرد و حصافت آگاهی داشته باشند.

چندی بعد هم با قدرت یافتن رقیب، سکینت از دست می‌دهند و بی آنکه به معنای وقاحت درکی یافته باشند و خود را ملالت کنند، به سبب این اتفاق به تألف با دشمن خودساخته اقدام می‌کنند؛ شاید این همان مصلحت‌سنجی است که گاه نفاق و زرق را نمایان می‌کند و ثقت خلق را از میان می‌برد.

البته این بزرگ‌مردان با همه این اوصاف، مصداق "وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَها وَ تَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّميعُ الْعَليمُ" هستند. شاید رسیدن به همین درجه از تعالی است که میدان سیاست را به دشوارترین عرصه مضرت بدل کرده است و تا بزرگ‌مردانی چنین الیف به انوار حق و راستی یافت نشوند، پر مخاطره‌ترین میدان هستی خواهد بود.

موجع‌ترین و مولم‌ترین دردی که امروز گریبان جامعه ما را گرفته، ابوابی است که افراد برای رسیدن به مقام و مکنت و ثروت به کار می‌گیرند، که گاه با اقتحام نیز همراه است و آنچه در این دو مقوله برای اسباب بزرگی نیاز است، دوراندیشی و خرد است و قانون‌گرایی، که در این روزها کمتر یافت می‌شود.

گروهی بر سر شاخ نشستن و بن بریدن را شجاعت نام می‌نهند که نه تنها «سهو»، که ترسناک است.
گروهی دیگر از سوءتدبیر دولتمردان، سوءاستفاده می‌کنند و به روشی نکوهیده سود به دست می‌آورند؛ بنابراین، باید از این دو گروه دوری جست، اما نخست باید آنها را شناخت و سپس بنای جدایی نهاد.

مکاید دشمنان و بداندیشی به ناصحان

دشمنی چنان نسبت به انقلاب به اجماع رسیده که هر دشمنی را برای فضیحت بزرگ مردان این مرز و بوم به کار می‌بندد؛ بنابراین،‌ باید در برابر آنها محکم بود و خطاهای روشن را در جبهه خودی مرتکب نشد.

نیاز جدی امروز ما، «ساماندهی اقتصادی» و «تأمین اشتغال» است و احتراز از شعارهای دست نیافتنی و برای تأمین چنین عزمی، باید بنا بر اهداف متعالی سند چشم انداز بیست ساله کشور، نسبت به تکمیل و اجرای طرح‌های پیش بینی شده در راستای تحقق کامل ساماندهی اقتصادی همت گمارد و پذیرفت برای تأمین اشتغال به چنین شرطی نیاز جدی داریم تا فقر و فساد را که در بیشتر موارد، تابع آن است کم و کمتر کنیم.

ضعف‌های موجود در کشور، برای حرکت به سمت تعادل اقتصادی، توجه به فعالیت‌های بنگاه‌های اقتصادی پیشرو و پشتیبانی از تولیدات ملی استاندارد و با کیفیت، نگاه جدی به خصوصی سازی، تأمین عدالت اجتماعی، اصلاح ساختار مدیریت اقتصادی با جهت کاهش مداخله دولت، اصلاح ساختارهای پولی، تسهیل سرمایه‌گذاری، اصلاح ساختارهای مالی جهت کاهش واقعی و نه آماری اتکای دولت به درآمدهای نفتی، تجهیز مستمر نیروهای انسانی به آموزش‌های نظارت شده برای ارتقای توانمندی‌ها، اصلاح ساختارهای مبادله با اقتصاد جهانی، باید بیش از پیش جدی گرفته شود. نباید این مشکلات جبران شدنی، موجبات آزار مردم را فراهم آورد.

دشمن کیست؟

دشمن، نه به معنای آنکه سلاح به دست در انتظار جنگ ایستاده باشد، بل هر آنکه به تضریب قصد لطمه زدن به دین و میهن را دارد، از اهمال دلسوزان سوء استفاده می‌کند و بدین طریق، بساط پلیدی می‌گسترد، خشک مغزان را به اردوگاه خود فرامی‌خواند و بخت مردم را چنان روی خود سیاه می‌کند.

مغفول ماندن سند چشم‌انداز!

برای گذار از این وضع به «تهور» نیاز است و «بصیرت». باید دشمن را شناخت، او را تحلیل کرد، راه‌های مبارزه با آن را شناخت و خود را برای رویارویی با او تقویت کرد.

اینجاست که باید نقد ناصحان را پذیرفت و آنان که جاهل به جهلشان هستند، شناسایی کرد و از عالمان به جهل، عالمان به علم ساخت.

خرد، صداقت و بصیرت، چیزهایی است که امروز برای مقابله با دشمن به آن نیاز داریم.

امروز سند چشم انداز کم کم به رؤیا بدل می‌شود؛ سندی که تصویری شفاف از آینده برای همراستا سازی همه فعالیت‌ها در ابعاد گوناگون به ما نشان می‌داد تا بتوانیم توانایی توصیف دقیق و روشن ارزش‌ها و هدف‌های متعالی خود را بسنجیم و بدان وسیله زمینه تحول جامعه به سوی پیشرفت، استقلال و آزادی را فراهم آوریم.

هر گونه زاویه گرفتن از اهداف سند چشم انداز، پذیرفته نیست؛ چنانکه مقام معظم رهبری نیز در این باره فرموده‌اند: «سند چشم ‏انداز، يك مسأله‏ فرادولتى است؛ مال اين دولت و آن دولت و اين سياست و آن سياست و اين جريان و آن جريان نيست. محصول يك كار فشرده و متراكم است، كارِ كارشناسى شده است و درست هم هست. اين سند، در واقع برنامه‏ كلان بيست‏ ساله ماست و يك سند به معناى حقيقى كلمه است. آنچه در اين سند گفته شده، تعارف نشده. بايد در همه برنامه‏ريزي‌ها ـ چه در قانون‏گذارى كه قانون‏گذارها مسئولش هستند، چه در اجرا و مقررات اجرایى كه شماها مسئولش هستيد ـ سند چشم ‏انداز را مورد ملاحظه قرار بدهيد، بسنجيد و ببينيد كجاها در راستای سند چشم ‏انداز نيست، آنجا را تصحيح كنيد و نگذاريد زاويه بخورد».

آنچه امروز می‌بینیم، نه بر مبنای تصویر طراحی شده سند چشم انداز بیست ساله است و نه مطلوب آحاد و ذینفعان. باید به راه بازگشت و بنا بر افق تعیین شده در مسیر چشم انداز حرکت کرد. این سند حاصل اندیشه نخبگان سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور است و شعار نیست. منابع و امکانات سنجش شده و بر اساس یک کار اساسی به عنوان یک سند بسیار معتبر و مهم در اختیار مجریان قرار گرفته است.

چه باید کرد؟

وعده‌های مسئولین بانک مرکزی و واژه سازی‌های بی ثمر، مانند وجود حباب سکه و توصیه به مردم برای نخریدن، آن هم در زمانی که سکه در قیمتی نزدیک به نیم میلیون تومان داد و ستد می‌شد و سکوت و قهر‌های غیر مسئولانه برای فرار از پاسخگویی در بازار ملتهبی که نگرانی عمومی را ایجاد کرده بود، چیزی جز بی اعتمادی اقتصادی برای مردم به ارمغان نیاورد.

مشکلات پیش آمده برای نظام پولی جهانی، تهدید سوداگران و مشکلات سیاست گذاری نیازمند عملیات نجات است. نظام اعتبارات جهانی فلج شده و افت اقتصاد بین‌الملل افزایش یافته است؛ اما اینکه همه مشکلات و ضعف‌های بروز کرده در اقتصاد داخلی را بدون آنکه میزان و سهم خود در آن مشخص کنیم، به وضعیت اقتصاد بین‌الملل مربوط بدانیم هم بی انصافی است؛ اقتصادی که گویی همه بلاها به یکباره بر آن نازل شده و یکسره بر پیکره برفی اش باد می‌وزد؛  مشکل بازار مسکن، بحران بانکی و اختلاس، افزایش شدید قیمت سکه و دلار که هم‌اکنون مبنای محاسبه سود و زیان بازار است و ارزهای گوناگون، نبود امنیت اقتصادی در داد و ستد‌ها، نمی‌تواند با بخشنامه و باید و نباید کردن سیاست سازان تحرک پیدا کند.

امروز نیازمند یک طرح نجات اقتصاد ملی هستیم. اینکه بگوییم چیزی نشده و این پانزده روز کذایی را کابوس بنامیم، دردی دوا نمی‌شود. اگر احساس می‌کنیم آنچه تا کنون انجام شده کافی نیست، دولت مردم را به کار بیشتر دعوت کند و خود نیز در این راه، نقش حمایتی‌اش را نه با آزمون و خطا و قهر و آشتی که جدی و به تعبیر رهبر معظم انقلاب با کار و همتی دوچندان و تلاشی مجدانه به انجام رساند تا بار دیگر، اعتبارات شروع به جریان نماید و اقتصاد واقعی دوباره خود را باز یابد.

وقتی بازیافت اقتصادی ممکن شود، انجام اقداماتی چون اصلاح نظام مالی و بانکی برای جلوگیری از بروز بحران‌های مشابه هم ممکن می‌شود و درخشش کف دلالان و سوداگران بر دریای اقتصاد میهن پایان می‌یابد؛ بنابراین، باید پذیرفت که تنها مانع ساختاری برای شکوفایی، آموزه‌های نامناسب و قدیمی است که در فکر ما ریشه دوانده. کمبود امروز ما منابع نیست، درک درست موقعیت است و اینکه بفهمیم «نهار مجازی وجود ندارد».

آقایانی که چشم انداز 1404 را رسیدن به قله‌های اقتصاد جهان و نه منطقه معنا می‌کردند، حال آنکه در ایام التهاب بازار، تنها سکوت پیش گرفتند و گویا در حال مبارزه با حبابی بودند که انحلال سازمان برنامه و کاهش سود سپرده‌های بانکی، چنان آن را قوی کرده بود که مانند کره‌ای فولادی جز با پتک و تیشه قابل نفوذ نبود، توجه کنند که شاخص‌هایی چون اشتغال، تولید صنعتی، هزینه‌های مصرف کنندگان و تولید ناخالص داخلی باید مبنای سخن گفتن آنها در مباحث اقتصادی باشد. سخن گفتن از حباب ایجاد شده در اقتصاد هم باید با دقت انجام شود. آثار ترکیدن حباب در هر شرایطی برای جامعه رووشن شود، به گونه‌ای که تغییرات قابل درک باشد.

سخن پایانی آنکه ناخدایان کشتی اقتصاد که خود را خدایگان تئوریک عرصه می‌پندارند، آیا ذهن جمعی ملت ایران را فراموشکار می‌دانند؟ اگر جز این است، چگونه است که هنوز وعده‌های (نه چند سال پیش که) همین چند هفته اخیر مبنی بر نخریدن سکه توسط  مردم به دلیل آنچه ضرر بی اندازه خوانده‌اند، فرموش کرده و دوباره سخنان و وعده‌های خویش را تکرار می‌کنند؟

توصیه اکید نگارنده ـ فارغ از چرایی و حقیقت چیستی معضلات اخیر ـ به مدیران اقتصادی کشور این است که توجه بفرمایند، اکنون که وضعیت جامعه با شرایط سابق فرق کرده، مردم نیز بی‌گمان، نیازها و خواسته‌هایی دارند که غیر از خواسته‌های سال‌های گذشته است؛ معضلاتی چون گرانی نیازهای روزانه، معضل بیکاری، عدم تأمین اعتبار برای بخش‌های تولیدی، سقوط ارزش پول ملی، کاهش تولیدات صنعتی، توجه به نقش سرمایه‌های انسانی و آموزش در برنامه‌های اقتصادی کشور، نرخ تورم، ضریب جینی، شاخص فلاکت و ... بیش از پیش خودنمایی می‌کنند.

با این حال، برترین لوازم حل این مشکلات که اقتصاد را با بحران جدی روبه‌رو کرده‌اند و چندان باب دل و طبع پایوران عرصه اقتصاد نیست، طراحی یک تئوری مشخص و هماهنگ با وضعیت عینی جامعه است تا بر پایه آن، از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب، که جزو اهداف اصلی توسعه‌مندی و اهداف سند چشم انداز است، دست یابیم.

همچنین باید ارایه برنامه‌های سازنده و بیان کننده واقعیت در زمینه‌های اقتصادی و بازنگری در امور تجاری، مالی و بازرگانی در سطح ملی برای کاهش فشار زندگی بر شهروندان در اولویت هر برنامه تازه گرایش‌های سیاسی قرار گیرد و چالش با این اولویت‌ها، که رهبر انقلاب و دیگر مسئولان نظام از آنها به «فقرزدایی، مقابله با فساد و مبارزه با تبعیض» نام برده‌اند، در سرلوحه اقدامات قرار بگیرد.

مشکلاتی چنین که در بالا به آن اشاره شد، از مواردی هستند که حل آنها، تلاش و کوشش ملی را می‌طلبد و و گستره‌ای به فراخنای جامعه می‌خواهد.

اما درخشش کف بر دریا تا ابد نیست

وقتی بادها

از شکستن چادرها دست می‌کشند

امواج نقره

تمام می‌شوند

و کف بر لب

بر تخته سنگ اسکله می‌ریزند

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟