دینمداران و انتخاب صالحان
دیدگاه رایج و بسی سوگوارانه در گذشته، عدم دخالت دینمداران در سیاست بوده است. شاید بتوان گفت این دیدگاه افزون بر تراوش فکری شماری از متفکران دینی، ریشه در طرحهای استعمارگونه نیز داشته است. بدین نحو که انگاره جدایی دین از سیاست، نشانه تقّدس و وارهی از دنیا و دخالت در سیاست، دوری از شأن دینمداران تلقی میشد. اندیشه مترقی امام خمینی (ره) طرحی نو در تعامل منطقی میان وظیفه دینی و سیاست درانداخت و از فرط نیازمندی هر یک از دین و سیاست بهکدیگر، کمر به تشکیل حکومت دینی بست.
این باور دارای چند اصل زیر خواهد بود:
الف) پیوند متین دین و سیاست برای رشد و تعالی همه جانبه همگان، به روشنی حکیمانه است.
ب) پیامبران و امامان ـ علیهمالسلام ـ در اجرای احکام ناب الهی و جلوگیری از انحراف عقیده مردمان، دولتمندی را وظیفه خود میدانستند.
پ) فقیهان پارسا در این وظیفه با پیامبران و امامان همنوا و مشترکند.
دلایل چند اصل نامبرده عبارت است از:
1 ـ بنای متین و ساختار مستعد و وجود برنامه اسلام برای همه شئون حیات آدمی.
2 ـ سیره پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار ـ علیهمالسلام ـ در ستیز با حاکمان ستمپیشه و تشکیل حکومت اسلامی.
3 ـ بنای عقلا در ضمانت اجرای احکام با وجود یک نظام حکومتی و نداشتن ضمانت اجرا، با نبود حکومت.
مصداق بارز بیان اشارت رفته، امام حسین (ع) است که حکومت را حق خود و امامان پس از خود میشمارد و میفرماید:
مجاری الامور و الاحکام علی ایدی العلماء بالله الامناء علی حلاله و حرامه
اساس کارها باید در دست عالمانی باشد که خدا باور و آشنای به دستورهای او باشند؛ عالمانی که در انجام حلال و حرام خداوند، امین و درست کارند. (تخف العقول) ابن شعبه 271
«مجاری الامور» در این روایت به معنای حکومت است، زیرا بدون فرض داشتن حکومت به دست داشتن «مجاری الامور» بیمعناست و یا امام در جایی دیگر میفرمایند: به هیچ روی با یزید بیعت نمیکنم، چون حکومت پس از برادرم امام حسن (ع) حق من است (موسوعه کلمات الامام الحسین / 278)
اساساً امام حسین (ع) برای اصلاح امور امت و تشکیل حکومت اسلامی قیام کرد و با توجه به اینکه امت پیامبر (ص) در همه زمانها، نیازمند اصلاح و انتظام امور خویشند، بالمآل دینمداران موظفند حکومت دینی تشکیل دهند و از این رهگذر، کار مردمان اصلاح شود و نیز با ایجاد دولت، در انتظام امور دخیل باشند تا علت مبقیه حکومت با انگیزه پاک ایشان محقق شود.
نتیجه سخن اینکه، خداوند وظیفه تشکیل حکومت را به پیامبران و امامان و فقیهان پارسا پس از ایشان سپرده و حکومت نیز بدون انتخاب افراد صالح و کارگردانان صادق عقلاً امکان پذیر نیست، پس سزاوار است هم دینداران برگزیده شوند و هم برگزینند. طبعا انتخاب صالحان و اهتمام برای حضور و شرکت در امر انتخابات، یک وظیفه عمومی و دینی به شمار میرود.


