مجلس دعوت به آرامش و نظم و اجرای قانون دارد
امروز (چهارشنبه) دكتر علي لاريجاني در سخنان خود، با اشاره به تجمع روز گذشته برخي از دانشجويان در جلوی سفارت انگليس گفت: روز گذشته، شماری از دانشجويان كه از رفتار دولت انگليس به خشم آمده بودند، جلوی سفارت انگليس تظاهرات كردند و عدهاي نيز به درون سفارت وارد شدند.
به گزارش «تابناک»، رييس مجلس شوراي اسلامي تصريح كرد: اين خشم برخاسته از چند دهه اقدامات سلطهطلبانه انگليس در ايران است كه گوشههايي از آن مربوط به دوران صدر مشروطه و مابقي آن در ادوار تسلط بخشيدن به نظام پهلوي در ايران است.
لاريجاني خاطرنشان كرد: پس از انقلاب اسلامي كه دست آمريكا و انگليس از ايران كوتاه شد، همچنان راه دشمني با ملت ايران، سرلوحه کارهای اين كشورها بود.
وي گفت: اقدام عجولانه در شوراي امنيت براي محكوم كردن اقدام دانشجويان براي سرپوش گذاشتن بر جنايات گذشته انگليس و آمريكاست، حال آن كه پليس در حفظ آرامش تلاش خود را کره بود.
رييس مجلس شوراي اسلامي تصريح كرد: پرسش اينجاست، آيا در سال 59 كه عدهاي ضدانقلاب به سفارت ايران در لندن حمله و ساختمان سفارت ايران را ويران و افرادي را مجروح كردند و چند نفر شهيد شدند، چرا فورا جلسه شوراي امنيت تشكيل و انگليس محكوم نشد؟!
لاريجاني با تأكيد بر اينكه اين روش فريبكارانه است و باعث بیثباتی و نبود امنيت جهاني ميشود، گفت: مجلس شوراي اسلامي ضمن دعوت به آرامش و ايجاد نظم و اجراي قانون، رفتار عجولانه آمريكا و انگليس را در ماجراجويي پيرامون اين اقدام دانشجويان فرصتطلبي ميداند كه میخواهند از اين مسأله سوءاستفاده كنند، وگرنه اقدام مجلس در كاهش سطح روابط با انگليس، قانوني بود، چرا در اين زمينه نيز با الفاظي كه حاكي از دشمني است پاسخ دادند؟
وي افزود: مجلس شوراي اسلامي، روش قانوني مصوب خود را چارهساز ميداند و اجراي آن را در اوضاع کنونی لازم ميپندارد.
به گزارش ايسنا، رييس مجلس شوراي اسلامي ضمن گراميداشت روز مجلس و با درود بر روح پرفتوح آيتالله شهيد مدرس، با بيان اينكه حضور مدرس در مجلس، حضور يك نماينده واقعي در صحنه سختترين شرايط ايران بوده است، گفت: بحق شهيد مدرس نماد پارلمان ايران است.
لاريجاني اظهار داشت: اين مرد بزرگ علاوه بر مقامات علمي و فقهي در تاريخ سياسي ايران ميدرخشد و به درستي نماد مجلس و مردم سالاري در ايران قرار گرفته است.
وي افزود: مدرس در دوران استبداد صغير در كنار حاج آقا نورالله اصفهاني، تلاش بسیاری به منظور تدارك و تقويت مشروطهخواهان انجام داد. بعدها بر پایه فصل دوم متمم قانون اساسي براي نظارت بر قوانين مصوب مجلس به عنوان يكي از پنج مجتهد طراز اول برگزیده شد و در جلسه 195 مجلس سوگند ياد کرد.
وي ادامه داد: همچنين در جلسه 203 با نطق خود ارزش مجلس و لزوم فضاي اتحاد و يكدلي را یادآور شد و ميفرمايد: «بنده خدمتگذاري ميكنم، خردهگيري از يكديگر كردن و جزيياتي كه ابدا به درد اين ملت غرق شده نميخورد، چه فايدهاي دارد به جز تلف كردن وقت مجلس كه يك جلسه را قيمت كردهاند 700 تومان و بنده دقيق آن را ميگويم مقابل تمام دنيا قيمت دارد به واسطه اين كه در يك دقيقه ميشود حرفي زد و قانوني وضع كرد و نظم داد و كاري كرد كه چقدر نتيجه دارد در دنيا و آخرت، همچو اوقاتي را صرف كنند در اعتراض شخصي و نقطهگيري و چيزهاي ديگر»
رييس مجلس شوراي اسلامي تصريح كرد: دوره دوم مجلس با تصويب نمايندگان كه مدرس نيز از جمله موافقان بود براي چند ماه تمديد شد، همزمان دولت روسيه اولتيماتومي مبني بر اخراج مورگان شوستر از ايران صادر كرد، نمايندگان مجلس مخالف پذيرش اين اولتيماتوم بودند، مدرس نيز شديدا با قبول اولتيماتوم مخالفت كرد، ناصرالملك نائبالسلطنه مجلس را منحل و اولتيماتوم روسيه را پذيرفت.
وي ادامه داد: پس از انحلال مجلس، دولت تمايلي به برگزاري انتخابات سومين دوره قانونگذاري نداشت و چون تعويق انتخابات نيازمند تصويب مجلس بود دولت به ناچار مجلسي به عنوان مجلس مشاوره عالي مركب از نمايندگان دوره اول و دوم مجلس و برخي شخصيتهاي سياسي كشور تشكيل داد تا مجوز تعويق انتخابات را تحصيل كند.
لاريجاني خاطرنشان كرد: شهيد مدرس با تصميم دولت به شدت مخالفت كرد و آن را مغاير قانون اساسي دانست، به قول ملكالشعراي بهار سيدحسن مدرس نطقي كرد كه مجلس به آن بزرگي به هم خورد، ولي نطق او و هواداري او از قانون اساسي كاري كرد كه خيالپردازي آنها كنار رود و مجبور شدند انتخابات مجلس سوم را برگزار كنند.
وي ادامه داد: شهيد مدرس در سومين دوره مجلس علاوه بر وظيفه نظارتي، سمت نمايندگي مردم تهران را نيز بر عهده داشت و اين دوره مصادف با آغاز جنگ جهاني اول بود. هنگامي كه نيروهاي متفقين با نقض بيطرفي ايران وارد خاك ايران شدند و تهران در معرض اشغال نيروهاي نظامي روس و انگليس قرار گرفت، مدرس به همراه گروهي از مليون به كرمانشاه رفت و براي مقابله با اشغالگران، دولت موقت ملي را تشكيل داد.
لاريجاني در ادامه گفت: به دليل ناكامي، دولت موقت ملي به خاك عثماني رفتند. مدرس در استانبول ضمن دیدار با سلطان عثماني و صدراعظم آن كشور نسبت به ادعاهاي دولت عثماني درباره بخشی از خاك ايران و نيز عدم حسن نيت تركان نسبت به ايرانيان انتقاد كرد.
رييس مجلس شوراي اسلامي يادآور شد: پس از پایان جنگ جهاني اول مدرس به تهران بازگشت و در مدرسه سپهسالار (شهيد مطهري امروز) به تدريس فقه و اصول پرداخت و توليت اين مدرسه را نيز بر عهده گرفت.
وي افزود: به دليل ناتواني دولت صمصامالسلطنه در تأمين امنيت و معيشت مردم شهيد مدرس و گروهي از مردم در حرم حضرت عبدالعظيم متحصن شدند و زير اين فشار كابينه صمصامالسلطنه سقوط كرد و وثوق الدوله به نخستوزيري رسيد. دولت وثوقالدوله به دليل امضاي قرارداد 1919 با دولت انگلستان خشم و نفرت شخصيتهاي مذهبي و ملي را برانگيخت. مدرس در رأس مخالفان اين قرارداد بود. مخالفت مدرس و ديگر شخصيتها با قرارداد 1919 و مقاومت غيركارآمد احمدشاه قاجار دولت انگلستان را به فكر يافتن جانشيني مناسب براي احمدشاه انداخت.
وي ادامه داد: ژنرال آيرون سايد، فرمانده نيروهاي انگلستان به همراه نورمن، سفير آن كشور در تهران به دستور لرد كروزون، وزير خارجه انگلس به تكاپو افتادند تا مهره مطلوب خود را برگزینند. انگليسيها خيلي زود فرد مورد نظر را در ميان قزاقان يافتند و او ميرپنج رضاخان سوادكوهي بود؛ بنابراین، هنگامي كه در پايان جنگ جهاني اول، نيروهاي انگليسي از ايران بیرون رفتند، آيرون سايد، فرمانده نيروهاي قزاق را به رضاخان سپرد و زمينه را براي كودتا آماده كرد.
رييس مجلس شوراي اسلامي گفت: صبح روز كودتا، سوم اسفند 1299 آيتالله مدرس و شماری از شخصيتهاي سياسي و مذهبي به دستور سيد ضياءالدين طباطبايي رييس دولت كودتا دستگير و زنداني شدند و شهيد مدرس تا پايان دولت كودتا ـ خرداد 1300 ـ در حبس بود.
وي گفت: در انتخابات دوره چهارم مجلس شورا كه پیش از كودتا برگزار شد، مدرس براي دومين بار به نمايندگي مردم تهران برگزیده شد؛ اما چهارمين دوره مجلس از تير 1300 آغاز و مدرس نايب رييس اول مجلس شد. مدرس با اعتبارنامه نمايندگان موافق قرارداد 1919 به شدت مخالفت كرد و مانع تصويب اعتبارنامه برخي از آنان شد. او در اين دوره، رهبري اكثريت مجلس را بر عهده داشت.
لاريجاني اظهار داشت: در همين دوره، شهيد مدرس روياروي قلدريهاي رضاخان ايستاد و در نطق متهورانهاش در نشست دوازدهم مهر 1301 سردار سپه وزير قلدر جنگ را به باد انتقاد گرفت و فرمود: اما امنيت در مملكت هست، منتهي به دست كسي است كه بیشتر ماها از او خوشوقت نيستيم، چرا در پس پرده حرف ميزنيد؛ مگر شما ضعيف النفس هستيد؟ چرا حرف نميزنيد و دل خود را ميلرزانيد؟ مگر ميترسيد؟ ما كه از رضاخان ترسي نداريم. چرا حرف خود را در پرده بگوييم؟ ما كه قدرت داريم، سلطنت را تغيير دهيم، قدرت داريم رييسالوزرا را عزل كنيم، رضاخان را هم تغيير ميدهيم. همين الان تصميم بگيريد، رييسالوزرا را بخواهيد استيضاح و عزلش كنيد برويد پي كارش، رضاخان هم همين طور، برود پي خانهاش بنشيند.
رييس مجلس شوراي اسلامي در ادامه سخنان خود ابراز داشت: قوام در بهمن 1301 استعفا و احمدشاه مستوفيالممالك را نخستوزير كرد. مدرس در مخالفت با مستوفي گفت:مستوفي مانند شمشير مرصع و جواهرنشاني است كه بايد فقط در روزهاي نرم والسلام آن را بايد به كمر بندد. ولي قوام مثل شمشير برنده فولادي است كه براي روز رزم بايد در دست گرفت. امروز مملكت ما احتياج به شمشير برنده فولادي دارد.
لاريجاني تصريح كرد: در خرداد سال 1302 دولت مستوفي را استيضاح نمود و مستوفي در پايان اين جلسه استعفا داد و دولت مشيرالدوله سركار آمد. دولت مشيرالدوله در تابستان سال 1302 انتخابات پنجمين دوره قانونگذاري را آغاز كرد. سردار سپه درصدد بود با حمايت و همكاري نظاميان خود در انتخابات دخالت كند تا هواداران خود را به مجلس بفرستد و اين ترفند و نقشه سردار سپه در شهرستانها كارساز شد. هنوز انتخابات تمام شهرها تمام نشده بود كه دولت مشيرالدوله در آبان 1302 زير فشار و خودسريهاي رضاخان كنارهگيري كرد و شاه جوان قاجار در نهايت ضعف و بيچارگي و گرفتاري بناچار فرمان نخستوزيري رضاخان را صادر کرد و بعد براي رهايي از پیامدهای بحران سياسي آن ـ كه منشأ آن سردار سپه بود ـ راهي فرنگ شد و دولت رضاخان به سرعت كار انتخابات را به نفع خويش به پايان رساند و وكلاي فرمايشي، يكي پس از ديگري سر از صندوقها درآوردند و بدين صورت، بیشتر مخالفان سردار سپه در مجلس چهارم، مبدل به اكثريت موافقان او در مجلس پنجم شد.
رييس مجلس شوراي اسلامي يادآور شد: رضاخان براي ايجاد قدرت مطلق خود طرح تغيير رژيم سلطنتي را مطرح كرد و عجله داشتند، اعتبارنامه نمايندگان هوادار خود را با سرعت در مجلس تصويب كنند.
وي گفت: شهيد مدرس مصمم بود در مقابل سردار سپه و خيالات او محكم بايستد و برای همین، با اعتبارنامه وكلاي فرمايشي مخالفت كرد و با مخالفت شهيد مدرس، اعتبارنامه نوري زاد و علي دشتي رد شد.
در يكي از جلسات همين مجلس بود كه پس از درگيري لفظي مدرس با تدين در پايان جلسه، حسين بهرامي به تحريك تدين ـ كه از نفوذ كلام مدرس به وحشت افتاده بود ـ سيلي محكمي به گوش مدرس نواخت و اين کار صحنه را عوض كرد.
ملكالشعراي بهار ميگفت: از آن سيلي ولايت پر صدا شد... دكاكين بسته و غوغا به پا شد اين اقدام زشت وقتي در بين مردم پخش شد، خشم و نفرت را برانگيخت، بازار بسته شد، مردم در مساجد جمع شدند و تظاهرات كردند.
لاريجاني ادامه داد: با سخنان انقلابي مدرس در مجلس در مقابل طرح تغيير نظام سردار سپه و حضور ملت در مقابل مجلس رييس مجلس معتمدالملك بحث تغيير رژيم را كنار نهاد. مدرس در اين زمينه گفت: من با جمهوري واقعي مخالف نيستم حكومت صدر اسلام نيز جمهوري بوده است، ولي اين جمهوري كه ميخواهند به ما تحميل كنند، بنا به اراده ملت ايران نيست بلكه انگليسيها ميخواهند به ملت تحميل كنند و رژيم حكومتي را كه صد در صد دست نشانده و تحت اراده خود باشد، در ايران برقرار كنند. اگر واقعا نامزد كانديداي جمهوري فردي آزاديخواه و ملي بود، حتما با او موافقت ميكردم.
رييس مجلس شوراي اسلامي افزود: مدرس پس از شكست طرح جمهوري رضاخاني در هفتم مهر ماه 1303 سردار سپه را استيضاح كرد. سردار سپه در همين جلسه بود كه خشمگينانه گلوي مدرس را فشرد و فرياد زد تو از جان من چه ميخواهي؟ مدرس گفت: ميخواهم تو نباشي و رضاخان با غضب به مدرس گفت: شما محكوم به اعدام هستي. شما را از بين خواهم برد.
رييس مجلس شوراي اسلامي در ادامه اظهار داشت: بار دیگر رضاخان طرح تغيير سلطنت احمدشاه را مطرح كرد. مدرس ميدانست هدف انگلستان از اين طرح محو موجوديت اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي ملت ايران و تصاحب ثروت و منابع ايران است، برای همین، ميگفت حكومت پهلوي معادل از دست دادن همه چيز ايران است.
لاريجاني گفت: لذا با ماده واحده خلق قاجار مخالفت نمود؛ هرچند آن مجلس فرمايشي اين طرح را پذيرفت و نتيجه آن همان پيشبيني مدرس شد كه انگليس بر مقدرات كشور مسلط شد.
وي تصريح كرد: مجلس ششم به رغم مشكلات و موانع رضاخان، مدرس را به عنوان نفر نخست انتخابات تهران وارد مجلس کرد. هشت نفر از ياران مدرس نيز موفق شدند به مجلس راه يابند.
رييس مجلس شوراي اسلامي در ادامه اظهار كرد: در انتخابات مجلس هفتم عملا رضاخان بر صندوقها مسلط بود و حتي يك رأي هم به نام مدرس از صندوق درنيامد، كه به افتضاحي مشهور شد و مدرس گفت: خودم كه يك رأي به خودم دادم، از اينجا داستان غم انگيز استيلاي دولت انگليس بر ايران كامل شد و رضاخان اين مرد بزرگ را تبعيد و در دهم آذر ماه 1316 آيتالله مدرس را به شهادت رساند.


