فرهنگ دولتی «2»
چرا در نظام مدیریتی ایران، «ارادت»، جای «مهارت» را گرفته است؟
یکی از آفات نظام مدیریتی در ایران، این است که «ارادت» جای «مهارت» را گرفته؛ یعنی مهم این است که فرد به منصب بالاتر ارادت داشته باشد تا بقا و پیشرفت او تضمین شود. پدیده مدیریت اتوبوسی که در سالهای اخیر رایج شده، درباره همین نگاه «قبیلگی»، فرهنگ «نوچه پروری» و نشستن ارادت به جای مهارت است.
سرویس فرهنگی ـ یکی از آفتهای نظام اداری و مدیریتی ایران، کمتوجهی به تخصص در پستهای کلیدی و حتی غیر کلیدی است.
به گزارش «تابناک»، این که افراد در ایران در هر زمینهای نظر میدهند، بدون اینکه در آن زمینه اطلاعاتی داشته باشند، ناشی از همین رویکرد است. البته ناگفته نماند که از مهمترین دلایل این کمتوجهی به تخصص نیز این است که در ایران، «ارادت»، جای «مهارت» را گرفته؛ یعنی مهم این است که فرد به منصب بالاتر ارادت داشته باشد تا بقای و پیشرفت او تضمین شود.
بر پایه این گزارش، بر خلاف بیشتر کشورهای دنیا که به سمت تخصصی شدن میروند، در نظام اداری ایران، سنت تاریخی مرسوم است که ما به دنبال مرید میگردیم تا همه چیز در کنترل ما باشد؛ یعنی در محیط کار، کوچکترین مخالفتی با ما نشود، ناکارآمدی و... از حوزه قدرت و مدیریت ما به بیرون درز پیدا نکند و... .
به این ترتیب، اگر ارادت به مقام بالاتر با شور و احساس بیشتری همراه شود، همزمان به همان میزان هم تخصص نداشتن افراد کمتر دیده شده و یا اصلا دیده نمیشود.
شاید بتوان گفت، نشستن ارادت به جای توانایی و تجربه و تخصص در بخشی هم ناشی از ذهنیات سیاسیورزان ایرانی و مبتنی بر فرهنگ «قبیلگی» است؛ این فرهنگ، به شدت در غلظت و محتوای تصمیمگیریها اثر میگذارد و به همین دلیل است که فرهنگ نوچهپروری ـ که ویژگی قبیلگی است ـ در کشور ما ریشهای دیرینه دارد.
در پایان باید گفت، ما در کشوری زندگی میکنیم که بسیاری از مدیران آن، افکار مدرن با سلیقه سنتی و عشیرهای دارند و همان گونه رفتار میکنند؛ بنابراین، پدیده مدیریت اتوبوسی که در سالهای اخیر رایج شده، راجع به همین نگاه «قبیلگی»، فرهنگ «نوچهپروری» و نشستن ارادت به جای مهارت است، چرا که وقتی افراد یک قبیله اتوبوسی با رئیس قبیله خود به یک نهاد تخصصی میروند و تخصص دیگری جز ارادت ندارند، به محض خروج مدیر یا همان صاحب قبیله، از آنجا که هنر دیگری ندارند، باید آنان نیز به دنبال مدیر کوچ کرده و در یک نهاد تخصصی دیگر، تمرین ارادت و نه مهارت کنند.
به گزارش «تابناک»، این که افراد در ایران در هر زمینهای نظر میدهند، بدون اینکه در آن زمینه اطلاعاتی داشته باشند، ناشی از همین رویکرد است. البته ناگفته نماند که از مهمترین دلایل این کمتوجهی به تخصص نیز این است که در ایران، «ارادت»، جای «مهارت» را گرفته؛ یعنی مهم این است که فرد به منصب بالاتر ارادت داشته باشد تا بقای و پیشرفت او تضمین شود.
بر پایه این گزارش، بر خلاف بیشتر کشورهای دنیا که به سمت تخصصی شدن میروند، در نظام اداری ایران، سنت تاریخی مرسوم است که ما به دنبال مرید میگردیم تا همه چیز در کنترل ما باشد؛ یعنی در محیط کار، کوچکترین مخالفتی با ما نشود، ناکارآمدی و... از حوزه قدرت و مدیریت ما به بیرون درز پیدا نکند و... .
به این ترتیب، اگر ارادت به مقام بالاتر با شور و احساس بیشتری همراه شود، همزمان به همان میزان هم تخصص نداشتن افراد کمتر دیده شده و یا اصلا دیده نمیشود.
شاید بتوان گفت، نشستن ارادت به جای توانایی و تجربه و تخصص در بخشی هم ناشی از ذهنیات سیاسیورزان ایرانی و مبتنی بر فرهنگ «قبیلگی» است؛ این فرهنگ، به شدت در غلظت و محتوای تصمیمگیریها اثر میگذارد و به همین دلیل است که فرهنگ نوچهپروری ـ که ویژگی قبیلگی است ـ در کشور ما ریشهای دیرینه دارد.
در پایان باید گفت، ما در کشوری زندگی میکنیم که بسیاری از مدیران آن، افکار مدرن با سلیقه سنتی و عشیرهای دارند و همان گونه رفتار میکنند؛ بنابراین، پدیده مدیریت اتوبوسی که در سالهای اخیر رایج شده، راجع به همین نگاه «قبیلگی»، فرهنگ «نوچهپروری» و نشستن ارادت به جای مهارت است، چرا که وقتی افراد یک قبیله اتوبوسی با رئیس قبیله خود به یک نهاد تخصصی میروند و تخصص دیگری جز ارادت ندارند، به محض خروج مدیر یا همان صاحب قبیله، از آنجا که هنر دیگری ندارند، باید آنان نیز به دنبال مدیر کوچ کرده و در یک نهاد تخصصی دیگر، تمرین ارادت و نه مهارت کنند.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۵۸
اما برای رفع مشکل چه باید کرد دوست عزیز من!
آیا چاره ای اندیشیده شده است!
ایا ایجاد حقوق برای نخبگان (در کوتاه مدت و میان مدت) چاره کار است؟
ایا حمایت از دانشگاه و دانشگاهیان در حد شعار چاره کار است؟
یا باید اساسی اندیشید؟
تقصیر انگلیس و استعمار عزیز من
اگر نه همه مدیران ما دلسوز و لایق هستند و به فکر مدیریت جهان هستند
پاسخ ها
سپهر
| ۱۸:۲۹ - ۱۳۹۰/۰۹/۰۱
بقول معروف از ماست كه برماست.
بخاطر اينه كه خودمون بدنبال روابط هستيم جاي اينكه دنباله رو ضوابط باشيم.به نظر بنده كاهلي خودمون رو تو اين زمينه نميشه به ديگران نسبت داد.
ناشناس
| ۱۹:۱۱ - ۱۳۹۰/۰۹/۰۱
روابط جای ظوابط.
چرا؟
چونکه ..............
هموطنان عزيز و صبور
علاوه بر ارادت به مسئول بالاتر، دروغگويي، چاپلوسي، سرحريف را زير آب كردن و تهمت زدن به منتفد براي كم كردن شخصيت و بي اعتبار كردن طرف مقابل از جمله روشهاي رسيدن به رياست شده است. متاسفانه در مملكتي كه زير و زبر آن ثروت است بسياري از مردم به علت ضعف در مديريت و خراب شدن اموال و ثروت عمومي در فقر به سر ميبرند. ننميخواهم بيشتر بنويسم كه داغها تازه ميشود ولي همين اندازه بگويم هرچه بگندد نمكش ميزنند واي به روزي كه بگندد نمك. دانشگاهها كه جاي تربيت مديران عالي و آتي است در معرض بدترين و ضعيفترين مديران قرار گرفته است و در اين ميان نقش اعضاي هيات علمي براي انتخاب مديران دانشگاه در حد صفر است. بسياري از اعضاي هيات علمي نظريه پرداز و توانايي كمك علمي و عملي به دستگاهها ديگر را دارند ولي متاسفانه از اين سرمايه هاي كلان فكري استفاده نميشود و توجهي نميشود و چه بسا برسر آنها هم كوبيده ميشود. خدا عاقبت مارا ختم به خير كند.
برادر كوچك شما
مدرس دانشگاه
التماس دعا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟





