کجفهمي و اتهامزني به هر قيمتي
احسان جعفري، يكي از بينندگان «تابناك»، در مطلبي كه ارسال كرده، آورده است: من مطلب شما را درباره وزير خارجه اسرائيل خواندم و پس از آن مطلبي در سايت «رجانيوز» و خبرگزاري «ايرنا» در باره اين يادداشت ديدم که لازم است نظر خود را بگويم.
اگر نبود رويدادهاي تاريخي اسلام از آغاز بعثت تا شهادت امام عليبنابيطالب(ع) و اگر کجفهميهاي تأثيرگذار در تاريخ دين نبوي(ص) نبود، آنگاه ميگفتيم اين روزها کساني که از سر جهالت و ناداني و يا کينه و بغض، مخالفان خود را به باد اتهام ميگيرند، بر بيراهه رفتنشان ملالي نيست و بايد با آنها مدارا کرد تا به صراط مستقيم هدايت شوند. اما وقتي داستانهايي همچون جنگ صفين و جنگ نهروان و سياستمداران بيديني همچون «عمرو عاص» و يا مکاراني همچون «معاويه» در تاريخ وجود دارند که ميتوانند يزيد ميمونباز را تا سر حد حاکميت بر مسلمان برسانند، آنگاه ديگر چه دليلي دارد که اگر روزي از حيلهها و سياستهاي مردمفريب، سياستهايي که مسير تاريخ اسلام را دگرگون کرد، حرف و سخني بگوييم و اگر بگوييم که مثلا عمروعاص تدبيري بس کارساز براي ايجاد شکاف در لشکر امام علي(ع) در جريان جنگ صفين تدارک ديد و از قضا بسيار مؤثر و کارساز قرار گرفت و توانست از شکست و ريشهکني قطعي لشکر معاويه جلوگيري کند، آنگاه ما به اين متهم شويم که از اين سياست عمروعاص به وجد آمدهايم و دچار ذوقزدگي شدهايم.
ناگفته نماند همه خوانندگان مسلمان و متدين، داستان جنگ صفين را ميدانند. به راستي اگر سياست مطالعهشده عمرو عاص مبني بر «گرفتن قرآنها بر سر نيزهها» نبود و اگر کجفهمي خوارج در صفوف لشکر حضرت علي(ع) نبود که از اين ترفند زيرکانه و مکارانه عمروعاص متأثر شدند، آيا لشکر معاويه شکست نميخورد؟ آيا اگر روزي دشمن خود را به هوشمندي و زيرکي شيطاني توصيف نموديد و خواستار دقت عمل در برخورد با اين دشمن شديد و يا شگردهاي زيرکانه و مطالعه شده آنها را تشريح نموديد، به اين معناست که شما مرعوب دشمن شدهايد و يا آنکه لب به ستايش او گشودهايد؟ آيا بارها و بارها از سوي رهبر انقلاب تأکيد نشده است که ملت ايران دشمن را هرگز کوچک نميشمارد و با مراقبت ويژه، حرکات او را زير نظر دارد؟
در رابطه با يادداشت شما تحت عنوان «پرستوي موساد جانشين اولمرت؟» من هيچگونه ذوقزدگي در اين يادداشت نديدم . مگر افشاي ماهيت فاسدگونه وزير خارجه اسرائيل «ليوني تزيپي» که به منظور به تله انداختن شخصيتهاي اروپايي و ترور شخصيتهاي فلسطيني و عمليات جاسوسي، خود را به سر راه آنها ميانداخت تا عمليات جاسوسي موساد را کامل کند، احتياج به ذوقزدگي دارد. تشريح اينکه يک جاسوس با دقت عمل ميکند، مگر ذوقزدگي است؟ اگر شما روزي از «ايلي کوهين»، جاسوسي که در سوريه در دهه 60 ميلادي دست به عملياتهاي بزرگ جاسوسي به نفع اسرائيل زد، تعريف کنيد تا نشان دهيد که نبايد دشمن را دستکم گرفت، مگر حمايت از دشمن و يا ذوقزدگي به نفع دشمن است؟! واقعا اين نوع برداشت، بسيار کورکورانه و دقيقتر بگويم همراه با کوتهفکري و ناداني همراه است.
مطلب «تابناک» نشان ميدهد که اين زن صهيونيست ملتزم به اخلاقيات نيست و جواني خود را در خدمت اهداف پليد اسرائيل و سازمان جاسوسي موساد گذارده است. اين ميتواند يک افشاگري باشد که در ايران تا آنجا که من در خبرها و سايتها ديدهام، براي نخستين بار منتشر شده است.
مگر همين سايت تابناک (و قبل از آن بازتاب) نبود که جامعترين و بهترين گزارشها در طول جنگ 33 روزه و عليه اسرائيل و در حمايت از مقاومت اسلامي و حزبالله لبنان منتشر ميکرد که الحق و والانصاف در ميان همه سايتهاي خبري اينترنتي ايران منحصر به فرد بود.
به راستي چرا يک خبرگزاري و يا يک سايت وابسته به يک جناح خاص، براي کوبيدن رقيب و يا منتقد خود، از همه اتهامها و دستاويزها و بازي با افکار عمومي کشور بهره ميگيرند؟ حقيقتا اگر بخواهيم اين نوع سياست و بازي با افکار عمومي را برايش يک مثال و يا يک مصداق پيدا کنيم فقط با سياست عمروعاص قابل مقايسه است!
آفرين بر اين روشنفكري!! و پيشروي در مدرنيزاسيون



