ناشناس
|
United States
|
۱۵:۳۵ - ۱۳۸۷/۰۷/۰۴
آیینه چون نقش تو بنمود راست/خود شکن،آیینه شکستن خطاست
می گویند دروغ هر چه بزرگتر باشد، مخاطب آن را بیشتر باور می کند. هم چنین می گویند در اثر تکرار دروغ، شخص دروغگو نیز دروغهای خود را باور می کند. حال حکایت جامعه ی ما شده است.
از یک طرف مسولین ما آن قدر در خصوص هر موضوع سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و... آمارهای دروغ به مردم ارایه کرده اند که گویا هم برخی از مسولین و هم برخی از مردم باورشان نمی شود بحران اعتیاد در ایران از مرز بحران گذشته و به مرز انفجار رسیده است. گویا برخی نمی خواهند باور کنند که اعتیاد بنیان اخلاق و خانواده را متزلزل کرده است. گویا کسی نمی خواهد باور کند چه بسیار دختران معصومی که با هزار امید ازدواج می کنند اما پس از مدت کوتاهی با یک معتاد مواجه میشوند و یا باید راه دادگاه خانواده را در پیش گیرند و یا باید بسوزند و دم بر نیاورند. گویا کسی نمی خواهد باور کند اعتیاد منشا بسیاری از پلشتی های موجود در جامعه است. گویا کسی نمی خواهد باور کند که فرزندان معتادان چه زجری می کشند. گویا کسی نمی خواهد باور کند که قوانین ما در سپردن حضانت فرزند به یک معتاد چه ظلمی در حق تربیت و تعلیم آن فرزند می کند. گویا کسی در میادین شهر تردد نمی کند که خرده فروشان را ببیند که با چه آسایشی این زهرمار را به جوانان مردم می فروشند. گویا کسی شیشه پاک کنها و خمارهای سر چهار راهها را نمی بیند که هر بار چراغ قرمز میشود به چه سان شیشه ی اتومبیل های پشت چراغ را میسایند که شاید هزینه تهیه مواد مخدرشان فراهم شود. گویا کسی در شهر نمی بیند که افراد معتاد چگونه سربار خانواده هایشان شده اند. گویا صدای تلویزیون منزل خیلی ها قطع است که در هنگام مسابقه ی فوتبال با هر سوت اشتباه داور چه فحش های رکیک و موزونی در هر شهر نصیب داور میشود، آن وقت دو کلمه را تاب نمی آورند. انگار در جامعه ی ما هیچ کس چنین توهین هایی را روا نمی دارد و انگار نمی خواهند بپذیرند در تمام ورزشگاههای ما بیشتر تماشاچیان چه ناسزاها و القابی به بازیکنان، مربیان و داوران می دهند. نکند تصور میشود اینها ایرانی نیستند؟ یا تصور میشود اینها جمع محدودی هستند که اسمشان را تماشاگر نما گذاشته ایم؟ نه. در تمام شهرها و در اکثر ورزشگاهها و از اکثریت قریب به اتفاق تماشاگران شنیده میشود.
حال که یک سریال این نابهنجاری ها را خیلی پاستوریزه تر از واقعیت موجود به تصویر کشیده و حتی از ارایه ی چهره ی عریان اعتیاد و برخی ناهنجاری خودداری کرده است و سعی شده این ناهنجاری ها را فقط یادآوری کند بر آشفته میشویم. چرا؟ چون ما دروغ هایشان را باور کرده ایم و آنها نیز دروغ های خود را باور کرده اند. چشم بر حقایق بسته ایم.
آیینه چون نقش تو بنمود راست/ خود شکن،آیینه شکستن خطاست.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۵۸ - ۱۳۸۷/۰۷/۰۴
ما که هنوز ندیدیم برنامه ی طنزی رو که بهش هجوم نیارن ...

همیشه همینطوره که این برنامه هارو مورد هجوم و انتقاد قرار میدن ...
این موارد کاملا طبیعیه...
طنز یک طرف ، انتقاد از اون هم طرفه دیگه ........
ناشناس
|
Belgium
|
۱۶:۱۱ - ۱۳۸۷/۰۷/۰۴
عزیز دل برادر یعنی نظر دهنده دوم درست است که این برنامه برای خردسالان ساخته نشده است ولی وقتی یک دخترک ومعصوم با ان چهره کودکانه و بازیگوشیهای مخصوص کودکی در یک سریال بزرگسالان ظاهر می شود خود به خود خردسالان جذب برنامه می شوند البته اگر این نشان دادن خردسال طوری بود که مثلا نشان می داد ان دختربچه از راه اعتیاد بابا چه مشکلات و مصائبی را در زندگی می بیند و مثلا نفله میشود انوقت یک توجیه دیگری داشت ولی به نظر می رسد به بازی گرفتن این دختر فقط به خاطر شیرین شدن فضای سریال است کافی است ببینید امسال چه مقدار مخاطبین خردسال را به خود جلب کرده و اگر بچه خردسال در فامیل و دوست و همسایه دارید کافی است ببید که چگونه ادا و اطوار اقا نادر را به زودی یاد گرفته اند و تقلید می کنند .
خواندن قصه مولی در این باره بی فایده نیست :

یک زنی آمد به پیش مرتضی
گفت شد برناودان طفل مرا

هرچه میخوانم نمی اید بدست
ورهلم ترسم که او افتد به پست

نیست عاقل تاکه دریابد چوما
گربگویم کزخطرسوی منا

هم اشارت را نمی داند به دست
وربداند نشنود این هم بد است

بس نمودم شیرپستان را بدو
اوهمی گرداند ازمن چشم رو

ازبرای حق شماید ای نهان
دستگیراین جهان ان جهان

زود درمان کن که می لرزد دلم
که به درد ازمیوه دل بسکلم

گفت طفلی را بیاور هم به بام
تابیبند جنس خودرا آن غلام

سوی جنس آید سبک زان ناودان
جنس برجنس است عاشق جاویدان

زن چنان کرد چودید آن طفل او
جنس خود، خوش خوش بدو آورد رو

سوی بام امد زبطن ناودان
جازبی هرجنس را هم جنس دان

غژ غژان امد بسوی طفل، طفل
وارهیدن ازفتادن سوی سفل

به این مصرعش خوب توجه کنید:

" جازبی هرجنس را هم جنس دان "
" جازبی هرجنس را هم جنس دان "
" جازبی هرجنس را هم جنس دان "
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۱۷ - ۱۳۸۷/۰۷/۰۵
به جای اموزش روش های پیشگیری از اعتیاد- در این سریال روشهای توزیع و استفاده از اطفال و پخش مواد مخدر اموزش داده شده است. این سریال اعتیاد را وارد زندگی روزمره و عادی شده نشان میدهد.
ناشناس
|
United States
|
۱۱:۰۸ - ۱۳۸۷/۰۷/۰۵
از این که موضوع را با زبانی شفاف و صمیمی عنوان کرده اید سپاسگزارم.
جای تردیدی نیست که هیچ اثر هنری سینمایی و تلویزیونی در ایران بدون نقص نیست و دلایل آن بسیار است که مرتبط با بحث فوق نمی باشد. اما مهم این است که ژانر طنز نسبت به موضوعات دیگر بیشتر در مظان اتهام قرار می گیرد چرا که طنز، شمشیر دو لبه است و می تواند موافقان و مخالفان را تنها با اتکا به اثر رو در روی یکدیگر قرار دهد. به عنوان مثال همین شاهدی که جهت تکمیل این مقاله مورد اشاره شما قرار گرفته یعنی سریال حضرت یوسف نمونه خوبی برای تائید این موضوع می باشد، چرا که به راحتی می توان گفت صرف نظر از کیفیت آن، تنها ایراد وارده "نداشتن فیلمنامه مورد تائید مسلمانان به دلیل ورود اسرائیلیات به آن" تلقی می شود و این موضوع یا رد یا تائید می شود و پس از آن دیگر نمی توان بحث را ادامه داد چرا که با تائید یا رد آن، لزومی به کش دادن موضوع نیست و مبادرت به آن وارد شدن به حیطه ای عبث بوده و چون آب در هاون کوبیدن است. از اینرو هرکس که به ادامه بحث دامن بزند دلیلی جز مطرح نمودن خویش و سوء استفاده از موضوعی که آب گل آلود نیست اما او ابتدا با فریب خویش این آب را گل آلود می پندارد نمی باشد!
اما آیا در مورد طنز نیزمی توان با چنین اطمینانی صحبت کرد؟ جواب روشن است: به هیچ وجه.

ولی موضوعی که مایلم در مورد آن بنویسم، سریال "بزنگاه" نیست، که در این مورد بسیار می توان نوشت. مثلا می توان خود را یک مخالف جدی فرض کرد و با دستاویز قرار دادن تبعات منفی و نتایج تلخی که در جامعه به بار می آورد یک مقاله طولانی نوشت و همین طور می توان از سویی دیگر با توجه به اهمیت مقوله طنز و دوپهلو بودن پرداختن به این موضوع و در نظر گرفتن اصل "آموزش اخلاق با هجو ناهنجاری ها" به مثابه "ادب از که آموختی، از بی ادبان" و با درایت درک اهمیت و جایگاه طنز و تاثیر مثبت و موثر آن بر مخاطب، خود را یک موافق و مدافع جدی اثر فرض نموده و مقاله طولانی تری نوشت! اصلا می توان محتوا و کیفیت را کنار گذاشت و اثر را از منظری دیگر همچون بازی زیبا و متناسب خانم گلچین پس از سال ها به فال نیک گرفت و در این زمینه سخن گفت، اما این ها موضوع نوشته پیش رو نیست.

مقاله شما بسیار شیواست، اما در یک مورد که به آن خواهم پرداخت اخلاقی و منصفانه نیست. به طور کلی با تحلیل شما پیرامون ضعف های ساختاری درون سازمانی صدا و سیما و مشابه آن وضعیت سینمای ایران که با تلویزیون دردهای مشترک بسیار دارد و تجلی بارز آن عدم پخش فیلم های ساخته شده سینمایی و سریال های تلویزیونی است موافقم. همچنین تحلیل شما در مورد قطع سریال یا ادامه پخش آن را نیز درست می دانم که البته بر آن می توان موارد دیگری نیز افزود و مواردی را هم ویرایش نمود. اما نویسنده محترم! آیا این منصفانه است که جهت اثبات تحلیل های خود در بند سوم نتیجه گیری تان، با دست آویز قرار دادن شعور مخاطب و توهین به آن بنویسید: "مردم ناچارند چنين برنامه بي‌مايه و کم ارزشي را آن هم در ماه مبارک رمضان ببيند"!! البته بعید به نظر می رسد با توجه به نفوذ موثر کانال های ماهواره ای در زندگی هموطنان گرامی دیگر کسی مجبور به تماشای سریالی به قول شما "يکي از بي‌محتواترين و کم ارزشترين طنزواره‌هاي دست کم نسبت به سريال‌هاي ماه‌هاي رمضان گذشته " چون "بزنگاه" باشد! آیا این بی انصافی و شعور به توهین مخاطب نیست؟ اصلا چه کسی یا چه چیزی با چه قدرتی از ایرانیان قدرت تصمیم گیری و اختیار را گرفته است؟ آیا اگر به فرض پیشداوری شما که مطمئنا با شناخت شما از خود، اطرافیان و جامعه می باشد این سریال پس از ماه مبارک رمضان، به عنوان یکی از پربیننده ترین سریال های مناسبتی شناخته شود: "قطعا آماري که از مراکز افکارسنجي و آماري رسانه ملي پس از ماه مبارک رمضان بيرون خواهد آمد، يکي از پربيننده‌ترين سريال‌ها را نشان خواهد داد" چون " ... که گروه بزرگي از مردم به آن روي آورده‌اند،. .." با توجه به قاطعیت و یقین شما در پرمخاطب بودن این سریال شما کدام گزینه پرسش زیررا پاسخ مناسب می دانید؟ (البته سعی شده است منصفانه گزینه های زیادی جهت احترام به مخاطب طرح گردد هرچند این در هیچ آزمونی عرف نیست!)
سوال: چرا مردم سریال "بزنگاه" را به دیگر سریال های ماه رمضان امسال(1387) ترجیح داده اند؟
الف: این آمار که ازسوی "مراکز افکارسنجي و آماري رسانه ملي" انتشار می یابد واقعی نیست و صدا و سیما تنها قصد مطرح کردن خود را دارد و الا چطور می توان باور کرد که با وجود این همه گزینه جایگزین، مردم این همه (مثلا 90 درصد) تلویزیون های داخلی را نگاه کنند؟ پس آمار واقعی نیست!
ب :جوسازی و "قطعا ... خواندن نامه نخست، در پر بيننده‌ترين بخش خبري سيما يعني برنامه 30و20 و بديهي بودن عدم توقف پخش، حس کنجکاوي مردم را برانگيخت و حتي کساني که تا آن شب اين سريال را نمي‌ديدند، از آن شب" به بعد به بینندگان این سریال اضافه شدند و آمارهمین جوری الکی بالا رفت و غیر واقعی شد!
ج: فرهنگ سازی نادرست "رسانه ملي در کار طنز و شاد نگه داشتن مردم" که معلوم نیست با پخش این همه برنامه بی محتوا و فاقد هر نوع ارزش هنری "با افکار عمومي چه کرده" که سطح آگاهی و درک مردم این قدر تنزل یافته که حالا هر چیز پخش شود از ابتدا یک شاهکار بی نظیر به حساب می آید. پس این مردم صلاحیت اظهار نظر ندارند و رایشان قابل اتکا نیست!
د: جادویی که تلویزیون دارد یا زوری که صدا و سیما دارد باعث می شود که " مردم ناچار...چنين برنامه بي‌مايه و کم ارزشي را آن هم در ماه مبارک رمضان ببيند" از اینرو نظری که در اضطرار حاصل شده موجه نیست!
ه: بازی عالی و شیرینی درسا کوچولو در سریال، البته اگر واقعا خردسال باشد و صغر سنی نباشد!
و: عدم پخش سریالی تازه از "مهران مدیری" ونداشتن رقیب واقعی برای این سریال زمینه انتخاب بزنگاه را فراهم آورده و لذا تا زمانی که آقای مدیری کار جدیدی ارائه نکرده این انتخاب، فاقد اعتبار است!
ز:...
ح:...
ط:همه گزینه ها به جز الف!
همان طور که شما راجع به همه مطالبتان به صورت قطعی صحبت کرده اید، مایلم بگویم: قطعا پاسخ شما گزینه "ط" خواهد بود، گزینه ای که در هیچ آزمونی وجود ندارد!!

راستی یادم رفت بگویم شما این دو موضوع هم اشاره کرده اید: (خودتان قضاوت بفرمایید.)
"3ـ در صورت توقف پخش سريال، آيا اين امر توهين به افکار عمومي جامعه نيست؟ حال و هواي کساني که به هر روي به ديدن اين سريال عادت کرده و تا نيمه راه همراه اين سريال بوده‌اند، چگونه خواهد بود؟ آيا تلويزيون سريالي آماده و جذابتر براي جايگزيني دارد؟"
"2- عيد فطر نزديک است و احتمالا بهترين کارهاي طنز! شبکه‌هاي گوناگون، بنا به روال گذشته، مصاحبه‌هاي شاد و زنده با بازيگران پر رنگ و لعاب سريال‌ها و فيلم‌هاي تلويزيوني خواهد بود."
خلاصه این دو عبارت به زبان ساده تر می شود: توقف سریال مسخره و مزخرف بزنگاه توهین به افکار عمومی جامعه است. (مسلما هر نویسنده دیگری هم که بخواهد نظرش را تحمیل کند، مانند شما این جمله را تفکیک نموده و قسمتی را نیز به صورت غیر مستقیم درآورده و در دو عبارت مختلف آن هم در دو قسمت مختلف از مقاله اش قرار می دهد. چرا که بیان بی پرده آن چون عبارتی که من آوردم سخن سخیفی بوده که هیچ آدم عاقلی آن را نمی پذیرد و حتی حاضر نمی شود که مقاله را تا آخر بخواند. راستی اگر نویسنده ای متعهد باشد و واقعا بخواهد مدافع افکار عمومی بوده و از توهین بی موردی که در حق آن روا شده اعراض یا اعتراض نماید، خودش در انتهای مقاله یادش می رود که در ابتدا چه گفته است؟)

دوست گرامی شما نویسنده خوبی هستید اما ای کاش بی طرفانه و منصفانه مطالب خود را بیان می فرمودید چرا که مقاله نویسی، لفاظی یا بازی با کلمات نیست. نویسندگی شغل نیست، تعهد است. من از نوشته شما صرف نظر از نتیجه گیری شما خوشم آمد و وقت زیادی گذاشتم تا این مطالب را در پاسخ به شما عنوان نمایم صرفا از آنجا که امیدوارم برای شما سودمند واقع گردد و به موفقیت شما که ای کاش روز افزون باشد کمک ناچیزی نماید.

دوست شما – م.ر.م
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳:۵۴ - ۱۳۸۷/۰۷/۰۵
به نظرم این سریال یه توهین بزرگ به سطح فکر مردم این مملکت بود,به نظر شما باید از هر راهی برای خنداندن مردم بهره برد؟طنز با لودگی خیلی فاصله دلره؛ببینید انقدر فیلم نامه ضعیفه که خود عوامل مجبور می شن مدام به مسائل حاشیه ای پر و بال بدن وبا ایجاد چهره های مسخره و بد شکل به زور مردم رو بخندونن
ناشناس
|
-
|
۱۴:۱۷ - ۱۳۸۷/۰۷/۰۵
من هم موافقم كه سريال يوسف پيامبر يكي از پر بيننده ترين سريال هاست ولي اين را هم بايد در نظر داشت كه اين سريال از ضعف هايي نيز در امان نيست و آن از بين بردن تصورات غالي است كه در ذهن بينندگان از زندگي پيامبران بويژه يوسف عليه السلام است.يعني ارزش تصورات پيشين بيننده را كاملا مي كاهد ولي به هر حال سريال خوبي است.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۴:۴۹ - ۱۳۸۷/۰۷/۰۵
به نظر میرسد سازندگان این مجموعه فقط خواسته اند ساعاتی از شب را بینندگان پای تلوزیون باشند و مهم نبوده چه چیزی می بینند.کمتر این سریالهای به ظاهر طنز و مسخره را پخش نمائید .
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۰:۵۰ - ۱۳۸۷/۰۷/۰۵
سلام و عرض خسته نباشید... خیلی خوب است که وظیفه خود را در روشن کردن اذهان جامعه ایفا می کنید... در مورد بزنگاه کاملا با شما موافقم و تا حدی هم در مورد یوسف پیامبر. عدم وجود نگاه کارشناسی منشأ پیدایش همه این مصائب است.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۱:۴۳ - ۱۳۸۷/۰۷/۰۵
با سلام
نقد هوشمندانه و نسبتا عادلانه ا ی است. سریال بزنگاه یکی از بی محتواترین طنزهای سیما در چند سال اخیر می باشد. بر کسی توانمندی رضاعطاران به عنوان یکی از طنز پردازان چیره دست ایران پوشیده نیست، حال آنکه محدودیت های زمانی و عدم نظارت کافی و مقتضی چنین پیامد هایی را در پی خواهد داشت. اما گویا علا قه آقای عطاران در به تصویر کشیدن RESTROOM غیر قابل حذف است، زیرا چنین صحنه هایی در ترش و شیرین!!! و صف کشیدن!!! جهت RESTROOM در سریال سه در چهار که آقای عطاران از دست اندرکاران آن بودند موید این مطلب است. در هر حال هر دردی را درمانی است تنها باید در جستجوی درمان بود.
نظرات بیشتر