متهم ساعاتي قبل از قتل، ماده مخدر شيشه مصرف كرده بود
قتل زن مطلقه توسط جوان شكاك
مردي كه به دليل سوءظن به يك زن مطلقه او را با ضربات متعدد چاقو به قتل رسانده بود، بعد از 40 روز فرار دستگير شد.
كارآگاهان جنايي پليس آگاهي استان البرز، روز 18 آبان از طريق همكاران خود در كلانتري مطلع شدند، زن ميانسالي را در خانهاش به قتل رساندهاند. آنان به سرعت خود را به محل حادثه رساندند و بعد از اينكه جنازه زن 44ساله به نام «مريم» را مشاهده كردند به جمعآوري سرنخهاي موجود پرداختند. آنها مشاهده كردند دور گردن مريم آثار خراش وجود دارد، اما آنچه كه باعث مرگ او شده، ضربات متعدد چاقويي بود كه با نقاط حساس بدن اين زن برخورد كرده بود.
كارآگاهان در ادامه خانه را بازرسي كردند و ديدند، هيچ اثري از بههم ريختگي وجود ندارد و نشانهاي كه دال بر سرقت باشد به چشم نميخورد. آنها در ادامه راههاي ورودي خانه را كنترل كردند و به اين نتيجه رسيدند كه قاتل يا قاتلان براي ورود به منزل مريم با هيچ مانعي مواجه نشدهاند و خود اين زن در را به روي آنها گشوده است، بنابراين براي پليس مسجل شد عامل يا عاملان اين جنايت از پيش مقتول را ميشناختند. در حالي كه به نظر ميرسيد، قتل با انگيزه شخصي به وقوع پيوسته است. تجسس درباره زندگي خصوصي مريم آغاز شد و كارآگاهان به تحقيق از خانواده او پرداختند.
يكي از اعضاي خانواده به كارآگاهان گفت: «مريم چند سال قبل ازدواج كرد، اما با شوهرش هميشه اختلاف داشت و هر چه زمان پيش ميرفت، درگيريهاي آنها شديدتر ميشد؛ براي همين مريم تصميم گرفت از همسرش جدا شود. او مدتي دنبال كارهاي قانوني طلاق بود تا اينكه بالاخره از دادگاه حكم گرفت و به صورت رسمي از شوهرش جدا شد و بعد از آن به تنهايي زندگي ميكرد و مشكل خاصي هم نداشت. او هر روز با ما در تماس بود و از اوضاع و احوال خودش خبر ميداد ولي امروز-روز حادثه-تلفن نزد ما كه نگران شده بوديم چند بار با تلفن خانه و موبايل مريم تماس گرفتيم و وقتي او جواب نداد، مطمئن شديم اتفاق تلخي رخ داده است براي همين خودمان را به اينجا رسانديم. ما كليد يدك خانه را داشتيم و چون مريم در را باز نكرد، خودمان اين كار را انجام داديم و داخل رفتيم و با جسد او مواجه شديم. در زمان حضور ما در خانه شخص ديگري اينجا نبود و ما به مورد مشكوكي برنخورديم.»كارآگاهان بعد از بهدستآوردن اين اطلاعات به تحقيقات خود از طريق گفتوگو با دوستان و همسايههاي مريم ادامه دادند و متوجه شدند پسر جواني به نام «بهرام» به خانه مقتول رفتوآمد داشت در حالي كه پليس احتمال ميداد بهرام اطلاعات مفيدي در اختيار داشته باشد، شناسايي محل سكونت وي دردستوركار قرار گرفت و ماموران توانستند اين مرحله را با موفقيت پشت سر بگذارند، اما وقتي به خانه بهرام رفتند، مطلع شدند او از روز قتل به منزل نرفته و به مكان نامعلومي گريخته است.
فرار بهرام افسران جنايي را به اين نتيجه رساند كه وي عامل قتل مريم است. به همين سبب، رديابيهاي گستردهاي براي يافتن وي آغاز شد تا اينكه اين جوان بعد از 40 روز به دام افتاد. او در ابتدا منكر قتل بود اما در بازجوييهاي تكميلي به كشتن زن مورد علاقهاش اقرار كرد و گفت: «آشنايي من و مريم اتفاقي بود و از آن به بعد من براي كمك به مريم و انجام دادن كارهايش به خانه او ميرفتم، اما مدتي بود به رفتارهاي او ظنين شده بودم و حدس ميزدم با فردي رابطه دارد. اين فكر خيلي من را آزار ميداد و نميتوانستم چنين موضوعي را تحمل كنم. روز حادثه بعد از اينكه ماده مخدر شيشه مصرف كردم به خانه او رفتم تا در اينباره با مريم صحبت كنم. در آنجا باز هم رفتارهاي مشكوكي ديدم و تقريبا مطمئن شدم حدسم درباره اين زن درست است براي همين در حاليكه نميتوانستم خودم را كنترل كنم به سمتش حمله كردم و دستانم را دور گلويش فشار دادم تا او را خفه كنم ولي مريم خيلي مقاومت ميكرد و نتوانستم او را بكشم اين بار به آشپزخانه رفتم، چاقويي برداشتم و با آن چند ضربه به او زدم و بعد از مرگ وي فرار كردم.»
بنابر اين گزارش، متهم به قتل اكنون در بازداشت به سر ميبرد و به زودي صحنه قتل را بازسازي خواهد كرد. در همين حال، سرهنگ مهدي يارندي، معاون اجتماعي فرماندهي انتظامي استان البرز گفت: «متاسفانه مصرف ماده مخدر شيشه موجب تشديد سوءظن در مرد معتاد شده و همچنين بررسي اعترافهاي اين متهم نيز نشان ميدهد. مقتول هيچ رفتار غيرمعقول و شكبرانگيزي از خود بروز نداده و قاتل تحتتاثير توهمات ذهني دست به جنايت زده است.»
وي افزود: « سوءمصرف طولاني مدت شيشه فرد را در وضعيتي قرار ميدهد كه به آن سايكوز ناشي از آمفتامين يا به عبارتي، جنون ناشي از شيشه ميگويند و در اين شرايط بدبيني به سراغ فرد ميرود و پارانوئيد ميشود و تحتتاثير اين توهمات مرتكب جنايتهاي هولناك شده است و پس از دستگيري ابراز پشيماني ميكند.»
منبع: شرق
كارآگاهان جنايي پليس آگاهي استان البرز، روز 18 آبان از طريق همكاران خود در كلانتري مطلع شدند، زن ميانسالي را در خانهاش به قتل رساندهاند. آنان به سرعت خود را به محل حادثه رساندند و بعد از اينكه جنازه زن 44ساله به نام «مريم» را مشاهده كردند به جمعآوري سرنخهاي موجود پرداختند. آنها مشاهده كردند دور گردن مريم آثار خراش وجود دارد، اما آنچه كه باعث مرگ او شده، ضربات متعدد چاقويي بود كه با نقاط حساس بدن اين زن برخورد كرده بود.
كارآگاهان در ادامه خانه را بازرسي كردند و ديدند، هيچ اثري از بههم ريختگي وجود ندارد و نشانهاي كه دال بر سرقت باشد به چشم نميخورد. آنها در ادامه راههاي ورودي خانه را كنترل كردند و به اين نتيجه رسيدند كه قاتل يا قاتلان براي ورود به منزل مريم با هيچ مانعي مواجه نشدهاند و خود اين زن در را به روي آنها گشوده است، بنابراين براي پليس مسجل شد عامل يا عاملان اين جنايت از پيش مقتول را ميشناختند. در حالي كه به نظر ميرسيد، قتل با انگيزه شخصي به وقوع پيوسته است. تجسس درباره زندگي خصوصي مريم آغاز شد و كارآگاهان به تحقيق از خانواده او پرداختند.
يكي از اعضاي خانواده به كارآگاهان گفت: «مريم چند سال قبل ازدواج كرد، اما با شوهرش هميشه اختلاف داشت و هر چه زمان پيش ميرفت، درگيريهاي آنها شديدتر ميشد؛ براي همين مريم تصميم گرفت از همسرش جدا شود. او مدتي دنبال كارهاي قانوني طلاق بود تا اينكه بالاخره از دادگاه حكم گرفت و به صورت رسمي از شوهرش جدا شد و بعد از آن به تنهايي زندگي ميكرد و مشكل خاصي هم نداشت. او هر روز با ما در تماس بود و از اوضاع و احوال خودش خبر ميداد ولي امروز-روز حادثه-تلفن نزد ما كه نگران شده بوديم چند بار با تلفن خانه و موبايل مريم تماس گرفتيم و وقتي او جواب نداد، مطمئن شديم اتفاق تلخي رخ داده است براي همين خودمان را به اينجا رسانديم. ما كليد يدك خانه را داشتيم و چون مريم در را باز نكرد، خودمان اين كار را انجام داديم و داخل رفتيم و با جسد او مواجه شديم. در زمان حضور ما در خانه شخص ديگري اينجا نبود و ما به مورد مشكوكي برنخورديم.»كارآگاهان بعد از بهدستآوردن اين اطلاعات به تحقيقات خود از طريق گفتوگو با دوستان و همسايههاي مريم ادامه دادند و متوجه شدند پسر جواني به نام «بهرام» به خانه مقتول رفتوآمد داشت در حالي كه پليس احتمال ميداد بهرام اطلاعات مفيدي در اختيار داشته باشد، شناسايي محل سكونت وي دردستوركار قرار گرفت و ماموران توانستند اين مرحله را با موفقيت پشت سر بگذارند، اما وقتي به خانه بهرام رفتند، مطلع شدند او از روز قتل به منزل نرفته و به مكان نامعلومي گريخته است.
فرار بهرام افسران جنايي را به اين نتيجه رساند كه وي عامل قتل مريم است. به همين سبب، رديابيهاي گستردهاي براي يافتن وي آغاز شد تا اينكه اين جوان بعد از 40 روز به دام افتاد. او در ابتدا منكر قتل بود اما در بازجوييهاي تكميلي به كشتن زن مورد علاقهاش اقرار كرد و گفت: «آشنايي من و مريم اتفاقي بود و از آن به بعد من براي كمك به مريم و انجام دادن كارهايش به خانه او ميرفتم، اما مدتي بود به رفتارهاي او ظنين شده بودم و حدس ميزدم با فردي رابطه دارد. اين فكر خيلي من را آزار ميداد و نميتوانستم چنين موضوعي را تحمل كنم. روز حادثه بعد از اينكه ماده مخدر شيشه مصرف كردم به خانه او رفتم تا در اينباره با مريم صحبت كنم. در آنجا باز هم رفتارهاي مشكوكي ديدم و تقريبا مطمئن شدم حدسم درباره اين زن درست است براي همين در حاليكه نميتوانستم خودم را كنترل كنم به سمتش حمله كردم و دستانم را دور گلويش فشار دادم تا او را خفه كنم ولي مريم خيلي مقاومت ميكرد و نتوانستم او را بكشم اين بار به آشپزخانه رفتم، چاقويي برداشتم و با آن چند ضربه به او زدم و بعد از مرگ وي فرار كردم.»
بنابر اين گزارش، متهم به قتل اكنون در بازداشت به سر ميبرد و به زودي صحنه قتل را بازسازي خواهد كرد. در همين حال، سرهنگ مهدي يارندي، معاون اجتماعي فرماندهي انتظامي استان البرز گفت: «متاسفانه مصرف ماده مخدر شيشه موجب تشديد سوءظن در مرد معتاد شده و همچنين بررسي اعترافهاي اين متهم نيز نشان ميدهد. مقتول هيچ رفتار غيرمعقول و شكبرانگيزي از خود بروز نداده و قاتل تحتتاثير توهمات ذهني دست به جنايت زده است.»
وي افزود: « سوءمصرف طولاني مدت شيشه فرد را در وضعيتي قرار ميدهد كه به آن سايكوز ناشي از آمفتامين يا به عبارتي، جنون ناشي از شيشه ميگويند و در اين شرايط بدبيني به سراغ فرد ميرود و پارانوئيد ميشود و تحتتاثير اين توهمات مرتكب جنايتهاي هولناك شده است و پس از دستگيري ابراز پشيماني ميكند.»
منبع: شرق
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱۳
خدا بدادمان برسه
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟




