طرحي براي جبران شكستهاي رژيم اسرائیل
روزنامه «جمهموري اسلامي»، سرمقاله امروز خود را به مسائل خارجي اختصاص داده و به بررسي نكاتي خواندني درباره نشست چهاردهم آبان قاهره بين گروههاي فلسطيني پرداخته است و مينويسد:
طرح چهارده مادهاي رژيم كمپ ديويدي قاهره براي پايان دادن به اختلافات گروههاي فلسطيني در گام اوليه با مخالفت جدي رهبران فلسطين و گروههاي مقاومت اسلامي روبهرو شده است.
رژيم قاهره با پيشنهاد اين طرح از همه گروههاي فعال فلسطيني دعوت كرده است براي بحث و تبادل نظر در اين زمينه از چهادرهم آبان ماه در قاهره حضور يابند تا بلكه زمينههايي براي تفاهم و همفكري گروههاي فلسطيني فراهم شود.
از آنجا كه اين طرح پس از مدتها تنش و برخورد گروههاي فلسطيني به ويژه تشكيلات خودگردان و جناح فتح از يكسو با جنبش حماس و دولت اسماعيل هنيه عنوان ميشود، دربردارنده نكاتي است كه بايد به دقت مورد توجه و بررسي قرار گيرد.
1ـ نخستين و عمدهترين مطلب در اين زمينه، پيشگامي رژيم كمپ ديويدي قاهره براي ميانجيگري بين فلسطينيها است. رژيم قاهره تا اين اواخر تلاش داشت با حمايت يكطرفه از تشكيلات خودگردان و محمود عباس و همچنين طيف خائن «فتح» اهداف و برنامههاي اسرائيل و آمريكا در قلمرو فلسطين را اجرا كند، ولي هرچه بيشتر تلاش كرد، كمتر نتيجه گرفت. قاهره حتي در چندين مرحله با آموزش نيروهاي فتح و اعزام آنها به غزه، تلاش كرد پنهاني از اين گروه براي كودتا عليه «حماس» و دولت «هنيه» بهرهگيري كند، ولي با شكست نيروهاي اعزامي فتح اين توطئه نيز ناكام ماند و عقيم شد. اكنون قاهره ميكوشد موقعيت خود نزد فلسطينيها را ترميم كند تا بلكه جايگاه پيشين خود را بازيابد.
علاوه بر اين، نقش سنتي قاهره به عنوان رهبر جهان عرب، اكنون مدتهاست بيرنگ و ناكارآمد جلوه كرده است. به گونهاي كه عربستان در دور پيشين مذاكرات فلسطيني با فراهم كردن بسترهاي مورد نظر، زمينه را براي دستيابي به «توافقات طائف» فراهم كرد. البته آن توافقات چندان دوام نياورد، ولي گفته ميشود يكي از علل ناكامي و عدم اجراي توافقات طائف كارشكني مشترك مصر و رژيم صهيونيستي بوده كه نخواستهاند ابتكار عمل در اختيار رياض قرار گيرد.
در مرحله بعدي، قطر با نقشآفريني بين گروههاي لبناني و دولت اين كشور زمينه ساز توافقاتي شد كه هنوز هم اعتبار و كارآيي دارد و همين امر، بار ديگر نقش سنتي رژيم قاهره را به زير سؤال برده است.
اكنون قاهره تمايل چنداني به نتايج مذاكرات فلسطينيها ندارد، بلكه عمدتا به احياي نقش و جايگاه سنتي خود ميانديشد و ميخواهد يك بار ديگر، چنين موقعيتي را براي خود تثبيت و تضمين كند ولي همچنان مأموريت دارد كه در چهارچوب خوشخدمتي براي صهيونيستها به جبران شكستهاي اسرائيل بپردازد.
2 ـ رژيم اسرائیل و حاميانش طرف ديگر قضيه هستند كه از نقشآفريني ديگر كشورهاي عرب در قلمرو مسائلي كه به گونهاي به اسرائيل هم ارتباط پيدا ميكند، نگرانند. بدين ترتيب، پافشاري مشترك آمريكا و صهيونيستها براي كشاندن قاهره به موضع ميانجيگري از اشتهاي قاهره براي ايفاي چنين نقشي كمتر نيست، به ويژه آنكه آمريكا و صهيونيستها با سوءاستفاده از سرخوردگي قاهره و انفعال آن در مناسبات بينالعربي ميتوانند اهداف و برنامههاي خود را از طريق رژيم كمپ ديويدي قاهره البته با هزينههاي كمتري عملي سازند.
3 ـ با مروري به فهرست چهارده مادهاي طرح رژيم قاهره، ميتوان دريافت كه اجراي اين طرح در صورت عدم تغيير مفاد آن عينا در صدر خواستههاي آمريكا اسرائيل و رژيمهاي خائن عرب قرار دارد كه مشخصا پيروزيهاي مقاومت اسلامي در غزه و در صحنه فلسطين را يكسره ناديده ميگيرد و دقيقا درصدد بازگرداندن اوضاع به ماههاي پيش از شكست كودتاي مشترك فتح و محمود عباس در غزه است.
4 ـ هرچند روح كلي حاكم بر طرح چهارده مادهاي مصر، عملا در راستاي خنثي كردن پيروزيهاي مقاومت اسلامي و بازگرداندن شرايط گذشته است، ولي سه محور اصلي آن تازگي دارد.
الف ـ اعزام نيروهاي عربي به غزه
ب ـ موافقت با توافقنامههاي امضا شده توسط تشكيلات خودگردان
ج ـ نظارت يك هيأت امنيتي عربي به رهبري مصر بر حل و فصل مسائل مورد اختلاف در دستگاههاي امنيتي فلسطيني.
اين هر پنج محور پيشنهادي، اكنون براي ماههاست بر سر زبانهاست، ولي هرگز به صورت يك طرح مكتوب رسمي با چنين صراحتي مطرح نشده بود.
موضوع مهم در اين ميان آن است كه اشغالگران صهيونيست هم توافق خود را با انجام چنين طرحي به تشكيلات خودگردان اعلام كردهاند و شواهدي در دست است كه نشان ميدهد اصل طرح توسط صهيونيستها عنوان شده است.
مفهوم روش اين عبارت اين است كه صهيونيستها براي درهم شكستن مقاومت اسلامي در غزه حاضرند هر تركيبي را پذيرا شوند، ولي مقاومت را به كمك آن تحتالشعاع قرار دهند و آن را درهم بكشنند.
موضوع مهم ديگر حضور امنيتي تشكيلات خودگردان در غزه است كه صراحتا آبهاي رفته را دوباره به نهر خشك تشكيلات خودگردان در غزه بازميگرداند، به منزله احياي پايگاههاي از دست رفته فتح و تشكيلات خودگردان در غزه است كه اين با حمايت دربارهاي عرب و نيروهاي نظامي عرب تثبيت خواهد شد.
6 ـ پس از شكست طرح احداث «ديوار حايل» كه صهيونيستها به آن اميد فراواني بسته بودند، طرح «ايجاد سپر انساني» توسط ارتشهاي عرب در نوار غزه در واقع حركتي براي جبران شكست اسرائيل است.


