لابي ثروت پیروز شد!
قانون اخذ ماليات بر ارزش افزوده از صنف زرگران براي چند ماه به تعويق افتاد.
به گزارش خبرنگار «تابناك» در پي افزايش فشارها به دولت و تعطيلي بازارهاي اصفهان، تبريز و تهران، دولت در يك عقبنشيني آشكار، اجراي دريافت ماليات بر ارزش افزوده را به حالت تعليق درآورد.
بنا بر اين گزارش، اصلاح نظام مالياتي، يكي از محورهاي تحول اقتصادي دولت احمدينژاد در يك سال باقيمانده اعلام شده است و به باور كارشناسان، تنها راه ريشهكن سازي اقتصاد زيرزميني و شفافيت نظام مالياتي، دريافت ماليات بر ارزش افزوده است.
اما در پي برخي اقدامات شتابزده دولت نهم، اين بار بدون زمينهسازي و فراهمآوري ملزومات از يک سو و اطلاعرساني نکردن و انجام ندادن هماهنگيهاي لازم در اجراي اين طرح و آگاه ساختن فروشندگان و خريداران، روش ماليات بر ارزش افزوده از اول مهر ماه سال جاري، جانشين روش ماليات بر درآمد شد. هر چند از سوي آگاهان پيشبيني شده بود كه براي اجراي اين روش كه باعث شفافيت در درآمدهاي فعالان اقتصادي ميشود، با مخالفتهاي شديد و دامنهدار از سوي برخي افراد كه هر ساله از پرداخت ماليات واقعي سر باز ميزنند، روبهرو خواهد شد؛ امري كه به همراه فراهم نشدن مقدمات لازم آن پيش از اين نيز باعث معطل ماندن اين روش اخذ ماليات به مدت نوزده سال شده بود.
اما با تصويب اين قانون، گمان ميرفت كه لابي قدرت و ثروت نتواند مانع اجرايي شدن اين قانون شود كه متأسفانه به علت كارهاي عجولانه و غير كارشناسي توسط برخي مديران، دريافت ماليات بر ارزش افزوده از معاملات طلا به سه ماه ديگر موكول شد. اين امر، علاوه بر آن كه از ضعف تصميمگيري آگاهانه در بدنه اقتصادي دولت حكايت دارد، بيانگر ضعف دورانديشي در رويارويي با مشكلات احتمالي امنيتي نيز هست، به گونهاي كه با عقبنشيني دولت از خواسته بحق مردم در برابر عدهاي ارباب ثروت، اين شايبه پيش ميآيد كه دولت در برابر هياهوها و اعتراضات، از اين پس كوتاه ميآيد که درآينده پيامدهاي نامناسب و ناخوشايندي را براي دولت رقم خواهد زد.
هرچند بايد گفت كه متأسفانه اين بار هم لابي ثروت با تعليق سه ماهه قانون ماليات بر ارزش افزوده، به روشي جديد، قدرت و نفوذ خود را آشكارا به رخ همگان ميكشد.
وگرنه عمرا واسه مردم باشه!
دوم اينكه فراموش نكنيد كه كمترين سود به نسبت سرمايه مربوط به طلا است پس تيتر " لابي ثروت پيروز شد" مربوط به مشاغلي مثل زمين خواري و رشوه بگيران است.
سوم اينكه وقتي شغلي با توجه به تورم موجود و عدم اعتبار چك و بسياري نا امنيتيهاي اقتصادي سود كمتر از سه درصد دارد، چگونه دولت چنين مالياتي را نقدا ميگيرد.
چهارم اينكه قانون مي تواند قانون خوبي شود اگر اصلاحات اقتصادي در ابتدا اجرا شود.
مشکل هم سه درصد نیست. مردم قبلا هم این این مالیات را می پرداختند حتی بیشتد.
مشکل فعالان اقتصادی که مخالف اجرای این طرح هستند هم نه مردم و نه این سه درصد است. آنها نگران مالیات بر درآمدی هستند که کهدیگر نمی توانند از پرداخت آن فرار کنند.
دولت و صدا و سیما هم باید بیشتر در اطلاع رسانی بکوشند. من در 15 روز گذشته هنوز کسی را ندیده ام که به صورت دقیق این روش کارامد مالیاتی را بشناسد و از مزایای فوق العاده آن که نهایتا به نفع مصرف کننده است آشنا باشد.





