استفاده از صفر كيلومترها در مديريت باشگاهها
ايسنا : در همين رابطه با رييس پيشين كميته جوانان فدراسيون فوتبال و سرمربي پيشين تيم ملي جوانان به گفتوگو پرداخته است. احمد خداداد دليل اصلي نزول كيفيت فوتبال ايران را، فقدان بازيكنسازي و "پديده سازي" در ليگهاي فوتبال ايران ميداند و ميگويد: "تيم ملي و ليگ، پدر و مادر فوتبال هستند؛ تيم ملي پول ميآورد و ليگ بازيكنان جديد و خلاق ميسازد كه اين دو عمل در فوتبال ايران با نقص زيادي روبهرو هستند."
مهمترين بخشهاي گفتوگوي احمد خداداد را با ايسنا، در ادامه ميخوانيد:
* در دورههاي ابتدايي ليگ قهرمانان آسيا عملكرد بهتري داشتيم
تيمهاي ايراني در دورههاي ابتدايي ليگ قهرمانان آسيا عملكرد بهتري داشتند و دليل اين موفقيتهاي نسبي هم اين بود كه تيمهاي عربي و ساير تيمها اين رقابتها را خيلي جدي نميگرفتند؛ اما از وقتي تيمهاي حاشيه خليج فارس و تيمهاي شرق آسيا براي مسابقههاي بينالمللي اهميت قائل شدند، سرمايهگذاري زيادي در فوتبال انجام دادند، بازيكنان گرانقيمت و حرفهاي خريدند و در زمينه كارهاي اداري هم از ما بهتر عمل كردند، ما ديگر نتوانستيم نتايج خوبي در آسيا كسب كنيم. تيمهايي كه در پشت صحنه فوتبال كار ميكنند ـ مانند تيمهاي اداري و پشتيباني مالي ـ در تيمهاي عربي و شرق آسيا بسيار قويتر از ما هستند.
* تيم ملي و ليگ، پدر و مادر فوتبال هستند
از تيم ملي، از آن جهت كه ميتواند با حضور در ميادين معتبر بينالمللي و استفاده از بازيكنان خوب و در نتيجه زمينهسازي فروش آنها به تيمهاي اروپايي، پول زيادي را وارد فوتبال كشور كند، به عنوان پدر فوتبال تعبير ميشود و ليگ هم به دليل نقش بازيكنسازي كه دارد، مادر فوتبال است. اين دو بسيار با يكديگر مرتبط هستند. اما در چند سال اخير فوتبال ما بازيكن پديدهاي معرفي نكرده است تا هم سطح ليگ ما فراتر رود و هم با فروش آنها پولي به باشگاههاي فوتبال تزريق شود.
* ليگ ما در چند سال اخير، هيچ پديدهاي معرفي نكرده است
اگر به ليگهاي فوتبال ايران نگاه كنيم، خواهيم ديد كه در اين رقابتها در چند سال اخير هيچ پديده نوظهوري سر بر نياورده است. بازيكناني نظير علي كريمي، علي دايي، كريم باقري، خداد عزيزي، مهدي مهدوي كيا، وحيد هاشميان، جواد نكونام، مسعود شجاعي و امثال اينها متعلق به نسلها و فدراسيونهاي گذشته هستند كه از طريق فوتبال ملي به تيمهاي معتبر اروپايي نيز راه پيدا كردند؛ اما ليگ ما در چند سال گذشته پديدهاي همتراز با آنها معرفي نكرده است، در حالي كه با پيشرفت فوتبال انتظار ميرفت بازيكنان ليگ ما نسبت به گذشتگان از سطح بالاتر هم برخوردار باشند.
* دليل افت فوتبال ملي، اشكال در مسائل اداري و نبود برنامهريزي دراز مدت است
تيم ملي نسبت به گذشته افت كرده است. اين تيم به جام جهاني 2010 صعود نكرد و در رقابتهاي ديگر هم حرفي براي گرفتن نداشت؛ اكنون نيز معلوم نيست به جام جهاني 2014 صعود ميكنيم يا خير. امروز تيم ملي ما از بازي با يك تيم قدرتمند عاجز است در حالي كه در سالي كه به جام جهاني راه پيدا كرديم، تيم ملي آلمان در تهران با ما بازي كرد. من براي تيم فوتبال فلسطين احترام قائلم اما اين تيم حريفي نبود كه ضعفهاي ما را بشناساند و حريف تداركاتي خوبي باشد. مشكل فوتبال ملي ما اشكال در مسائل اداري و نبود برنامهريزي دراز مدت است.
* باشگاهها با خريد بازيكنان بيكيفيت خارجي پولشان را دور ميريزند
فوتبال ما از مقام پانزدهم ردهبندي فيفا به رده پنجاه و چندم رسيده است ولي با اين حال مسابقههاي ليگ ما با نظم خوبي برگزار ميشود؛ نكتهاي كه اينجا بايد به آن توجه كرد اين است كه باشگاهها به جاي بازيكن سازي به سراغ بازيكنان بيكيفيت خارجي ميروند و سپس آنها را نيمكتنشين ميكنند! اين كار باشگاهها دور ريختن پول است و معلوم است كه معامله خوبي انجام نشده. بازيكنان ايراني هم خارجيها را برتر از خود نميدانند و انگيزهاي براي رقابت با آنها پيدا نميكنند.
** راهكارهاي بهبود وضعيت فوتبال در ايران
1) پاداش
بازيكناني كه به عنوان لژيونر به تيم ملي ميآيند و بازيكنان نامي تيم ملي انگيزه زيادي براي كار ندارند و ميتوان با در نظر گرفتن پاداشهايي انگيزه آنها را براي بهتر بازي كردن افزايش داد. به عنوان نمونه، دادگان به بازيكنان تيم ملي كه به جام جهاني 2006 آلمان راه پيدا كرد، 100 ميليون تومان پاداش داد. اين كارها باعث توسعه و پيشرفت فوتبال ميشود و ما بايد در پي اين كارها باشيم.
2) استفاده از مربيان جوان
باشگاهها بايد جرات كنند و از مربيان جوان استفاده بيشتري كنند. البته اين اتفاق در ايران به تدريج در حال رخ دادن است. به هر حال تعليم و تربيت هر نسلي از نسل قبلي پيشرفتهتر است و مربيان جوان ميتوانند در فوتبال كشور نوآوري كنند و سطح آن را بالا ببرند.
3) استفاده از مديران كاربلد و آگاه به ورزش
در مديريتها بايد از كساني استفاده شود كه از فوتبال، شناخت عميقي داشته باشند؛ به اين معني كه وقتي يك مربي كارش را خوب انجام ميدهد ولي در چند بازي نتيجه خوبي كسب نميكند، بلافاصله او را بركنار نكنند و عملكرد خوب او را مد نظر قرار دهند و بفهمند كه بايد مشكل تيم را در جاي ديگري به جز كادر فني جستوجو كنند. البته اشتباه ما اين است كه از افراد "صفر كيلومتر" در مديريتها استفاده ميكنيم كه اين افراد از فوتبال استفاده سياسي ميبرند ولي فوتبال از آنها بهرهاي نميبرد. اين افراد در باشگاهها آزمون و خطا ميكنند و اين كار آنها به ضرر فوتبال تمام ميشود.
4) عمل كردن باشگاهها به تعهداتشان در قبال بازيكنان
برخي باشگاهها به دليل مشكل مالي نتوانستهاند هنوز طلب بايكنان خود را پرداخت كنند و آنها هم از باشگاههاي خود به فيفا شكايت كردهاند. بخش بسيار مهمي از فوتبال حرفهاي، دريافت مبالغ قرارداد است. باشگاهها نبايد با اين اقدامات خود را دچار حاشيه كنند.
5) باشگاهها صاحب زمين تمرين و استاديوم اختصاصي شوند
بارها در رسانههاي مختلف از تركيه به عنوان يك الگوي مناسب براي توسعه فوتبال حرفهاي نام برده شده است. دولت تركيه با وامهاي بلاعوض ورزشگاههاي خود را به باشگاهها اعطا كرد و به تدريج فوتبال كشورش را حرفهاي كرد. دولت ما هم بايد اين كار را بكند. حرفهاي شدن، پروسهاي است كه زمان ميبرد. شما حتي وقتي يك سوپرماركت را تاسيس ميكنيد كمي طول ميكشد تا به سود قطعي دست پيدا كنيد، پس نميتوان انتظار داشت فوتبال به سرعت به سوددهي برسد.
* سرمايهگذاري در فوتبال پايه فراموش نشود
تمام اين موارد براي توسعه فوتبال الزامي است اما همچنان مهمترين بخش براي پيشرفت فوتبال سرمايهگذاري در فوتبال پايه است كه نبايد از نظر دور داشته شود.
* هميشه برابر بحرين مشكل داشتهايم
در پايان بايد بگويم تيم ملي ما هميشه برابر بحرين مشكل داشته است و اين تيم حتي يك بار ما را از رسيدن به جام جهاني محروم كرده است. تيمهاي حاشيه خليج فارس چندي است به استخدام بازيكنان خارجي روي آوردهاند كه اگر بحرين هم چنين كاري را در پيش گرفته باشد كار را براي ما سختتر ميكند.


