جهان گردد به کام غیر ورزشیها!
تغاری بشکند، ماستی بریزد
در قضیه واگذاری اماکن ورزشی به بخش خصوصی، میدانیم که چه اتفاقاتی از ناحیه چه افرادی میافتاد و چگونه به بهانه خصوصیسازی، برخی چوب حراج بر سرمایههای ملی ورزش زدند و هر چند برخی مسئولین در ظاهر خود را بیطرف و هیچکاره در مناقصات و مزایدهها معرفی میکردند، در عمل همه کاره بودند و امور مورد نظر را از طریق آدمهای در سایه به انجام میرسانیدند.
کد خبر: ۲۰۴۹۳۹
| | 24123 بازدید
سرویس ورزشی ـ درافتادن با صاحبان قدرت و صاحبان اموال باد آورده در ورزش مصیبتی بس بزرگ برای اهالی ورزش و آن کسانی است که عاشق ورزشند و در برابر گروههایی که از کنار ورزش به جاه و مکان و مال و منالی رسیدهاند، چالشی بزرگ است.
بنا به گزارش «تابناک»، در همین ورزش ما، هستند کسانی که از صدقه سری پست و مقام و عنوان و عناوینی که برخی قوم و خویشان و دوستان و رفیقان به دست میآورند به مزایا و فضاهایی میرسند و برای از دست ندادن آنها، حاضرند دست به هر کاری بزنند؛ از تهدید و تطمیع گرفته تا آبروریزی و پردهدری برای افراد عاشق کار و افرادی که میخواهند با سلامت کار کنند.
میبینید که در کنار برخی رؤسا و دبیران و مسئولین، برخی فدراسیونهای ورزشی چه نوع آدمهایی در سایه هستند و این آدمها چگونه در مناقصات ورزشی و به اجاره درآوردن فضاهای ورزشی حرف اول و آخر را میزنند و طبیعی است که چنین افرادی برای ماندن در این فضا و بهرهبرداری مفت و مسلم از چنین مزایایی، هر کاری میکنند.
در قضیه واگذاری اماکن ورزشی به بخش خصوصی، میدانیم که چه کارهایی از ناحیه چه افرادی انجام میگیرد و چگونه به بهانه خصوصی سازی، برخیها چوب حراج بر سرمایههای ملی ورزش زدند و هر چند برخی مسئولین در ظاهر خود را بی طرف و هیچکاره در مناقصات و مزایدهها معرفی میکردند، در عمل همه کاره بودند و امور مورد نظر را از طریق آدمهای در سایه به انجام میرسانیدند.
دست آخر هم ورزشگاهها و فضاهای ورزشی را به صورت مخروبهای تحویل سیستم ورزش دادند و برای احیای دوباره آنها چند برابر پولی که بابت اجاره به دستگاه ورزش از سوی بخش به اصطلاح خصوصی پرداخت شده بود، باید هزینه میشد تا به سر جای اول خود برگردد.
خدا را شکر که واگذاری اماکن ورزشی به آن شکل کاملا نادرست از دستور کار بیرون آمد و اکنون برای اجاره ورزشگاهها، این هیأتهای ورزشی هستند که در اولویتند و دستکم اینکه سود و زیانش به جیب ورزش میرود؛ هر چند که بر این باوریم ورزشیها اماکن ورزشی را مانند خانه خودشان دوست دارند و خوب و سالم نگهداری میکنند.
اما امروز باید از ظهور نوکیسههایی ترسید که پیرامون فدراسیونها پرسه میزنند و از هر دری و منفذی که باز ببینند، خود را وارد گود میکنند تا از کنار دوستان و آشنایان و اقوامی که در ورزش و در فدراسیونها دارند، بهرهبرداریهای مادی را ببرند.
متأسفانه، به تازگی پای این نوکیسهها به بخشهایی از وزارت ورزش هم باز شده و اینها با بهره از برخی تضادها و اختلافنظرها میان مسئولین فدراسیونها، بهترین سوءاستفادهها را هم میبرند.
از این روی، میبینیم که اقلام مورد نیاز برخی فدراسیونها، بدون در نظر گرفتن کیفیت کار و بهای آن، حتما باید از فلان فروشگاه مخصوص خریداری شود، بلیتهای مسافرتهای داخلی و خارجی از آژانسهای بخصوص تهیه شود و هزار و یک مزایای دیگر که باید با گذراندن مراحل قانونی انجام شود، از طریق همین واسطههای در سایه انجام میشود و اگر هم روزی یک نفر بخواهد جلوی اینها بایستد و یا به قول کوچه بازاریها با اینها نسازد، چنان مهلکهای برایش درست میکنند که دو راه بیشتر پیش پای طرف نمیماند:
یا باید مبارزه کند و امورش را به سختی پیش ببرد و یا اینکه اهل ساخت و پاخت باشد که در این صورت نان هر دو در روغن است.
یکی از افراد گروه اول تعریف میکند که همان روز اولی که خواستم کارم را آغاز کنم، یکی از مقامات فدراسیون من را صدا زد و گفت: فلانی را داشته باش، همه مشکلاتت حله و من هم که فکر میکردم، باید کار درست را انجام دهم، گوش به حرف جنابش ندادم و آنقدر در مسیر حرکتم سنگ انداختند که دست آخر، رییس فدراسیون هم حریف آنها نشد و منم عطای کار را به لقایش بخشیدم.
اکنون و با توجه به اینکه یک مدیر با هوش در رأس حراست وزارت ورزش و جوانان قرار گرفته، انتظار میرود کمی با چشمانی بازتر به این امور نظر داشته باشد، چرا که حتی اینگونه افراد تلاش میکنند خود را به برو بچههای حراست هم نزدیک کنند تا محمل قانونی هم برای خود داشته باشند؛ هرچند کارکنان حراست دستگاه ورزش، آنقدر دارای عزت نفس هستند که گول این افراد فرصتطلب را نخورند.
در هر حال، ما بنا بر رسالت خود، آنچه میدانیم و میبینم، مینویسیم. حال این بر عهده مسئولین ذیربط است که چگونه برخورد کنند و چه برداشتی از این مسائل داشته باشند.
بنا به گزارش «تابناک»، در همین ورزش ما، هستند کسانی که از صدقه سری پست و مقام و عنوان و عناوینی که برخی قوم و خویشان و دوستان و رفیقان به دست میآورند به مزایا و فضاهایی میرسند و برای از دست ندادن آنها، حاضرند دست به هر کاری بزنند؛ از تهدید و تطمیع گرفته تا آبروریزی و پردهدری برای افراد عاشق کار و افرادی که میخواهند با سلامت کار کنند.
میبینید که در کنار برخی رؤسا و دبیران و مسئولین، برخی فدراسیونهای ورزشی چه نوع آدمهایی در سایه هستند و این آدمها چگونه در مناقصات ورزشی و به اجاره درآوردن فضاهای ورزشی حرف اول و آخر را میزنند و طبیعی است که چنین افرادی برای ماندن در این فضا و بهرهبرداری مفت و مسلم از چنین مزایایی، هر کاری میکنند.
در قضیه واگذاری اماکن ورزشی به بخش خصوصی، میدانیم که چه کارهایی از ناحیه چه افرادی انجام میگیرد و چگونه به بهانه خصوصی سازی، برخیها چوب حراج بر سرمایههای ملی ورزش زدند و هر چند برخی مسئولین در ظاهر خود را بی طرف و هیچکاره در مناقصات و مزایدهها معرفی میکردند، در عمل همه کاره بودند و امور مورد نظر را از طریق آدمهای در سایه به انجام میرسانیدند.
دست آخر هم ورزشگاهها و فضاهای ورزشی را به صورت مخروبهای تحویل سیستم ورزش دادند و برای احیای دوباره آنها چند برابر پولی که بابت اجاره به دستگاه ورزش از سوی بخش به اصطلاح خصوصی پرداخت شده بود، باید هزینه میشد تا به سر جای اول خود برگردد.
خدا را شکر که واگذاری اماکن ورزشی به آن شکل کاملا نادرست از دستور کار بیرون آمد و اکنون برای اجاره ورزشگاهها، این هیأتهای ورزشی هستند که در اولویتند و دستکم اینکه سود و زیانش به جیب ورزش میرود؛ هر چند که بر این باوریم ورزشیها اماکن ورزشی را مانند خانه خودشان دوست دارند و خوب و سالم نگهداری میکنند.
اما امروز باید از ظهور نوکیسههایی ترسید که پیرامون فدراسیونها پرسه میزنند و از هر دری و منفذی که باز ببینند، خود را وارد گود میکنند تا از کنار دوستان و آشنایان و اقوامی که در ورزش و در فدراسیونها دارند، بهرهبرداریهای مادی را ببرند.
متأسفانه، به تازگی پای این نوکیسهها به بخشهایی از وزارت ورزش هم باز شده و اینها با بهره از برخی تضادها و اختلافنظرها میان مسئولین فدراسیونها، بهترین سوءاستفادهها را هم میبرند.
از این روی، میبینیم که اقلام مورد نیاز برخی فدراسیونها، بدون در نظر گرفتن کیفیت کار و بهای آن، حتما باید از فلان فروشگاه مخصوص خریداری شود، بلیتهای مسافرتهای داخلی و خارجی از آژانسهای بخصوص تهیه شود و هزار و یک مزایای دیگر که باید با گذراندن مراحل قانونی انجام شود، از طریق همین واسطههای در سایه انجام میشود و اگر هم روزی یک نفر بخواهد جلوی اینها بایستد و یا به قول کوچه بازاریها با اینها نسازد، چنان مهلکهای برایش درست میکنند که دو راه بیشتر پیش پای طرف نمیماند:
یا باید مبارزه کند و امورش را به سختی پیش ببرد و یا اینکه اهل ساخت و پاخت باشد که در این صورت نان هر دو در روغن است.
یکی از افراد گروه اول تعریف میکند که همان روز اولی که خواستم کارم را آغاز کنم، یکی از مقامات فدراسیون من را صدا زد و گفت: فلانی را داشته باش، همه مشکلاتت حله و من هم که فکر میکردم، باید کار درست را انجام دهم، گوش به حرف جنابش ندادم و آنقدر در مسیر حرکتم سنگ انداختند که دست آخر، رییس فدراسیون هم حریف آنها نشد و منم عطای کار را به لقایش بخشیدم.
اکنون و با توجه به اینکه یک مدیر با هوش در رأس حراست وزارت ورزش و جوانان قرار گرفته، انتظار میرود کمی با چشمانی بازتر به این امور نظر داشته باشد، چرا که حتی اینگونه افراد تلاش میکنند خود را به برو بچههای حراست هم نزدیک کنند تا محمل قانونی هم برای خود داشته باشند؛ هرچند کارکنان حراست دستگاه ورزش، آنقدر دارای عزت نفس هستند که گول این افراد فرصتطلب را نخورند.
در هر حال، ما بنا بر رسالت خود، آنچه میدانیم و میبینم، مینویسیم. حال این بر عهده مسئولین ذیربط است که چگونه برخورد کنند و چه برداشتی از این مسائل داشته باشند.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


