روايت ايرانی از تاريخ علم
گفتگو با رييس موزه علم و فناوری ايران
کد خبر: ۲۱۳۳۵۳
| | 2982 بازدید
موزه را نبايد تنها مكاني دانست كه در آن صرفا آثار تاريخي و باستاني به نمايش درميآيد بلكه تمامي نمايشگاههاي هنري، علمي، جانوري، پزشكي، نگارخانهها، كتابخانهها، آرشيوها و بيشتر بناهاي تاريخي به نوعي موزه هستند.
موزه علوم و فناوري جمهوري اسلامي ايران هم ازجمله همين مكانهاست كه قرار است در تكميل نهادهاي مرتبط با علم و فناوري كشور و ايفاي نقش در چرخه توليد و انتشار دانش موثر واقع شود.
به گفته دكتر مهرداد وحدتي، اين موزه با نمايش مصداقهاي تحول در دانش و فناوري، ماموريت دارد نسبت به همافزايي دانش و اشاعه تفكر علمي، ارتقاي سطح زندگي و تعالي روح انسان قدم بردارد.
براي آن كه درباره اين موزه بيشتر بدانيم پاي صحبتهاي رئيس موزه علم و فناوري ايران نشستيم.
موزههاي علمي چه نقشي در رشد فكري جوامع بشري ميتوانند داشته باشند؟
كشورهاي مختلف از موزه علوم تعاريف متفاوتي دارند و براساس اين تعريف به دو دسته كشورهايي كه داراي سابقه تاريخي زيادي هستند و كشورهايي كه اينگونه نيستند، تقسيم ميشوند. دسته اول تعريفشان از موزه علوم و فناوري اين گونه است كه اين موزه محلي است براي تدوين، جمعآوري و به نمايشگذاشتن موضوعات علمي. ما هم بايد به اين ديدگاه توجه داشته باشيم و اطلاعات، آثار و فعاليتهايي كه در گذشتههاي خيلي دور در كشور در زمينههاي علمي و تكنولوژيك محقق شدهاند را جمعآوري، آنها را به روز كنيم و در نهايت در معرض ديد بينندگان قرار دهيم تا با آن تعامل عملي داشته باشند و بفهمند در گذشتههاي دور چه اتفاقاتي ميافتاده است و دانشمندان در زمينه علمي چه كارهايي ميكردند.
اين ديدگاه اول است، اما براساس ديدگاه دوم ميتوانيم از تئوريهاي علمي و پايههاي دانش استفاده كنيم و پديدههاي مختلف علمي را در قالب اشيا و اجسام قابل ديدن و شنيدن تبديل كنيم. در كشورهاي داراي سابقه تاريخي طولاني هر دو ديدگاه استفاده ميشود و در كشورهايي كه سابقه كمتري دارند ديدگاه دوم استفاده ميشود.
خيليها ازجمله افرادي كه به مسائل و مباحث علمي علاقهمند هستند هنوز نميدانند كه از سال گذشته در كشور ما هم موزه علم و فناوري ايجاد شده است. براي ما و اين افراد بگوييد كه موزه علم ايران دقيقا چه چيزهايي را براي نمايش عرضه كرده است؟
ما روي هر دو ديدگاه كه در سوال قبلي به آنها اشاره كردم، بهصورت موازي كار كرديم. به همين دليل هم در زمينه بازسازي تاريخ گذشته دانشمندان كار انجام شده، برخي اشيا ساخته شده و برخي تجهيزات و دستگاههايي كه شايد صدها و هزاران سال قبل اولين بار اختراع شده بازسازي شده است و هم براي نشان دادن مفاهيم علمي، مفاهيم اساسي و پايهاي علوم و حتي تكنولوژي، اشيايي طراحي، ساخته و خريداري شدهاند. بازسازي تجهيزات علمي قديمي، هم بهصورت نرمافزاري و هم سختافزاري بوده است.
به عنوان مثال دستگاه آب بالابري كه در 500 سال پيش اختراع شده را بازسازي كردهايم و در حال حاضر براي مونتاژ و نصب آماده است. اين وسيله با استفاده از انرژي رودخانه و آبهاي جاري، ميتواند زمينهاي كشاورزي را آبياري كند و در واقع ميتوان گفت نوعي پمپ است. مهندسان ابتدا با استفاده از منابع تاريخي و به كمك نرمافزارهاي مختلف اين دستگاه را بازسازي كردند و سپس جزئياتي كه احتمال ميدادند به صورت طبيعي بايد در كنار آن ميبوده را نيز به طرح افزودند.
همانطور كه شما هم اشاره كرديد گفته ميشود در گذشته موزههاي علم بيشتر به نمايش ايستايي اشياء و نمونههاي تاريخ طبيعي، زمينشناسي و اشياي مربوط به علم و صنعت ميپرداختند، اما در دهههاي اخير اين موزهها سعي در تشويق بازديدكنندگان به تعامل و آزمودن نمايههاي موجود در موزه دارند، اما اين تعامل به چه معناست و چقدر ميتواند در درك بيشتر مخاطب نسبت به موضوعات مختلف علمي موثر باشد؟
وقتي بيننده وسيلهاي را ميبيند برايش سوال ايجاد ميشود كه اين چيست؟ در حالت تعاملي براي پيداكردن پاسخ، خود بيننده وسيله را لمس ميكند، راهنمايش را ميخواند، با آن كار ميكند و بدون اين كه فرد ديگري برايش توضيح دهد متوجه چيستي و چگونگي آن وسيله ميشود. وجود توضيحات لازم به صورت عكس، انيميشن و فيلم در كنار هر وسيله به فهم بهتر بازديدكننده كمك ميكند. ما سعي كرديم تا آنجا كه امكان دارد عين وسيله اصلي را طراحي كنيم و در موزه به نمايش بگذاريم. منتهي در بسياري موارد چنين چيزي امكانپذير نميشود. مثلا سازهاي كه براي فضاي بيروني ساختمان، ساخته شده و پنج تا شش متر هم ارتفاع دارد را نميتوانيم داخل ساختمان موزه قرار بدهيم، اما به هر صورت سعي ميكنيم تا حد امكان وضعيت ابتدايي و اصلي هر آنچه كه در موزهها هستند را حفظ كنيم.
وقتي اسم موزه علم به ميان ميآيد، به ياد موزههاي معروف دنيا ميافتيم. آيا ما ميتوانيم با موزههاي معروفي همچون موزه علم لندن و بوستون يا شهر علم و فناوري پاريس برابري كنيم؟ چقدر راه داريم كه به آنها برسيم؟
خير، نميتوانيم برابري كنيم و براي رسيدن به آنها راه طولاني را در پيش داريم. حقيقت اين است كه آنها دهها سال زودتر از ما شروع كرده و صدها برابر بودجه گذاشتهاند. ما هنوز نه به آن اندازه قدمت داريم و نه بودجه.
به هر حال وقتي تصميم به راهاندازي موزه علم گرفته شد، هدف و الگويي هم مدنظر گرفته شده است. اين طور نيست؟
به دليل اين كه همه كشورها سابقه تاريخي ندارند الگوي ما هر كشوري نيست، مثلا انگلستان الگوي ما نيست، اما چين و هند ميتوانند الگو باشند. با اين كشورها ارتباط داريم و سعي ميكنيم از تجربيات آنها استفاده كنيم. البته از كشورهايي مثل انگليس هم تجربياتي ميگيريم، اما الگو با تجربه فرق ميكند. اگر بخواهيم الگويي براي خودمان مشخص كنيم لازمهاش خيلي موارد است.
به طور كلي بايد گفت در اصول شيوهشناسي علمي مرسوم نيست كه كپيكاري كنيم. در ضمن فاصله فرهنگها اين الزام را ايجاد ميكند كه حتما طرح موزه را منحصر به فرد اجرا كنيم يعني چيزهايي كه قرار است ما به شكل خاص و بومي خودش در حوزه علم اجرا كنيم، لزوما همان چيزهايي نيست كه در كشورهاي ديگر انجام گرفته است. به عنوان مثال مفهوم انتقال الكترون از سيم به دهها شكل مختلف قابل ارائه است و حتي ميتوان با ديد فرهنگي اين موضوع را به بازديدكننده نشان داد.
از طرف ديگر، ما دانشمنداني داريم كه صدها و هزاران سال پيش زندگي ميكردند، اما كل تاريخ ايالات متحده كه به 350 سال هم نميرسد، حتما از اين نظر خالي است، اما در حال حاضر مشكل ما اين قبيل تعاريف نيست. بزرگترين مشكل ما نداشتن فضاست.
خوب شد به اين موضوع اشاره كرديد. در حال حاضر مخاطبان براي بازديد موزه بايد به كجا مراجعه كنند؟
سال 88 يكي از گالريهايمان را راهاندازي كرديم و انشاءالله مكان بعدي آخر امسال راهاندازي ميشود. براي مكان سوم در حال رايزني هستيم كه آن هم در حدود يك سال ديگر راهاندازي و تجهيز ميشود كه متاسفانه اين مراكز پراكنده هستند.
يكي از اهداف موزهها اين است كه مخاطب داشته باشند، اما وقتي جايي مشخص به اسم موزه علم نداريم به نظر هم نميرسد در هدف اصلي يعني جذب مخاطب موفق باشيم.
در حال حاضر اين ديدگاه در موزهداري نوين هست كه شما بايد وارد جامعه شويد و بين مردم قرار بگيريد. نمايشگاههاي سيار هم براساس همين ديدگاه برگزار ميشوند. در واقع رسالت اصلي موزههاي علم ديگر با آن سلايق و ديدگاههاي سنتي مطابق نيست.
در ديدگاه جديد خيلي مهم است كه در بازديدكنندگان ايجاد انگيزه كنيم و از طرفي اين باور را در آنها ايجاد كنيم كه اگر در گذشته پدران ما توانستهاند به اين جايگاه از علم برسند پس امروز هم اين امر خصوصا با پيشرفت صعودي علم، كاملا شدني است.
شما تاكيد ميكنيد ما بايد از دو ديدگاه تشكيل موزههاي علم پيروي كنيم و در عين حال از موزههاي علم دنيا كپيبرداري نكنيم. در موزه علم لندن سالنهايي وجود دارد كه باورپذيري مخاطب را نسبت به آينده علم تقويت ميكند و به اين منظور آينده علوم ژنتيك، كامپيوتر و بسياري از دانشهاي نوين ديگر در 40 سال آينده را نمايش ميدهد. آيا ما هم ميتوانيم كاري كنيم كه اين كپيكاري انجام نگيرد و در ضمن باورپذيري مردم به شيوهاي مختلف نسبت به علم تقويت شود؟
حتما اين اتفاق ميافتد، البته اين اتفاق بايد براساس تفاوتهاي فرهنگي و قالبهاي فناوري ما باشد. در موزه علم انگلستان كه مهد انقلاب صنعتي و تغييرات فناوري اخير است، بر اين وجهه از علم يعني دانش خالص و تجربي تاكيد ميشود. در حالي كه شرق مهد فلسفه و حكمت است.
اين ويژگي كه در اينجا وجود دارد، باعث ميشود تا نحوه ارائه علم به مردم هم متفاوت باشد. به عنوان مثال كلونكردن (شبيهسازي) كه از نظر اخلاقي هم ممنوع است، در آنجا نمايش داده ميشود. ما بايد مفاهيم و اخلاقياتي كه در مذهب ما هست را در كنار اين موضوعات نشان دهيم.
از نظر شما كه به لزوم متفاوتبودن موزه علم كشور اشاره ميكنيد، در حال حاضر در حوزه علممان چه چيزهاي متفاوتي داريم؟
يكي از موضوعاتي كه ما را خيلي از موزههاي نهتنها اروپا بلكه تمام دنيا متمايز ميكند بحث تمركز و پيگيري علومي است كه در قرآن مطرح ميشود. وقتي ما در چند جاي دنيا اين مساله را مطرح كرديم (بهرغم اين كه مسلمان هم نبودند) آن را پسنديدند و حتي به اين فكر افتادند كه چگونه ميتوان از متون ديني و ادبي جوامع مختلف در فهم بهتر مسائل علمي استفاده كرد و موجبات تعامليكردن علوم مختلف را فراهم كرد. حتي در كشورهاي اسلامي كه كم و بيش يكسري از اين گونه موزهها را دارند شايد هنوز به اين تفكر نرسيدهاند ولي ما در اينجا به صورت جدي روي آن كار ميكنيم و بهرغم اين كه پيچيدگيهاي كار هم زياد است همكاران خيلي با انرژي زياد روي اين مساله كار ميكنند و نكات مبهم را استخراج ميكنند.
آيا خروجي هم در اين بخش داشتهايم؟
در دست تهيه است. چون تمام حركتهاي ما كاملا جديد و تازه راهاندازي شده است. در واقع شايد كمتر از دو سال است كه تمام اين حركتها را شروع كردهايم. اين بخش هنوز قابل ارائه به مردم نيست چون از مواردي است كه ما را از الگوپذيري از كشورهاي ديگر دور ميكند و در عين حال روي تكتك آنها كاملا كار شده است.
براي نشاندادن يك پديده، صدها راه مختلف وجود دارد. چيزي كه كشورهاي غربي در قالب علم در موزهها نشان دادهاند يكي از آن صد راه است كه بعضا با موازين اسلامي و شرقي تطابق ندارند. به عنوان مثال در موزه كانادا براي نشان دادن آناتومي انسان، يك جنازه طبيعي را تكهتكه كرده بودند و براي آن كه عضله پا را نشان دهند، عضله پا را مانند كالباس بريده و داخل ويترينهاي مخصوص گذاشته بودند.
اين درست است كه آنها يك مساله علمي را به نمايش گذاشته بودند منتهي اين كار مشمئزكننده با باورهاي ما فاصله دارد. اينها ازجمله روشهاي غيرانساني است كه نميشود از آنها الگوبرداري كرد.
يكي از جذابيتهاي شهرها يا حتي كشورهاي مختلف موزههاي آنها هستند. براي اين كه موزه علم و فناوري يكي از جاذبههاي شهر تهران باشد چه برنامهاي داريد؟
به عقيده من، به دليل اين كه ما ميخواهيم در اين زمينه كاملا مستقل و به دور از الگوبرداري باشيم تقريبا ميتوان گفت هر فعاليتي كه انجام دهيم تا 90 درصد موفق خواهد بود. در واقع وقتي قضيه به چالش ميافتد كه مشابه زيادي داشته باشد مثلا آمريكا حدود 48 ـ 47 موزه علوم دارد. بنابراين موزه چهل و نهم بايد يك چيز متفاوت باشد.
موزه علوم و فناوري در افق چشمانداز كشور، سازماني است پويا كه تلاش دارد به مردم و دانشپژوهان در سراسر كشور كمك كند تا به ظرفيتهاي كامل خودآگاهي يافته و از دانش خود براي خلاقيت و نوآوري براي يك زندگي بهتر استفاده كنند. فكر ميكنيد با توجه به افق مورد نظر چقدر به اين جايگاه رسيده باشيد؟
آن اهداف يكسري اهداف كلي در بخش فرهنگ و آموزش است يعني چيز خاصي در رابطه با موزه نميگويند، مربوط به كليات كار است و البته ما هم به دنبال آن هستيم كه در همان راستا پيشرفت داشته باشيم، اما مشكل اصلي ما بحث مكان است و اين مشكل گره بزرگي در كار ما محسوب ميشود. درست است كه بدون متمركزبودن در يك مكان هم ميتوان فعاليت كرد، منتهي متمركزبودن، اثر متفاوتي در جذب مخاطب خواهد داشت.
اين كه براي اهداف چشمانداز چه كارهايي را ميخواهيم بكنيم؟ حقيقتا هنوز روي اين بخش كار نقشهاي نريختهايم. چون هنوز خيلي جوان هستيم مثل اين است كه از يك بچه هشت ـ هفت ساله بپرسيم كه وقتي ليسانس گرفتي چه كاره ميخواهي بشوي؟
ما هنوز به بلوغ كافي نرسيديم كه با برنامه چشمانداز جلو برويم و هنوز فعاليت خاصي نشده است، اما اميدواريم در دو سه سال آينده به برنامههاي اوليه موزه برسيم.
يكي از اهداف موزههاي علم، عموميسازي مباحث تخصصي است. با توجه به اين هدف، موزه علم و فناوري چگونه ميتواند شكاف علمي را كه در ميان طبقات مختلف جامعه وجود دارد، بردارد يا حداقل كمتر كند؟
كل اين شكاف را بايد با زبان ساده پر كرد. در واقع، موزه نه دانشگاه كلاسيك است كه در آن از افراد مختلف بخواهيم تحقيقات بكنند و نتيجه آن را به عنوان يك تز كلاسيك به ما برگردانند و نه آنقدر سبك است كه تحقيقات و تلاشهاي دانشمندان را بيارزش جلوه دهيم. در واقع شيوهشناسي ارائه مطالب بايد متناسب با فرهنگ مردم، باورها و آموزههايشان باشد. اين نيست كه چيزي كه در يك جايي اتفاق افتاده لزوما شيوهشناسي مناسبي براي ما باشد. مردم ما با وجود تاريخ و گذشته غنيشان چيزهايي دارند كه آنها را متفاوت و برجسته ميكند.
همين ويژگيها در عمل بايد به آنها ارائه شود. تصورم اين است كه به اين ترتيب هر كاري انجام شود تا بتواند انعكاسي از اين ويژگيها باشد، يعني باورها و ارزشهاي تاريخي كشور را نشان دهد طبيعتا فعاليتهاي موزه را برجسته ميكند.
براي اين كه مخاطب شما پس از خروج از موزه به علم علاقهمند شود و ديدگاهي متفاوت نسبت به موضوعات علمي داشته باشد چه فكري كردهايد؟
اين سوال به دوستان فرهنگي و آموزشي ما برميگردد و بايد انواع برنامهريزيهاي آموزشي را به كار گيريم تا به صورت مستقيم و غيرمستقيم علم را ترويج كنيم.
نگرانيهايي كه وجود دارد و موزهها مسوول پركردن آن هستند همين است كه دانش امروزي به حدي پيش رفته كه براي عامه مردم ديگر قابل فهم نيست. عدم كاربرد و وابستگي بسياري از مردم عادي با اين پيشرفتها هم اين شكاف را هر روز بيشتر ميكند. يكي از موضوعاتي كه گريبانگير كشورهاي پيشرفته شده هم همين است.
به همين علت اين ماموريت را به موزههاي علم و فناوري دادهاند كه دادههاي سنگين را به شكلي پالايش كنند كه به زبان ساده، ملموس، كاربردي و تعامليتر در اختيار افراد عادي جامعه قرار دهند تا به اين ترتيب فاصله و شكاف ايجادشده به نوعي پر شود.
براي آن كه موزه علم و فناوري آنچنان كه بايد و شايد پيش رود چه برنامههاي جانبي در نظر داريد؟ و اين موزه قرار است علاوه بر كار اصلي چه نقش ديگري در ترويج علم ودانش در ميان اقشار مختلف جامعه داشته باشد؟
به طور كلي چه در ايران و چه در كشورهاي ديگر موزهها به غير از فعاليت اصليشان كه نشاندادن اشيا و گالريهاست، كارهاي جانبي ديگر هم انجام ميدهند. از ديگر فعاليت جانبي آنها براي توسعه علم، بحث سمينارها و تجمعهاست كه به صورت تخصصي برگزار ميشود.
در اين راستا برگزاري گردهماييهاي تخصصي را مدنظر قرار داديم. در حال حاضر به دليل اين كه علم موزهداري و آن هم موزهداري علوم و فناوري در ايران كمي ضعيف است، سعي كرديم از تجربه كشورهاي ديگر در جهت ترويج و گسترش آن بهرهمند شويم.
به اين منظور اولين گردهمايي را با محوريت متخصصان هندوستان بركزار كرديم و اميدواريم اين روند در سالهاي آينده هم ادامه پيدا كند و در ضمن بتوانيم آن را از حالت آموزش موزهداري خارج كنيم و به سمت آموزش علم گسترش دهيم.
به علاوه انواع فعاليتهاي ديگر هم براي قشر جوان و كمسن و سال و دانشگاهي و هم براي اقشاري كه سن بالاتري دارند در نظر داريم. اين فعاليتها در كنار اهداف اصلي تشكيل موزه، همه در راستاي ترويج علم است.
زیباییهای علم در موزههای برتر جهان
در گذشته، موزههاي علم كه مركز علم یا كاوشكده نیز نامیده میشدند، بیشتر به نمایش ایستای اشیا و نمونههای تاریخ طبیعی و زمینشناسی و اشیای تاریخی مربوط به علم و صنعت میپرداختند.
اما در دهههای اخیر، نمایشگاههای تعاملی علمیدر كاوشكدهها سعی در تشویق بازدیدكنندگان به تعامل و آزمایش با نمایههای موزه دارند.
موزه علوم لندن كه بيش از يك و نيم قرن از عمر آن ميگذرد، نمونهای بارز از این نوع موزههاست.
در زمان افتتاح هيچكس حتي تصورش را هم نمیكرد كه با گذشت 15 دهه از حيات طلايي موزه علم لندن، اين موزه به يكي از جذابترين مراكز نمايشگاهي علوم و فناوري سراسر جهان تبديل شود؛ جايي كه نمود عيني و مجازي تصورات مردم از فناوريها و زندگي آينده به تصوير كشيده ميشود.
نكته جالب توجه اين است كه راهاندازي اين موزه، جرقه اصلي گشايش موزههاي ديگري شد كه هماكنون در رديف برترين و معتبرترين موزههاي علمي جهان قرار دارند كه از آن جمله ميتوان به موزه ملی آلمان، شهر علم و فناوری (لاویلت) در پاریس، موزه اكتشاف پاریس، مركز علم انتاریو در تورنتو، موزه علم بوستون، اكسپلوراتوریم در سانفرانسیسكو و... اشاره كرد.
مسوولان موزه علوم لندن با اين جمله از بازديدكنندگان استقبال ميكنند: «علم را به زندگي بياوريد و زندگي را به علم».
موزه علوم لندن بخشي از موزه ملي علوم و صنايع انگليس است كه به دليل جذابيتها و مفاهيم منحصر به فرد علمي ـ تكنولوژيكياش كه براي تمامي گروههاي سني ارائه شده است، به عنوان يكي از مهمترين جاذبههاي گردشگري اين كشور نيز به شمار ميآيدكه طيف وسيعي از منحصر به فردترين و هيجانبرانگيزترين اختراعات و اكتشافات علمي طي قرون گذشته را در خود جاي داده و از اين رو به جرأت ميتوان آن را به عنوان جذابترين كانون علمي و تكنولوژيكي اروپا به حساب آورد و در عين حال بندرت ميتوان رقيبي براي آن در سراسر دنيا پيدا كرد.
موزه علوم لندن به بخشهاي جذاب و متنوعي تقسيم ميشود كه در هر يك از زاويهاي متفاوت به عرصه گسترده علوم، فناوري و اكتشافات و نحوه تأثيرگذاري آنها بر زندگي روزهمره و آينده بشر پرداخته ميشود.
وجود بیش از 30 گالري علمي و تكنولوژيكي پویا از جمله گالري زندگي در سال 2050، گالري «آنتن» كه مجالي جذاب براي ديدار با مبتكران تازههاي فناوري فراهم میآورد، آشنايي با «زمان» در گالري «اندازهگيري زمان» و... فرصتی استثنایی برای بازدیدكنندگان موزه فراهم آوردهاند.
مجموعههايي از ابزارآلات علمي ـ تكنولوژيكي قرون گذشته، سينماي
IMAX و فروش بازيها و اسباببازيهاي علمي ـ تخيلي هم از دیگر جاذبههای موزه محسوب میشوند.
در موزه علوم لندن همه چيز بر گرد دانش و فناوري ميچرخد. از گالريهاي مختلف و متنوع علمي گرفته تا رستورانها و كافيشاپها همه چيز براي ارائه مظاهر جذاب فناوريهاي برتر مهيا هستند.
در طول عمر يك و نيم قرني موزه علوم لندن، مهمترين مفهومي كه همواره به چشم آمده است «تغيير» بوده، زيرا هيچگاه گالريها و زيربخشهاي اين موز وضعيت ايستا و عمر طولاني نداشته و همواره و با تناسب توسعه علوم، فناوري و صنايع كاربردي مختلف، بخشهاي مفهومي جديدي جايگزين زيربخشهاي ديگر شدهاند تا به اين وسيله پويايي، روح حاكم بر آن باشد.
منبع: جام جم
موزه علوم و فناوري جمهوري اسلامي ايران هم ازجمله همين مكانهاست كه قرار است در تكميل نهادهاي مرتبط با علم و فناوري كشور و ايفاي نقش در چرخه توليد و انتشار دانش موثر واقع شود.
به گفته دكتر مهرداد وحدتي، اين موزه با نمايش مصداقهاي تحول در دانش و فناوري، ماموريت دارد نسبت به همافزايي دانش و اشاعه تفكر علمي، ارتقاي سطح زندگي و تعالي روح انسان قدم بردارد.
براي آن كه درباره اين موزه بيشتر بدانيم پاي صحبتهاي رئيس موزه علم و فناوري ايران نشستيم.
موزههاي علمي چه نقشي در رشد فكري جوامع بشري ميتوانند داشته باشند؟
كشورهاي مختلف از موزه علوم تعاريف متفاوتي دارند و براساس اين تعريف به دو دسته كشورهايي كه داراي سابقه تاريخي زيادي هستند و كشورهايي كه اينگونه نيستند، تقسيم ميشوند. دسته اول تعريفشان از موزه علوم و فناوري اين گونه است كه اين موزه محلي است براي تدوين، جمعآوري و به نمايشگذاشتن موضوعات علمي. ما هم بايد به اين ديدگاه توجه داشته باشيم و اطلاعات، آثار و فعاليتهايي كه در گذشتههاي خيلي دور در كشور در زمينههاي علمي و تكنولوژيك محقق شدهاند را جمعآوري، آنها را به روز كنيم و در نهايت در معرض ديد بينندگان قرار دهيم تا با آن تعامل عملي داشته باشند و بفهمند در گذشتههاي دور چه اتفاقاتي ميافتاده است و دانشمندان در زمينه علمي چه كارهايي ميكردند.
اين ديدگاه اول است، اما براساس ديدگاه دوم ميتوانيم از تئوريهاي علمي و پايههاي دانش استفاده كنيم و پديدههاي مختلف علمي را در قالب اشيا و اجسام قابل ديدن و شنيدن تبديل كنيم. در كشورهاي داراي سابقه تاريخي طولاني هر دو ديدگاه استفاده ميشود و در كشورهايي كه سابقه كمتري دارند ديدگاه دوم استفاده ميشود.
خيليها ازجمله افرادي كه به مسائل و مباحث علمي علاقهمند هستند هنوز نميدانند كه از سال گذشته در كشور ما هم موزه علم و فناوري ايجاد شده است. براي ما و اين افراد بگوييد كه موزه علم ايران دقيقا چه چيزهايي را براي نمايش عرضه كرده است؟
ما روي هر دو ديدگاه كه در سوال قبلي به آنها اشاره كردم، بهصورت موازي كار كرديم. به همين دليل هم در زمينه بازسازي تاريخ گذشته دانشمندان كار انجام شده، برخي اشيا ساخته شده و برخي تجهيزات و دستگاههايي كه شايد صدها و هزاران سال قبل اولين بار اختراع شده بازسازي شده است و هم براي نشان دادن مفاهيم علمي، مفاهيم اساسي و پايهاي علوم و حتي تكنولوژي، اشيايي طراحي، ساخته و خريداري شدهاند. بازسازي تجهيزات علمي قديمي، هم بهصورت نرمافزاري و هم سختافزاري بوده است.
به عنوان مثال دستگاه آب بالابري كه در 500 سال پيش اختراع شده را بازسازي كردهايم و در حال حاضر براي مونتاژ و نصب آماده است. اين وسيله با استفاده از انرژي رودخانه و آبهاي جاري، ميتواند زمينهاي كشاورزي را آبياري كند و در واقع ميتوان گفت نوعي پمپ است. مهندسان ابتدا با استفاده از منابع تاريخي و به كمك نرمافزارهاي مختلف اين دستگاه را بازسازي كردند و سپس جزئياتي كه احتمال ميدادند به صورت طبيعي بايد در كنار آن ميبوده را نيز به طرح افزودند.
همانطور كه شما هم اشاره كرديد گفته ميشود در گذشته موزههاي علم بيشتر به نمايش ايستايي اشياء و نمونههاي تاريخ طبيعي، زمينشناسي و اشياي مربوط به علم و صنعت ميپرداختند، اما در دهههاي اخير اين موزهها سعي در تشويق بازديدكنندگان به تعامل و آزمودن نمايههاي موجود در موزه دارند، اما اين تعامل به چه معناست و چقدر ميتواند در درك بيشتر مخاطب نسبت به موضوعات مختلف علمي موثر باشد؟
وقتي بيننده وسيلهاي را ميبيند برايش سوال ايجاد ميشود كه اين چيست؟ در حالت تعاملي براي پيداكردن پاسخ، خود بيننده وسيله را لمس ميكند، راهنمايش را ميخواند، با آن كار ميكند و بدون اين كه فرد ديگري برايش توضيح دهد متوجه چيستي و چگونگي آن وسيله ميشود. وجود توضيحات لازم به صورت عكس، انيميشن و فيلم در كنار هر وسيله به فهم بهتر بازديدكننده كمك ميكند. ما سعي كرديم تا آنجا كه امكان دارد عين وسيله اصلي را طراحي كنيم و در موزه به نمايش بگذاريم. منتهي در بسياري موارد چنين چيزي امكانپذير نميشود. مثلا سازهاي كه براي فضاي بيروني ساختمان، ساخته شده و پنج تا شش متر هم ارتفاع دارد را نميتوانيم داخل ساختمان موزه قرار بدهيم، اما به هر صورت سعي ميكنيم تا حد امكان وضعيت ابتدايي و اصلي هر آنچه كه در موزهها هستند را حفظ كنيم.
وقتي اسم موزه علم به ميان ميآيد، به ياد موزههاي معروف دنيا ميافتيم. آيا ما ميتوانيم با موزههاي معروفي همچون موزه علم لندن و بوستون يا شهر علم و فناوري پاريس برابري كنيم؟ چقدر راه داريم كه به آنها برسيم؟
خير، نميتوانيم برابري كنيم و براي رسيدن به آنها راه طولاني را در پيش داريم. حقيقت اين است كه آنها دهها سال زودتر از ما شروع كرده و صدها برابر بودجه گذاشتهاند. ما هنوز نه به آن اندازه قدمت داريم و نه بودجه.
به هر حال وقتي تصميم به راهاندازي موزه علم گرفته شد، هدف و الگويي هم مدنظر گرفته شده است. اين طور نيست؟
به دليل اين كه همه كشورها سابقه تاريخي ندارند الگوي ما هر كشوري نيست، مثلا انگلستان الگوي ما نيست، اما چين و هند ميتوانند الگو باشند. با اين كشورها ارتباط داريم و سعي ميكنيم از تجربيات آنها استفاده كنيم. البته از كشورهايي مثل انگليس هم تجربياتي ميگيريم، اما الگو با تجربه فرق ميكند. اگر بخواهيم الگويي براي خودمان مشخص كنيم لازمهاش خيلي موارد است.
به طور كلي بايد گفت در اصول شيوهشناسي علمي مرسوم نيست كه كپيكاري كنيم. در ضمن فاصله فرهنگها اين الزام را ايجاد ميكند كه حتما طرح موزه را منحصر به فرد اجرا كنيم يعني چيزهايي كه قرار است ما به شكل خاص و بومي خودش در حوزه علم اجرا كنيم، لزوما همان چيزهايي نيست كه در كشورهاي ديگر انجام گرفته است. به عنوان مثال مفهوم انتقال الكترون از سيم به دهها شكل مختلف قابل ارائه است و حتي ميتوان با ديد فرهنگي اين موضوع را به بازديدكننده نشان داد.
از طرف ديگر، ما دانشمنداني داريم كه صدها و هزاران سال پيش زندگي ميكردند، اما كل تاريخ ايالات متحده كه به 350 سال هم نميرسد، حتما از اين نظر خالي است، اما در حال حاضر مشكل ما اين قبيل تعاريف نيست. بزرگترين مشكل ما نداشتن فضاست.
خوب شد به اين موضوع اشاره كرديد. در حال حاضر مخاطبان براي بازديد موزه بايد به كجا مراجعه كنند؟
سال 88 يكي از گالريهايمان را راهاندازي كرديم و انشاءالله مكان بعدي آخر امسال راهاندازي ميشود. براي مكان سوم در حال رايزني هستيم كه آن هم در حدود يك سال ديگر راهاندازي و تجهيز ميشود كه متاسفانه اين مراكز پراكنده هستند.
يكي از اهداف موزهها اين است كه مخاطب داشته باشند، اما وقتي جايي مشخص به اسم موزه علم نداريم به نظر هم نميرسد در هدف اصلي يعني جذب مخاطب موفق باشيم.
در حال حاضر اين ديدگاه در موزهداري نوين هست كه شما بايد وارد جامعه شويد و بين مردم قرار بگيريد. نمايشگاههاي سيار هم براساس همين ديدگاه برگزار ميشوند. در واقع رسالت اصلي موزههاي علم ديگر با آن سلايق و ديدگاههاي سنتي مطابق نيست.
در ديدگاه جديد خيلي مهم است كه در بازديدكنندگان ايجاد انگيزه كنيم و از طرفي اين باور را در آنها ايجاد كنيم كه اگر در گذشته پدران ما توانستهاند به اين جايگاه از علم برسند پس امروز هم اين امر خصوصا با پيشرفت صعودي علم، كاملا شدني است.
شما تاكيد ميكنيد ما بايد از دو ديدگاه تشكيل موزههاي علم پيروي كنيم و در عين حال از موزههاي علم دنيا كپيبرداري نكنيم. در موزه علم لندن سالنهايي وجود دارد كه باورپذيري مخاطب را نسبت به آينده علم تقويت ميكند و به اين منظور آينده علوم ژنتيك، كامپيوتر و بسياري از دانشهاي نوين ديگر در 40 سال آينده را نمايش ميدهد. آيا ما هم ميتوانيم كاري كنيم كه اين كپيكاري انجام نگيرد و در ضمن باورپذيري مردم به شيوهاي مختلف نسبت به علم تقويت شود؟
حتما اين اتفاق ميافتد، البته اين اتفاق بايد براساس تفاوتهاي فرهنگي و قالبهاي فناوري ما باشد. در موزه علم انگلستان كه مهد انقلاب صنعتي و تغييرات فناوري اخير است، بر اين وجهه از علم يعني دانش خالص و تجربي تاكيد ميشود. در حالي كه شرق مهد فلسفه و حكمت است.
اين ويژگي كه در اينجا وجود دارد، باعث ميشود تا نحوه ارائه علم به مردم هم متفاوت باشد. به عنوان مثال كلونكردن (شبيهسازي) كه از نظر اخلاقي هم ممنوع است، در آنجا نمايش داده ميشود. ما بايد مفاهيم و اخلاقياتي كه در مذهب ما هست را در كنار اين موضوعات نشان دهيم.
از نظر شما كه به لزوم متفاوتبودن موزه علم كشور اشاره ميكنيد، در حال حاضر در حوزه علممان چه چيزهاي متفاوتي داريم؟
يكي از موضوعاتي كه ما را خيلي از موزههاي نهتنها اروپا بلكه تمام دنيا متمايز ميكند بحث تمركز و پيگيري علومي است كه در قرآن مطرح ميشود. وقتي ما در چند جاي دنيا اين مساله را مطرح كرديم (بهرغم اين كه مسلمان هم نبودند) آن را پسنديدند و حتي به اين فكر افتادند كه چگونه ميتوان از متون ديني و ادبي جوامع مختلف در فهم بهتر مسائل علمي استفاده كرد و موجبات تعامليكردن علوم مختلف را فراهم كرد. حتي در كشورهاي اسلامي كه كم و بيش يكسري از اين گونه موزهها را دارند شايد هنوز به اين تفكر نرسيدهاند ولي ما در اينجا به صورت جدي روي آن كار ميكنيم و بهرغم اين كه پيچيدگيهاي كار هم زياد است همكاران خيلي با انرژي زياد روي اين مساله كار ميكنند و نكات مبهم را استخراج ميكنند.
آيا خروجي هم در اين بخش داشتهايم؟
در دست تهيه است. چون تمام حركتهاي ما كاملا جديد و تازه راهاندازي شده است. در واقع شايد كمتر از دو سال است كه تمام اين حركتها را شروع كردهايم. اين بخش هنوز قابل ارائه به مردم نيست چون از مواردي است كه ما را از الگوپذيري از كشورهاي ديگر دور ميكند و در عين حال روي تكتك آنها كاملا كار شده است.
براي نشاندادن يك پديده، صدها راه مختلف وجود دارد. چيزي كه كشورهاي غربي در قالب علم در موزهها نشان دادهاند يكي از آن صد راه است كه بعضا با موازين اسلامي و شرقي تطابق ندارند. به عنوان مثال در موزه كانادا براي نشان دادن آناتومي انسان، يك جنازه طبيعي را تكهتكه كرده بودند و براي آن كه عضله پا را نشان دهند، عضله پا را مانند كالباس بريده و داخل ويترينهاي مخصوص گذاشته بودند.
اين درست است كه آنها يك مساله علمي را به نمايش گذاشته بودند منتهي اين كار مشمئزكننده با باورهاي ما فاصله دارد. اينها ازجمله روشهاي غيرانساني است كه نميشود از آنها الگوبرداري كرد.
يكي از جذابيتهاي شهرها يا حتي كشورهاي مختلف موزههاي آنها هستند. براي اين كه موزه علم و فناوري يكي از جاذبههاي شهر تهران باشد چه برنامهاي داريد؟
به عقيده من، به دليل اين كه ما ميخواهيم در اين زمينه كاملا مستقل و به دور از الگوبرداري باشيم تقريبا ميتوان گفت هر فعاليتي كه انجام دهيم تا 90 درصد موفق خواهد بود. در واقع وقتي قضيه به چالش ميافتد كه مشابه زيادي داشته باشد مثلا آمريكا حدود 48 ـ 47 موزه علوم دارد. بنابراين موزه چهل و نهم بايد يك چيز متفاوت باشد.
موزه علوم و فناوري در افق چشمانداز كشور، سازماني است پويا كه تلاش دارد به مردم و دانشپژوهان در سراسر كشور كمك كند تا به ظرفيتهاي كامل خودآگاهي يافته و از دانش خود براي خلاقيت و نوآوري براي يك زندگي بهتر استفاده كنند. فكر ميكنيد با توجه به افق مورد نظر چقدر به اين جايگاه رسيده باشيد؟
آن اهداف يكسري اهداف كلي در بخش فرهنگ و آموزش است يعني چيز خاصي در رابطه با موزه نميگويند، مربوط به كليات كار است و البته ما هم به دنبال آن هستيم كه در همان راستا پيشرفت داشته باشيم، اما مشكل اصلي ما بحث مكان است و اين مشكل گره بزرگي در كار ما محسوب ميشود. درست است كه بدون متمركزبودن در يك مكان هم ميتوان فعاليت كرد، منتهي متمركزبودن، اثر متفاوتي در جذب مخاطب خواهد داشت.
اين كه براي اهداف چشمانداز چه كارهايي را ميخواهيم بكنيم؟ حقيقتا هنوز روي اين بخش كار نقشهاي نريختهايم. چون هنوز خيلي جوان هستيم مثل اين است كه از يك بچه هشت ـ هفت ساله بپرسيم كه وقتي ليسانس گرفتي چه كاره ميخواهي بشوي؟
ما هنوز به بلوغ كافي نرسيديم كه با برنامه چشمانداز جلو برويم و هنوز فعاليت خاصي نشده است، اما اميدواريم در دو سه سال آينده به برنامههاي اوليه موزه برسيم.
يكي از اهداف موزههاي علم، عموميسازي مباحث تخصصي است. با توجه به اين هدف، موزه علم و فناوري چگونه ميتواند شكاف علمي را كه در ميان طبقات مختلف جامعه وجود دارد، بردارد يا حداقل كمتر كند؟
كل اين شكاف را بايد با زبان ساده پر كرد. در واقع، موزه نه دانشگاه كلاسيك است كه در آن از افراد مختلف بخواهيم تحقيقات بكنند و نتيجه آن را به عنوان يك تز كلاسيك به ما برگردانند و نه آنقدر سبك است كه تحقيقات و تلاشهاي دانشمندان را بيارزش جلوه دهيم. در واقع شيوهشناسي ارائه مطالب بايد متناسب با فرهنگ مردم، باورها و آموزههايشان باشد. اين نيست كه چيزي كه در يك جايي اتفاق افتاده لزوما شيوهشناسي مناسبي براي ما باشد. مردم ما با وجود تاريخ و گذشته غنيشان چيزهايي دارند كه آنها را متفاوت و برجسته ميكند.
همين ويژگيها در عمل بايد به آنها ارائه شود. تصورم اين است كه به اين ترتيب هر كاري انجام شود تا بتواند انعكاسي از اين ويژگيها باشد، يعني باورها و ارزشهاي تاريخي كشور را نشان دهد طبيعتا فعاليتهاي موزه را برجسته ميكند.
براي اين كه مخاطب شما پس از خروج از موزه به علم علاقهمند شود و ديدگاهي متفاوت نسبت به موضوعات علمي داشته باشد چه فكري كردهايد؟
اين سوال به دوستان فرهنگي و آموزشي ما برميگردد و بايد انواع برنامهريزيهاي آموزشي را به كار گيريم تا به صورت مستقيم و غيرمستقيم علم را ترويج كنيم.
نگرانيهايي كه وجود دارد و موزهها مسوول پركردن آن هستند همين است كه دانش امروزي به حدي پيش رفته كه براي عامه مردم ديگر قابل فهم نيست. عدم كاربرد و وابستگي بسياري از مردم عادي با اين پيشرفتها هم اين شكاف را هر روز بيشتر ميكند. يكي از موضوعاتي كه گريبانگير كشورهاي پيشرفته شده هم همين است.
به همين علت اين ماموريت را به موزههاي علم و فناوري دادهاند كه دادههاي سنگين را به شكلي پالايش كنند كه به زبان ساده، ملموس، كاربردي و تعامليتر در اختيار افراد عادي جامعه قرار دهند تا به اين ترتيب فاصله و شكاف ايجادشده به نوعي پر شود.
براي آن كه موزه علم و فناوري آنچنان كه بايد و شايد پيش رود چه برنامههاي جانبي در نظر داريد؟ و اين موزه قرار است علاوه بر كار اصلي چه نقش ديگري در ترويج علم ودانش در ميان اقشار مختلف جامعه داشته باشد؟
به طور كلي چه در ايران و چه در كشورهاي ديگر موزهها به غير از فعاليت اصليشان كه نشاندادن اشيا و گالريهاست، كارهاي جانبي ديگر هم انجام ميدهند. از ديگر فعاليت جانبي آنها براي توسعه علم، بحث سمينارها و تجمعهاست كه به صورت تخصصي برگزار ميشود.
در اين راستا برگزاري گردهماييهاي تخصصي را مدنظر قرار داديم. در حال حاضر به دليل اين كه علم موزهداري و آن هم موزهداري علوم و فناوري در ايران كمي ضعيف است، سعي كرديم از تجربه كشورهاي ديگر در جهت ترويج و گسترش آن بهرهمند شويم.
به اين منظور اولين گردهمايي را با محوريت متخصصان هندوستان بركزار كرديم و اميدواريم اين روند در سالهاي آينده هم ادامه پيدا كند و در ضمن بتوانيم آن را از حالت آموزش موزهداري خارج كنيم و به سمت آموزش علم گسترش دهيم.
به علاوه انواع فعاليتهاي ديگر هم براي قشر جوان و كمسن و سال و دانشگاهي و هم براي اقشاري كه سن بالاتري دارند در نظر داريم. اين فعاليتها در كنار اهداف اصلي تشكيل موزه، همه در راستاي ترويج علم است.
زیباییهای علم در موزههای برتر جهان
در گذشته، موزههاي علم كه مركز علم یا كاوشكده نیز نامیده میشدند، بیشتر به نمایش ایستای اشیا و نمونههای تاریخ طبیعی و زمینشناسی و اشیای تاریخی مربوط به علم و صنعت میپرداختند.
اما در دهههای اخیر، نمایشگاههای تعاملی علمیدر كاوشكدهها سعی در تشویق بازدیدكنندگان به تعامل و آزمایش با نمایههای موزه دارند.
موزه علوم لندن كه بيش از يك و نيم قرن از عمر آن ميگذرد، نمونهای بارز از این نوع موزههاست.
در زمان افتتاح هيچكس حتي تصورش را هم نمیكرد كه با گذشت 15 دهه از حيات طلايي موزه علم لندن، اين موزه به يكي از جذابترين مراكز نمايشگاهي علوم و فناوري سراسر جهان تبديل شود؛ جايي كه نمود عيني و مجازي تصورات مردم از فناوريها و زندگي آينده به تصوير كشيده ميشود.
نكته جالب توجه اين است كه راهاندازي اين موزه، جرقه اصلي گشايش موزههاي ديگري شد كه هماكنون در رديف برترين و معتبرترين موزههاي علمي جهان قرار دارند كه از آن جمله ميتوان به موزه ملی آلمان، شهر علم و فناوری (لاویلت) در پاریس، موزه اكتشاف پاریس، مركز علم انتاریو در تورنتو، موزه علم بوستون، اكسپلوراتوریم در سانفرانسیسكو و... اشاره كرد.
مسوولان موزه علوم لندن با اين جمله از بازديدكنندگان استقبال ميكنند: «علم را به زندگي بياوريد و زندگي را به علم».
موزه علوم لندن بخشي از موزه ملي علوم و صنايع انگليس است كه به دليل جذابيتها و مفاهيم منحصر به فرد علمي ـ تكنولوژيكياش كه براي تمامي گروههاي سني ارائه شده است، به عنوان يكي از مهمترين جاذبههاي گردشگري اين كشور نيز به شمار ميآيدكه طيف وسيعي از منحصر به فردترين و هيجانبرانگيزترين اختراعات و اكتشافات علمي طي قرون گذشته را در خود جاي داده و از اين رو به جرأت ميتوان آن را به عنوان جذابترين كانون علمي و تكنولوژيكي اروپا به حساب آورد و در عين حال بندرت ميتوان رقيبي براي آن در سراسر دنيا پيدا كرد.
موزه علوم لندن به بخشهاي جذاب و متنوعي تقسيم ميشود كه در هر يك از زاويهاي متفاوت به عرصه گسترده علوم، فناوري و اكتشافات و نحوه تأثيرگذاري آنها بر زندگي روزهمره و آينده بشر پرداخته ميشود.
وجود بیش از 30 گالري علمي و تكنولوژيكي پویا از جمله گالري زندگي در سال 2050، گالري «آنتن» كه مجالي جذاب براي ديدار با مبتكران تازههاي فناوري فراهم میآورد، آشنايي با «زمان» در گالري «اندازهگيري زمان» و... فرصتی استثنایی برای بازدیدكنندگان موزه فراهم آوردهاند.
مجموعههايي از ابزارآلات علمي ـ تكنولوژيكي قرون گذشته، سينماي
IMAX و فروش بازيها و اسباببازيهاي علمي ـ تخيلي هم از دیگر جاذبههای موزه محسوب میشوند.
در موزه علوم لندن همه چيز بر گرد دانش و فناوري ميچرخد. از گالريهاي مختلف و متنوع علمي گرفته تا رستورانها و كافيشاپها همه چيز براي ارائه مظاهر جذاب فناوريهاي برتر مهيا هستند.
در طول عمر يك و نيم قرني موزه علوم لندن، مهمترين مفهومي كه همواره به چشم آمده است «تغيير» بوده، زيرا هيچگاه گالريها و زيربخشهاي اين موز وضعيت ايستا و عمر طولاني نداشته و همواره و با تناسب توسعه علوم، فناوري و صنايع كاربردي مختلف، بخشهاي مفهومي جديدي جايگزين زيربخشهاي ديگر شدهاند تا به اين وسيله پويايي، روح حاكم بر آن باشد.
منبع: جام جم
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


