به سوي قانون كار كارآمد ـ 1
قانون كار يكطرفه به رشد توليد منجر نميشود
ماهيت قانون كار کنونی این گونه است كه كارگر حق دارد و كارفرما مكلف است؛ اين امر باعث شده تا قانون يكطرفه باشد و بنابراين باید با تعامل نمايندگان، كارفرمايان و كارگران اين موضوع به نحو مقتضي، مورد بررسي و چارهجويي قرار گيرد.
سرويس اقتصادي ـ همانگونه كه در هفته گذشته وعده داديم، «تابناك» اقتصادي به دنبال ارایه نقدهاي كارشناسانه از پيش نويس تهيه شده توسط دولت براي اصلاح قانون كار است.
به گزارش «تابناك»، بررسي علمي و دقيق اين پيشنويس در رسانهها و مراكز پژوهشي كشور و توسط كارشناسان زبده، از مواردي است كه ميتواند نمايندگان ملت را در انتخاب درست و اصلاح و تصويب نهايي اين قانون ياري کند.
ناگفته نماند كه قانون كار، همواره يكي از كليديترين فاكتورهاي اقتصاد هر كشور در رونق فضاي كسب و كار و رشد بخش خصوصي به شمار میرود.
ابوذر سالاري، كارشناس ارشد اقتصاد، يكي از كارشناساني است كه اين موضوع را با او به نقد نشستهايم:
اصلاح قانون كار از تكاليف برنامه چهارم بود
با توجه به اين موضوع كه در ماده 110 برنامه چهارم توسعه، اصلاح قانون كار، سرلوحه برنامه ملي توسعه كار شايسته قلمداد شده، باید هر گونه اصلاح در شكلبندي روابط كار و انعطاف پذيري و شناورسازي بازار كار و اقتصاد در سايه تعامل مثبت و قدرت چانه زني سه جانبه كارگر، كارفرما و دولت، تعريف و عملياتي شود.
همچنين ضروري است بر حق تشكليابي كارگران و آزادي انجمنهاي صنفي، مذاكره و قرارداد دسته جمعي و قدرت چانهزني كارگران تأكيد شود تا آنها بتوانند در سايه مشاوره و گفتوگوي اجتماعي به تأمين حقوق حداقلي خود در عرصه روابط كار پرداخته و نگران جايگاه خود نباشند و با اين سازوكار از مداخلات دولت در بازار كار كاسته شود.
قانون كار کنونی، مانع رشد سرمايهگذاري است
اما نكته اساسي اينجاست كه يكي از مهمترين موانع موجود بر سر راه سرمايهگذاري، مشكلات موجود در قانون كار کنوني كشورمان است. اكنون با انجام بازنگريهاي لازم، بايد مشكلات موجود در اين قانون ـ كه عملاً باعث شده كارفرماها به سمت قراردادهاي موقت روي آورند ـ رفع شود.
در اصلاح قانون كار، بايد به اين نكته توجه وافري شود كه در نظام اشتغال سه گروه شامل كارگر، كارفرما و دولت داراي سهم هستند و بايد در روند اصلاح قانون كار به منافع هر سه گروه توجه شود؛ مثلاً درباره كارفرمايان، رسيدگي به مشكلات اخراج كارگران از طريق مراجع ذيصلاح باعث شده تا مدت قراردادها كاهش يابد و حتي كارفرما نيز در زمان اخراج كارگر، همه مزايا را بيش از دو برابر حقوق پرداخت مي كند، تا از مشكلات كارگر رهايي پيدا كند.
اين گونه رويدادها يك نتيجه مهم به دنبال دارد و آن، بالا رفتن نرخ بيكاري است، زيرا كارفرما ترجيح ميدهد تا جایی که میشود، توليد خود را مكانيزه کرده و كارگر كمتري به كار گيرد.
ماهيت قانون كار کنوني به اين صورت است كه كارگر حق دارد و كارفرما مكلف است؛ اين امر باعث شده تا قانون يكطرفه باشد و بنابراين، باید با تعامل نمايندگان كارفرمايان و كارگران اين موضوع به نحو مقتضي مورد بررسي و چارهجويي قرار گيرد.
نكات مثبت قانون كار مغفول ماند
هرچند قانون كار کنونی ما، داراي نواقصي است، برخي نكات مثبت نيز در آن هست كه هرگز در سه دهه گذشته به آنها توجه و از اين اصول مترقي بهرهبرداري نشد.
در قانون کنونی كار، بخشي از قانون كار ـ كه مربوط به پيمانهاي دسته جمعي است ـ تاكنون اجرا نشده است، در صورتي كه ميتوانست به عنوان يكي از مترقيترين و معقولترين مواد قانون كار استفاده شود و بهرهوري كارگران و رونق اقتصادي را به دنبال داشته باشد؛ بنابراين، بايستي برای اجرايي کردن آنها، تدابير لازم انديشيده شود.
يكي از موضوعات بسيار مهم ديگر كه بجاست در قانون جديد به منظور اجراييتر شدن آن تلاش شود، موضوع صندوق بيمه بيكاري است كه بر پایه قانون کنونی، دولت مكلف است با توجه به اصل 29 قانون اساسي و بهره گرفتن از درآمدهاي عمومي و درآمدهاي ديگر نسبت به ايجاد صندوق بيمه بيكاري، اقدام کرده و زندگی كارگران بيكار شده را تأمين و امكانات لازم براي اشتغال دوباره آنها را فراهم كند. اين موضوع بايد به وسيله پيشبيني چگونگي تأمين مالي آن به عنوان يكي از موضوعات مهم در قانون جديد كار مورد توجه جدي قرار گيرد.
به گزارش «تابناك»، بررسي علمي و دقيق اين پيشنويس در رسانهها و مراكز پژوهشي كشور و توسط كارشناسان زبده، از مواردي است كه ميتواند نمايندگان ملت را در انتخاب درست و اصلاح و تصويب نهايي اين قانون ياري کند.
ناگفته نماند كه قانون كار، همواره يكي از كليديترين فاكتورهاي اقتصاد هر كشور در رونق فضاي كسب و كار و رشد بخش خصوصي به شمار میرود.
ابوذر سالاري، كارشناس ارشد اقتصاد، يكي از كارشناساني است كه اين موضوع را با او به نقد نشستهايم:
اصلاح قانون كار از تكاليف برنامه چهارم بود
با توجه به اين موضوع كه در ماده 110 برنامه چهارم توسعه، اصلاح قانون كار، سرلوحه برنامه ملي توسعه كار شايسته قلمداد شده، باید هر گونه اصلاح در شكلبندي روابط كار و انعطاف پذيري و شناورسازي بازار كار و اقتصاد در سايه تعامل مثبت و قدرت چانه زني سه جانبه كارگر، كارفرما و دولت، تعريف و عملياتي شود.
همچنين ضروري است بر حق تشكليابي كارگران و آزادي انجمنهاي صنفي، مذاكره و قرارداد دسته جمعي و قدرت چانهزني كارگران تأكيد شود تا آنها بتوانند در سايه مشاوره و گفتوگوي اجتماعي به تأمين حقوق حداقلي خود در عرصه روابط كار پرداخته و نگران جايگاه خود نباشند و با اين سازوكار از مداخلات دولت در بازار كار كاسته شود.
قانون كار کنونی، مانع رشد سرمايهگذاري است
اما نكته اساسي اينجاست كه يكي از مهمترين موانع موجود بر سر راه سرمايهگذاري، مشكلات موجود در قانون كار کنوني كشورمان است. اكنون با انجام بازنگريهاي لازم، بايد مشكلات موجود در اين قانون ـ كه عملاً باعث شده كارفرماها به سمت قراردادهاي موقت روي آورند ـ رفع شود.
در اصلاح قانون كار، بايد به اين نكته توجه وافري شود كه در نظام اشتغال سه گروه شامل كارگر، كارفرما و دولت داراي سهم هستند و بايد در روند اصلاح قانون كار به منافع هر سه گروه توجه شود؛ مثلاً درباره كارفرمايان، رسيدگي به مشكلات اخراج كارگران از طريق مراجع ذيصلاح باعث شده تا مدت قراردادها كاهش يابد و حتي كارفرما نيز در زمان اخراج كارگر، همه مزايا را بيش از دو برابر حقوق پرداخت مي كند، تا از مشكلات كارگر رهايي پيدا كند.
اين گونه رويدادها يك نتيجه مهم به دنبال دارد و آن، بالا رفتن نرخ بيكاري است، زيرا كارفرما ترجيح ميدهد تا جایی که میشود، توليد خود را مكانيزه کرده و كارگر كمتري به كار گيرد.
ماهيت قانون كار کنوني به اين صورت است كه كارگر حق دارد و كارفرما مكلف است؛ اين امر باعث شده تا قانون يكطرفه باشد و بنابراين، باید با تعامل نمايندگان كارفرمايان و كارگران اين موضوع به نحو مقتضي مورد بررسي و چارهجويي قرار گيرد.
نكات مثبت قانون كار مغفول ماند
هرچند قانون كار کنونی ما، داراي نواقصي است، برخي نكات مثبت نيز در آن هست كه هرگز در سه دهه گذشته به آنها توجه و از اين اصول مترقي بهرهبرداري نشد.
در قانون کنونی كار، بخشي از قانون كار ـ كه مربوط به پيمانهاي دسته جمعي است ـ تاكنون اجرا نشده است، در صورتي كه ميتوانست به عنوان يكي از مترقيترين و معقولترين مواد قانون كار استفاده شود و بهرهوري كارگران و رونق اقتصادي را به دنبال داشته باشد؛ بنابراين، بايستي برای اجرايي کردن آنها، تدابير لازم انديشيده شود.
يكي از موضوعات بسيار مهم ديگر كه بجاست در قانون جديد به منظور اجراييتر شدن آن تلاش شود، موضوع صندوق بيمه بيكاري است كه بر پایه قانون کنونی، دولت مكلف است با توجه به اصل 29 قانون اساسي و بهره گرفتن از درآمدهاي عمومي و درآمدهاي ديگر نسبت به ايجاد صندوق بيمه بيكاري، اقدام کرده و زندگی كارگران بيكار شده را تأمين و امكانات لازم براي اشتغال دوباره آنها را فراهم كند. اين موضوع بايد به وسيله پيشبيني چگونگي تأمين مالي آن به عنوان يكي از موضوعات مهم در قانون جديد كار مورد توجه جدي قرار گيرد.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۱
انتشار یافته: ۵۴
پاسخ ها
ناشناس
| ۲۲:۳۷ - ۱۳۹۰/۰۶/۳۱
مراد
| ۱۰:۱۳ - ۱۳۹۰/۰۷/۰۱
سرم را روی بالشت می گذاشتم و فردا صبح که بلند می شدم سرمایه ام چندین درصد افزایش داشت. به همین راحتی.
منتی نیست که سرمایه ام را به کار و تولید آورده ام چون عاشق کارم و پیشرفت مملکتم هستم. ولی کارگران محترم و زحمتکش هم ناشکری نکنند.
علي
| ۱۳:۰۳ - ۱۳۹۰/۰۷/۰۳
ظاهرا در جامعه ما بیکار زیاد است ولی به عنوان کسی که تا به حال چندین بار به دنبال استخدام نیرو بوده ام باید اعتراف کنم که متاسفانه : «فرد کاری کمه و کم کاره های زیادند»
اگر بتونیم قانون را به نحوی تصحیح کنیم که حقوق کارفرما و کارگر در مقابل هم تعیین و حفظ شود شاید بتونیم آحاد بیکاران را نیز تشویق کنیم که فکری به حال بهبود کیفیت و مسؤولیت پذیری در کار خود بکنند.
بسیارند بیکارانی که پس از سپری شدن مدت زمانی قابل توجه، کاری پیدا میکنند لیکن به دلیل عدم شایستگی کافی و خلاصه بی سلیقگی، اخراج میشوند.
پاسخ ها
علي
| ۱۹:۳۳ - ۱۳۹۰/۰۶/۳۱
داریوش
| ۲۰:۴۱ - ۱۳۹۰/۰۶/۳۱
بنده یک شرکت کوچک دارم و فکر می کنم اگر قانون کار بصورت منطقی درست نشود امکان رشد شرکت های کوچک کم خواهد بود و عملا همه جامعه اعم از کارگر، کارفرما و بقیه آسیب خواهند دید.
واضح است که هر نیرویی که در یک شرکت بکار گرفته میشود تا حصول نتیجه مناسب از عملکردش هزینه زیادی( آموزش، امکانات و ...) بابتش سرمایه گذاری می شود و بطور طبیعی هیچ کارفرمایی تمایل ندارد با اخراج او این فرایند را تکرار کند.
لازم است فرهنگ تلاش و موثر بودن در ذهن افراد نهادینه شود تا مشخص شود که " این کارمندان لایقند که کافرمایان به آنها وابسته اند و نه برعکس"
این معادله همواه خود کنترل است و نیاز به مداخله چندانی ندارد.
کارکران عملکرد میفروشند و کارفرمایان آنرا میخرند. تا بحال جنس با ارزش روی دست کسی باد نکرده است!
پاسخ ها
ناشناس
| ۲۰:۴۵ - ۱۳۹۰/۰۶/۳۱
در صورتیکه تعادل برقرار باشد هر دو طرف راضی خواهند بود.
یعنی تولید بالا ،بهره وری زیاد و سود بیشتر کارفرما را قادر میکند تا حقوق بالاتری پرداخت کند.
ولی شرط لازم آن وجدان کاری و تخصص است که هر کارگری ندارد!!!
البته سایر معادلات اقتصادی مثل رونق اقتصادی و فروش بالا هم لازمه یک اقتصاد موفق برای رسیدن به رفاه بیشتر کارگران است که فعلا در ایران وجود ندارد.
به امید روزی که با تدوین قوانین پیشرفته کار از تولید حمایت شود و منافع جامعه و سرمایه گذاران با عدالت حفظ تا انگیزه برای کار افزایش یلبد.فردا دیر است و زود باید دست بکار شد.
پس از گرفتن طرح طبقه بندی مشاغل و سپس تائید اداره کار بعد از چند هفته ، من به امید اینکه اداره کار در قبال این کار از ما حمایت کند و یا خدماتی بدهد ، به آنها گفتم فلان اداره که ما پیمانکارش هستیم ، پولمان را نمی دهد و لطفاً پیگیری کنید. به صراحت به من گفتند که " پیگیری مطالبات شما جزو وظایف ما نیست. "
اگر به حیوان هم غذا ندهند و از او کار بکشند ، حتماً تلف خواهد شد چه رسد به کارفرما.
خواهش من از نمایندگان مجلس و دولت این است که خود دولت هم مسئولیتی بر عهده بگیرد تا کار قابل قبولی از آب در بیاید وگرنه امر کردن به کارفرمای بدهکار که خوب حقوق بده ، به موقع حقوق بده ، عیدی بده ، سنوات پرداخت کن و ... که هنر و توانایی نیست.
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟



