عقبنشيني آلمان تنها راه نجات پول واحد
مرتضي بينا
کد خبر: ۲۰۸۸۵۵
| | 2271 بازدید
وقتي آلمانيها و كشورهاي شمالي اروپا به وضعيت مالي كشورهاي اروپايي كرانه مديترانه نگاه ميكنند و خود را در آينه ميبينند، احساس برتري خاصي ميكنند.
اين احساس برتري به آنها اجازه ميدهد تا در مورد حفظ پول واحد يعني يورو، به كشورهاي حوزه مديترانه درس اخلاق بدهند.
سياستمداران اروپا با تجربه تر از آن هستند كه مستقيما درس اخلاق بدهند، ولي در توجيه مشكلات مالي يونان، پرتغال و اسپانيا و اخيرا ايتاليا، در مورد عدم پرداخت ماليات كافي، وجود تقاضاي بيشتر از امكانات براي تامين اجتماعي، مصرف بيرويه بدون توليد كافي، حيف و ميل منابع مالي در اثر بيكفايتي يا فساد و مسائلي از اين دست صحبت ميكنند.
دلايل بالا كه براي توجيه كسري بودجه فزاينده دولتهاي حوزه مديترانه عنوان ميشوند موجه و منطقي هستند. از اين رو اصرار آلمانيها در كم كردن هزينههاي دولتي و افزايش درآمدهاي مالياتي منطق خاص خود را دارد. اين طرز فكر كه مردم حوزه مديترانه بايد تقاضاي خود براي تامين اجتماعي را پايين بياورند و ماليات بيشتري بدهند در افكار عمومي آلمانيها جا افتاده است.
اما كم كردن كسري بودجه دولتها راهحل دراز مدت است و جواب مشكل عدم توانايي در پرداخت اقساط وامها با سررسيدهاي كوتاهمدت را نميدهد. منطق آلمانيها اين است كه كشورهايي مانند يونان بايد با كم كردن هزينهها، پول لازم براي پرداخت اقساط وامهاي گرفته شده را تهيه كنند. شواهد بر اين است كه يونان به هيچ وجه توان پرداخت اقساط را ندارد حتي با وجود اينكه اخيرا حدود 50 درصد وامها بخشيده شدند. البته قبل از بخشش وامها توسط بانكهاي فرانسوي و آلماني، يونان براي وامهاي جديد بايد با بهره بيش از 25 درصد وام ميگرفت و وامهاي قبلي به قيمت كمتر از 50 درصد ارزش اسمي در بازار معامله ميشدند. بنابراين قانع كردن بانكها در بخشيدن 50 درصد وامهاي يونان كار چندان سختي نبود و در حقيقت به نفع بانكها بود.
در حال حاضر به خاطر عدم اعتماد سرمايه گذاران به توانايي كشورهاي حوزه مديترانه در قابليت بازپرداخت، نرخ بهرهاي كه تقاضا ميشود بسيار بيشتر از توان اين كشورها در پرداخت فقط بهره وامها است، يعني وضعيت طوري است كه روز به روز به اصل وامها افزوده ميشود و چون زياد شدن اصل وام، ترس عدم توانايي در بازپرداختها را بيشتر ميكند، سرمايهگذاران هم تقاضاي بهره بيشتري ميكنند. اين چرخه خراب به خودي خود در كوتاه مدت قابل ترميم نيست، چون با تحميل مالياتهاي بيشتر و كم كردن هزينههاي دولتي، نرخ رشد توليد ناخالص ملي در كوتاهمدت آنقدر كم ميشود كه ميزان كل مالياتهاي دريافتي جواب پرداخت بهره وامها و هزينهها را نميدهد.
چنانكه آلمان در تجويز راه حلي براي يونان و بقيه كشورهاي حوزه مديترانه اصرار بورزد، كار به آنجا خواهد كشيد كه اين كشورها مجبور خواهند شد حقوق مردم خود را با قول پرداخت در آينده بپردازند. احتمالا اين قولهاي پرداخت در آينده قابل انتقال خواهند بود و در حقيقت اين كار به منزله چاپ پول خاص آن كشور خواهد بود. مردم هم چارهاي جز قبول كردن اين كاغذها نخواهند داشت.
شبيه اين اتفاق مرتبا در ايالت كاليفرنياي آمريكا ميافتد. با محدوديت قانوني كه دولت كاليفرنيا براي كسري بودجه دارد، گاهي ديگر نميتواند وام بگيرد و با كم شدن نرخ رشد، دريافتيهاي مالياتي كم ميشوند و ايالت مجبور ميشود ديون خود را با انتشار كاغذهايي كه روي آنها قول پرداخت در آينده نوشته ميشود پرداخت كند. اصطلاحا به اين كاغذها «IOU» يا «من به شما مديونم» گفته ميشود. اين كاغذهاي «IOU» قابل انتقال هستند و مردم ميتوانند از اين كاغذها براي خريد از مغازهها استفاده كنند و مغازهها اين كاغذها را با تنزيل قابل قبولي ميپذيرند.
چاپ كاغذهاي «من به شما مديونم» براي حوزه مديترانه وقتي كار ساز است كه مردم اطمينان داشته باشند كه مساله موقتي است و دولت واقعا در آينده توان پرداخت اين كاغذها به يورو را خواهد داشت. در غير اين صورت، نرخ تنزيلي كه براي اين كاغذها تقاضا خواهد شد آنقدر بالا خواهد بود كه بي ارزش خواهند شد. طبيعتا اگر چنين اتفاقي بيفتد، با وقوع شورشهاي اجتماعي، دولتها مجبور خواهند شد از خير پول واحد و يورو بگذرند و اقدام به چاپ و انتشار پول اختصاصي دولت خود كنند.
راهحلي كه توسط ديگر كشورها پيشنهاد ميشود، استفاده از بانك مركزي اروپا به عنوان يك بانك مركزي واقعي است كه مانند فدرال رزرو آمريكا اقدام به خريد وامهاي دولتي بكند و در نتيجه نرخ وامها را براي كشورهاي حوزه مديترانه پايين بياورد. در اين صورت، علت پايين آمدن نرخ بهره براي اين كشورها جلب اعتماد سرمايه گذاران در پس گرفتن سرمايه و در نتيجه بالا رفتن تقاضا خواهد بود.
ترس آلمان براي استفاده از بانك مركزي اروپا براي خريد اوراق قرضه همه كشورها در اين است كه اين كار باعث بالا رفتن نرخ بهره براي آلمانيها بشود. چون در اين روش همه كشورها چه با اعتبار خوب و چه اعتبار بد يك كاسه ميشوند و نرخ بهره براي كشورهاي ضعيف پايين ميآيد و براي كشورهاي قوي بالا ميرود. فعلا اين كار به مذاق آلمانيها خوش نميآيد.
تا به امروز آلمان از اصرار خود در تحميل شرايط سخت براي كم كردن كسري بودجه در كشورهاي حوزه مديترانه دست بر نداشته، اما چند روز پيش خود آلمان با تقاضاي كم براي اوراق قرضهاش مواجه شد كه اين نشانه دو نكته است؛ يكي كم شدن اعتماد سرمايهگذاران به اقتصاد آلمان و دوم باور سرمايهگذاران در اينكه آلمانيها به هر حال مجبور خواهند شد جور كشورهاي حوزه مديترانه را بكشند و به آنها وام بيشتري بدهند.
چنانكه نرخ رشد آلمان كم بشود و نياز به وام گرفتنش زياد شود يا مجبور بشود وام بقيه كشورها را هم بپردازد، نرخ بهره براي آلمان هم بالا خواهد رفت. بالا رفتن نرخ بهره براي آلمان، منطق مخالفت با استفاده از بانك مركزي اروپا را ضعيف ميكند، چون ممكن است نرخ بهره آلمان همانقدر بالا برود كه يك كاسه شدن همه وامها فرقي از نظر بالا رفتن نرخ بهره آلمان نكند.
در اين صورت اگر آلمان بپذيرد كه بانك مركزي اروپا مانند فدرال رزرو آمريكا اقدام به خريد همه وامها در همه كشورهاي حوزه يورو بكند، بحران عدم پرداختها به طور موقت تسكين مييابد. ولي چون اين كار مانند انتشار حجم زياد پول است، در آينده بايد منتظر تورم بالايي در حوزه يورو باشيم، چون بر خلاف فدرال رزرو، معلوم نيست كه بانك مركزي اروپا بتواند به راحتي اوراق قرضه خريداري شده را بفروشد و پولها را از بازار جمع كند.
احتمالا با عقبنشيني آلمان از مواضع سختگيرانه خود، در كوتاهمدت شاهد كمي بالا رفتن تقاضا براي يورو خواهيم بود. ولي هر تصميمي كه آلمانيها بگيرند، تا تشكيل يك اروپاي متحد از نظر اقتصادي و يك بانك مركزي واقعي براي اروپا و برگشتن نرخ رشد بالا در اروپا، راه زيادي در پيش است و يورو همچنان تحت فشار باقي خواهد ماند.
اين احساس برتري به آنها اجازه ميدهد تا در مورد حفظ پول واحد يعني يورو، به كشورهاي حوزه مديترانه درس اخلاق بدهند.
سياستمداران اروپا با تجربه تر از آن هستند كه مستقيما درس اخلاق بدهند، ولي در توجيه مشكلات مالي يونان، پرتغال و اسپانيا و اخيرا ايتاليا، در مورد عدم پرداخت ماليات كافي، وجود تقاضاي بيشتر از امكانات براي تامين اجتماعي، مصرف بيرويه بدون توليد كافي، حيف و ميل منابع مالي در اثر بيكفايتي يا فساد و مسائلي از اين دست صحبت ميكنند.
دلايل بالا كه براي توجيه كسري بودجه فزاينده دولتهاي حوزه مديترانه عنوان ميشوند موجه و منطقي هستند. از اين رو اصرار آلمانيها در كم كردن هزينههاي دولتي و افزايش درآمدهاي مالياتي منطق خاص خود را دارد. اين طرز فكر كه مردم حوزه مديترانه بايد تقاضاي خود براي تامين اجتماعي را پايين بياورند و ماليات بيشتري بدهند در افكار عمومي آلمانيها جا افتاده است.
اما كم كردن كسري بودجه دولتها راهحل دراز مدت است و جواب مشكل عدم توانايي در پرداخت اقساط وامها با سررسيدهاي كوتاهمدت را نميدهد. منطق آلمانيها اين است كه كشورهايي مانند يونان بايد با كم كردن هزينهها، پول لازم براي پرداخت اقساط وامهاي گرفته شده را تهيه كنند. شواهد بر اين است كه يونان به هيچ وجه توان پرداخت اقساط را ندارد حتي با وجود اينكه اخيرا حدود 50 درصد وامها بخشيده شدند. البته قبل از بخشش وامها توسط بانكهاي فرانسوي و آلماني، يونان براي وامهاي جديد بايد با بهره بيش از 25 درصد وام ميگرفت و وامهاي قبلي به قيمت كمتر از 50 درصد ارزش اسمي در بازار معامله ميشدند. بنابراين قانع كردن بانكها در بخشيدن 50 درصد وامهاي يونان كار چندان سختي نبود و در حقيقت به نفع بانكها بود.
در حال حاضر به خاطر عدم اعتماد سرمايه گذاران به توانايي كشورهاي حوزه مديترانه در قابليت بازپرداخت، نرخ بهرهاي كه تقاضا ميشود بسيار بيشتر از توان اين كشورها در پرداخت فقط بهره وامها است، يعني وضعيت طوري است كه روز به روز به اصل وامها افزوده ميشود و چون زياد شدن اصل وام، ترس عدم توانايي در بازپرداختها را بيشتر ميكند، سرمايهگذاران هم تقاضاي بهره بيشتري ميكنند. اين چرخه خراب به خودي خود در كوتاه مدت قابل ترميم نيست، چون با تحميل مالياتهاي بيشتر و كم كردن هزينههاي دولتي، نرخ رشد توليد ناخالص ملي در كوتاهمدت آنقدر كم ميشود كه ميزان كل مالياتهاي دريافتي جواب پرداخت بهره وامها و هزينهها را نميدهد.
چنانكه آلمان در تجويز راه حلي براي يونان و بقيه كشورهاي حوزه مديترانه اصرار بورزد، كار به آنجا خواهد كشيد كه اين كشورها مجبور خواهند شد حقوق مردم خود را با قول پرداخت در آينده بپردازند. احتمالا اين قولهاي پرداخت در آينده قابل انتقال خواهند بود و در حقيقت اين كار به منزله چاپ پول خاص آن كشور خواهد بود. مردم هم چارهاي جز قبول كردن اين كاغذها نخواهند داشت.
شبيه اين اتفاق مرتبا در ايالت كاليفرنياي آمريكا ميافتد. با محدوديت قانوني كه دولت كاليفرنيا براي كسري بودجه دارد، گاهي ديگر نميتواند وام بگيرد و با كم شدن نرخ رشد، دريافتيهاي مالياتي كم ميشوند و ايالت مجبور ميشود ديون خود را با انتشار كاغذهايي كه روي آنها قول پرداخت در آينده نوشته ميشود پرداخت كند. اصطلاحا به اين كاغذها «IOU» يا «من به شما مديونم» گفته ميشود. اين كاغذهاي «IOU» قابل انتقال هستند و مردم ميتوانند از اين كاغذها براي خريد از مغازهها استفاده كنند و مغازهها اين كاغذها را با تنزيل قابل قبولي ميپذيرند.
چاپ كاغذهاي «من به شما مديونم» براي حوزه مديترانه وقتي كار ساز است كه مردم اطمينان داشته باشند كه مساله موقتي است و دولت واقعا در آينده توان پرداخت اين كاغذها به يورو را خواهد داشت. در غير اين صورت، نرخ تنزيلي كه براي اين كاغذها تقاضا خواهد شد آنقدر بالا خواهد بود كه بي ارزش خواهند شد. طبيعتا اگر چنين اتفاقي بيفتد، با وقوع شورشهاي اجتماعي، دولتها مجبور خواهند شد از خير پول واحد و يورو بگذرند و اقدام به چاپ و انتشار پول اختصاصي دولت خود كنند.
راهحلي كه توسط ديگر كشورها پيشنهاد ميشود، استفاده از بانك مركزي اروپا به عنوان يك بانك مركزي واقعي است كه مانند فدرال رزرو آمريكا اقدام به خريد وامهاي دولتي بكند و در نتيجه نرخ وامها را براي كشورهاي حوزه مديترانه پايين بياورد. در اين صورت، علت پايين آمدن نرخ بهره براي اين كشورها جلب اعتماد سرمايه گذاران در پس گرفتن سرمايه و در نتيجه بالا رفتن تقاضا خواهد بود.
ترس آلمان براي استفاده از بانك مركزي اروپا براي خريد اوراق قرضه همه كشورها در اين است كه اين كار باعث بالا رفتن نرخ بهره براي آلمانيها بشود. چون در اين روش همه كشورها چه با اعتبار خوب و چه اعتبار بد يك كاسه ميشوند و نرخ بهره براي كشورهاي ضعيف پايين ميآيد و براي كشورهاي قوي بالا ميرود. فعلا اين كار به مذاق آلمانيها خوش نميآيد.
تا به امروز آلمان از اصرار خود در تحميل شرايط سخت براي كم كردن كسري بودجه در كشورهاي حوزه مديترانه دست بر نداشته، اما چند روز پيش خود آلمان با تقاضاي كم براي اوراق قرضهاش مواجه شد كه اين نشانه دو نكته است؛ يكي كم شدن اعتماد سرمايهگذاران به اقتصاد آلمان و دوم باور سرمايهگذاران در اينكه آلمانيها به هر حال مجبور خواهند شد جور كشورهاي حوزه مديترانه را بكشند و به آنها وام بيشتري بدهند.
چنانكه نرخ رشد آلمان كم بشود و نياز به وام گرفتنش زياد شود يا مجبور بشود وام بقيه كشورها را هم بپردازد، نرخ بهره براي آلمان هم بالا خواهد رفت. بالا رفتن نرخ بهره براي آلمان، منطق مخالفت با استفاده از بانك مركزي اروپا را ضعيف ميكند، چون ممكن است نرخ بهره آلمان همانقدر بالا برود كه يك كاسه شدن همه وامها فرقي از نظر بالا رفتن نرخ بهره آلمان نكند.
در اين صورت اگر آلمان بپذيرد كه بانك مركزي اروپا مانند فدرال رزرو آمريكا اقدام به خريد همه وامها در همه كشورهاي حوزه يورو بكند، بحران عدم پرداختها به طور موقت تسكين مييابد. ولي چون اين كار مانند انتشار حجم زياد پول است، در آينده بايد منتظر تورم بالايي در حوزه يورو باشيم، چون بر خلاف فدرال رزرو، معلوم نيست كه بانك مركزي اروپا بتواند به راحتي اوراق قرضه خريداري شده را بفروشد و پولها را از بازار جمع كند.
احتمالا با عقبنشيني آلمان از مواضع سختگيرانه خود، در كوتاهمدت شاهد كمي بالا رفتن تقاضا براي يورو خواهيم بود. ولي هر تصميمي كه آلمانيها بگيرند، تا تشكيل يك اروپاي متحد از نظر اقتصادي و يك بانك مركزي واقعي براي اروپا و برگشتن نرخ رشد بالا در اروپا، راه زيادي در پيش است و يورو همچنان تحت فشار باقي خواهد ماند.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


