مچگيري؛ اين بار درست سر بزنگاه
آورده اند کوزهگري بود و چون کوزهها آماده فروش ميشد، آنها را به شاگردش ميداد و سپس سيلي به او نواخته او را به مواظبت کوزهها هشدار ميداد. از قضا، روزي کوزهها از دست شاگرد افتاد و شکست. او با ترس و لرز به دکان برگشت و دستان خالي و بي پولش را به استاد نشان داد. استاد او را نصيحتي کرد و بر او خرده نگرفت. هم شاگرد و هم دوستان کوزهگر از اين چشمپوشي استاد، انگشت به دهان گرفته، پرسيدند: آن روز که کوزهاي نشکسته بود، او را ميزدي و حال که شکسته او را مينوازي؟! گفت: ميزدم تا نشکند، حال که شکسته، زدن او مرا چه سود؟
اين روزها مخاطبان تلويزيون، نمود اين داستان را با دو رخداد نسبتا مهم در رسانه ملي به خوبي ميبينند! يکي پخش سريال يوسف پيامبر(ع) با ايراداتي چون ورود اسراييليات به مجموعها نداشتن ارزش هنري و ديگري واکنشهاي منفي که به سريالهاي ويژه ماه رمضان، به ويژه سريال بزنگاه ابراز شده است.
فارغ از تحليل فني و محتوايي مجموعهها، تقاضاي شوراي نظارت صدا وسيما براي توقف پخش سريال بزنگاه و استنکاف مديران رسانه از اين تقاضا و واکنشهايي که ميان اين دو مرجع در جريان است و فرايند گذرانده شده در اين تعقيب و گريز، موضوعي است مهم که به آن خواهيم پرداخت.
با نگاهي گذرا به آثار پيشين دو کارگردان معروف يعني آقاي سلحشور، کارگردان يوسف پيامبر (ع) و عطاران کارگردان بزنگاه، بايد اذعان کرد پيش از آنکه اين دو هنرمند را در ضعف هنري و محتوايي اين دو سريال مقصر بدانيم، بايد نيم نگاهي به ضعف ساختاري که در بخشهاي گوناگون صداوسيما براي ساختن مجموعههايي از اين دست وجود دارد، بيندازيم؛ سيستمي ناکارآمد که با ضعف نظارت نيز رابطه اي تنگاتنگ دارد.
از آنجا که شوراي نظارت پس از پخش نيمي از سريال نظر خود را اعلام کرد، به نظر ميرسد اين شورا هيچ نظارت ابتدايي بر فيلمنامه، انتخاب کارگردان و کيفيت برنامهها ندارد، يا اگر دارد از درک کيفيت هنري و تکنيکي يا مفهومي و کيفي برنامهها عاجز است که در هر صورت، عذري است بدتر از گناه. اينکه شوراي نظارت منتظر بنشيند تا سريالي ساخته شود و در ميان راه که گروه بزرگي از مردم به آن روي آوردهاند، ضعف آن را گوشزد کند، در عالم واقع هيچ اثري ندارد، مگر تبرئه شورا اعلان به انجام تکليف! ضمن آنکه به هر حال سليقه مخاطبان متفاوت است و هرچند بسياري از مردم از پيامهاي مستقيم و غير مستقيم اين سريال ناراضياند، اما برخي ديگر و حتي خود همين منتقدان به ديدن آن عادت کردهاند و توقف پخش توهيني است به مخاطب. از آنجا که بنا بر آييننامه شوراي نظارت بر صدا وسيما، نظارت بر همه شئون سازمان از وظايف اين شوراست و اين نظارت مقيد به زمان خاصي نيست، بهترين راهکار براي تنيده نشدن چنين کلاف سر درگمي آن است که اعضاي شورا از افرادي تيزبين، متخصص از قشر حوزه و دانشگاه و با سلايق گوناگون و ساز و کار اجرايي منطقي بوده و دست کم پيش از روي آنتن رفتن چنين مجموعههاي ويژهاي، همه عوامل دخيل در ساخت مجموعه را بازبيني کنند و اگر ايرادي دارد، در آغاز از روي آنتن رفتن آن جلوگيري شود. در آن صورت است که اسرائيليات وارد سريال يوسف پيامبر نشده و کسي از ديدن آن خسته نميشود. کسي از سريال بزنگاه چندشش نميگيرد و... امري که به نظر ميرسد با ترکيب قوانين كنوني به سختي، قابل دستيابي است.

اما اگر پخش سريال متوقف شود:
1ـ نخستين اثر منفياش اين است که بدآموزيهايي که سريال از آغاز تا زمان پخش داشته و گويا قرار است به روال گذشته همه سريالها در پايان با يک پيام اخلاقي مثبت، همه آن بدآموزيها ناپديد شود، همچنان بي پاسخ مانده و از ذهن مخاطب زدوده نشود. آيا شوراي نظارت اين عيب بزرگتر را هم چارهجويي کرده است؟
2ـ يقينا بخشهاي پخش نشده آن از صدا و سيما به بازار سياه راه مييابد. آنگاه به دليل همان حس کنجکاوي که در همه ما ايرانيان وجود دارد، مردم مجبور ميشوند سي دي آن را در بازار سياه با چندين برابر قيمت به دست آوردند و باز نتيجه به دست آمده، چيزي نيست که يک ناظر دلسوز در پي به دست آوردن آن بوده است.
3ـ در صورت توقف پخش سريال، آيا اين امر توهين به افکار عمومي جامعه نيست؟ حال و هواي کساني که به هر روي به ديدن اين سريال عادت کرده و تا نيمه راه همراه اين سريال بودهاند، چگونه خواهد بود؟ آيا تلويزيون سريالي آماده و جذابتر براي جايگزيني دارد؟
4- و هزينههاي سنگيني که براي ساخت اين مجموعه از جيب رسانه ملي (بخوانيم جيب مردم) پرداخت شده است را چه کسي ضامن خواهد شد؟ هزينههاي تمام شدهاي که با يک نظارت ابتدايي ميشد به راهي درست هدايت شود.
و اگر همچنان روي انتن باشد نيز:
1ـ بايد پرسيد نظارت اينچنيني چه خاصيتي دارد؟ آگاهي از اينکه اين سريال داراي اشکالاتي از اين دست هست، چيزي است که امروزه با مراجعه به سايتها و وبلاگها و حتي پيامكهاي مردم عادي به آساني قابل دسترسي است و شوراي نظارت در حقيقت نقش يک واسط بين مردم و رئيس صدا وسيما را بازي و صرفا اطلاعرساني کرده است. در اين صورت، تفاوت ناظر قانوني با نظرات سايتها و ديگر رسانهها و روزنامهها در چيست؟ اين گونه نظارت را همه بينندگان همه روزه دارند. چنين نظارتي همانند نظارتي است که امروزه مراجع تقليد و مجلسيان بر عملکرد يکي از معاونان رئيس جمهور محترم ابراز کردهاند، ولي اثر عملي بر جاي نگذاشت؛ تا آنجا که رهبر انقلاب شخصا وارد عمل شده و در خطبههاي نماز جمعه 29/6/87 به بگو مگوها پايان داد.
2- با اين اقدام شوراي نظارت و رسانهاي شدن نامه، بر مخاطبان سريال افزوده خواهد شد و بعيد به نظر ميرسد رئيس اين شورا در صدد تعميم ديدن آنچه در نامه خود به آن اشاره کرده است (مخالفت با منويات رهبري، رواج فحاشي، هنجارشكنيهاي غيراخلاقي و غيرشرعي و حتي غيرقانوني در اين سريال و... ) باشد و همه را به ديدن اين ناهنجاريها کنجکاو کند! قطعا اگر در اين سريال مورد غير اخلاقي و غير شرعي و... باشد در صورت متوقف نشدن پخش سريال، شوراي نظارت باعث گسترش بيشتر آنها در جامعه شده است که خود اين شورا نيز بايد در ازاي کارش پاسخگو باشد. مگر اينکه شوراي نظارت را هم عضوي از مديريت کلان سيما بدانيم و فرض کنيم براي تحريک احساسات و کنجکاوي مردم و بالا رفتن آمار مخاطبان و تبرئه سازمان از عدم استقبال مردم، دست به چنين كاري زده باشد؛ هرچند با تعهدي که از اعضاي اين شورا سراغ داريم، چنين فرضي باطل است اما قطعا نتيجه نامهنگاريهاي اخير و خواندن نامه نخست، در پر بينندهترين بخش خبري سيما يعني برنامه 30و20 و بديهي بودن عدم توقف پخش، حس کنجکاوي مردم را برانگيخت و حتي کساني که تا آن شب اين سريال را نميديدند، از آن شب تا به امروز از بينندگان پر و پا قرص اين سريال شده اند و به دنبال نتيجه اين کش و قوس بوده و چه بسا منتظرند در يک شب ناگهان پخش سريال متوقف شود؛ نتيجهاي که يک ناظر بيطرف و متعهد پيش از اقدام هم بايد به آن بينديشد و هم قطعا از آن ميپرهيزد.
3ـ وقتي شوراي نظارت بر سيما چنين نظري را در جامعه اعلام ميکند و بعد ميگويد حکم به توقيف داده است جداي از اينکه اين دستور محمل قانوني داشته باشد يا نه، اما به صرف انعکاس آن در جامعه و سپس مقاومت سيما اثرات تخريبي اين کار بر دستگاههاي اجرايي کشور و حتي عموم مردم، بيشتر از نشان داد سنگ توالت و يا استعمال مواد و دروغگوييهاي مکرر پدر به يک دختر خردسال در اين سريال است، زيرا آنچه در ذهن جوان و نوجوان ايراني ترسيم ميشود، سستي قوانين و بي ارزشي نظارتهاي قانوني بر دستگاههاست و اينجاست که يک ناظر مدافع حقوق مردم بايد براي اعمال نظراتش کم هزينه و متعهدانهترين راه را برگزيند و اگر خلأ قانوني وجود دارد، بايد نخست آن خلا را پر کرده، سپس دستور توقيف صادر شود.
* نتيجه، پيشنهاد و راه برون رفت از مشکل
1ـ پيش از ورود به بخش پاياني نوشتار، سخنان حکيمانه رهبر انقلاب را در جمع کارکنان رسانه ملي، درباره کار طنز يادآور ميشوم که فرمودند: مراقب باشيد شادى در مردم با لودگى و ابتذال و بىبندوبارى همراه نشود... همهجور مىشود به مردم شادى داد... گاه يك لطيف و يا يك تعبيرِ بجا مخاطب را شاد و خوشحال مىكند؛ گاهى هم ممكن است يك آدم لوده با ده جور ادا درآوردن، نتواند شادى ايجاد كند. شادى كردن و شادى دادن به مردم، به معناى لودگى نيست.
2- عيد فطر نزديک است و احتمالا بهترين کارهاي طنز! شبکههاي گوناگون، بنا به روال گذشته، مصاحبههاي شاد و زنده با بازيگران پر رنگ و لعاب سريالها و فيلمهاي تلويزيوني خواهد بود. همانگونه که در بسياري از روزهاي عزا شبکهها گوناگون بهترين وقتهاي خود را به مصاحبه با روحانيون اختصاص ميدهند، اما دريغ از يک طنز پرمايه و شاد و دريغ از دعوت يک روحاني خوش سخن و طناز براي چنين روزهاي شادي بخش! (جالب آن است که در جامعه و تا آنجا که به تلويزيون مربوط نميشود، روحانيون به بذلهگويي و حتي طنازي و شيرين گويي شهرهاند، اما آنجا که پاي تلويزيون در ميان است، معادله چنين است: مذهب و روحاني = عزا و ماتم! خانم يا احتمالا آقاي بازيگر و هنرمند = شادي و نشاط! (من از مفصل اين قصه مجملي گفتم. تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل).
3- به هر حال هر منصفي که دستي بر کار تلويزيوني دارد، اذعان ميکند که سريال «بزنگاه»، يکي از بيمحتواترين و کم ارزشترين طنزوارههاي دست کم نسبت به سريالهاي ماههاي رمضان گذشته است هر چند عدهاي بخواهند به دفاع از رسانه ملي آن را توجيه کنند، اما از سوي ديگر، هرچند حجم مخاطبان نسبت به سالهاي گذشته کم شده، ولي بسياري از مردم آن را ميبينند و حجم وسيعي از بينندگان را به خود جذب کرده و قطعا آماري که از مراکز افکارسنجي و آماري رسانه ملي پس از ماه مبارک رمضان بيرون خواهد آمد، يکي از پربينندهترين سريالها را نشان خواهد داد. در صورت وقوع چنين نتيجهاي، آنگاه بايد پرسيد: رسانه ملي در کار طنز و شاد نگه داشتن مردم با افکار عمومي چه کرده که مردم ناچارند چنين برنامه بيمايه و کم ارزشي را آن هم در ماه مبارک رمضان ببيند و چنين مخاطبان را به خود جذب ميکند؟
4- با ورود شوراي نظارت صدا وسيما به اين مقوله و تقاضاي صريح توقف پخش آن و در آن سوي تأکيد مدير شبکه 3 سيما بر عدم توقف پخش سريال و ادامه پخش آن تا عيد فطر و اعلام تلويحي وي مبني بر غير قانوني بودن تقاضاي رئيس شوراي نظارت، پرده از يک خلأ قانوني نظارتي پاسخگو بر اين رسانه برداشته شد و اگر در عالم فرض و احتمال، روزي اقدامات صداوسيما منافع کشور و حقوق جامعه را تهديد کند، دست کم شوراي نظارت كنوني که بالاترين مرجع تصميمسازي و ارايه گزارش تخلف به سران قوا و رهبر انقلاب است، هيچ خاصيتي ندارد و از آنجا که رئيس صدا وسيما منصوب رهبر انقلاب است و در مقام عمل به ديگري پاسخگو نيست، گويا براي جلوگيري از پخش يک برنامه بي محتوا نيز منتظر ورود رهبر به اين مقولات است و حال آن که به دهها دليل منطقي، شأن معظم له از ورود به اين جزييات بالاتر است و اين رسانه بايد پاسخگوي يک مرجع تخصصي و قانوني در اين گونه موارد باشد.
5- از آنجا که به باور نگارنده، نشان دادن بيپرده اعتياد آن هم در برابر يک دختر خردسال که ميليونها دختر خردسال ديگر را پاي تلويزيون ميخکوب ميکند، با آموزههاي ديني سازگاري ندارد و اثري جز رفع قبح اعتياد در بين خردسالان ندارد، پيشنهاد ميشود رسانه ملي پس از ماه مبارک رمضان به جاي ميزگردهاي تحليلي اين سريال و مصاحبه با مردم، براي نخستين بار با مقايسه ميداني، رشد ميل و آمار اعتياد در جامعه را نسبت به سال گذشته به ويژه خردسالان و نوجوانان، بررسي کند و نتايج را صادقانه با مردم در ميان بگذارد؛ البته ما هم مثل همه دلسوزان، اميدواريم شاخصهاي منفي رشد صعودي نداشته باشد.
در پايان يادآوري اين نکته لازم است که هرچند اين نوشته هم اقدام شوراي نظارت در ميانه راه نمايش برنامه و هم مقاومت صدا وسيما در گردن ننهادن به تقاضاي اين شورا را کاري غيرمنطقي جلوه ميدهد و دوري منفي و باطل را ترسيم ميکند، اما تنها راهكار برونرفت از اين معضل را نظارت پيش از توليد و يا دست کم پيش از پخش ابتدايي چنين برنامههايي از رسانه ملي ميداند.
ضمن تشکر از نویسنده محترم از مقاله مربوطه، فقط من یه سوالی داشتم؟؟ در قسمت انتهای مطالب نویسنده فرمودند که بعد از پخش این برنامه بایک بررسی میدانی می توان میزان رشد و آمار اعتیاد در جامعه را نسبت با سال گذشته مقایسه کرد که بالطبع افزایش خواهد یافت...واقعا با پخش یک برنامه میشه گفت که این آمار بالا خواهد رفت؟؟؟اگر این طور باشه که واویلا که با توجه به برنامه های ماهواره ای که اکثر خانواده ها در حال حاضر دارن ،چه خواهد شد. این سریال ، هر چند بد آموزی های کوچکی دارد اما بخشی از واقعیت های جامعه است که غیر قابل کتمان هستند، و نمی توان با پخش یک برنامه ، میزان آمار اعتیاد را بررسی کرد...دلایل روانشناختی، اقتصادی،تربیتی، اجتماعی، فرهنگی و ...را باید بررسی کرد تا دلایل گرایش با اعتیاد را در جوانان مورد مطالعه قرار داد....
1: این سریال بیان مصائب جامعه بود در لایه های پنهان طنز!
2: باید به سلیقه عموم احترام بگذاریم. آمار از توجه خاص و رضایت مردم نسبت به این سریال حکایت میکند!
3: این سریال برای کودک خردسال ساخته نشده که به تماشای آن بپردازد!
4: ما 7 کانال داریم. باید به تنوع سلیقه ها احترام گذاشت!
این که برای خنده، فضا را آکنده از توآلت کنیم یعنی کم آوردن در نحوه خنداندن مردم. و یا رفتار کم مایه شاگرد نانوایی با دختران صابر یعنی عادی کردن بی شخصیتی.




