جدا کردن سوريه از ايران، اولين تير آناپوليس
آمريکا با نگاهي مطالعه شده از پيش، درصدد است تا تئوري روابط استراتژيک ايران و سوريه را بر هم زند و از بروز هرگونه واکنشي از سوي سوريه در صورت برخورد نظامي با ايران، جلوگيري کند. کمترين نتيجه وارد ساختن سوريه به مذاکرات صلح با اسرائيل است که قدرت تصميمگيري سريع سوريه در قبال حمايت از ايران را از بين ميبرد و اين فرصت کافي براي آمريکا و اسرائيل است تا با سوريه نيز برخورد کنند.
کد خبر: ۲۲۲۲
| | 11024 بازدید
به رغم موضع صريح در تحريم آناپوليس و حتي گفتوگوي رئيسجمهور ايران با بشار اسد، سوريه ديروز اعلام کرد که معاون وزير خارجه خود را به اين کنفرانس يک روزه می فرستد.
به گزارش خبرنگار «تابناک» این تصمیم پس از آن صورت گرفت که کاردار آمریکا در دمشق، صبح روز گذشته نسخه ای از دستور کار نشست را به وزارت خارجه سوریه تحویل داده که طبق آن موضوع بلندیهای جولان در بخش سوم نشست آناپولیس مطرح خواهدشد.
علي منتظري، کارشناس مسائل خاورميانه در نوشتاري تحليلي با اشاره به تاريخچه روند سازش اعراب و اسرائيل، جايگاه کنوني رئيسجمهور آمريکا دولت اسرائيل و رئيستشکيلات خودگردان فلسطين را در اين باره تشريح کرده است:
هشتاد و دو ماه از رياستجمهوري «جورج بوش» ميگذرد، اما وي در اين مدت هيچ اقدام جدي براي پيگيري روند صلح خاورميانه انجام نداده است. هماکنون و در حالي که تنها «چهارده ماه» از عمر رياستجمهورياش بر آمريکا باقي مانده است، ميخواهد تا کنفرانسي بينالمللي با حضور «47 ميهمان» از اسرائيل گرفته تا کشورهاي عربي، غربي و طرفهاي بينالمللي در «آناپوليس»، مرکز ايالت مريلند در آکادمي نيروي دريايي اين کشور برگزار کند. اين در حالي است كه پدر وي در سال 1991 کنفرانس مشهور مادريد را برگزار کرد و سپس در سال 1993 پيمان اوسلو بين سازمان آزاديبخش فلسطين به رهبري عرفات و اسرائيل در دوران بيل کلينتون در 13/9/1993 به امضا رسيد و سپس وي کنفرانس شکست خورده کمپ ديويد بين ياسر عرفات و ايهود باراک (وزير دفاع كنوني اسرائيل) را در سال 2000 سرپرستي كرد، اما در دوران شش سال و ده ماهه از دوران رياستجمهوري جورج بوش، وي هيچ كار جدي در اين باره انجام نداده است...
حتي اگر همه امور را به فال نيک بگيريم و بگوييم جورج بوش فردي صادق است و حقيقتا درصدد احقاق حق برآمده و ميخواهد بخشي از حقوق فلسطينيها را به آنها برگرداند، باز هم او وقت و فرصتي براي اين کار ندارد. ادعاي ما را قراردادهاي سابق و روند سازش بين اعراب و اسرائيل ثابت ميکند:
1ـ انور سادات، رئيسجمهور مصر در تاريخ 19/11/1977 از تل آويو بازديد نمود و در پي آن قرارداد «صلح کمپ ديويد» را در سال 1978 به امضا رساند و از آن روز تاکنون، اعراب و اسرائيل هنوز پشت دروازه اين طرح و آن طرح هستند.
2ـ از پيمان اوسلو در سال 1993، چهارده سال ميگذرد و در حالي که قرار بود دوره انتقالي تا تشکيل دولت فلسطين تنها پنج سال باشد. اين امر نه تنها تحقق نيافت که از آن تاريخ تاکنون دهها هزار فلسطيني شهيد، مجروح، دستگير، زنداني و از خانه و کاشانه خود آواره شدهاند.
3ـ پنج سال از کنفرانس سران عرب در بيروت در سال 2002 ميگذرد، کنفرانسي که اعراب در آن طرح روشني براي سازش با اسرائيل ارايه کردند، اما از آن سال تاکنون اسرائيل حتي يک موضع مثبت و يا نگاه مثبتي به آن نداشته است.
پس اين «پرسش جدي» مطرح ميشود که جورج بوش چگونه ميتواند تنها در چهارده ماه «باني يک طرح بزرگ» باشد، البته اگر به نگاه مثبت، به او بنگريم؟ آيا او صاحب معجزهاي است که جهان از آن بيخبر است يا آن که اين کنفرانس اهداف ديگري در سر دارد؟...
آخرين آب نبات اسرائيلي پيش از برگزاري کنفرانس صلح آناپوليس، موافقت با واگذاري پنجاه زرهپوش به خودگرداني فلسطين است که براي مقابله با تظاهرات خياباني مورد استفاده قرار ميگيرد. پيام آن نيز روشن است: سرکوب مخالفان و به ويژه حماس در کرانه غربي و نوار غزه!
و از سوي ديگر، آزادي چهارصد زنداني فلسطيني از مجموع حدود دوازده هزار اسير و زنداني فلسطيني! آيا اين اقدام اسرائيل، كاري سبک و توهينآميز و به بياني ديگر، بازي با طرفهاي فلسطيني تلقي نميشود؟ آيا اين اقدام، نشان نميدهد که طرف اسرائيلي بر سر اعطاي حقوق فلسطينيها هرگز جدي نبوده و نخواهد بود؟
غزه در محاصره کامل ارتش اسرائيل است و هرگاه اسرائيل بخواهد آب و برق را قطع و از ورود کالاي دارويي و غذايي جلوگيري ميکند و براي اين كارهاي ضدانساني خود حتي در آستانه کنفرانس آناپوليس هم، تخفيفي نداده است...
اسرائيل از تابستان 85 تاکنون، دو بار در بلنديهاي جولان، مانورهاي زمستاني و تابستاني برگزار کرده است و احداث خندقها و خاکريزهاي نظامياش را همين دو هفته پيش به پايان برد. سايه تهديدات اسرائيل همچنان بر سر سوريه است و امروز ميخواهد بر سر بلنديهاي جولان با سوريه در شهر آناپوليس گفتوگو كند. خلاصه اگر تنها به يک پرسش، پاسخ داده شود، روشن ميشود که آيا اسرائيل در مذاکرات با سوريه جدي است يا نه؟ ارتش اسرائيل اکنون با در اختيار داشتن بلنديهاي جولان، دمشق پايتخت سوريه را زير آتش دارد و اگر اسرائيل، اين بلنديها را به سوريه بازگرداند، آنگاه اين تل آويو و شهرهاي شمالي اسرائيل است که زير آتش توپخانه ارتش سوريه قرار ميگيرد. آيا اسرائيلي که همه نگاهش به زندگي، حتي زندگي شهروندانش يک نگاه امنيتي است، راضي ميشود سرزمين اشغالي جولان را به سوريه بازگرداند؟...
آمريکا تلاش ميكند با تمرکز بر تحولات عراق و اتهامهاي دايمي به ايران و تلاش بر جنگ رواني تشديد نگرانيها از برنامه هستهاي ايران، حمايت ضمني کشورها و طرفهاي حاضر در کنفرانس براي تشديد تحريمها عليه ايران را به دست آورد تا در صورت هر گونه تصميمي بر برخورد نظامي با ايران، از پيش مقدمات بينالمللي و منطقهاي آن را ايجاد کرده باشد.
آمريکا با نگاهي مطالعه شده از پيش، درصدد است تا تئوري روابط استراتژيک ايران و سوريه را بر هم زند و از بروز هرگونه واکنشي از سوي سوريه در صورت برخورد نظامي با ايران، جلوگيري کند. وارد ساختن سوريه به مذاکرات صلح با اسرائيل و گفتوگو بر سر جولان، از نگاه آمريکا و اسرائيل، كمترين تأثيرش آن است که قدرت تصميمگيري سريع سوريه در قبال حمايت از ايران را از بين ميبرد و اين فرصت کافي براي آمريکا و اسرائيل است تا با سوريه نيز برخورد کنند. اين در حالي است که نفس مذاکرات از ديد آمريکا، موجبات سستي روابط تهران و دمشق را فراهم ميکند...
متن کامل را در ستون «يادداشت» بخوانيد.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟



