علت همراهی نكردن خواص با امام حسين(ع)
عضو مجلس خبرگان رهبری با بيان اينكه ديدن حق بيش از تكليف يكی از عوامل روحی عدم همراهی خواص با امام حسين(ع) بود، افزود: اگر فردی از حق خود گذشت نه تنها مشكلی ايجاد نمیشود، بلكه نوعی ايثار نيز است، اما از تكليف گذشتن اشكال دارد.
به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا)، حجتالاسلام والمسلمين سيدمحمود علوی، عضو مجلس خبرگان رهبری در نشست «كاركردهای امروزی تقابل عاشورا با انحرافات جامعه» كه در ايكنا برگزار شد، با بيان اينكه مسئله محرم و عاشورا به نوعی دچار عوامزدگی شده است، گفت: بايد مسئله توسط علما و مجتهدان با روش اجتهادی مورد تحليل قرار گيرد.
عضو هيئت علمی دانشكده صدا و سيما افزود: ماجرای عاشورا با ماهيت اسلام مرتبط است و به كسانی كه پرچم حفظ اسلام را بردوش میكشند درسهای آموزندهای میدهد، انسانها برای زندگی با عزت بايد آموزندهترين درسها را در مكتب امام حسين(ع) جستوجو كنند، بايد با نگاه پژوهشگرايانه و روش فقيهانه حادثه عاشورا بررسی شود.
علوی با ذكر اينكه بيش از آنكه با جنبه عاطفی به اين حادثه نگاه كنيم بايد از ديگاه عقلی به سراغ آن برويم، اظهار كرد: امام حسين(ع) فرمودند كه در حركت من برای شما درسهای آموزندهای نهفته است و اين اسوه و سرمشقی برای شما است.
وی با بيان اينكه عاشورا خود را در دو كارنامه نشان میدهد، عنوان كرد: در كارنامه دشمن عبرتهای زيادی نهفته است و در كارنامه امام حسين(ع) دو جنبه سختافزاری و نرمافزاری وجود دارد، كارنامه دشمن بايد تحليل شود، هركس رفتار ددمنشانه دشمن را میشنود، از نظر عاطفی تهييج میشود و در كارنامه مقاومت امام حسين(ع) و يارانش در برابر دشمن جنبه حماسی و احساساتی كربلا است. انسان وقتی در برابر دشمن انبوه پس از خود، زنان و كودكانی را ببيند كه سرنوشت آنها مشخص نيست، معمولا به فكر سازش با دشمن میافتد، اما در وجود امام حسين(ع) و يارانش لحظهای سازش پديدار نشد و با قاطعيت تمام مقاومت كردند.
علوی با اشاره به جنبه نرمافزاری قيام امام حسين(ع) گفت: ايشان از لحظهای كه در مدينه با پيشنهاد بيعت مواجه شدند تا پايان ماجرای عاشورا سخنانی دارند كه راهبردها و حتی تاكتيكهای امام حسين(ع) در آنها نهفته است و سرمشق بودن ايشان در اين بخش است، ايشان به وليد فرمودند كه يزيد فردی شرابخوار است و آشكارا مرتكب فسق میشود و كسی مثل من نمیتواند با يزيد بيعت كند.
عضو مجلس خبرگان رهبری عنوان كرد: فرهيختگان و اساتيد بايد اين جنبه را واكاوی كنند، اين مسائل به ما در زندگی راهبرد میدهد، فكر عاشورايی برای روز عاشورا و روزهای ديگر اثربخش است، اگر فكر انسان عاشورايی شد همه روزها عاشورا خواهد بود و همه سرزمينها كربلا است، بايد به گونهای با ماجرای كربلا برخورد كنيم كه در جامعه اين فرهنگ ايجاد شود كه هر روز در جامعه عاشورا باشد.
وی با تأكيد بر اينكه در انقلابها خروج از چهارچوب طبيعی و تبديل شدن ارزش به ضد ارزش يك امر دفعی نيست، عنوان كرد: لذا اين امر برای تودهها و مردم در آن زمان قابل درك نيست؛ تودهها در تاريخ به اين تشخيص میرسند كه در يك زمان مشخص اين انحراف به وجود آمده است، ولی خواص همزمان بابروز انحراف آن را تشخيص میدهند، تودههای مردم اگر در زمان انحراف آن را تشخيص دهند قطعا حركتهای اصلاحی را ياری خواهند كرد ولی خواص هميشه اين چنين نيستند.
عضو هيئت علمی دانشكده صدا و سيما با ذكر اينكه مسئوليت نخبگان در برابر انحراف سنگينتر است، افزود: اسلام انحراف از ارزشهای انقلاب را با نام بدعت ياد میكند، پيامبر(ص) فرمودند كه اگر ارزشهای غير الهی در جامعه به عنوان يك روش خود را نشان دهد بر عالم فرض است كه علم خود را ابراز كند، در غير اين صورت مورد لعنت خداوند قرار میگيرد.
وی با بيان اينكه بزرگترين تغيير ارزشی بعد از پيامبر تبديل كردن ارزش امامت به خلافت بود، گفت: امامت از ديدگاه قرآن كريم حساس است، خداوند با آزمايشهای متعدد حضرت ابراهيم(ع) را در جايگاه امامت قرار میدهند، اساسیترين نقطه انحراف تبديل كردن ارزش امامت به جايگاه خلافت بود، در نگاه اسلام امامت تلفيقی از مديريت سياسی و فرهنگی است، نگرش خلافت به مرور مديريت سياسی را از مديريت فرهنگی جدا كرد و خلفا و حكام ساختار سياسی حاكميت را شكل دادند و عدهای به نام فقها مديريت فرهنگی را بر عهده گرفتند و فقهايی كه قدرت نداشتند، مقهور خلفا میشدند.
عضو مجلس خبرگان رهبری عنوان كرد: انديشه اسلامی برای اينكه چنين وضعيتی پيش نيايد و سياست ابزاری برای مديريت فرهنگی باشد كه همان اصل هدف بعثت انبيا است، رهبری سياسی جامعه را با مديريت فرهنگی جامعه گره میزند و اعلام میكند رهبری بايد در اختيار كسی باشد كه دارای توان سياسی برای مديريت قدرت باشد و از توان فقهی نيز برخوردار باشد كه جامعه را مديريت فرهنگی كند. اگر فردی از نظر مديريتی عدالت نيز داشته باشد، اسلام او را برای رهبری كافی نمیداند، و بايد همراه با علم و فقاهت برای مديريت فرهنگی باشد، حكومت ابزاری است تا مديريت فرهنگی اعمال و قوانين الهی اجرا شود.
عضو هيئت علمی دانشكده صدا و سيما با اشاره به انحرافی كه در زمان امام حسين(ع) ايجاد شد، گفت: نخبگان جامعه بايد در برابر اين انحراف اعتراض میكردند البته برخی اين اعتراض را داشتند اما به دليل تعداد كم نتوانستند تغييری را ايجاد كنند، تا جايی كه مسئله رهبری نظام اسلامی از افرادی كه ظاهرالصلاح بودند به افرادی رسيد كه در مفاسد فرو رفته بودند و تظاهر به پاكی نيز نمیكردند، نخبگان در برابر اين انحراف واكنش نشان ندادند و امام حسين(ع) در خطبهای مشروح در منا سكوت نخبگان را محكوم و علل و عوامل بیتفاوتی و سكوت آنها را تبيين كردند كه بسيار ارشمند و آموزنده است.
وی با بيان اينكه عدم همراهی با امام حسين(ع) دو جهت فكری و روحی داشت، گفت: عامل فكری شبهه عدم تشخيص حق از باطل بود، برخی به دليل ضعف در تحليل با سوابق افراد حق را جستوجو میكردند، عدهای خلط در مباحث داشتند و در مباحث تحليل نادرست میكردند، نماد اين گروه خوارج بودند، آنها افراد عميقی نبودند، برخی ديگر به دليل سطحینگری صلح امام حسن(ع) را حركت انفعالی تلقی میكردند، برخی ديگر ظاهربينانه قيام امام حسين را ناشی از قدرتطلبی میدانستند، در حالی كه تصميم ائمه(ع) بر اساس مصالح امت اسلامی و تشخيص عميق آنها بود، اين گونه خواص به دليل عوامل فكری با نهضتهای اصلاحگرايانه همراهی نمیكنند، البته مشكل اين گروه كمتر از افرادی است كه به دليل عوامل روحی همراهی نمیكنند زيرا گروه قبلی قابل بيدار شدن هستند اما اين گروه خود را به خواب زدهاند، خوارج گروهی بودند كه ضعف در تحليل داشتند، دنبال حق بودند اما در رسيدن به آن دچار اشتباه شدند، ولی كسانی مانند زيادابنابی و اشعثابن قيس و فرزندانش و امثال آنها مشكل روحی داشتند، حق را تشخيص میدادند، ولی همراهی با آن را با منافع خود ناسازگار میديدند، لذا مشكل آنها جدی بود.
عضو هيئت علمی دانشكده صدا و سيما با اشاره به وضعيت كنونی جامعه گفت: امروز نيز افرادی به دليل استضعاف فكری نمیتوانند قضايا را درست تحليل كنند و بجای تبعيت از رهبری و همراهی با اصل نهضت با جريانهای انحرافی همگام میشوند.
وی با ذكر اينكه برخی از خواص به دليل عوامل روحی جريان ارزشی را همراهی نكردند، افزود: آنها حق را به خوبی میشناختند، از نظر تحليل نيز قوی بودند، اما مواضعشان ناشی از عقدهها بود نه اعتقادات؛ مشكل اين افراد جدی است، البته اين افراد طبق آيات قرآن كريم سرنوشت بدی را خواهند داشت، در انقلاب اسلامی نيز افرادی شعارهای ارزشی سر میدادند اما بعدها از طراحان انديشههای لائيك و سكولار شدند و علت آن سطحینگری آنها در مرحله شعارها و حركت ناشی از عقده در مواضع بعدی آنها بود.
عضو مجلس خبرگان رهبری اظهار كرد: اغلب خواصی كه در زمان امام حسين(ع) بودند، به دليل عقدهها ايشان را ياری نكردند، لذا در روز عاشورا با سرو صدا ايجاد كردن خواستند تا مانع انتقال سخنان امام به مردم شوند، اين توطئه خواص بود تا مردم بيدار نشوند، امام حسين(ع) نيز به آنها فرمودند كه شكمهای شما از لقمههای حرام پر شده است و خداوند بر دلهای شما مهر زده و در مسير درست قرار نمیگيريد.
وی با اشاره به خطبه امام حسين(ع) در منا گفت: مخاطب اين سخنان امام حسين(ع) خواص بودند، در اين بيانات عوامل انحراف يك عده و عوامل سكوت خواص در برابر انحرافات را امام حسين (ع)برشمردند كه سرشار از نكات آموزنده است و ارزش آن را دارد كه با نگرش ژرفبينانه به آن پرداخته شود و آموزههای آموزنده آن استخراج و از آن در روزگارخود بهره ببريم.
علوی با ذكر اينكه ديدن حق بيش از تكليف يكی از عوامل روحی عدم همراهی خواص با امام حسين(ع) بود، افزود: هر انسانی دارای حق و تكليف است، اگر فردی از حق خود گذشت نه تنها مشكلی ايجاد نمیشود، بلكه نوعی ايثار نيز است، اما از تكليف گذشتن اشكال دارد. عدهای از خواص به جای آنكه مسئوليت خود را احساس كنند، تنها حق را میديدند و به دليل حضور خود در برههای از تاريخ اسلام خواستار حق و سهم در قالب مناصب و ثروت بودند در حالی كه انسان بايد از حق خود در جهت منافع عمومی كوتاه بيايد.
عضو هيئت علمی دانشكده صدا و سيما از عافيتطلبی به عنوان يكی ديگر از علل عدم همراهی خواص با امام حسين ياد كرد و گفت: امام حسين به خواص فرمودند كه زمام كارها بايد به دست شما باشد، چرا ديگران بر شما مسلط شدهاند، ترس شما از مرگ و چسبندگی شما به دنيايی كه از آن جدا میشويد موجب شد تا به جای شورش بر دشمنان با انها همراه شويد.
علوی در پايان گفت: خواص با آگاهی و معاملهگرايانه عمل میكردند، زمانی كه مسند خلافت بعد از خليفه سوم خالی شد، خواص با اين پيشبينی كه مردم به سمت حضرت علی(ع) روی خواهند آورد، جلوتر از مردم برای بيعت نزد علی(ع) رفتند و اين مطلب را میخواستند القا كنند كه مردم به اعتبار ما به سوی شما آمدهاند، حضرت علی(ع) نير در جواب فرمودند با كس ديگری بيعت كنيد، زيرا من اگر حاكم شوم حق را به حقدار خواهم رسانيد.


