نقدی بر قانون تشدید برخورد با مشمولین غایب
سربازان غایب
یکی از ویژگیهای یک قانون که به آن ارزش میدهد، ضمانت اجرای صحیح و یکنواخت آن است. از اینروست که اگر بهترین قانون در اجرا بد عمل شود، اصل قانون را زیر سوال میبرد و البته این بیشتر برمیگردد به ماهیت قانون، منتها همواره اجرای یکنواخت قانون مد نظر میباشد، مثلا اگر جرایم تخلفات رانندگی وضع شده است توقع این میرود که برای همه به صورت یکسان باشد، البته ممکن است افرادی تخلف کنند و مجری قانون متوجه آن نشود، این ایرادی به قانون وارد نمیکند، منتها اگر قوانین طوری وضع شود که جرم را به طوری تعریف کند که مجری قانون توان برخورد یکنواخت با مجرمین معلوم را نداشته باشد، این ایرادی اساسی به قانون است، البته این گذشته از جرایمی است که بزه تلقی میشود و ضعف مجری نباید موجب تخفیف قانون باشد، مانند بزه سرقت، قتل و... منتها قانون تشدید برخورد با مشمولین غایب از بابت ارتکاب بزه این به اصطلاح مجرمین نیست، نهایتا این مجرمین را در قیاس بتوان با متخلفین از قوانین راهتمایی و رانندگی مقایسه کرد، تازه تخلف رانندگی ارتکاب فعل مجرمانه است و غیبت سربازی جرمی است به جهت عدم ارتکاب فعل.
کمی قدیمتر یادم است در جاهایی که پارک ممنوع بود و تعدادی زیاد از اتومبیلها پارک میکردند، مامورین به صورت یک در میان اتومبیلها را جریمه میکردند، این یعنی اینکه یک عمل مجرمانه را دو نفر در یک شرایط مرتکب شدهاند و یک نفر جریمه شده و دیگری به علت اینکه مجری قانون وقت و توان لازم را نداشته است از آن تفری جسته است. که ما در صحبت عامه از آن به عنوان شانس تلقی میکنیم و البته اینقدر هم بزرگ نیست که دارای اهمیت باشد، کسی هم که یک بار شانس آورده ممکنه دفعه بعدی جریمه شود، ولی این در خصوص تشدید برخورد با مشمولین غایب داستان دیگری دارد. تا به امروز اعمال قانون برخورد با مشمولین غایب تقریبا بصورت یکنواخت بوده و محور آن محرومیتهای مشخص شده در قانون بوده است، این محرومیتها بصورت کلی برای همه مشمولین غایب بوده، یعنی همه مشمولین غایب از مزایایی محروم بودهاند، منتها قانون جدید سربازی برخورد قهری را با مشمولین غایب در دستور کار قرار میدهد، اینکه اقدامات اینچنینی خوب است و یا بد بحثی جداگانه است، ولی آنچه اهمیت در اینجا دارد، عدم امکان برخورد یکنواخت با مشمولین غایب است، طبق نظریه ما حدود ۳ میلیون مشمول غایب در کشور داریم، بر اساس ادعای آقایان نظامی این میزان بر اساس موالید سال ۵۵ به بعد قریب به ۵۰۰ هزار نفر است، فرض میکنیم که همین عدد ۵۰۰ هزار صحیح باشد، میخواهیم بدانیم آیا امکان ظرفیت سازی سالانه ۲۰۰ هزار نفر وجود دارد که این تعداد طی ۲ سال و نیم به خدمت بروند؟؟
در حال حاضر ظرفیت ورودی مشمول وظیفه نیروهای مسلح کمتر از ۴۰۰ هزار نفر در سال است، سردار صدر السادات هم که در خصوص سال قبل ادعا کرده بود ۹ درصد مازاد بر نیاز ستاد کل نیرو جذب کردهاند، حالا آیا امکان جذب ۵۰ درصد نیروی مازاد طی ۳ سال آینده وجود دارد؟؟
این بر کسی پوشیده نیست که آمار مشمولین غایب بر اساس شماره ملی افراد کاملا مشخص است و نظام وظیفه نمیتواند بگوید که مثلا ما نمیدانیم چه کسانی غایب هستند و یا کجا هستند و..، مثال جریمه یکی در میان اتومبیلها را هم که گفتیم، برای اینکه مشمولین غایب برای سیستم وظیفه عمومی به همین وضوح قابل شناسایی هستند، منتها از طرف دیگر توان برخورد یکنواخت با همه آنها نیست، اگر هم قرار باشد بصورت تصادفی عدهای دستگیر شوند که قانون یکنواخت اجرا نشده، گذشته از اینها اگر قانون قرار باشد اثر گذار باشد باز مشکل دیگری بروز میکند و آن این است که سازمان وظیفه عمومی توان پاسخ گویی به این تعداد مراجعه کننده را ندارد و اینجاست که قانون اساسا زیر سوال میرود. قانون میخواهد کاری کند که مشمولین غایب قبول کنند به سربازی بروند و حال آنکه اگر آنها قبول کنند امکان پذیرش آنها نیست.
ادریس پویا / وبلاگ سربازان غایب
کمی قدیمتر یادم است در جاهایی که پارک ممنوع بود و تعدادی زیاد از اتومبیلها پارک میکردند، مامورین به صورت یک در میان اتومبیلها را جریمه میکردند، این یعنی اینکه یک عمل مجرمانه را دو نفر در یک شرایط مرتکب شدهاند و یک نفر جریمه شده و دیگری به علت اینکه مجری قانون وقت و توان لازم را نداشته است از آن تفری جسته است. که ما در صحبت عامه از آن به عنوان شانس تلقی میکنیم و البته اینقدر هم بزرگ نیست که دارای اهمیت باشد، کسی هم که یک بار شانس آورده ممکنه دفعه بعدی جریمه شود، ولی این در خصوص تشدید برخورد با مشمولین غایب داستان دیگری دارد. تا به امروز اعمال قانون برخورد با مشمولین غایب تقریبا بصورت یکنواخت بوده و محور آن محرومیتهای مشخص شده در قانون بوده است، این محرومیتها بصورت کلی برای همه مشمولین غایب بوده، یعنی همه مشمولین غایب از مزایایی محروم بودهاند، منتها قانون جدید سربازی برخورد قهری را با مشمولین غایب در دستور کار قرار میدهد، اینکه اقدامات اینچنینی خوب است و یا بد بحثی جداگانه است، ولی آنچه اهمیت در اینجا دارد، عدم امکان برخورد یکنواخت با مشمولین غایب است، طبق نظریه ما حدود ۳ میلیون مشمول غایب در کشور داریم، بر اساس ادعای آقایان نظامی این میزان بر اساس موالید سال ۵۵ به بعد قریب به ۵۰۰ هزار نفر است، فرض میکنیم که همین عدد ۵۰۰ هزار صحیح باشد، میخواهیم بدانیم آیا امکان ظرفیت سازی سالانه ۲۰۰ هزار نفر وجود دارد که این تعداد طی ۲ سال و نیم به خدمت بروند؟؟
در حال حاضر ظرفیت ورودی مشمول وظیفه نیروهای مسلح کمتر از ۴۰۰ هزار نفر در سال است، سردار صدر السادات هم که در خصوص سال قبل ادعا کرده بود ۹ درصد مازاد بر نیاز ستاد کل نیرو جذب کردهاند، حالا آیا امکان جذب ۵۰ درصد نیروی مازاد طی ۳ سال آینده وجود دارد؟؟
این بر کسی پوشیده نیست که آمار مشمولین غایب بر اساس شماره ملی افراد کاملا مشخص است و نظام وظیفه نمیتواند بگوید که مثلا ما نمیدانیم چه کسانی غایب هستند و یا کجا هستند و..، مثال جریمه یکی در میان اتومبیلها را هم که گفتیم، برای اینکه مشمولین غایب برای سیستم وظیفه عمومی به همین وضوح قابل شناسایی هستند، منتها از طرف دیگر توان برخورد یکنواخت با همه آنها نیست، اگر هم قرار باشد بصورت تصادفی عدهای دستگیر شوند که قانون یکنواخت اجرا نشده، گذشته از اینها اگر قانون قرار باشد اثر گذار باشد باز مشکل دیگری بروز میکند و آن این است که سازمان وظیفه عمومی توان پاسخ گویی به این تعداد مراجعه کننده را ندارد و اینجاست که قانون اساسا زیر سوال میرود. قانون میخواهد کاری کند که مشمولین غایب قبول کنند به سربازی بروند و حال آنکه اگر آنها قبول کنند امکان پذیرش آنها نیست.
ادریس پویا / وبلاگ سربازان غایب
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۱
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۴
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟



