سیاستمداران غرب و ترس از نفوذ اسلام
کریم افتخاری
کد خبر: ۱۹۶۸۳۸
| | 5129 بازدید
با نگاهی به تحولات یکی، دو قرن اخیر، دنیا از لحاظ امنیتی دچار تحولات اساسی در قالب نرم و خشک آن شده که هر تغییر و تحولی، خود دارای نتایج و پیامدهایی بوده است.
در دویست سال اخیر، دین اسلام به مراتب توانست بر اوضاع و احوال جهانی تأثیرگذار باشد. برای همین، استعمار پیر برای تحتالشعاع قرار دادن نفوذ روزافزون اسلام در میان تودهها کارهای بسیاری انجام داده است که در زیر به برخی از آنها میپردازیم:
نخست: مهمترین اقدام استعمار پیر به رهبری انگلیس، اعلام بیانیه بالفور و اشغال یکی از مقدسترین سرزمینهای مسلمانان (سرزمین فلسطین و مکان مقدس و قبله نخست مسلمانان) توسط دستپرورده خویش (رژیم صهیونیستی) بوده است؛ این عمل استعمار پیر یعنی مبارزه آشکار با اسلام و گسترش هر چه بیشتر نظام سلطه در کل جهان اسلام؛ در عین حال که اشغال سرزمین فلسطین، موجب هشیار شدن ملتهای مسلمان نسبت به توطئههای دنیای غرب علیه مسلمانان شد.
دوم: تربیت و پرورش و شستشوی مغزی دانشجویانی که برای تحصیل و طلب علم از کشورهای اسلامی به فرنگ رفته بودند و پس از برگشت از آنجا، اقدام به تبلیغ اندیشههای لیبرال ـ دمکراسی مورد نظر غرب میکردند؛ نمونه آن در در کشور خودمان، تقیزاده و ناظمالدولهها و است و در عین حال، فرستادن مسیونرهای غرب به جهان اسلام.
سوم: بهره از حربه «تفرقه بینداز و حکومت کن» و ایجاد اختلاف و درگیری در میان مسلمانان که تأسیس و ایجاد مذاهب خلقالساعه، از جمله بهائیت در ایران و دامن زدن به مسائل قومی به مانند ایجاد خلق عرب در خوزستان و دیگر خلقها در آذربایجان و کردستان و سیستان و بلوچستان؛ افزون بر این که راهاندازی جنبشهای دیگر در بقیه نقاط مسلماننشین، از جمله تأسیس وهابیت در عربستان، حزب بعث در عراق و تقسیم طایفه ای حکومت به شیعه، سنی و کردها در این کشور و پیشتر در کشور لبنان به مسیحیان مارونی، سنیها و شیعهها و در زمان حال پدید آوردن طالبان در افغانستان و پاکستان و القاعده در سراسر جهان و گروهگ جندالشیطان در سیستان و بلوچستان ایران.
چهارم: ترور، تبعید و ربودن رهبران مذهبی اسلامی.
پنجم: پیروزی انقلاب اسلامی در ایران به رهبری مجتهد بزرگ شیعیان جهان، حضرت امام خمینی (ره) همه تحولات جهانی را تحتالشعاع خود قرار داد. باید گفت این اثرگذاری چنان شوک و وحشتی در درون اردوگاه غرب وارد کرد که دنیای غرب به رهبری آمریکا، اقدام به انواع توطئهها برای ساقط کردن نظام کرد و مهمترین توطئه آن، راهاندازی جنگی بود که هشت سال علیه کشور و حکومت دینی نو توسط مزدورش، صدام و همکاری دیگر کشورهای همپیمان به طول انجامید، ولی با مقاومت ملت بزرگ ایران، نقش بر آب شد.
ششم: پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق، نظام استعماری برای گسترش نفوذ خود، کشور ایران را مانع رسیدن به اهداف خویش میدانست. از این روی، جنگ نامرئی و نرم علیه ایران به وسیله غولهای خبری خود آغاز کرد؛ این جنگ که پایانش نامشخص است، با راهبردی متخاصم گونه در قالب ایران هراسی ـ شیعه هراسی و در مرحله جدید، سپاه هراسی وارد فاز جدید خود شد.
این راهبرد تا کنون مشتمل بر موارد زیر است:
1 ـ رادیکال و اسلامی بودن نظام سیاسی ایران (بنیادگرایی اسلامی)،
2 ـ حمایت ایران از جنبشهای آزاد مسلمان از جمله حزبالله و حماس،
3 ـ دخالت ایران در امور دیگر کشورها از جمله عراق و لبنان پس از سرنگونی صدام،
4 ـ حمایت ایران از تروریسم بینالملل،
5 ـ نقض حقوق بشر در ایران،
6 ـ القای مخالفت ایران با روند صلح و سازش در خاورمیانه،
7 ـ القای دسترسی ایران به بمب هستهای و سلاحهای کشتار جمعی،
8 ـ اختلاف میان کشورهای حوزه خلیج فارس و بزرگنمایی خطر ایران و اسلام شیعی برای رهبران کشورها،
9 ـ القای به رهبران و تودهها در رابطه اهداف هیتلر و رهبران ایران،
10 ـ و تحریف افکار عمومی در رابطه حکومت دینی و مظهر حکومت دینی یعنی ولایت فقیه.
در هر حال، استعمار نو هر روز با ترفند و حیلهای نو، رویکرد خود را عوض میکند و با ایجاد پروژههای ایران هراسی، اسلام هراسی و شیعه هراسی و سپاه هراسی، تلاش دارد به هر شکل ممکن، جلوی نفوذ اسلام را بگیرد؛ اسلامی که حتی در میان خانواده ملکه انگلیس نفوذ کرده و مرزها را به راحتی درمینوردد. اسلام آوردن دهها هنرپیشه و بازیگر و مجری تلویزیونی و خواننده در سراسر جهان، زنگ خطری برای فروپاشی نظام لیبرال نو در جهان است.
پروژه بسیج و سپاه هراسی
نقش بیبدیل بسیج و سپاه در دفاع از دستاوردهای نظام مقدس جمهوری اسلامی، زبانزد همه دوستان انقلاب و دشمنان است. اگر تاریخ 33 ساله انقلاب اسلامی را بخوانیم، بسیج و سپاه پاسداران انقلاب، نقش بسزایی در پیشبرد اهداف انقلاب داشتهاند؛ از مبارزه فکری و در نهایت جنگ نرم با دشمنان داخلی و خارجی تا مبارزه با آنها در جنگ سخت افزاری.
در مبارزه با تهدیدهای سختافزاری پس از پیروز شدن در جنگ داخلی در هشت سال دفاع مقدس با دفاع جانانه از کیان نظام، توانستهاند دشمن خارجی را به عقبنشینی وادارند و پس از قرنها، یک وجب از خاک کشور را به دشمن واگذار نکردهاند.
پس از جنگ تحمیلی، بسیج و سپاه در دیگر سنگرها، از جمله سنگر علمی، توانستند علم خود را به رخ جهانیان بکشانند؛ از جمله به ارتقای موقعیت ژئواستراتژیک ایران و افزایش اقتدار نظام با پیشرفتهای نظامی در سیاست خارجی، اعاده عزت ملی و ترک انفعال در مقابل سلطه و تجاوز و زیادهطلبی و توقف پروژه غربباوری و غربزدگی، گسترش نفوذ انقلاب اسلامی در منطقه و جهان و دفاع از نهضتهای آزادی بخش جهان، رابطه گسترده با کشورهای آمریکای لاتین که در همسایگی آمریکا قرار داشتند (به مانند ونزوئلا، بولیوی و...)
تکمیل روند غنیسازی اورانیم و جهش بزرگ هستهای با اتکا به دانش بومی به کمک برادران دانشمند بسیجی، فتح فضا و پرتاب نخستین ماهواره بومی به فضا توسط دانشمندان بسیجی ایران، جهش بزرگ در تکنولوژی و نانوتکنولوژی و اتکا به صنعت بومی توسط بسیج و سپاه، جهش بزرگ در صنایع نظامی و اتکا به دانش بومی به کمک بسیج، سناریوی جدید غرب درباره نقش ساختگی سپاه قدس در ترور سفیر عربستان سعودی در آمریکا، دنبالهروی دیگر سناریوهای ناکام دنیای غرب به رهبری آمریکا برای غارت بدون سر و صدای ثروت بزرگ نفت و گاز کشورهای اسلامی نفتخیز حوزه خلیج فارس است، تا در سناریوی دشمن فرضی برای اعراب بتوانند به اهداف خود برسند.
در هر حال، دنیای غرب در باتلاقی با عمق نامشخص گرفتار شده است که هر از گاهی برای بیرون شدن از این باتلاق، درصدد جبران مافات است؛ بنابراین، متهم کردن این و آن به توطئههای ساختگی، سرابی بیش نیست. این کینهتوزی از سپاه و بسیج ناشی شکست دنیای استکبار در توطئههای قبلی نسبت به انقلاب اسلامی است.
بنابراین، حکام عربستان باید به هوش باشند و از تحولات منطقه از جمله تونس و مصر و لیبی و یمن عبرت بگیرند، که دنیای غرب به رهبری غرب هرگز دوست آنها نخواهد بود تا زمانی که بن علی (حسنی مبارک) قذافی و علی عبدالله صالح، منافع آنها را تأمین میکردند، به شدت از آنها دفاع میکردند.
اما همین که موج بیداری اسلامی، سراسر خاورمیانه عربی را فراگرفت، به دلیل نگه داشتن منافع آینده خود، از پشتیبانی از آنها پرهیز کردند. این سیاست «تفرقه بینداز و حکومت کن»، میراث همیشگی استعمار و روبه پیر انگلیس است. آمریکا در این میان، ابزاری است برای پیاده کردن اهداف پشت پرده این روبه پیر اروپا!
* کارشناس ارشد سیاسی
در دویست سال اخیر، دین اسلام به مراتب توانست بر اوضاع و احوال جهانی تأثیرگذار باشد. برای همین، استعمار پیر برای تحتالشعاع قرار دادن نفوذ روزافزون اسلام در میان تودهها کارهای بسیاری انجام داده است که در زیر به برخی از آنها میپردازیم:
نخست: مهمترین اقدام استعمار پیر به رهبری انگلیس، اعلام بیانیه بالفور و اشغال یکی از مقدسترین سرزمینهای مسلمانان (سرزمین فلسطین و مکان مقدس و قبله نخست مسلمانان) توسط دستپرورده خویش (رژیم صهیونیستی) بوده است؛ این عمل استعمار پیر یعنی مبارزه آشکار با اسلام و گسترش هر چه بیشتر نظام سلطه در کل جهان اسلام؛ در عین حال که اشغال سرزمین فلسطین، موجب هشیار شدن ملتهای مسلمان نسبت به توطئههای دنیای غرب علیه مسلمانان شد.
دوم: تربیت و پرورش و شستشوی مغزی دانشجویانی که برای تحصیل و طلب علم از کشورهای اسلامی به فرنگ رفته بودند و پس از برگشت از آنجا، اقدام به تبلیغ اندیشههای لیبرال ـ دمکراسی مورد نظر غرب میکردند؛ نمونه آن در در کشور خودمان، تقیزاده و ناظمالدولهها و است و در عین حال، فرستادن مسیونرهای غرب به جهان اسلام.
سوم: بهره از حربه «تفرقه بینداز و حکومت کن» و ایجاد اختلاف و درگیری در میان مسلمانان که تأسیس و ایجاد مذاهب خلقالساعه، از جمله بهائیت در ایران و دامن زدن به مسائل قومی به مانند ایجاد خلق عرب در خوزستان و دیگر خلقها در آذربایجان و کردستان و سیستان و بلوچستان؛ افزون بر این که راهاندازی جنبشهای دیگر در بقیه نقاط مسلماننشین، از جمله تأسیس وهابیت در عربستان، حزب بعث در عراق و تقسیم طایفه ای حکومت به شیعه، سنی و کردها در این کشور و پیشتر در کشور لبنان به مسیحیان مارونی، سنیها و شیعهها و در زمان حال پدید آوردن طالبان در افغانستان و پاکستان و القاعده در سراسر جهان و گروهگ جندالشیطان در سیستان و بلوچستان ایران.
چهارم: ترور، تبعید و ربودن رهبران مذهبی اسلامی.
پنجم: پیروزی انقلاب اسلامی در ایران به رهبری مجتهد بزرگ شیعیان جهان، حضرت امام خمینی (ره) همه تحولات جهانی را تحتالشعاع خود قرار داد. باید گفت این اثرگذاری چنان شوک و وحشتی در درون اردوگاه غرب وارد کرد که دنیای غرب به رهبری آمریکا، اقدام به انواع توطئهها برای ساقط کردن نظام کرد و مهمترین توطئه آن، راهاندازی جنگی بود که هشت سال علیه کشور و حکومت دینی نو توسط مزدورش، صدام و همکاری دیگر کشورهای همپیمان به طول انجامید، ولی با مقاومت ملت بزرگ ایران، نقش بر آب شد.
ششم: پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق، نظام استعماری برای گسترش نفوذ خود، کشور ایران را مانع رسیدن به اهداف خویش میدانست. از این روی، جنگ نامرئی و نرم علیه ایران به وسیله غولهای خبری خود آغاز کرد؛ این جنگ که پایانش نامشخص است، با راهبردی متخاصم گونه در قالب ایران هراسی ـ شیعه هراسی و در مرحله جدید، سپاه هراسی وارد فاز جدید خود شد.
این راهبرد تا کنون مشتمل بر موارد زیر است:
1 ـ رادیکال و اسلامی بودن نظام سیاسی ایران (بنیادگرایی اسلامی)،
2 ـ حمایت ایران از جنبشهای آزاد مسلمان از جمله حزبالله و حماس،
3 ـ دخالت ایران در امور دیگر کشورها از جمله عراق و لبنان پس از سرنگونی صدام،
4 ـ حمایت ایران از تروریسم بینالملل،
5 ـ نقض حقوق بشر در ایران،
6 ـ القای مخالفت ایران با روند صلح و سازش در خاورمیانه،
7 ـ القای دسترسی ایران به بمب هستهای و سلاحهای کشتار جمعی،
8 ـ اختلاف میان کشورهای حوزه خلیج فارس و بزرگنمایی خطر ایران و اسلام شیعی برای رهبران کشورها،
9 ـ القای به رهبران و تودهها در رابطه اهداف هیتلر و رهبران ایران،
10 ـ و تحریف افکار عمومی در رابطه حکومت دینی و مظهر حکومت دینی یعنی ولایت فقیه.
در هر حال، استعمار نو هر روز با ترفند و حیلهای نو، رویکرد خود را عوض میکند و با ایجاد پروژههای ایران هراسی، اسلام هراسی و شیعه هراسی و سپاه هراسی، تلاش دارد به هر شکل ممکن، جلوی نفوذ اسلام را بگیرد؛ اسلامی که حتی در میان خانواده ملکه انگلیس نفوذ کرده و مرزها را به راحتی درمینوردد. اسلام آوردن دهها هنرپیشه و بازیگر و مجری تلویزیونی و خواننده در سراسر جهان، زنگ خطری برای فروپاشی نظام لیبرال نو در جهان است.
پروژه بسیج و سپاه هراسی
نقش بیبدیل بسیج و سپاه در دفاع از دستاوردهای نظام مقدس جمهوری اسلامی، زبانزد همه دوستان انقلاب و دشمنان است. اگر تاریخ 33 ساله انقلاب اسلامی را بخوانیم، بسیج و سپاه پاسداران انقلاب، نقش بسزایی در پیشبرد اهداف انقلاب داشتهاند؛ از مبارزه فکری و در نهایت جنگ نرم با دشمنان داخلی و خارجی تا مبارزه با آنها در جنگ سخت افزاری.
در مبارزه با تهدیدهای سختافزاری پس از پیروز شدن در جنگ داخلی در هشت سال دفاع مقدس با دفاع جانانه از کیان نظام، توانستهاند دشمن خارجی را به عقبنشینی وادارند و پس از قرنها، یک وجب از خاک کشور را به دشمن واگذار نکردهاند.
پس از جنگ تحمیلی، بسیج و سپاه در دیگر سنگرها، از جمله سنگر علمی، توانستند علم خود را به رخ جهانیان بکشانند؛ از جمله به ارتقای موقعیت ژئواستراتژیک ایران و افزایش اقتدار نظام با پیشرفتهای نظامی در سیاست خارجی، اعاده عزت ملی و ترک انفعال در مقابل سلطه و تجاوز و زیادهطلبی و توقف پروژه غربباوری و غربزدگی، گسترش نفوذ انقلاب اسلامی در منطقه و جهان و دفاع از نهضتهای آزادی بخش جهان، رابطه گسترده با کشورهای آمریکای لاتین که در همسایگی آمریکا قرار داشتند (به مانند ونزوئلا، بولیوی و...)
تکمیل روند غنیسازی اورانیم و جهش بزرگ هستهای با اتکا به دانش بومی به کمک برادران دانشمند بسیجی، فتح فضا و پرتاب نخستین ماهواره بومی به فضا توسط دانشمندان بسیجی ایران، جهش بزرگ در تکنولوژی و نانوتکنولوژی و اتکا به صنعت بومی توسط بسیج و سپاه، جهش بزرگ در صنایع نظامی و اتکا به دانش بومی به کمک بسیج، سناریوی جدید غرب درباره نقش ساختگی سپاه قدس در ترور سفیر عربستان سعودی در آمریکا، دنبالهروی دیگر سناریوهای ناکام دنیای غرب به رهبری آمریکا برای غارت بدون سر و صدای ثروت بزرگ نفت و گاز کشورهای اسلامی نفتخیز حوزه خلیج فارس است، تا در سناریوی دشمن فرضی برای اعراب بتوانند به اهداف خود برسند.
در هر حال، دنیای غرب در باتلاقی با عمق نامشخص گرفتار شده است که هر از گاهی برای بیرون شدن از این باتلاق، درصدد جبران مافات است؛ بنابراین، متهم کردن این و آن به توطئههای ساختگی، سرابی بیش نیست. این کینهتوزی از سپاه و بسیج ناشی شکست دنیای استکبار در توطئههای قبلی نسبت به انقلاب اسلامی است.
بنابراین، حکام عربستان باید به هوش باشند و از تحولات منطقه از جمله تونس و مصر و لیبی و یمن عبرت بگیرند، که دنیای غرب به رهبری غرب هرگز دوست آنها نخواهد بود تا زمانی که بن علی (حسنی مبارک) قذافی و علی عبدالله صالح، منافع آنها را تأمین میکردند، به شدت از آنها دفاع میکردند.
اما همین که موج بیداری اسلامی، سراسر خاورمیانه عربی را فراگرفت، به دلیل نگه داشتن منافع آینده خود، از پشتیبانی از آنها پرهیز کردند. این سیاست «تفرقه بینداز و حکومت کن»، میراث همیشگی استعمار و روبه پیر انگلیس است. آمریکا در این میان، ابزاری است برای پیاده کردن اهداف پشت پرده این روبه پیر اروپا!
* کارشناس ارشد سیاسی
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


