قتل مرد مغازهدار توسط مهاجم افغان
کد خبر: ۲۱۹۰۹۷
| | 2219 بازدید
شاهدان عيني، راز قتل مرد مغازهداري را كه دو سال قبل به دست مردي افغان از پا درآمده بود فاش كردند.
ماموران پليس شامگاه 23 دي سال 88 از وقوع يك نزاع در خيابان بيات، منطقه خاوران مطلع شدند و به آنجا رفتند. آنها وقتي به محل حادثه رسيدند، فهميدند در اين درگيري دو برادر به نامهاي ميثم و ميلاد زخمي شده و به درمانگاه خاوران انتقال يافتهاند. در حاليكه شهود ميگفتند طرف مقابل نزاع پنج مرد افغان بودند، ماموران پليس راهي درمانگاه شدند تا از دو برادر زخمي تحقيق كنند اما وقتي به آنجا رسيدند كه مجروح 21 ساله به نام ميثم به دليل شدت جراحات، جان باخته بود. به اين ترتيب پرونده وارد مرحله تازهاي شد و به دستور بازپرس جنايي تهران گروهي از كارآگاهان ويژه مبارزه با قتل، مسووليت تحقيق در اين خصوص را برعهده گرفتند.
كارآگاهان بعد از بهبودي نسبي ميلاد به بازجويي از اين جوان 26ساله پرداختند. او گفت: «من در خيابان بيات مغازه فروش نقره و بدليجات دارم و برادرم هم كمي پايينتر لباسفروشي داشت. روز حادثه من از پشت پيشخوان مغازه ديدم دو نفر از افاغنه شرور منطقه به نامهاي مقصود و عزيز در حاليكه سوار بر موتوسيكلت هستند براي دختري جوان مزاحمت ايجاد كردهاند. بلافاصله از مغازه بيرون آمدم و به طرف دو موتورسوار دويدم و آنها با ديدن من فرار كردند.»
مرد مغازهدار ادامه داد: «چند ساعت بعد آن دو افغان به همراه سه نفر ديگر از دوستانشان با چاقو و قمه به مغازه من حمله كردند در اين هنگام برادرم كه متوجه ماجرا شده بود به كمكم آمد. اما يكي از آن پنج مرد با چاقو ضربهاي به او زد و من براي اينكه مانع فرار مقصود شوم او را گرفتم اما يكي از پشت با چاقو ضربهاي به من زد و سپس همگي فرار كردند.»
ماموران در حالي تحقيقاتشان را پي گرفتند كه از اسامي سه متهم ديگر اطلاع نداشتند و حتي مطمئن نبودند مقصود و عزيز نيز نام واقعي دو شرور فراري باشد. در نهايت در حاليكه چند روز از اين جنايات ميگذشت كارآگاهان توانستند با مقصود، قراري صوري ترتيب بدهند و او را دستگير كنند. اين متهم در بازجوييها شركت در نزاع را پذيرفت اما درباره قتل گفت: «ضربه چاقو را يكي از دوستانم به نام رمضان به مقتول وارد كرد.»درحاليكه هيچ دليل و مدركي براي تاييد يا رد ادعاي متهم 19 ساله وجود نداشت، افسران جنايي به تحقيقاتشان ادامه دادند و دو متهم ديگر به اسامي عزيز و مراد را بازداشت كردند. اين دو نيز در بازجوييها قتل را گردن رمضان انداختند و كارآگاهان در ادامه تحقيقات فهميدند رمضان از همان زمان نزاع از ايران گريخته و به افغانستان رفته است. به همين دليل اين احتمال مطرح شد كه متهمان با علم به فرار رمضان و نبود امكان دسترسي به او اين قتل را گردن وي مياندازند.
از آن زمان تاكنون راز قتل مرد مغازهدار در هالهاي از ابهام قرار داشت و مشخص نبود چه كسي ضربه مرگبار را وارد كرده است. تا اينكه ماموران با تحقيق از شاهدان عيني فهميدند كسي كه چاقو را بر پيكر ميثم فرو كرده مردي قد كوتاه با جثه كوچك بود. آنها همچنين توانستند عكسي از رمضان به دست آوردند كه نشان ميداد اين مرد قد بلند و قوي هيكل است. به همين دليل فرضيه ارتكاب قتل توسط رمضان رد شد و اين بار كارآگاهان ترفند تازهاي را تدارك ديدند. آنها از شاهدان دعوت كردند و مقصود را در ميان چند مرد افغان ديگر در يك صف قرار دادند. شهود با ديدن مقصود انگشت اتهام را به سوي او نشانه گرفتند و وي را بهعنوان عامل جنايت معرفي كردند. به اين ترتيب مقصود بهعنوان متهم اصلي به بازپرس جنايي معرفي شد و پرونده وي از ديروز بار ديگر به جريان افتاد.
منبع: شرق
ماموران پليس شامگاه 23 دي سال 88 از وقوع يك نزاع در خيابان بيات، منطقه خاوران مطلع شدند و به آنجا رفتند. آنها وقتي به محل حادثه رسيدند، فهميدند در اين درگيري دو برادر به نامهاي ميثم و ميلاد زخمي شده و به درمانگاه خاوران انتقال يافتهاند. در حاليكه شهود ميگفتند طرف مقابل نزاع پنج مرد افغان بودند، ماموران پليس راهي درمانگاه شدند تا از دو برادر زخمي تحقيق كنند اما وقتي به آنجا رسيدند كه مجروح 21 ساله به نام ميثم به دليل شدت جراحات، جان باخته بود. به اين ترتيب پرونده وارد مرحله تازهاي شد و به دستور بازپرس جنايي تهران گروهي از كارآگاهان ويژه مبارزه با قتل، مسووليت تحقيق در اين خصوص را برعهده گرفتند.
كارآگاهان بعد از بهبودي نسبي ميلاد به بازجويي از اين جوان 26ساله پرداختند. او گفت: «من در خيابان بيات مغازه فروش نقره و بدليجات دارم و برادرم هم كمي پايينتر لباسفروشي داشت. روز حادثه من از پشت پيشخوان مغازه ديدم دو نفر از افاغنه شرور منطقه به نامهاي مقصود و عزيز در حاليكه سوار بر موتوسيكلت هستند براي دختري جوان مزاحمت ايجاد كردهاند. بلافاصله از مغازه بيرون آمدم و به طرف دو موتورسوار دويدم و آنها با ديدن من فرار كردند.»
مرد مغازهدار ادامه داد: «چند ساعت بعد آن دو افغان به همراه سه نفر ديگر از دوستانشان با چاقو و قمه به مغازه من حمله كردند در اين هنگام برادرم كه متوجه ماجرا شده بود به كمكم آمد. اما يكي از آن پنج مرد با چاقو ضربهاي به او زد و من براي اينكه مانع فرار مقصود شوم او را گرفتم اما يكي از پشت با چاقو ضربهاي به من زد و سپس همگي فرار كردند.»
ماموران در حالي تحقيقاتشان را پي گرفتند كه از اسامي سه متهم ديگر اطلاع نداشتند و حتي مطمئن نبودند مقصود و عزيز نيز نام واقعي دو شرور فراري باشد. در نهايت در حاليكه چند روز از اين جنايات ميگذشت كارآگاهان توانستند با مقصود، قراري صوري ترتيب بدهند و او را دستگير كنند. اين متهم در بازجوييها شركت در نزاع را پذيرفت اما درباره قتل گفت: «ضربه چاقو را يكي از دوستانم به نام رمضان به مقتول وارد كرد.»درحاليكه هيچ دليل و مدركي براي تاييد يا رد ادعاي متهم 19 ساله وجود نداشت، افسران جنايي به تحقيقاتشان ادامه دادند و دو متهم ديگر به اسامي عزيز و مراد را بازداشت كردند. اين دو نيز در بازجوييها قتل را گردن رمضان انداختند و كارآگاهان در ادامه تحقيقات فهميدند رمضان از همان زمان نزاع از ايران گريخته و به افغانستان رفته است. به همين دليل اين احتمال مطرح شد كه متهمان با علم به فرار رمضان و نبود امكان دسترسي به او اين قتل را گردن وي مياندازند.
از آن زمان تاكنون راز قتل مرد مغازهدار در هالهاي از ابهام قرار داشت و مشخص نبود چه كسي ضربه مرگبار را وارد كرده است. تا اينكه ماموران با تحقيق از شاهدان عيني فهميدند كسي كه چاقو را بر پيكر ميثم فرو كرده مردي قد كوتاه با جثه كوچك بود. آنها همچنين توانستند عكسي از رمضان به دست آوردند كه نشان ميداد اين مرد قد بلند و قوي هيكل است. به همين دليل فرضيه ارتكاب قتل توسط رمضان رد شد و اين بار كارآگاهان ترفند تازهاي را تدارك ديدند. آنها از شاهدان دعوت كردند و مقصود را در ميان چند مرد افغان ديگر در يك صف قرار دادند. شهود با ديدن مقصود انگشت اتهام را به سوي او نشانه گرفتند و وي را بهعنوان عامل جنايت معرفي كردند. به اين ترتيب مقصود بهعنوان متهم اصلي به بازپرس جنايي معرفي شد و پرونده وي از ديروز بار ديگر به جريان افتاد.
منبع: شرق
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


