ردپای شيطان فراری در يك دفترچه
وقتي مرد شيطانصفت فرار كرد، ناگهان دفترچه كوچكي از جيبش روي زمين افتاد كه آن را برداشتم. اسم، شماره تلفن و شماره ملي صاحب دفترچه مشخص است
كشف يك دفترچه تلفن تنها سرنخ پليس براي شناسايي و دستگيري مرد شيطانصفت است كه پس از آزار و اذيت يك زن گريخته است.
چندي قبل زن ميانسالي با سر و وضع آشفته و پيكري مجروح به كلانتري مهرشهر كرج رفت و با چشمان اشكبار از يك مرد نقابدار به اتهام آزار و اذيت شكايت كرد. وي به مأموران گفت: «انگار بدبختيهايم پايان ندارد و سرنوشتم آنقدر پيچيده و درهم است كه اتفاقات شوم، پياپي به سراغم ميآيند و نميگذارند لحظهاي آرامش داشته باشم. نميدانم هويتم چيست و پدر و مادرم چه كساني بودند، چرا كه يك كودك سرراهي و بينشان هستم كه در شيرخوارگاه بزرگ شدم. شايد باورتان نشود كه روزهاي خوش زندگيام فقط در پرورشگاه بود كه سقفي بالاي سر داشتم و نگران معيشتم نبودم،
وقتي به سن ازدواج رسيدم، به خانه مردي پا گذاشتم كه فقير و تنگدست بود. چند سال زندگي مشتركمان با نداري و بيچارگي گذشت تا اينكه همسرم از دنيا رفت و من با 3 بچه صغير تنها شدم. تنها ارثي كه از شوهرم مانده بود، لباسهاي پاره و وصلهدارش بود و بدهياش به اهالي محل. وقتي نتوانستيم با اين شرايط كنار بياييم، همراه فرزندانم راهي محلهاي در اطراف مهرشهر شديم كه هيچكس ما را نميشناخت. سپس اتاقكي مخروبه و بيصاحب را در بيابانها پيدا كرديم تا از آوارگي و دربهدري رها شويم. روزها گدايي ميكردم تا بچههايم گرسنه نخوابند. البته برخي اهالي محل هم كمكمان ميكردند. اتاقمان حصار و ديواري نداشت، اما هرچه بود در آن احساس امنيت داشتيم. حتي سگهاي منطقه هم از ما مراقبت ميكردند. با اين حال دو روز قبل كه بچههايم براي فروش فال و دود كردن اسفند به سر چهارراه رفته بودند و تنها بودم، ناگهان مرد نقابداري وارد اتاقك شد و مرا بشدت كتك زد، اما افسوس كه صداي فريادهايم در بيابان به گوش هيچكس نميرسيد. مرد شيطانصفت پس از ضرب و شتم و اجراي نقشه سياهش فرار كرد. حالا هم به قانون پناه آوردهام و كمك ميخواهم.»
پس از اعلام اين گزارش به شعبه اول دادگاه كيفري استان البرز، با دستور قاضي «هدايت رنجبر»، شاكي به پزشكي قانوني كرج معرفي شد. كارشناسان نيز آسيبديدگي شديد جسمي وي بر اثر ضرب و شتم شديد را تأييد كردند. سپس قرباني جنايت سياه براي چهرهنگاري به اداره آگاهي كرج معرفي شد، اما نتوانست مشخصات ظاهري مرد نقابدار را بيان كند. با اين وجود او به كارآگاهان گفت: وقتي مرد شيطانصفت فرار كرد، ناگهان دفترچه كوچكي از جيبش روي زمين افتاد كه آن را برداشتم. اسم، شماره تلفن و شماره ملي صاحب دفترچه مشخص است.
در حال حاضر كارآگاهان اميدوارند از طريق اين دفترچه متهم فراري را دستگير كنند.
منبع: ایران
چندي قبل زن ميانسالي با سر و وضع آشفته و پيكري مجروح به كلانتري مهرشهر كرج رفت و با چشمان اشكبار از يك مرد نقابدار به اتهام آزار و اذيت شكايت كرد. وي به مأموران گفت: «انگار بدبختيهايم پايان ندارد و سرنوشتم آنقدر پيچيده و درهم است كه اتفاقات شوم، پياپي به سراغم ميآيند و نميگذارند لحظهاي آرامش داشته باشم. نميدانم هويتم چيست و پدر و مادرم چه كساني بودند، چرا كه يك كودك سرراهي و بينشان هستم كه در شيرخوارگاه بزرگ شدم. شايد باورتان نشود كه روزهاي خوش زندگيام فقط در پرورشگاه بود كه سقفي بالاي سر داشتم و نگران معيشتم نبودم،
وقتي به سن ازدواج رسيدم، به خانه مردي پا گذاشتم كه فقير و تنگدست بود. چند سال زندگي مشتركمان با نداري و بيچارگي گذشت تا اينكه همسرم از دنيا رفت و من با 3 بچه صغير تنها شدم. تنها ارثي كه از شوهرم مانده بود، لباسهاي پاره و وصلهدارش بود و بدهياش به اهالي محل. وقتي نتوانستيم با اين شرايط كنار بياييم، همراه فرزندانم راهي محلهاي در اطراف مهرشهر شديم كه هيچكس ما را نميشناخت. سپس اتاقكي مخروبه و بيصاحب را در بيابانها پيدا كرديم تا از آوارگي و دربهدري رها شويم. روزها گدايي ميكردم تا بچههايم گرسنه نخوابند. البته برخي اهالي محل هم كمكمان ميكردند. اتاقمان حصار و ديواري نداشت، اما هرچه بود در آن احساس امنيت داشتيم. حتي سگهاي منطقه هم از ما مراقبت ميكردند. با اين حال دو روز قبل كه بچههايم براي فروش فال و دود كردن اسفند به سر چهارراه رفته بودند و تنها بودم، ناگهان مرد نقابداري وارد اتاقك شد و مرا بشدت كتك زد، اما افسوس كه صداي فريادهايم در بيابان به گوش هيچكس نميرسيد. مرد شيطانصفت پس از ضرب و شتم و اجراي نقشه سياهش فرار كرد. حالا هم به قانون پناه آوردهام و كمك ميخواهم.»
پس از اعلام اين گزارش به شعبه اول دادگاه كيفري استان البرز، با دستور قاضي «هدايت رنجبر»، شاكي به پزشكي قانوني كرج معرفي شد. كارشناسان نيز آسيبديدگي شديد جسمي وي بر اثر ضرب و شتم شديد را تأييد كردند. سپس قرباني جنايت سياه براي چهرهنگاري به اداره آگاهي كرج معرفي شد، اما نتوانست مشخصات ظاهري مرد نقابدار را بيان كند. با اين وجود او به كارآگاهان گفت: وقتي مرد شيطانصفت فرار كرد، ناگهان دفترچه كوچكي از جيبش روي زمين افتاد كه آن را برداشتم. اسم، شماره تلفن و شماره ملي صاحب دفترچه مشخص است.
در حال حاضر كارآگاهان اميدوارند از طريق اين دفترچه متهم فراري را دستگير كنند.
منبع: ایران
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۲
لطفا نظر من را پخش کنید
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟



