محمدمهدی مفتح:
امام فرمودند كه وحدت اين دو قشر، يعني وحدت همه ملت
شهید مفتح هم در حوزه و هم در دانشگاه زندگي كرده بودند؛ بنابراین، به ادبيات طلبهها و دانشجويان آشنا بودند و زبان مشتركي با آنها داشتند. محل شهادت ايشان در دانشگاه بود و تقدير اين بود كه عمامه ايشان در دانشگاه به خون آغشته شود.
کد خبر: ۲۱۱۶۹۵
| | 4835 بازدید
سرویس مجلس ـ محمد مهدی مفتح، نماینده رزن در مجلس، درباره وحدت حوزه و دانشگاه گفت: هم حضرت امام خميني (ره) و هم مقام معظم رهبري بر وحدت حوزه و دانشگاه به عنوان يكي از مهمترين آرمانهاي انقلاب تأكيد داشتهاند و دارند. پيش از پيروزي انقلاب اسلامي و در دهه چهل اين امر مورد تأكيد حضرت امام و شاگردان ايشان مانند شهيد مفتح بوده است. حضرت امام فرموده بودند كه وحدت اين دو قشر، يعني وحدت همه ملت. ايشان بر این باور بودند كه دانشآموختگان دانشگاه و حوزه، مديران آينده كشور هستند و در اين دو مركز علمي تربيت ميشوند، به همين دليل، امام بر اصلاح اين دو بخش و وحدت دانش آموختگان آنها تأكيد داشتند.
به گزارش «تابناک»، دكتر محمد مهدي مفتح، در ادامه گفت: سابقه حوزههاي علميه به حضور اسلام در ايران برميگردد. يكي از مهمترين كشورهايي كه مراكز علمي جهان اسلام در آن رشد يافت، ايران بود؛ بنابراين، اين مراكز و حوزههاي علميه در ايران سابقهاي طولاني دارند، ولی دانشگاه به معناي امروزي آن به حكومت رضا شاه در ايران بازميگردد كه به شكل غربي، علوم را در ايران گسترش ميداد.
نكته ظريف در اين میان، جهتگيري رژيم پهلوي در قبال دانشگاهها بوده است؛ به اين معنا كه آنها با برنامهريزي به دنبال آن بودند تا فضاي دانشگاه را به مركزي براي مخالفت با دين و آموزههاي ديني تبديل كنند. اين مهمترين نكتهاي بود كه علما را نگران ميساخت. اگر به نسل گذشته نگاهي بيندازيم، بسياري از آنها از اينكه فرزندان خود را به دانشگاه بفرستند، ابا داشتند.
وی گفت: در شرايط آن زمان، حالت تضاد گونهاي رشد كرده بود؛ نخست اينكه بسياري از آينده سازان در دانشگاهها درس ميخواندند و از سوي ديگر، فضا مناسب نبود؛ بنابراین، در اين شرايط، شاهد دو رويكرد بوديم؛ نخستين رويكرد، مخالفت و جلوگیری از ورود به دانشگاه از سوي برخي افراد متدين بود. اما در اين ميان، رويكرد ديگري هم بود كه افرادي چون شهيد مفتح پيگير آن بودند. افرادي مانند شهيد مفتح بر این باور بودند كه اكنون دانشگاه وجود دارد و جوانان پاكدلي از شهرها و روستاهاي گوناگون براي تحصيل به آن وارد ميشوند.
اين جوانان در دانشگاه مورد حملههاي غيرديني قرار ميگيرند و همين جوانها قرار است فردا مديران كشور شوند. ما با مقابله كردن و تحريم دانشگاهها، تنها فرزندان خود را حفظ ميكنيم، اما ديگر جوانان مسلمان چه سرنوشتي خواهند داشت؟ بنابراين بهتر است كه بزرگان علمي وارد دانشگاهها شوند و در آن جا بتوانند اين نقشه رژيم پهلوي را نقش بر آب كنند.
مفتح در پاسخ به این پرسش که چرا امروز ما شهيد مفتح را به عنوان مظهر وحدت حوزه و دانشگاه ميدانيم، اظهار داشت: با اين رويكرد، افرادي مانند شهيد مطهري، شهيد باهنر، شهيد بهشتي و دكتر مفتح از حوزههاي علمي وارد دانشگاه شدند و نقش مؤثري را در ايجاد اين وحدت و حفظ جوانان و اعتقادات آنها داشتند.
البته اين آرمان از ديرباز در ذهن و اقدامات شهيد مفتح ديده ميشد. در دهه 40 ايشان مجموعه مقالاتي را با نام مسجد و دانشگاه نوشتند، يا در همان سالها با همكاري با شهيد بهشتي، مدرسهاي را در قم راهاندازی كردند كه «دين و دانش» نام داشت.
اين افكار و اقدامات، نشاندهنده اين آرمان بود. شهيد مفتح همچنين در قم نشستهایی را تشكيل ميدادند، متشكل از طلاب و دانشآموزان و تلاش ايشان، نزديكي آرا و انديشه آنها به همديگر بود.
دهه 50 مصادف بود با حضور ايشان در دانشگاه و برگزاري نماز جماعت در مسجد دانشگاه. ايشان در اين زمينه و به ويژه سخنراني در مساجد دانشگاه، نقش پررنگي داشتند تا پس از پيروزي انقلاب اسلامي، كه شهيد مفتح، نخستين سمينار وحدت حوزه و دانشگاه را در آبان 58 در دانشگاه الهيات دانشگاه تهران برگزار كردند؛ اين مراسم همزمان بود با نخستين سالگرد ارتحال سيدمصطفي خميني و كمتر از دو ماه پس از آن، دكتر مفتح به شهادت رسید.
وی به زبان مشترك ميان حوزويان و دانشگاهيان اشاره کرد و درباره شهيد مفتح گفت: دكتر مفتح، تبلور وحدت حوزه و دانشگاه بود. ايشان در حوزه علميه از دوره مقدماتي تا عاليترين سطوح يعني اجتهاد تحصيل كردند و مدرس بزرگ حوزه علميه بودند. جلسات ايشان در حوزه علميه، همواره با شكوه ويژهاي برگزار ميشد.
از سوي ديگر، شهيد مفتح در دانشگاه هم تحصيل كرد و تا درجه دكترا در دانشگاه آموخت. تدريس هم كرده بود. به بيان ديگر، ايشان هم در حوزه و هم در دانشگاه زندگي كرده بودند. برای همین، به ادبيات طلبهها و دانشجويان آشنا بودند و زبان مشتركي با آنها داشتند. محل شهادت ايشان در دانشگاه و تقدير اين بود كه عمامه ايشان در دانشگاه به خون آغشته شود.
به گزارش «تابناک»، دكتر محمد مهدي مفتح، در ادامه گفت: سابقه حوزههاي علميه به حضور اسلام در ايران برميگردد. يكي از مهمترين كشورهايي كه مراكز علمي جهان اسلام در آن رشد يافت، ايران بود؛ بنابراين، اين مراكز و حوزههاي علميه در ايران سابقهاي طولاني دارند، ولی دانشگاه به معناي امروزي آن به حكومت رضا شاه در ايران بازميگردد كه به شكل غربي، علوم را در ايران گسترش ميداد.
نكته ظريف در اين میان، جهتگيري رژيم پهلوي در قبال دانشگاهها بوده است؛ به اين معنا كه آنها با برنامهريزي به دنبال آن بودند تا فضاي دانشگاه را به مركزي براي مخالفت با دين و آموزههاي ديني تبديل كنند. اين مهمترين نكتهاي بود كه علما را نگران ميساخت. اگر به نسل گذشته نگاهي بيندازيم، بسياري از آنها از اينكه فرزندان خود را به دانشگاه بفرستند، ابا داشتند.
وی گفت: در شرايط آن زمان، حالت تضاد گونهاي رشد كرده بود؛ نخست اينكه بسياري از آينده سازان در دانشگاهها درس ميخواندند و از سوي ديگر، فضا مناسب نبود؛ بنابراین، در اين شرايط، شاهد دو رويكرد بوديم؛ نخستين رويكرد، مخالفت و جلوگیری از ورود به دانشگاه از سوي برخي افراد متدين بود. اما در اين ميان، رويكرد ديگري هم بود كه افرادي چون شهيد مفتح پيگير آن بودند. افرادي مانند شهيد مفتح بر این باور بودند كه اكنون دانشگاه وجود دارد و جوانان پاكدلي از شهرها و روستاهاي گوناگون براي تحصيل به آن وارد ميشوند.
اين جوانان در دانشگاه مورد حملههاي غيرديني قرار ميگيرند و همين جوانها قرار است فردا مديران كشور شوند. ما با مقابله كردن و تحريم دانشگاهها، تنها فرزندان خود را حفظ ميكنيم، اما ديگر جوانان مسلمان چه سرنوشتي خواهند داشت؟ بنابراين بهتر است كه بزرگان علمي وارد دانشگاهها شوند و در آن جا بتوانند اين نقشه رژيم پهلوي را نقش بر آب كنند.
مفتح در پاسخ به این پرسش که چرا امروز ما شهيد مفتح را به عنوان مظهر وحدت حوزه و دانشگاه ميدانيم، اظهار داشت: با اين رويكرد، افرادي مانند شهيد مطهري، شهيد باهنر، شهيد بهشتي و دكتر مفتح از حوزههاي علمي وارد دانشگاه شدند و نقش مؤثري را در ايجاد اين وحدت و حفظ جوانان و اعتقادات آنها داشتند.
البته اين آرمان از ديرباز در ذهن و اقدامات شهيد مفتح ديده ميشد. در دهه 40 ايشان مجموعه مقالاتي را با نام مسجد و دانشگاه نوشتند، يا در همان سالها با همكاري با شهيد بهشتي، مدرسهاي را در قم راهاندازی كردند كه «دين و دانش» نام داشت.
اين افكار و اقدامات، نشاندهنده اين آرمان بود. شهيد مفتح همچنين در قم نشستهایی را تشكيل ميدادند، متشكل از طلاب و دانشآموزان و تلاش ايشان، نزديكي آرا و انديشه آنها به همديگر بود.
دهه 50 مصادف بود با حضور ايشان در دانشگاه و برگزاري نماز جماعت در مسجد دانشگاه. ايشان در اين زمينه و به ويژه سخنراني در مساجد دانشگاه، نقش پررنگي داشتند تا پس از پيروزي انقلاب اسلامي، كه شهيد مفتح، نخستين سمينار وحدت حوزه و دانشگاه را در آبان 58 در دانشگاه الهيات دانشگاه تهران برگزار كردند؛ اين مراسم همزمان بود با نخستين سالگرد ارتحال سيدمصطفي خميني و كمتر از دو ماه پس از آن، دكتر مفتح به شهادت رسید.
وی به زبان مشترك ميان حوزويان و دانشگاهيان اشاره کرد و درباره شهيد مفتح گفت: دكتر مفتح، تبلور وحدت حوزه و دانشگاه بود. ايشان در حوزه علميه از دوره مقدماتي تا عاليترين سطوح يعني اجتهاد تحصيل كردند و مدرس بزرگ حوزه علميه بودند. جلسات ايشان در حوزه علميه، همواره با شكوه ويژهاي برگزار ميشد.
از سوي ديگر، شهيد مفتح در دانشگاه هم تحصيل كرد و تا درجه دكترا در دانشگاه آموخت. تدريس هم كرده بود. به بيان ديگر، ايشان هم در حوزه و هم در دانشگاه زندگي كرده بودند. برای همین، به ادبيات طلبهها و دانشجويان آشنا بودند و زبان مشتركي با آنها داشتند. محل شهادت ايشان در دانشگاه و تقدير اين بود كه عمامه ايشان در دانشگاه به خون آغشته شود.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


